روابط عمومی دانشگاه شیراز
سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸
سالروز ازدواج حضرت امام علي عليهالسلام و حضرت فاطمه سلام الله عليها مبارك باد

يگانه زوج معصوم آفرينش، سرچشمه جوشش حقيقت و ولايت در جهان هستند و از سلاله پاكشان فرزنداني متولد شدند كه ولي خدا بر روي زمين بودند؛ چراغ¬هاي هدايتي كه يكي پس از ديگري قدم بر عرصه حيات گذاشتند تا انسان را از بيراهه به راه راست رهنمون شوند؛ سبيلٌ بعد السّبيل؛ خيرةٌ بَعدَ الخيرة؛ چراغ¬هاي درخشان در دل شام تاريك ناداني و گمراهي انسان كه تك تك به سنگ ستم و جهالت فروشكستند، ولي آخرينشان كه اميد تمام جهانيان به دست هاي نجات¬دهنده و پرتوان اوست، روزي چون خورشيد از پس كوه¬ها سر بيرون خواهد آورد و بساط شب را از سراسر جهان خواهد چيد.
سيماي فاطمه3 در خانه حضرت علي(ع)، سيماي حقيقي زني مؤمن و پارساست؛ زني كه با تمام توان خويش، به تربيت فرزندانش به بهترين شكل اهتمام مي¬ورزد و همه امور خانه را بر عهده مي¬گيرد؛ بي¬آنكه از رنج و طاقت فرسايي¬اش گلايه كند و بي¬آنكه از مضيقه¬ها شكوه سر دهد.
سيره اميرمؤمنان علي(ع) نيز در رفتار با همسرش، يگانه الگوي همسرداري است. الگويي كه شبيه و مانند ندارد و هيچ نيكويي را ياراي برابري با او نيست؛ مردي كه افزون بر وظايف سنگيني كه در راه تبليغ و گسترش اسلام، دوشادوش پيامبر برعهده دارد، حتي لحظه¬اي از احوال خانواده خويش غافل نمي¬شود؛ مردي كه پس از يك روز تلاش بي¬پايان، انفاق به مستمندان، سركشي به يتيمان و خانواده¬هاي بي¬سرپرست، اداره امور جامعه اسلامي در ركاب پيامبر و ديگر كارها، شب هنگام شرم دارد كه با دست تهي به خانه بازگردد و با دختر رسول خدا(ص) روبه¬رو شود، پس با تمام خستگي¬هاي جان¬كاهش، به دنبال نان شب مي¬رود.
علي همان مردي است كه لحظه¬اي از تقدير و تشكر و پاس داشتن رنج¬هايي كه همسرش در خانه او متحمل مي¬شود، غافل نمي¬شود و براي رضاي او از هيچ كوششي دريغ نمي¬كند.
بايد علي را بشناسيم تا فاطمه را شناخته باشيم. بايد دست به دامان فاطمه شويم تا دامان علي را رها نكنيم. اگر فاطمه3 نبود، هيچ نَفْسي براي همسري علي(ع) در هستي پيدا نمي¬شد و اگر علي نبود، هيچ انساني لياقت شوهري فاطمه را نداشت. بايد شيعه علي بودن را از فاطمه آموخت. بايد«مَوَدَّةً فِي القُربي» را از علي و مهر بي-پايانش به زهرا(س) ياد گرفت. بايد به فاطمه متوسل شد تا هرگز راه علي را گم نكرد. بايد پا بر جاي پاي عليبگذاريم تا دختر پيامبر را از ياد نبريم.
«در ميان همه جلوه¬هاي خيره كننده روح بزرگ فاطمه3، آنچه بيش از همه شگفت¬انگيز است، اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم¬پرواز روح عظيم علي است».
دكتر شريعتي
درس¬هايي كه مي¬توان از ازدواج حضرت علي و حضرت زهرا گرفت، عبارتند از:
1. هم كفو و همتا بودن: تنها در صورت همتا وهم¬شأن بودن زوج است كه درك متقابل آنان از يكديگر امكان-پذير است. برخي تصور مي¬كنند كفويت، فقط شامل شرايط ظاهري مانند مسائل نژادي يا وضعيت مادي و رفاهي مي¬شود، در حالي كه هم¬كفو بودن، به معناي همتايي و هم¬سويي آرمان¬ها، خواسته¬ها و آرزوهاي روحي و رواني افراد، ميزان آگاهي¬هاي علمي و ديني و ميزان تعهد عملي به مكتب و مذهب و ارزش نهادن به ويژگي¬هاي اخلاقي و فرهنگي است.
2. ازدواج بدون تشريفات: ازدواج حضرت علي(ع) و فاطمه3، بدون تشريفات و بسيار ساده برگزار شد و از زرق وبرق و تجملات، در جشن ازدواج حضرت علي(ع) و حضرت زهرا7 خبري نبود.
3. رضايت دختر: پيامبر بدون رضايت دخترش، به خواستگاري حضرت علي(ع) پاسخ مثبت نداد.
4. قناعت: هرچند كه فاطمه زهرا(س)، دختر رسول اسلام، برترين و شريف ترين فرد در جامعه انساني و نيز دختر خديجه3، ثروتمندترين بانوي زن عرب بود، در تهيه جهيزيه وي به ضروري¬ترين و ابتدائي¬ترين وسايل زندگي در آن عصر بسنده شد.(1)
هم كفو
سودابه مهيجي

مظهر جوانمردي و مردانگي، مردي كه دست پرورده دردرانه آفرينش، پيامبر خاتم بود، با تمام عظمت و پاك-دامني¬اش، با تمام بلنداي روحش، بر روي خاك تنها مانده بود و در روي زمين تنها گام بر¬مي¬داشت و تنها نفس مي¬كشيد. هيچ¬كس همتاي او نبود. هيچ¬كس هم طراز و محرم درد دل و آرزوهايش نبود. هيچ آفريده¬اي تاب برابري و همسري با او را نداشت و، اين درياي بي كرانه، تنهاي تنها مي¬زيست.
يك تنهاي ديگر هم بود؛ بانويي كه در آغاز راه زندگاني خويش بود و در عصمت و پا¬ك¬دامني، در علم و حلم و وقار و حكمت مانند نداشت؛ بانويي كه خون مقدس رسالت در رگ¬هايش جريان داشت و دانش لايزال خداوندي چون گنجي در سينه¬اش نهفته بود؛ بانويي از نسل نور، از نسل حق¬پرستي و توحيد، از نسل تقواي بي¬پايان؛ بانويي كه دختر بي¬شباهت عفت بود و هيچ مردي هم¬نفسي با او را لايق ¬نبود. چه بسيار مردان شهر و قبيله و بزرگان دور و نزديك، به خواستن او جان پيشكش مي¬كردند و تمام هستي را در كف مي¬نهادند، اما نه، اين معصوم، اين فرشته انسان¬نما، اين روح مجرد قدسي، سهم هيچ¬يك از آنان نبود.
زن نيز همچون آن مرد يگانه، دريا بود؛ دريايي سرشار از گهرها و لعل¬هاي گران سنگ، دريايي ناپيداكرانه كه خداوند مرزهاي ناپيدايش را از هرسو به عالم تجرد رسانده بود، دريايي كه خداوند دامانش را از هر شبهه و ننگي پاك كرده بود، دريايي كه معصوميتش بر روي خاك، تنها و يكه و منفرد مانده بود.
خدا تقدير عاشقانه¬اي درنظر داشت. خدا داستان زيبايي را رقم زده بود. از روز ازل، از آن هنگام كه انسان به«الست» خداوند «بلي» گفت، از آن دم آغازين كه خدا تمام سرنوشت¬هاي زميني را در لوح محفوظ خويش نگاشت، سر آن داشت كه روزي بر روي اين خاك پر فتنه و پر آشوب، در جايي از اين جهان پر ماجرا، دو درياي آبي و پاك به هم بپيوندند و اقيانوسي نامتناهي پديد آورند. خدا بر آن بود كه اين دو درياي تنها، روزي با هم يگانه شوند و اقيانوسي بسازند كه از دامان عميق و زلالش، تمام روشني¬ها و پاكي¬هاي خاك سرچشمه بگيرد. سرانجام روزي زمان عملي شدن اين تقدير فرا رسيد و خداوند اين دو دريا را روانه يكديگر كرد؛ «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ... يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ...». (الرحمان: 19 و 22)
خداوند، اين نگارنده يگانه و زبردست تقدير، اين پيوند اهورايي را چنان به عنايت خويش مهر تأييد زد كه تا قيامت، يگانگي اين دو دريا زبانزد تمام جهانيان خواهد بود و از اين پيوند، چنان حقايق شگرفي متولد خواهد شد كه هرگز كسي از ياد نخواهد برد، تمام پاكي¬ها و نيك¬سرشتي¬هاي جهان، از اين دو درياي به هم آميخته سرچشمه مي¬گيرد.
سوگند به خدايي كه عشق را آفريد، سوگند به پروردگار يكتايي كه انسان را براي عشق آفريد، سوگند به معبودي كه علي و فاطمه را اركان هستي آفريد، امشب، شب سرور بي¬پايان عرشيان است. امشب رضاي پروردگار را در رخساره زهرا و علي مي¬توان ديد. امشب صداي شادي تمام رسولان و فرستادگان از ازل را در عرش مي¬توان شنيد. امشب، خداوند به خويش مي¬بالد كه چنين پيوند بي¬شباهتي را رقم زده است. امشب، پروردگار به فرشتگان مي¬گويد: مگر نگفته بودم «اِنِّي اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ؛ اين است دليل آفرينش آدم.» اين اتفاق خجسته¬اي است كه براي رخ دادنش، انسان را خلق كردم و آدم را آفريدم تا از ذريه او، روزي چنين زوج مقدسي برانگيزم كه تمام زوج¬هاي انسان تا قيامت، چشم حسرت به پيوند و يگانگي آسماني¬شان داشته باشند.
اي فرشتگان، بر زمين فرود آييد تا بر سر زهرا و علي ستاره بپاشيد! اي پرندگان بهشتي، در آسمان مدينه حاضر شويد تا سرود شادي اين بزم را يك¬صدا آواز دهيد! اي ماه، تمام پرتو نقره¬گون خويش را بر حجله دختر رسول بيفشان! اي نسيم، تمام رايحه¬هاي فردوس را به خانه فاطمه و همسرش بياور! اي تاريخ، تصوير دست-هاي به هم پيوسته اين دو كبوتر را براي ابد در سينه¬ات قاب بگير! اي زمين، زير پاي اين دو سوره مبارك، فرش ديبا بگستر!
اين زن كيست؛ اين عروس مقدس كه فرشتگان دامان عصمتش را در شب زفاف، در دست گرفته¬اند؛ اين¬كه از وراي معجر سپيده¬گون، پرتو آفتاب رخساره¬اش تا دورترين نقطه عالم مي¬رود؟
اين مرد كيست كه با دعاي هميشه مستجاب محمد روانه حجله¬گاه مي¬شود؟ اين مرد كيست كه دست¬هاي ولايتش، دست¬هاي مجاهد و موحدش، دست سوره كوثر را به مهر مي¬فشارد؟
او آينده امامت و ولايت روي زمين است. اين مرد صاحب ذوالفقار است كه شمشيرش، هرچه باطل را از هم خواهد دريد و در راه احياي حق، حتي دانه جوي را به ستم از دهان موري نخواهد ستاند. اين زن، اين بانوي بي¬همتاي آفرينش نيز مادر خورشيدهاي روي زمين خواهد شد، مادر ستون¬هاي استوار دين، قله¬هاي سرفراز توحيد. اوست كه براي راهبري و هدايت تمام زن¬هاي جهان، بهترين اسوه است. اوست كه گوهر والاي آفرينش زن در وجودش متجلي شده است.
اينك اين دو روح بلندپرواز بهشتي، در خاك به هم مي پيوندند تا آغازگر زندگاني ولايت باشند و از شجره طيبه وصالشان، شاخساراني محكم و منور در تمام جهان، ثمر افشاني كند.
تماشا كن! اين دختر نه ساله رسول خداست كه از ميان تمام زنان هستي، شايسته همسري علي بن ابي¬طالب شده است. اين فاطمه زهرا است كه پري¬هاي آسمان، بر دست¬هاي متبركش حناي بهشتي¬ مي¬گذارند و بر تنش، پيراهن ابريشمين فردوس مي¬پوشانند.
آن سوتر، آن قامت سرفراز و سربه زير مهر الهي، علي است كه پيامبر دردانه خدا، از حله نور، رخت دامادي بر تنش مي¬كند و دست دعاي خيرخواهي بر شانه¬اش مي¬نهد و به سمت عروس معصوم كائنات مي¬بردش. پيامبر است كه دست دختر يگانه¬اش، دست ام ابيها را در دست¬هاي رشادت علي مي¬گذارد و براي خوشبختي آنان، و نيك¬بختي ذريه خجسته¬شان تا قيامت به درگاه خداوند دعا مي¬كند.
اينك خداست كه تمام رحمت¬ها و بركت¬هايش را در هيئت عشقي فروزان، به صورت عطيه¬اي ناياب، به خانه اين دو هماي سعادت نازل مي¬كند و از امروز تا پايان عمرشان، فرشتگان نگاهبان خويش را به پاسباني اين كلبه عشق مي¬گمارد...، باشد كه عشق تا ابد ادامه يابد، باشد كه عشق، اين آفريده گران مايه پروردگار، با پيوند الهي زهرا و علي، زبانزد تمام جهان شود.
آن هنگام كه دو آيينه روبه¬روي هم قرار گيرند، تصويري تا بي¬نهايت منتشر مي¬شود كه هرگز به پايان نمي-رسد. زهرا و علي مثال اين دو آيينه هستند؛ دو آيينه تمام نماي حق كه رودرروي هم نشستند و تصوير الوهيت، تا بي¬نهايت، تا آخر دنيا تابيدن گرفت و منتشر شد. زهرا(س)، انعكاس خدا بود و بازتاب اين انعكاس، در آيينه قلب علي مي¬نشست و نور مي¬پاشيد و علي كه نور حقيقت در آيينه وجودش نمايان بود، در رخساره زهرا، در وجود زهرا(س) انعكاس مي¬يافت و اين¬گونه، پرتوافشاني حق بي¬پايان و نامتناهي شد.
چراغ وجود علي به وقت اندوه و دل تنگي، از برق اميد چشمان فاطمه فروغ مي¬گرفت و شمع جان فاطمه، به گاه خستگي از تيرگي¬هاي زمانه، از شعله آفتاب روح علي درخشندگي مي¬يافت و ادامه پيدا مي¬كرد. علي(ع) خدا را به فاطمه عرضه مي¬كردو فاطمه، الله را با علي مي¬شناخت. علي، خدا را در فاطمه مي¬جست و فاطمه، خدا را درعلي مي¬يافت. علي به يمن حضور زهرا به خدا نزديك¬تر مي¬شد و زهرا به مباركي هم نفسي با علي، خدا را روزافزون ادراك مي¬كرد.
خانه علي از شب زنده ¬داري¬هاي فاطمه متبرك بود و كلبه فاطمه، به يمن عبادت ها و رازونيازهاي علي منور مي¬شد. سفره ساده و كم رونق خانه حيدر، از تلاش¬هاي شبانه¬روز زهرا گوارا بود كه در خانه مي¬كوشيد و بيت الاحزان فاطمه، در كنار كوه صبر و مهرباني علي، تمام غصه¬هايش را از ياد مي¬برد.
تمام بهشت، تمام رضوان پروردگار، در خانه اين دو خورشيد عصمت مجسم شده است و پيوند آسماني ازدواج، پس از زناشويي زهرا و علي(ع) معنا يافته است.

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۱۲/۰۵/۱۳۹۸   بازدید: ۱۰۰

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)