روابط عمومی دانشگاه شیراز
پنج شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶
عرض تسليت بيست و هفتمين سالگرد عروج ملكوتي حضرت امام خميني (ره)

با گراميداشت سالروز قيام پانزده خرداد و ياد حماسه‌سازان و شهداي گرانقدر آن نهضت اسلامي،
بيست و هفتمين سالگرد عروج ملكوتي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني (ره) را تسليت عرض مي‌نماييم

ابعاد ناشناخته‏ي امام خمينى (ره)
براى شناخت ابعاد ناشناخته‏ي امام خمينى (ره)، بايد ابتدا از مقياس‌ها و معيارهايى سخن گفت كه آن‌ها نيز ناشناخته‌اند! تقوى، اخلاص، زهد، بى‏علاقگى به دنيا، عبادت، سرشك شوق براى خدا در نيمه شب تار از ديدگان فرو ريختن، در جستجوى گمنامى و بى‏نام و نشانى بودن، مال فراهم نياوردن، خشت‏ بر خشت ننهادن، خانه‏ي نو بنا نكردن، در جايگاهى محقر زيستن و بدان دلخوش بودن، از خوراكي‌ها و آشاميدني‌هاى رنگارنگ دنيا كم بهره بودن، كم خوردن، لب و دامن از شهوات شستن، خواسته‏هاى دلفريب و هوس برانگيز را از ميان برچيدن و جز اين‌ها و جز اين‌ها ... از ارزش‌هاى بى‏شمارى است كه در قاموس دين و وحى و نبوت و رسالت و در قلمرو معنويات و روحيات و در مقام شناخت انسان‏شناسانه و تربيتى مكاتب الهى و اديان آسمانى از آن‌ها، سخن بسيار فراوان رفته است...
مردم دنيا، عموماً - مگر آن‌ها كه با روح و جان اين آموزش‌هاى ملكوتى والا آشنايند - در درك اين مفاهيم و ارزش‌ها، همچون كودكان نابالغي‌اند كه جز الفاظى گنگ و نامفهوم هيچ نمى‏فهمند! حقيقت آن است كه درك و احساس دينى و معنوى و اخلاقى يك نوع بلوغ است و اگر كسى به اين بلوغ نرسيده باشد، با او سخن از اين مفاهيم گفتن، آب در هاون كوبيدن است. و اين است رمز ناشناخته ماندن ابعاد شخصيت مردان الهى به طور عموم و از جمله‏ي آن‌ها امام خمينى، حتى در بين دوستان و مريدان و پيروانشان...
معمولاً وقتى سخن از امام خمينى و ابعاد شخصيت او مى‏شود، آنچه در ابتدا به ذهن‌ها مى‏آيد، نمودهاى سياسى - اجتماعى و صلابت و قاطعيت و شكست ناپذيرى و سرانجام، اصول‏گرايى آن فقيد يكتاست. امّا اگر بخواهيم امام خمينى را در اين مقوله‏ها بشناسيم، از شناخت اين شخصيت ناشناخته، پيوسته، محروم خواهيم ماند؛ زيرا در اين مقولات، صاحب‌نظران بسيارى جز امام نيز سخن گفته‏اند و امام در اين مقولات، چونان ديگران، صاحب‌نظرى است كه با تفاوت، گاهى فراتر از آنان سخن گفته است... و چه بسا اگر ما بخواهيم در امام خمينى يك نابغه‏ي سياسى يا اقتصادى ببينيم، تا ابد از ديدن جمال و شخصيت واقعى او محروم بمانيم؛ چون شخصيت امام، بسى والاتر و برتر از اين مقولات خاص ولى در دسترس عموم است... اين، گزافه است كه، در صدد برآييم امام را از نظر فنى و تخصصى در مقامى والاتر و برتر از متخصصان و صاحب فنان واقعى فنون مختلف بنشانيم؛ زيرا اگر دقيق شويم، در اين ارزيابى، گاه، كم مى‏آوريم، آنگاه ممكن است، نه تنها عقيده‏اى به امام در اين فن و آن فن تخصصى نياوريم، بلكه نسبت به برترى او در اين يا آن فن، حتى بى‏اعتقاد شويم! همانند كسى كه توقع آن دارد كه پيغمبر خدا بمب بشكافد و ميكروب سل كشف كند و سفينه به فضا بفرستد و چون پيغمبر چنين نكرده و ديگران كرده‌اند، او به خاطر اين توقع نابجا، نه تنها به پيغمبران ايمان نياورد، بلكه به او كافر شود.
اين سخنان نه بدان معناست كه امام مرد سياست و اقتصاد و ... و... نبوده است. چرا بوده! ولى سخن اين است كه امتياز او اين‌ها نبوده و ابعاد شخصيت او، فراتر از اين‌ها بوده است...
حقيقت آنست كه آنچه امام خمينى را در دنيا شاخص و نام‌آور كرد و به جز ما مسلمانان ايرانى كه از بركت روح مخلص و حقيقت‌جو و آرامش‌ناپذير و والانگر او، اينك در فضاى عطرآگين جمهورى اسلامى به سر مى‏بريم، همه‏ي مسلمانان و حق‌جويان و ستم‌ستيزان اين سو و آن سوى گيتى نيز، عاشق شيدا و مريد و پيرو صادق و متعصب او شده‏اند اينست كه وى توانست ‏با اراده‏ي والا و روحيه‏ي شكست‌ناپذير و همّت ‏بلند خود، نظامى را از بيخ و بن بركند كه دو هزار و پانصد سال در اعماق تاريخ، ريشه دوانيده بود و به جاى آن، نظامى برنشاند كه در همه‏ي جهان بى‏نظير است، نه از آن جهت كه چيز تازه‏اى آورده! بلكه درست ‏برعكس! از آن جهت كه به كهن‌ترين، اصيل‌ترين، ريشه‌دارترين و پرسابقه‌ترين نهادهاى جاودانه‏ي بشرى، يعنى همگى اديان الهى و پيامبران آسمانى وابسته است! و اين، يك حقيقت و واقعيت مي‏باشد كه جمهورى اسلامى، نه تنها، از آيين خاتم‌الانبياء و المرسلين حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم - پيروى مى‏كند، بلكه در عين حال، احياگر نام همه‏ي پيامبران خدا و زنده كننده‏ي آيين آن‌ها در سراسر جهان است... بى‏جهت نيست كه انقلاب اسلامى ايران نه تنها در خيزش و جنبش اسلامى، در سراسر جهان اسلام مؤثر بوده، بلكه موجب برانگيخته شدن احساسات دينى و احياى قدسيت مذهب در ميان همه‏ي اديان جهان و پيروان آن اديان شده است.
فريادى كه امام خمينى برآورد، انعكاس فرياد رعدآساى ابراهيم عليه السلام بود كه نمروديان را در آتش افكند؛ انعكاس فرياد موسى عليه‏السلام بود كه فرعونيان را به دريا فرستاد؛ انعكاس فرياد عيسى عليه‏السلام بود كه قيصران را از تخت فرو كشيد و سرانجام انعكاس فرياد محمد صلى الله عليه و آله بود كه بر كنگره‏ي ايوان كسراييان شكاف انداخت...
ما در دريافت واقعى آنچه مشخصه‏ي امام خمينى در جهان است، عموماً ظاهر بينيم و امام را همچون ديگر انقلابيونى مى‏نگريم كه با نبوغ ذاتى همراه با مساعدت اوضاع، توانستند رژيمى را بركنند و به جاى آن رژيم ديگرى برنشانند. و راستى اگر شخصيت امام خمينى را در اين ويژگى بنگريم، پس امام چه فرقى با امثال لنين و گاندى و مائوتسه تونگ دارد؟ اگر ما ظاهربين باشيم، كار اين نامبردگان و نمونه‏هاى ديگرى از آنان، گاه هم در كيفيت و هم در كميت ظاهرى، به پندار پاره‏اى بالاتر و مهم‌تر از كار امام خمينى رخ مى‏نمايد؛ در حالى كه اين، روح و معنى و فلسفه و معنويت كار امام خمينى است كه كار او را از كار اينان و جز اينان ممتاز مى‏كند و در مقامى بسيار بالاتر و والاتر از حتى مقايسه با كار ديگران مى‏نشاند...
انسان‌ها، بر حسب علوّ روح و پيوستگى با خدا و حقيقت جهان ارزش‌گذارى مى‏شوند. هر انسانى، هر قدر، به خدا و حقيقت جهان پيوسته‌تر باشد، داراى روحى والاتر و بالاتر است. و چون همه‏ي پديده‏هاى تاريخ، از انسان پديد آمده است (نقش مساعد طبيعت و جغرافيا را فراموش نمى‏كنيم)، پس هر چه انسان والاتر باشد، پديده‏ي تاريخى‏ كه از او پديدار شده والاتر است و چون انسانيت انسان به والايى روح اوست، پس هر چه پديده‏ي تاريخى، والاتر باشد، انسانى‌تر است. و اين است آنچه امام خمينى و انقلاب اسلامى ايران را از ساير رهبران و انقلاب‌ها متمايز مى‏كند.
*****
پانزدهم خرداد، نقطه عطفي است در تاريخ معاصر؛ يادگاري است از پيوند معنوي توده‌هاي عظيم مردم كشور ما؛ واكنشي است از احساس عميق مذهبي ملّت ايران؛ نمايشي است از به پا خاستن مردمي كه مي‌خواستند ظلم و ستم را از بن بر كنند؛ تجسمي است از تاريخ اسلام و درجه‌اي است براي سنجش فداكاري و از خود گذشتگي انسان‌هايي كه به دنبال آرمان الهي حركت مي‌كنند. پانزدهم خرداد، روز قيام خونين مردم جان بر كفي است كه به نام اسلام و براي اسلام به ميدان آمدند تا سلطه‏ي طاغوتيان را از كشورشان برچينند.
قيام پانزدهم خرداد قم
پس از انتشار خبر دستگيري امام (ره) در پانزدهم خرداد 1342، بسياري از مردم قم، به منزل ايشان رفتند و به اتفاق فرزندشان، حاج آقا مصطفي، در حدود ساعت شش بامداد، به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) حركت كردند. پس از مدتي، صحن مطهر و خيابان‌هاي اطراف، لبريز از جمعيتي شد كه شعار يا مرگ يا خميني را با هيجان شديدي تكرار مي‌كردند. در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بيانيه‌هايي، خواستار آزادي فوري حضرت امام (ره) شدند. در حدود ساعت ده صبح، با ورود نيروهاي مسلح براي تقويت نيروهاي شهرباني قم، تيراندازي و رگبار مسلسل‌ها شروع گرديد و تعداد زيادي از مردم زخمي شده يا به شهادت رسيدند. شدت تيراندازي به حدي بود كه امكان انتقال زخمي‌ها و اجساد شهيدان نبود و اين كشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه يافت.
تلاش رژيم براي تغيير واقعيت
قيام پانزدهم خرداد، جوششي از طرف مردم بود براي درهم كوبيدن رژيم سلطنت و گرچه به سرعت نتيجه‏ي قطعي نداد، آثار بسيار باقي گذاشت. از اين رو، عوامل رژيم حاكم، به روش‌هاي گوناگون كوشيدند با استفاده از همه‏ي امكانات و از جمله رسانه‌هاي گروهي، جنبه‏ي اسلامي و مردمي را از آن بگيرند و جهت خارجي به آن داده، افكار عمومي را فريب دهند. بنابراين رژيم مدعي شد كه عده‌اي از مردم، براي به دست آوردن پول، به تهاجم بر ضد دولت دست زده‌اند و گفتند كه اين پول‌ها را شخصي به نام جمال عبدالناصر فرستاده تا در ايران، توطئه‌هايي انجام گيرد؛ البته با همه‏ي اين تلاش‌ها و ادعاهاي پوچ و بي‌اساس، شعله‏ي قيام پانزدهم خرداد 1342، روز به روز روشن‌تر مي‌گرديد.
انعكاس نهضت پانزدهم خرداد
پس از واقعه‏ي پانزدهم خرداد 1342، با وجود سانسورهاي شديد دستگاه شاه، خبرهاي دستگيري امام خميني (ره) و قيام 15 خرداد، در مدت كوتاهي، نه تنها در سراسر كشور كه به فراتر از مرزها گسترش يافت و موجي از نفرت و خشم بر ضد شاه به راه افتاد. حوزه‌هاي علميه‏ي نجف، كربلا و كاظمين، به حمايت از امام خميني (ره)، تلگراف‌هايي به سران كشورهاي اسلامي و سازمان‌هاي بين‌المللي مخابره و كشتار پانزدهم خرداد رژيم را به شدت محكوم كردند. تمام اين جريان‌ها در حالي انجام مي‌پذيرفت كه در مطبوعات كشور هيچ خبري از حقايق و وقايع منعكس نمي‌شد.
اسلامي بودن قيام پانزده خرداد
در قيام پانزدهم خرداد 1342، شعارهايي كه از حنجره‌هاي دردمند ملٌت ايران بلند مي‌شد، صرفاً اسلامي و مذهبي بود و به طور كلي حركت پانزدهم خرداد، به دليل توهين به اسلام و رهبري اسلام كه از هر طرف مورد هجوم قرار گرفته بود، برپا شد. اگر اين نهضت خداجويانه‏ي مردم در آن روز با آن وسعت به وجود نمي‌آمد، رژيم ستم‌شاهي جرأت بيشتري از خود نشان مي‌داد و اساس اسلام را در كشورمان از بين مي‌برد و اهداف اربابان آمريكايي خود را محقق مي‌گرداند.
مردمي بودن نهضت پانزده خرداد
قيام پانزدهم خرداد 1342، قيامي كاملاً مردمي بود و تكيه‌گاهي جز مردم رنج‌ديده و مظلوم ايران نداشت. اصالت اين قيام، در خروش عاشقاني بود كه عارفانه در راه رضاي معبود خويش، به نداي رهبر دلسوزشان پاسخ مثبت دادند و براي حمايت از آرمان‌هاي او، آماده‏ي شهادت و جانفشاني شدند. اينان، نه چهره‌هاي سياسي محض بودند و نه مردمي كه براي هواهاي نفساني و مادي قيام كرده باشند؛ بلكه همين مردم پاكدل كوچه و بازار بودند كه يك صدا و يك نوا بر ضد ظلم و خيانت رژيم ستم‌شاهي پهلوي به پا خاستند. به همين دليل، رژيم شاه سخت به وحشت افتاد و چاره‌اي جز گلوله‌باران مردم نديد.
گرمي‌بخش جان‌ها
قيام پانزده خرداد سال 1342، جرقه‌اي آتش بار بر خرمن باروت جامعه‏ي خفقان گرفته و شب‏زده‏ي ايران افكند و زمينه‏ي جنب و جوش و شور و خروش ايثارگرانه و فداكارانه را فراهم كرد. ملّت ايران با الهام از راه و روند حماسه‌آفرينان پانزدهم خرداد، به عنوان اسوه‌هاي ايثار و شهادت، درس جانبازي، فداكاري و پايداري آموختند، روزهاي شور و حماسه‏ي فراواني پديد آوردند و نهضت اسلامي امام بر ضد طاغوت را تداوم بخشيدند. مبارزه‏ي پي‌گير و مقاومت خستگي‌ناپذير ملّت ايران، از سال 42 تا 57 كه به انقلابي اسلامي كشيده شد، ريشه در قيام خونين پانزده خرداد داشت و برگرفته از جانبازي‌هاي زنان و مردان قهرمان آن روز تاريخي بود.

 
منبع/نویسنده:
روابط عمومی
 
تاریخ: ۱۲/۰۳/۱۳۹۵   بازدید: ۴۰۱

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)