روابط عمومی دانشگاه شیراز
چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶
عرض تبريك سالروز پيوند آسماني حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه (س)

اوّل ذي الحجه، سالروز پيوند آسماني حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه (س) مبارك باد


ازدواج حضرت علي (ع) با حضرت فاطمه (ع) به فرمان خداوند، از امتيازاتي است كه رسول اكرم (ص) بر آن مباهات مي كرد. در اين پيوند پر ميمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادماني، و بهشتيان به زينت و زيور آراسته شده بودند.
فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عالي ترين كمالات انساني آراسته بود.
شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علّت دختر عزيزش زهرا (عليهاالسلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت و هر از چند گاه از او خواستگاري مي كردند؛ امّا پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.
رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.
پيشنهاد به علي (ع):
اصحاب رسول خدا احساس كرده بودند كه پيغمبر اكرم تمايل دارد فاطمه (عليهاالسلام) را با علي پيوند ازدواج دهد؛ ولي از جانب علي پيشنهادي نمي شد. يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهي ديگر كه پيامبر تقاضاي ازدواج آن ها را رد كرده بود در مسجد گرد آمده و از هر دري سخن مي گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتي است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه عليهاالسلام را خواستگاري مي نمايند امّا پيغمبر اكرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابشان مي فرمايد: تعيين همسر فاطمه با خداست. براي همه روشن بود كه خدا و پيغمبر، فاطمه را براي علي عليه السلام نگاه داشته اند. سپس به عمر و سعد بن معاذ گفت: حاضريد به اتفاق هم نزد علي برويم و جريان را برايش تشريح كنيم و اگر به ازدواج مايل بود همراهيش كنيم؟! آن ها از اين پيشنهاد استقبال و او را در اين كار تشويق كردند.
سلمان فارسي مي گويد: عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند.
علي (ع) فرمود: از كجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد؟
ابوبكر گفت: يا علي تو در تمام كمالات بر سايرين برتري داري و از موقعيت خود و علاقه اي كه رسول خدا به تو دارد كاملاً آگاهي. اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه عليهاالسلام آمده اند؛ ولي پيغمبر صلي الله عليه و آله دست رد به سينه ي همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان مي كنم خدا و رسول، فاطمه را براي تو گذاشته اند و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارد.
فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.
پيغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (ع) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره ي او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست.
توافق:
رسول اكرم (ص) پس از كسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.
فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله ي آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين و براي اهل و عيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. من هم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!
عرض كرد: آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوش زبان بوده ايد.
فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك، نجيب، طيب، طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي.
چه فرخنده شبي!
دشت و دريا، جملگي، پر از كلمات سحرانگيز صبح شده اند. چه فرخنده شبي را ستارگان انتظار كشيده بودند!
همه جا سفره هاي مهرآفرينِ مبارك باد گسترده شده است.
نام علي عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام ، لب ها را به شادي واداشته است. نوبت عاشقي را در چشم هايِ اكنون مي شود خواند. سرود يكدلي در گيسوان نخلستان پيچيده است.
آسمان در گوشه اي از زمين نشسته است؛ باادب و احترام تا از اين مجلس باصفاي صميميت، نكته برداري كند. دلدادگي ها، قاصدي فرستاده اند تا مهر علي و فاطمه را بشارت آوَرَد. دنيا، درس آموز نورباراني اين عشق است.
آواي خوشِ تغّزل در اين پيوند، شاعران را به سمت شگفت آوري گل ها كشانده است. هر سو نگاه مي كني، شادي سوسو مي زند «اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما» درود بر پيامبري كه اين دو نور مشابه را با دستان سرشار از ميمنت، به امتزاج درآورد.

 
منبع/نویسنده:
روابط عمومی
 
تاریخ: ۰۱/۰۶/۱۳۹۶   بازدید: ۱۲۶

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)