روابط عمومی دانشگاه شیراز
شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶
عرض تسليت سالروز شهادت حضرت علي (ع)
فایل ضمیمه ضمیمه

سالروز شهادت بي‌كرانه‏ترين شكوه خلقت، حضرت علي (ع) را تسليت و تعزيت عرض مي‏نماييم

علي كيست؟!
به راستي او كيست كه همگان محو كمالات و صفات اويند؟ او كيست كه بعضي در مقام تمجيد او از حد فراتر رفته و او را خدا خطاب كرده‌اند و برخي ديگر در مقام دشمني در برابر ايشان برخاستند. او كيست كه دشمن مكارش - عمر و عاص- در مقام تمجيد او مي‌گويد: علي در بين مردم مانند طلا در بين خاكستر بي‌ارزش است.
علي كيست؟!
آيا انساني را سراغ داريد كه در روز، مانند شير به دنبال رزق حلال و رسيدگي به امور معاش مسلمين باشد و در شب از خوف خدا در حال جان دادن باشد؛ به راستي علي عليه‌السلام نوري است كه در بطن انسانيت و اين زمين خاكي نمي‌گنجد و اين بدن گنجايش نور الهي او را ندارد. « لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرايته خاشعاً متصدعاً من خشيه الله» آري بدن علي عليه‌السلام در حال انفجار بود، همان‌طور كه اگر آيات الهي در دل كوه خوانده شود، كوه طاقت شنيدن آيات قرآن را ندارد. علي عليه‌السلام كسي است كه شب‌ها را به عبادت و مناجات با خداي خويش مشغول بود و دعاي معروف مناجات كوفه حاكي از سوز دل آن حضرت و مقام و رتبه‏ي اعلاي او مي‌باشد، همان دعايي كه خطاب به پروردگار مي‌فرمايد: « اللهم اني اسئلك الامان يوم لا تنفع مال و لا بنون الا من اتي الله بقلب سليم." و در ادامه زمزمه‌ها «مولاي يا مولاي انا السائل الا المعطي"؛ خدايا من گدا و تو بخشنده‌اي و عطا كننده‏ي بينوايان و چه كسي بر گدا رحم مي‌كند الا بخشنده و عطا كننده.
آري، به راستي متحيرم چه نامم شه ملك لا فتي را
كيست اين علي عليه‌السلام كه همگان را به ثنا و ستايش خود درآورده است. چه دوست و چه دشمن! هم دوست در عزايش گريست و هم دشمن. نقل است كه معاويه بعد از شهادت علي عليه‌السلام بر تخت پادشاهي خود بر مظلوميت علي عليه‌السلام گريست.
علي كيست؟!
علي عليه‌السلام كسي است كه در اوج قدرت فرمانروايي، خود را با نان جو و نمك سير مي‌كرد.
او كسي است كه حكمران خود (عثمان بن حنيف) را به خاطر شركت در مجلس اغنيا مواخذه مي‌كند.
آري، علي عليه‌السلام عمل به تظاهر نمي‌كرد، بلكه وجودش با حق اتصال و پيوند خاصي داشت.
همچو او كيست كه در جنگ‌ها بازوان پيغمبر (ص) باشد و جبرئيل در خطاب به او بگويد: "لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار"
همچو او كيست كه پيغمبر(ص) خطاب به او گويد: "علي ابيطالب كروحي من جسدي"؛ علي مثل روح من براي بدنم است.
شجاعتش بس وصف‌ناپذير است، زره او پشت نداشت و در جواب اين عمل مي‌گفت كه هيچ‌گاه پشت به دشمن نمي‌كنم تا دشمن بتواند بر من از پشت غلبه كند.
آري كيست مانند او، كه هدف از شمشير زدنش فقط رضاي حق باشد و براي اين‌كه كارهايش در جهت حق اعتلا يابد، عمر بن عبدود را به خاطر خشم خود نمي‌كشد و صبر مي‌كند تا خشمش فرو نشيند و بعد او را به هلاكت مي‌رساند؛ آري از علي آموز اخلاص عمل.
علي كيست؟!
او كسي است كه شب‌ها، هنگام تاريكي قدم در كوچه‌هاي پر فتنه و خيانت كوفه مي‌گذاشت تا مبادا يتيم و مستضعفي گرسنه بخوابد و چيزي براي خوردن نداشته باشد و عمل را آنقدر پنهاني انجام مي‌داد كه مردم كوفه تازه پس از شهادت آن حضرت، فهميدند چه كسي طعام را به فقيران و يتيمان مي‌رسانده، در حالي كه خود به نان و نمك و كفش وصله‌دار بسنده مي‌كرد.
علي كيست؟!
او كسي است كه اگر آفريده نمي‌شد، كسي لياقت همسري زهرا (س) را نداشت. او كسي است كه فرزندي تربيت كرد تا خاندان و ياران خود را فداي حق كند و خود نيز به مقام ذبيح الله و به مقام مطمئنه رسد و سوره‏ي فجر خطابي به او باشد. (يا ايتها النفس المطمئنه)
علي كيست؟!
او كسي است كه در مكتبش شاگرداني را تربيت كرد كه تا پاي جان در راه حق استقامت ورزيدند. شاگرداني داشت همچون مالك، كميل، ميثم تمار، مقداد و ... كه هر كدام خود بحر معرفتي بودند كه هر كس را ياري غوطه‌ور شدن در امواج اين درياها نيست.
علي كيست؟!
در كمال صراحت از مظلوميت خود مي‌گويد: "به من به اندازه‏ي ريگ‌هاي بيابان و كرك‌هاي بدن حيوانات ظلم شده است." آري، جز او چه كسي مي‌تواند در برابر غصب خلافت الهي كه حق اوست براي حفظ اسلام و شوكت آن سكوت اختيار كند و 25 سال خانه‌نشين شود.
آري، همچو او مظلوم كيست كه علامه اميني براي اثبات اين كه ولايت و اميري بر مسلمين، حق علي عليه‌السلام است، چهل سال زحمت بكشد و خون دل خورد؛ صدق گفتار كلام اوست كه مي‌فرمايد: "براي نوشتن الغدير ده هزار جلد كتاب خطي را مطالعه كردم و به صد هزار جلد مراجعه مكرر داشته‌ام.
علي كيست؟!
او كسي است كه در منبر وعظ و سخنراني، سخنانش به جان نفوذ مي‌كرد و موجب روشنايي دل و جان مي‌شد و دليل آن شد كه سيد رضي آن را جمع‌آوري كند و لقب نهج‌البلاغه به آن دهد و ديگران آن را اخ‌القرآن؛ ( برادر قرآن) نامند.
سيدرضي خود در اين مورد مي‌گويد: "بعد از تمام شدن كتاب چنين ديدم كه نامش را نهج‌البلاغه بگذارم؛ زيرا اين كتاب درهاي بلاغت را بر روي بيننده مي‌گشايد."

 
منبع/نویسنده:
روابط عمومی
 
تاریخ: ۰۶/۰۴/۱۳۹۵   بازدید: ۳۰۵

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)