روابط عمومی دانشگاه شیراز
یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸
عرض تسليت سالروز شهادت امام جعفر صادق عليه السلام

برگي از دفتر زندگي امام صادق عليه السلام


جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام، ششمين امام شيعيان، و پنجمين امام از نسل امير المؤمنين (ع) كنيه او ابو عبد الله و لقب مشهورش «صادق» است. لقبهاي ديگري نيز دارد، از آن جمله صابر، طاهر، و فاضل. اما چون فقيهان و محدثان معاصر او كه شيعه وي هم نبوده اند، حضرتش را به درستي حديث و راستگويي در نقل روايت بدين لقب ستوده اند، لقب صادق شهرت يافته است.
ولادت او ماه ربيع الاول سال هشتاد و سوم از هجرت رسول خدا (ص)، و در هفدهم آن ماه بوده است. ولي بعض مورخان و تذكره نويسان ولادت حضرتش را در سال هشتادم از هجرت نوشته اند و در ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجري به ديدار پروردگار شتافت. مدت زندگاني او شصت و پنج سال بوده است.
نام مادر او فاطمه يا قريبه دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر است و ام فروه كنيت داشته است.
بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرش امام باقر(ع) بود. جز آنكه كمي باريكتر و بلندتر بود. مردي بود ميانه بالا، افروخته روي،پيچيده موي و پيوسته صورتش چون آفتاب مي درخشيد. در جواني موهاي سرش سياه بود. بيني اش كشيده و وسط آن اندكي بر آمده بودو برگونه راستش خال سياهي داشت. محاسن آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد تنك بود. دندانهايش درشت و سفيد بود و ميان دودندان پيشين آن گرامي فاصله داشت. بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ رخسارش زرد و سبز مي شد. در پيري سفيدي موي سرش بر وقار و هيبتش افزوده بود.

اوضاع زمانه و سيره سياسي امام صادق عليه السلام


از آغاز ولادت تا هنگام رحلت اين امام بزرگوار، ده تن از امويان به نامهاي: عبد الملك پسر مروان، وليد پسر عبد الملك (وليد اول) ، سليمان پسر عبد الملك، عمر پسر عبد العزيز، يزيد پسر عبد الملك (يزيد دوم) ، هشام پسر عبد الملك، وليد پسر يزيد (وليد دوم) ، يزيد پسر وليد (يزيد سوم) ، ابراهيم پسر وليد و مروان پسر محمد، و دو تن از عباسيان ابو العباس، عبد الله پسر محمد معروف به سفاح و ابو جعفر پسر محمد معروف به منصور بر حوزه اسلامي حكومت داشته اند. آغاز امامت امام صادق (ع) با حكومت هشام پسر عبد الملك و پايان آن، با دوازدهمين سال از حكومت ابو جعفر منصور (المنصور بالله) مشهور به دوانيقي مصادف بوده است.
نهضت علمي امام صادق عليه السلام
اختلافات سياسي و كشمكش هاي بني اميه و بني العباس نسيم رحمتي بود كه يكباره وزيدن گرفت و باقرالعلوم و پس از او امام صادق - عليهما السلام - با استفاده از موقعيت به دست آمده به ترسيم چهره روشن آيين پرداختند و با بيان اخبار و احاديث فراوان انحرافات را پيراستند و مردم را از گمراهي نجات بخشودند. به گونه اي كه مسلمانان و به ويژه شيعه اماميه در فكر و عقيده بر اين دو امام و خصوصا امام صادق اعتماد كرده، بخش عمده اي از دانش اهلبيت به وسيله آنان گسترش يافت. امام صادق با گسترش حوزه علمي خويش دين را زنده كرد و جاني تازه در كالبد بي رمق دين دميد.

شيخ مفيد - عليه الرحمة - مي نويسد:


«آن قدر مردمان از دانش حضرت نقل كرده اند كه به تمام شهرها منتشر گشته و كران تا كران جهان را فرا گرفته است و از احدي از علماي اهل بيت اين مقدار احاديث نقل نشده، به اندازه اي كه از آن جناب نقل شده است. اصحاب حديث، راويان آن جناب را با اختلاف آراء و مذاهبشان گردآورده و عددشان به چهار هزار تن رسيده و آنقدر نشانه هاي آشكار بر امامت آن حضرت ظاهر شده كه دلها را روشن كرده و زبان مخالفين را از ايراد شبه لال گردانده است.
امام صادق عليه السلام و مرزباني از دين
عصر امام صادق(ع) به عصر تضارب آرا و عقايد مشهور است؛ چرا كه در آن زمان فرقه ها و دسته هاي متعدد به وجود آمد و آشوب هاي فكري، انديشه هاي انحرافي و عقايد گوناگون ظاهر گرديد. به همين جهت بسياري از طبقات مسلمين در معرفت ذات و صفات خداوند و ديگر اصول اعتقادي و احكام عملي دين و تأويل آيات قرآن كريم و مسايلي از قبيل قضا و قدر، جبر و تفويض، مبدأ و معاد و ثواب و عقاب دچار شبهه و اختلاف شدند. به دنبال اين شبهات مكتب هايي؛ همچون خوارج، معتزله، متصوفه، زنادقه، جبريه، شبهه، قصاص، تناسخيه و ... پديدار گشت و مذاهب و فرقه هاي گوناگون به وجود آمد.
وجود انحرافات عقيدتي از يك سو و فراهم شدن فضاي مناسب براي بيان معارف ديني از سوي ديگر سبب شد تا امام صادق(ع) حركتي عظيم را براي اعتلاي معنوي و ديني مسلمانان آغاز كند. مي توان موارد زير را از جمله مهم ترين فعاليت هاي آن حضرت در مبارزه با انحرافات برشمرد:
1.بيان و شرح اصول اعتقادي صحيح؛ 2.پاسخ به شبهات و سؤالاتي كه از ناحيه مسلمانان و شيعيان مطرح مي شد،3.جلسات درس، يا دانشگاه بزرگ جعفري 4.تعليم و تربيت شاگردان متخصص 5.مناظرات علمي امام جعفر صادق(ع)

امام صادق عليه السلام، رئيس مذهب شيعه


در زمان امام صادق (ع) فضاي باز علمي به وجود آمد به گونه اي كه مذاهب مختلفي در جامعه ايجادشده و راه ها و مسلك هاي گوناگوني طي شد، در چنين شرايطي حضرت صادق (ع) يكي از اركان بودند و وقتي به امام صادق(ع) و شيعيان اماميه مي رسيدند، در رأس آن ها، رهبر آن ها و خط دهنده اماميه و شيعه حضرت صادق(ع) بود و در همه زمينه ها حضرت براي گفتن حرف هاي فراواني داشتند و براي اشكال جواب داشت و بهترين موضع گيري ها در ميان امت اسلامي در جهات مختلف را حضرت جعفر بن محمد الصادق عرضه مي كردند به اين ترتيب ايشان به عنوان يك شاخص در ميان امت درآمدند و علامت و مشخصه مميزه اماميه، در وجود نازنين حضرت صادق (ع) تبلور پيدا كرد و در اين برهه تاريخي تا امروزه، ما را جعفري مي نامند كه حضرت جعفر الصادق(ع) ازنظر ما به عنوان نماينده پيامبر(ص) و ائمه(ع) قبل و بعد از خودشان معرفي شدند و اين مذهب را مذهب جعفري ناميدند. اين جهت تاريخي نام گذاري مذهب بود.

امام صادق عليه السلام، آبشار فضل و دانش


روزي جعفر صادق(ع) در محضر پدرش محمدباقر(ع) به اين قسمت از فيزيك ارسطو رسيد كه در جهان بيش از چهار عنصر وجود ندارد كه عبارت است از: خاك، آب، باد و آتش.
جعفر صادق(ع) ايراد گرفت و گفت: «حيرت مي كنم كه مردي چون ارسطو چگونه متوجه نگرديده كه خاك يك عنصر نيست، بلكه در خاك عناصر متعدد وجود دارد و هر يك از فلزات كه در خاك است يك عنصر جداگانه به شمار مي آيد.»
از زمان ارسطو تا دوره ي جعفر صادق(ع) تقريباً هزار سال گذشته بود و در انديشه ي هيچ كس خطور نمي كرد كه با آن عقيده مخالفت نمايد. بعد از هزار سال يك پسر كه هنوز دوازده سال از عمرش نمي گذشت، گفت كه خاك يك عنصر نيست، بلكه متشكل از عناصر متعدد است. همين پسر بعد از اين كه خود شروع به تدريس كرد، عنصر ديگر را هم از لحاظ بسيط بودن تخطئه نمود و گفت: «باد يك عنصر نيست، بلكه متشكل از چند عنصر است.»
اگر در مورد خاك مي پذيرفتند كه يك عنصر نيست و چند عنصر است، در مورد باد كسي از لحاظ اين كه يك عنصر است، ترديد نداشت. (مغز متفكر جهان شيعه- مركز مطالعات اسلامي استراسبورگ)

سيره هاي اخلاقي و تربيتي امام صادق عليه السلام


امام صادق(ع) از اعاظم عباد و اكابر زهاد بود. از سه حال خارج نبود: يا روزه داشت، يا نماز مي خواند و يا ذكر مي گفت.
چون نيمه شب براي خواندن نماز شب بر مي خاست با صداي بلند ذكر مي گفت و دعا مي خواند تا اهل خانه بشنوند وهركس بخواهد براي عبادت برخيزد. هنگامي كه ماموران حكومت براي دستگيري وي شبانه از ديوار منزلش وارد مي شدند، او را درحال راز و نياز با تواناي بي همتا يافتند. آن گرامي ذكر ركوع وسجود را بسيار تكرار مي كرد.
هشام بن سالم مي گويد: امام صادق عليه السلام هنگامي كه تاريكي شب فرا مي رسيد، انباني از نان و گوشت و پول را بر مي داشت و بردوش مي نهاد و به سوي نيازمندان شهر مدينه مي شتافت و آن ها را ميانشان تقسيم مي كرد.آن ها او را نمي شناختند. زماني كه امام صادق عليه السلام رحلت كرد و آن انفاق هاي شبانه ادامه پيدا نكرد، نيازمندان فهميدند كه چه كسي هرشب به آن ها غذا و پول مي داد.
امام صادق عليه السلام - در ايام قحطي - دستورمي داد براي تهيه آرد گندم را با جو مخلوط كنند و مي فرمود: من مي توانم براي خانواده ام آرد گندم خالص تهيه كنم ولي دوست دارم در زندگي اندازه و حساب و كتاب را خوب رعايت كنم.

شهادت امام صادق عليه السلام


در فصول المهمه و مصباح كفعمي (به نقل مجلسي در بحار) نيز در كتابهاي ديگري آمده است: امام را زهر خوراندند.
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانيد، زيرا با كينه اي كه منصور از او داشت و بيمي كه از روي آوردن مردم بدو در دل وي راه يافته بود، آسوده نمي نشست.
ابن فضال روايت كند: نزد ام حميده رفتم تا او را به رحلت امام تعزيت دهم. گريست و من از گريه او به گريه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ مي ديدي چيزي شگفت مشاهدت مي كردي. چشم خود را گشود و گفت: هر كس را با من خويشاوندي دارد گرد آوريد. همه را گرد آورديم. بدانها نگريست و گفت: شفاعت ما به كسي نمي رسد كه نماز را سبك بدارد.
كليني به روايت خود از امام موسي بن جعفر روايت كند: من پدرم را در دو جامه شطوي كفن كردم كه آن دو، جامه احرام او بود و در جامه اي از جامه هايش و عمامه اي كه از علي بن الحسين بود براي آنكه آن را به چهل دينار خريده بود.
مسعودي در مروج الذهب مي نويسد: در سال 148 هجري ده سال از خلافت منصور گذشته بود كه ابو عبد الله جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب وفات يافت وي در قبرستان بقيع و در كنار پدر و جدش به خاك سپرده شد. به هنگام وفات 65 سال داشت و گفته شده كه او را مسموم كرده بودند.
اشكهايي در غربت و فراق امام صادق عليه السلام
زمين با گردش خود، رسيده است به كتاب امامت؛ فصل ششم، سطرهاي اندوه مدينه. روزگاري بود كه آن سوتر از ستيز بيهوده بني اميه و بني عباس، تنها فاتح ميدان هاي فضيلت، صادق آل رسول صلي الله عليه و آله بود كه در امنيتي مغتنم، تشنگان معارف را سيراب مي كرد. امروز اما از اين ماتم جانكاه، در سينه هاي منبر و قلب كرسي تدريس، خاكستر خاكستر حسرت مي رويد. آه! پرفريب تر از منصور، شيطاني نيست كه زهر خود را چنين بريزد و لعنت هاي هميشه را براي خود گرد آورد. تاريخ، ارجمندتر از مكتب صادق عليه السلام سراغ نداشت. ستارگان فقاهت، تفسير، كلام و طب، تابندگي خويش را مديون ششمين پيشگام روشنگري اند.
سرمايه امروز بقيع، اشك است و اشك. مدينه، جهان را از شيون اكنون خود پر كرده است. امروز بقيع در لباس سوگ، چكيده اشك هاي غربت شيعيان است و دانش، بحارالانوار اشكي است كه به تمامي برگ هاي زرين احاديث، تسليت مي گويد.

پايگاه اطلاع رساني حوزه

 
منبع/نویسنده:
 
تاریخ: ۰۵/۰۴/۱۳۹۸   بازدید: ۱۶۹

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)