روابط عمومی دانشگاه شیراز
یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹
دعاي روز يازدهم ماه مبارك رمضان
دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان ضمیمه

دعاي روز يازدهم ماه رمضان
اللهمّ حَبّبْ اليّ فيهِ الإحْسانَ، و كَرّهْ اليّ فيهِ الفُسوقَ و العِصْيانَ، و حَرّمْ عليّ فيهِ السّخَطَ و النّيرانَ، بِعَوْنِكَ يا غياثَ المُسْتغيثين.
خدايا دوست گردان به من در اين روز نيكي را، و نـاپسند بدار در اين روز فسق و نافرماني را، و حرام كن بر من در آن خشم و سوزندگي را، به ياريت اي دادرس داد خواهان.

شرح فرازهاي دعا
اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَيَّ فِيهِ الْإِحْسَانَ
خدايا كاري كن كه خوبي ها را دوست داشته باشم و از بدي ها بدم بيايد و عبادت و انجام هر كار خوبي نزد من محبوب باشد. اين دعاي خيلي خوبي است كه انسان طوري باشد از كار خوب لذت برد. اگر خواستيم كار خوبي انجام بدهيم مخفيانه انجام دهيم و قصد قربت داشته باشيم .طوري زندگي كنيم كه آبروي كسي را نريزيم . در احسان، اهل رياكاري نباشيم. كه اگر اين گونه بوديم در قيامت براي ما اجر و پاداشي نيست .

اجناس خوب و اعلاء صدقه بدهيم
جنس خوب صدقه بدهيم ؛ اگر متمكن هستيم جنس اعلاء را براي صدقه و خيرات كنار بگذاريم .بهترين خوبي ها اين است كه آدمي به فاميل فقير كمك كند، بعضي ها به فاميل كمك نمي كنند .حتي مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (رحمه الله) احتياط مي كردند و مي گفتند: اگر در شهرتان مستحق وجود دارد ؛ اشكال دارد كه فطريه را به شهرهاي ديگر بفرستيد .در حديث وارد شده است : « خَيرُكُم مَن اَطعَم الطَعام » (1) بهترين شماها كساني هستند كه اطعام طعام مي كنند؛ غذا درست مي كند و به ديگران اطعام مي دهد.

احسان و نيكوكاري
همان طور كه در آيات و روايات موجود مي باشد هر عمل نيكويي را كه انسان انجام مي دهد از آن به احسان و نيكوكاري تعبير مي گردد كه دو قسم دارد: احسان در راه رضاي خدا و احسان براي ريا و جلب توجه مردم.

احسان براي رضاي خدا
اگر انساني عمل نيكي را انجام دهد و هدفش از انجام آن عمل فقط جلب رضايت خداوند قادر و متعال باشد آنگاه است كه مي گوييم آن عمل نيك، احسان براي رضاي خداوند بوده است.

خداوند (عزوجل) در قرآن مي فرمايد: '' وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمحْسِنِينَ ''(2) يعني '' و در راه خدا انفاق كنيد و با دستانتان خودتان را به هلاكت نيندازيد و احسان و نيكوكاري كنيد كه همانا خداوند نيكوكاران را دوست دارد .''

اين آيه نشان دهنده آن است كه انفاق عمل نيكويي است كه انسان را از هلاكت نجات بخشد و اين در صورتي است كه اين احسان جزء '' وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ''(3) باشد. كه آنگاه است كه خداوند در قرآن مي فرمايد: '' بَلي مَن أسلَمَ وَجهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحسِنٌ فَلَهُ أجرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَ لاخَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنونَ ''(4) يعني '' آري، كسي كه تسليم حكم خداوند گرديد و نيكوكار گشت پس (مسلم است كه) اجرش نزد خداوند بزرگ خواهد بود و او را هيچ خوف و انديشه و هيچ حزن و اندوهي (در دنيا و آخرت) نخواهد بود.''

احسان براي ريا و جلب توجه مردم
اگر انساني عمل نيكي را كه در ظاهر خداپسندانه است انجام دهد و هدفش جلب توجه مردم باشد، آنگاه است كه ؛

اولاً: در انجام آن عمل نيك براي خداوند شريك قائل شده است .

ثانياً: عمل او ريا بوده و هيچ اجر و پاداش از طرف خداوند براي آن عمل نمي باشد چرا كه اين گونه افراد از ياران و هم قرينان شيطانند، كه اگر در اين مورد نيز انفاق را در نظر بگيريم خداوند در قرآن مي فرمايد: '' وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَ مَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا ''(5) يعني '' آنان كه اموال خود را به قصد ريا و خودنمايي انفاق مي كنند و به خدا و روز قيامت ايمان نمي آورند (ايشان ياران شيطانند) و هر كه را شيطان يار اوست بسيار بدياري خواهد داشت'' ...

منظور از حبب الي فيه الاحسان چيست؟
همان طور كه در قرآن آمده است ''إنَّ اللهَ يُحِبُ المُحسنين'' (6) يعني ''به درستي كه خداوند احسان كنندگان را دوست دارد'' كه با توجه به اين آيه انسان براي اينكه محبوب پروردگار خويش گردد از خداي خويش مي خواهد كه احسان و نيكوكاري را محبوب او گرداند كه ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم كه حب احسان و نيكوكاري در راه رضايش را نصيب ما گرداند .

وَ كَرِّهْ إِلَيَّ فِيهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ
خدايا من را طوري قرار بده كه از فسق و معصيت بيزار بشوم و از گناه كردن بدم بيايد .

فسوق و العصيان چيست؟
هرگاه انسان عملي را بر خلاف دستورات الهي انجام دهد آنگاه است كه گويند او عصيان پروردگار خويش را نموده است يعني سرپيچي از دستور پروردگار خويش نموده است كه اگر انسان به اين عمل خويش يعني معصيت پروردگار اصرار ورزيده و ادامه دهد آنگاه است كه او را فاسق نامند چرا كه او دائماً به معصيت ذات اقدس الهي مشغول بوده است.

خداوند در قرآن مي فرمايد : ''وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ'' (7) يعني ''خداوند كفر و فسوق و معصيت را در نظرتان زشت و منفور ساخت و اينان به حقيقت اهل صواب و هدايتند كه از اين آيه در مي يابيم كه اگر خداوند در نظر انساني گناه و معصيت و هر عمل ناپسندي را زشت و منفور سازد آنگاه است كه آن انسان به حقيقت هدايت يافته و به مسير سعادت دست خواهد يافت .

وَ حَرِّمْ عَلَيَّ فِيهِ السَّخَطَ وَ النِّيرَانَ
خدايا غضب و آتش خودت را بر من حرام كن .

ترس از عذاب الهي
خداوند عزوجل در قرآن مي فرمايد: '' واتقوا الله و اعلموا ان الله شديد العقاب ''؛ و از خداوند بترسيد (و تقواي او را پيشه كنيد) و بدانيد به درستي كه خداوند سخت عذاب است .

كه اين عذاب و عقاب الهي براي كساني مي باشد كه به معصيت و نافرماني ذات اقدس او مشغولند به طوري كه شكرگزار نعمت هاي خداوند نبوده و خداوند از آنان راضي نمي باشد چنانچه خداوند متعال در قرآن در مورد دليل عذاب بندگان خويش مي فرمايند : '' مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَ آمَنتُمْ وَ كَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا ''(8) ؛اگر شما از لطف خداوند شكرگزار باشيد و به او ايمان آورديد خداوند چه غرضي دارد كه شما را عذاب كند؟ كه خداوند در مقابل نعمت، شكر شما را مي پذيرد و عملش به صلاح خلق احاطه دارد .

پس با توجه به اين آيه كساني از عذاب الهي در امانند و آتش دوزخ بر آنان حرام است كه تقواي الهي پيشه نموده و از معاصي و نافرماني از دستورات او بپرهيزند.

بِعَوْنِكَ
خدايا همه اين دعاها را از تو خواستم ولي تا خودت كمك نكني من نمي توانم به اين امور متخلق بشوم و بدون ياري تو اين مسائل محقق نمي شوند. در روايت آمده است : اگر شما يك قدم به سوي او بر داري خداوند هروله كنان به سوي تو مي دود لذا نا اميد هم نباشيم .ولي بايد يك قدم به سوي او برداريم تا امدادهاي الهي را ببينيم .

يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِين
اي خدايي كه هر كسي كه به تو بگويد الهي پناهم بده تو پناهش مي دهي.

نماز شب دوازدهم ماه رمضان
از پيامبر صلي الله عليه و آله روايت شده است:
فَمَنْ صَلَّى فِي اللَّيْلَةِ الثَّانِي عَشْرَةَ ثَمَانٍ بِالْحَمْدِ (الفاتحه) وَ الْقَدْرِ ثَلَاثِينَ مَرَّةً أُعْطِيَ ثَوَابَ الشَّاكِرِينَ وَ كَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الصَّابِرِينَ
هر كس در شب دوازدهم ماه رمضان، اين نماز را بخواند، هشت ركعت در هر ركعت يك بار سوره حمد و سي بار سوره قدر را قرائت كند، خداوند به او پاداش شكر گزاران را عطا مي كند و در روز قيامت از جمله صابران خواهد بود.

توصيه معنوي
برنامه ماه مبارك رمضان برنامه تزكيه نفس است، برنامه اصلاح معايب و رفع نواقص است، برنامه تسلط عقل و ايمان و اراده بر شهوات نفسانى است، برنامه دعاست، برنامه پرستش حق است، برنامه پرواز به سوى خداست، برنامه ترقى دادن روح است، برنامه رقاء دادن روح است.

اگر بنا باشد كه ماه مبارك بيايد و انسان سى روز گرسنگى و تشنگى و بى خوابى بكشد و مثلًا شب ها تا ديروقت بيدار باشد و به اين مجلس و آن مجلس برود، و بعد هم عيد فطر بيايد و با روز آخر شعبان يك ذره هم فرق نكرده باشد، چنين روزه اى براى انسان اثر ندارد. اسلام كه نمى خواهد مردم بى جهت دهانشان را ببندند، بلكه با روزه گرفتن قرار است كه انسان ها اصلاح شوند.

چرا در روايات ما آمده است كه بسيارى از روزه داران هستند كه حظ و بهره آن ها از روزه جز گرسنگى چيزى نيست؟ بستن دهان از غذاى حلال براى اين است كه انسان در آن سى روز تمرين كند كه زبان خود را از گفتار حرام ببندد، غيبت نكند، دروغ نگويد، فحش ندهد.

اين از همان امور معنوى و باطنى و ملكوتى است: زنى آمد خدمت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در حالى كه روزه داشت. رسول اكرم شير يا چيز ديگرى به او تعارف كرد و فرمود: بگير و بخور. گفت: يا رسول اللَّه! روزه دارم. فرمود: نه، روزه ندارى؛ بگير و بخور. گفت: نه يا رسول اللَّه! روزه دارم.

باز رسول اكرم اصرار كرد كه بخور. گفت: نه، روزه دارم، واقعاً روزه دارم (چون به حساب خودش واقعاً روزه داشت، ولى روزه ظاهرى مثل روزه هاى ما). فرمود: تو چگونه روزه دارى، حال آنكه گوشت برادر- يا خواهر- مؤمنت را يك ساعت پيش خوردى (غيبت كردى)؟ مى خواهي الآن به خودت ارائه دهم كه تو گوشت خورده اى؟ قى كن! يكدفعه قى كرد و لخته هاى گوشت از دهانش بيرون آمد. انسان روزه بگيرد و غيبت كند، يعنى دهان جسم خودش را از غذاى حلال ببندد و دهان روح خود را براى غذاى حرام باز كند.

چرا به ما گفته اند يك دروغ كه انسان بگويد تعفّنى از دهان او بلند مى شود كه تا هفت آسمان ، فرشتگان را متأذّى مى كند؟ آنوقت مى گويند چرا انسان وقتى در جهنم است، اين قدر جهنم عفونت دارد؟! عفونت جهنم همين عفونت هايى است كه ما خودمان در دنيا ايجاد كرده ايم، همين دروغ هايى است كه خودمان مى گوييم. دشنام دادن و همْز و لمْز كردن هم همين طور است.

تهمت زدن سرور همه اين هاست، چون تهمت زدن هم (رذيلت ) دروغ گفتن را دارد و هم (رذيلت ) غيبت كردن را. چون آدمى كه غيبت مى كند، راست مى گويد و بدگويى مى كند و آدمى كه دروغ مى گويد، دروغ مى گويد ولى بدگويى كسى را نمى كند، يك دروغى مى بافد و مى گويد. اما آدمى كه تهمت مى زند، در آنِ واحد، هم دروغ مى گويد و هم غيبت مى كند؛ يعنى دو گناه كبيره را با يكديگر انجام مى دهد.

(آيا صحيح است ) يك ماه رمضان بر ما بگذرد كه در آن ماه ما يك سلسله تهمت ها به يكديگر بسته باشيم؟ ماه رمضان براى اين است كه مسلمين، بيشتر اجتماع كنند، عبادت هاى اجتماعى انجام دهند و در مساجد جمع شوند، نه اينكه ماه رمضان وسيله تفرقه قرار گيرد.چه تعبير عجيبى دارد پيغمبر اكرم براى ماه مبارك رمضان؛ مى فرمايد: دُعيتُمْ فيهِ الى ضِيافَةِ اللَّهِ.

شما در اين ماه به مهمانى خدا خوانده شده ايد؛ در اين ماه، خدا ميزبان است و شما ميهمان. پس به اين مقياس بفهميد چقدر درهاى رحمت الهى در اين ماه باز است! مى دانيد در رابطه ميزبان و ميهمان، اين ميزبان است كه شأن مهمان را گرامى مى دارد. هر كسى وقتى مهمان يك آدم كريم شد، به دليل اين كه مهمان است، ميزبانْ او را گرامى مى دارد. فقط كوشش كنيد كه لااقل بتوانيد به صورت يك مهمان بر سر سفره اين ميزبان وارد بشويد.

اوج معنويت ماه مبارك رمضان، شب هاى قدر است كه نزديك است. ما بايد در طول اين بيست روز لااقل كارى كرده باشيم كه در اين ايام و ليالى قدر (نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم) (بتوانيم به صورت يك ميهمان بر سرسفره اين ميزبان وارد شويم.) اين روزه گرفتن ها، اين- به خيال خودمان- زنجير بر نفس امّاره زدن ها، با طبيعت مبارزه كردن ها، روحانيت را غلبه دادن بر طبيعت، ذكر زياد كردن خدا، دعاى زياد خواندن، تلاوت قرآن زياد كردن، در ياد خدا زياد بودن، اين ها همه آمادگى است براى اين كه در اين شب هاى احياء بتوانيم مانند يك ميهمان بر سر سفره رحمت خالق خودمان وارد بشويم (و در اين ضيافت ) شركت كنيم؛ توبه كنيم، انابه كنيم، استغفار كنيم، از خداى متعال رحمت بخواهيم؛ سعادت بخواهيم براى خودمان، براى برادران مؤمن خودمان، براى جامعه اسلامى خودمان، اصلاح نفس خودمان را بخواهيم. عبادت اصلًا براى نورانيت است.

ما عبادت مى كنيم براى اين كه به وسيله عبادت و به ياد خدا بودن و غير خدا را فراموش كردن، از اين ظلمت ها و كدورت ها و تيرگي ها بيرون بياييم و قلب ما به نور الهى منوّر شود.

 
منبع/نویسنده:
راسخون
 
تاریخ: ۱۶/۰۲/۱۳۹۹   بازدید: ۴۶

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)