روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

برگزاري نشست علمي بررسي ابعاد حقوقي و سياسي برجام در دانشگاه شيراز
 

 نشست علمي بررسي ابعاد حقوقي و سياسي برجام با سخنراني پروفسور محمودي، رئيس پيشين دانشكده ي حقوق و استاد حقوق بين الملل دانشگاه استكهلم سوئد و دكتر سيد يوسف قرشي، استاديار بخش علوم سياسي دانشگاه شيراز به ميزباني معاونت پژوهشي دانشكده ي حقوق و علوم سياسي و همكاري انجمن علمي بخش علوم سياسي با حضور اساتيد، محققان و دانشجويان، ارديبهشت ماه جاري در تالار حكمت برگزار شد.

در ابتدا، دكتر واعظي، رئيس دانشكده ي حقوق و علوم سياسي ضمن خوش‏آمدگويي به حاضران، به بيان اهميت برجام به عنوان يك سند مهم حقوقي و سياسي براي كشورمان پرداخت و بر بررسي ابعاد مختلف آن به ويژه توسط اساتيد علوم سياسي و حقوقدانان پرداخت و حضور پروفسور محمودي را در اين زمينه يك فرصت بسيار خوب تلقي نمود.

سپس دكتر يوسف قرشي به بيان سخنراني خود با عنوان احترام بين‌ المللي؛ ارمغان برجام براي ايران پرداخت و توضيح داد: بررسي نظرات كارشناسان تسليحاتي، حقوقي و صلح در خصوص برجام حكايت از وجود دو نگاه موافق و مخالف در خارج از كشور دارد؛ در حالي كه براي فهم دستاوردهاي ايران بايد متن برجام را مطالعه كرد. البته نيازي به مطالعه ي عميق برجام نيست؛ بلكه كافي است با اتكا به متد تحليل محتوا، به استخراج فراواني مقولات بپردازيم. ظاهر برجام پيام را مي ‌رساند. برجام متشكل از يك مقدمه ي 18 صفحه‌ اي به همراه 5 ضميمه است. دو ضميمه مربوط به تحريم است: 44 صفحه. 30 صفحه از اين مقدار، ناظر به اسامي شركت‌ هايي است كه در طي چند قطعنامه يعني 1737، 1747 و ... تحريم شده بودند و در برجام رفع تحريم شده‌اند.

اگر از همين زاويه، يعني رفع تحريم، به برجام نگاه كنيم، برجام امري مثبت تلقي مي‌شود. اينكه برجام ايران را غير امنيتي مي‌ كند. اينكه در نگاه ديگران، ايران خطري محسوب نمي ‌شود. در چهارچوب اين منطق، ايران ديگر زندانيِ نگاه ديگران نيست و از بند رها شده است. ايران تحريم‌ شده همچون يك زنداني بود كه امور خود را بايد از طريق بازار سياه به پيش مي ‌برد. به نظر شما بازار سياه، يك بازار سالم براي حضور ايران است؟ برجام، احترام بين ‌المللي را براي ما به ارمغان ‌آورد. احترام بين ‌المللي جزء اولويت‌ هاي منفعت ملّي است. طبيعتاً اين امر براي يك كشور بزرگ مانند ايران، ضروري ‌تر و حياتي ‌تر است.

پروفسور محمودي هم در سخنراني خود به چرايي امضاي برجام، ابعاد حقوقي آن و نقض برجام و مكانيسم رفع اختلاف در برجام پرداخت. وي ابتدا پيشينه ي تاريخي موضوع را از سال 1382 و سپس چهار سند مهم حقوقي پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي، پادمان، ترتيبات اجرايي پادمان و پروتكل الحاقي را توضيح داد و عنوان كرد: سه تا چهار موضوع مهم در خصوص برجام وجود دارد:

1) حق مسلم غني سازي: كه شعار ايران بود. از ديدگاه ايران و بسياري از كشورهاي غير اتمي (جهان سوم) كه اعضاي پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي هستند، حق غني سازي براي مقاصد صلح آميز وجود دارد. اگر به مفاد پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي رجوع شود، مي شود اين حق را از آن تفسير كرد. براي اينكه حق هر كشوري براي چرخه ي توليد كامل به رسميت شناخته شد و نظر ايران اين است كه غني سازي جزء اين چرخه مي باشد دليل ندارد كه از آرژانتين اورانيوم غني شده بخرد اگر خودش بتواند توليد كند.

بنابراين از ديدگاه ايران اين حق منطقي تر بوده و در پيمان هم به رسميت شناخته شده است و آمريكا از روز اوّل سال 1348 كه اين پيمان صادر شد گفت: حق غني سازي در اين پيمان وجود ندارد و هيچ اسمي از آن برده نشده و آن هايي كه اورانيوم غني شده مي خواهند بايد از كشورهايي مانند فرانسه، انگليس، آلمان و آمريكا به عنوان كشورهايي كه دسترسي دارند تهيه نمايند. استدلال آن ها اين است كه اگر همه ي كشورها اجازه ي غني سازي داشته باشند، امكان رفتن به سوي غني سازي با درجه ي بالا و به سوي توليد بمب است. بنابراين، واضح و روشن بوده و انگليس و فرانسه هم همين نظر را دارند كه غني سازي حق مسلم هيچ كشوري نيست. آلمان، ژاپن، برزيل، آرژانتين و كشورهايي كه در حال حاضر صنايع مهم غني سازي دارند و در بازار دنيا مشغول فروختن مواد غني سازي شده هستند نظرشان مانند ايران است. همان طور كه روسيه و چين نظرشان اين است كه هر كشوري كه فناوري لازم را دارد غني سازي كند به شرط اينكه در سطح پايين و مقاصد صلح آميز باشد؛ بنابراين، اين تفاوت ديدگاه است.

در برجام چه چيزي پيش بيني شده؟ از ديدگاه ايران، برجام حق و اقرار به اين حق را به رسميت شناخته؛ چون برجام پذيرفته است كه ايران در سطح محدود غني سازي داشته باشد و ممنوع نشده؛ ضمن اينكه هم از نظر زماني و هم عملكرد محدود است. بعد از 8،10، 15و در نهايت، 20 سال، باز ايران امكان اين را خواهد داشت كه در هر سطحي بتواند غني سازي بكند و وارد بازار بين المللي خريد و فروش مواد غني شده باشد؛ بنابراين، ايران اين نظر را دارد كه حقش در برجام شناخته شده است.

آمريكا (جان كري): به نظر آمريكا هيچ تغييري در اين مسأله نكرده است، ميان به رسميت شناختن حق غني سازي و اقرار به موجود بودن يك برنامه، تفاوت وجود دارد. آمريكا اقرار كرده نه به رسميت شناخته و براي اينكه اين حق به رسميت شناخته نشود و ديگر كشورهاي جهان سوم اين ادعا را نكنند، در قطعنامه ي 2331 شوراي امنيت آمده است: هيچ چيز در اين برجام ايجاد به سابقه نخواهد شد.

موضوع دوم: دسترسي به تأسيسات و اطلاعات هسته اي در ايران: كه موضوع حساسي است به عنوان مثال آيا آژانس بين المللي انرژي اتمي به موجب پروتكل الحاقي و ترتيبات فرعي امكان اينكه هر جايي دلش خواست را بگردد و با هر كي دلش خواست مصاحبه كند. طبق اين مقررات قبلي ايران مجاز بود خودش تعيين كند كه با چه كسي مصاحبه نمايد و بازرسان كجا را ببينند و كجا را نبينند. آيا برجام اين امكان را مي دهد يا نه؟

خواسته ي 1+5: در طول مذاكرات اين بود كه ايران پروتكل الحاقي را اجرا كند كه به مراتب امكانات وسيع تري به ايران مي دهد و تصويب كند. نه اينكه فقط بگوييد اجرا مي كنيم بايد تصويبش كنند. ايران در برجام متعهد شده است پروتكل الحاقي را به طور موقت اجرا كند و پس از 8 سال ( سال 1402) سعي نمايد تصويبش كند. از نظر حقوقي ايران نمي تواند مجلس را متعهد كند مسأله ي تصويب كردن پروتكل وظيفه ي مجلس در ايران است. مذاكره كنندگان ايران گفتند سعي ما اين است مجلس را قانع كنيم كه در سال1402 اين پروتكل را تصويب كند؛ ولي خودمان عملاً اين كار را عملي و اجرا مي كنيم. امروز 128كشور به پروتكل الحاقي پيوسته اند و همان دسترسي را به تأسيساتشان داده اند كه ايران هم داده است. خواسته ي 1+5 فقط پروتكل نيست و چون سوءظن زياد نسبت به ايران بود، خواسته ي غرب دسترسي سريع بود؛ يعني هم پروتكل الحاقي و هم آمريكا اصرار به دسترسي سريع و عميق تر و نيز دسترسي در همه جا و هم زمان دارند. در برجام سيستم پيش بيني شده همه جا و هم زمان نيست و خيلي بيش تر از پروتكل الحاقي هم هست كه جزئيات آن در ضميمه ي اوّل برجام مشخص شده است. به طور خلاصه مفهوم آن اين است كه اولاً بازرسي شامل بازرسي آژانس و ديگري بازرسي خود 1+5 است كه آژانس را موظف به بازرسي مي كند. به هر حال، ترتيبات پيش بيني شده اين است كه اگر آژانس تقاضاي دسترسي از يك محل غير اعلام شده بكند و ايران به هر دليلي آن را رد كند، ظرف 24 روز (24 ساعت وقت پاسخگويي ايران)، خطر اقدامات تنبيهي از جمله قطعنامه هاي تحريمي جديد شوراي امنيت وجود دارد.

كميسيون مشترك مي تواند با اكثريت 5 رأي از 8 رأي به ايران پيشنهاد كند كه درخواست بازديد را بپذيرد؛ ولي با توجه به اين شرايط كه برجام دارد و پيشينه ي اين برنامه كه برداشت همه ي كساني كه اين سند را خوانده اند اين است كه با توصيه ي كميسيون مشترك (اجماع)، ايران موظف است اين كار را انجام دهد و اين وضعيت تا 15سال ديگر از زمان اجرايي شدن برجام ادامه دارد.

سوم: وضعيت حقوقي برجام

وقتي اين سند صادر شد، تعدادي از نمايندگان مجلس ايران و مجلس سناي آمريكا معتقد بودند برجام يك معاهده ي حقوقي بين الملل و الزام آور است و علّت اصرارشان اين بود كه اگر برجام، پيمان حقوقي بين الملل باشد، طبق قانون اساسي ايران بايد به تصويب مجلس برسد. بنابراين مجلس است كه حرف آخر را مي زند و در آمريكا هم به تصويب كنگره برسد. هم دولت آمريكا و هم دولت ايران اعلام كردند كه اين گونه نيست و اين توافق سندي سياسي است؛ البته اين برداشت نيز صحيح است؛ امّا چرا اين سند سياسي است؟ 1) هدف و نيت طرفين مذاكره، ايجاد حقوق و وظايف جديد براي ايران نبوده است؛ ايران نه حق جديدي و نه وظايف جديدي پيدا كرده است. ايران به وظايفي كه از قبل داشته و در پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي آمده موظف است. در واقع، نيت اصلي، تضمين اجراي تعهدات ايران مطابق آن 4 سند قبل بوده است. 2) اسم آن توافق نامه است كه به انگليسي پلن يا برنامه گفته مي شود. برنامه ي اقدام، بنابراين، صحبت از معاهده ي حقوقي نيست. 3) زبان اين سند است؛ كاملاً بديهي است كلماتي به كار برده شده كه در محاوره ي سياسي بحث مي شود و شركت كنندگان در اين مذاكرات از زبان غير حقوقي استفاده مي كنند.

مسأله ي ديگر، ظرفيت حقوقي طرفين است. اين دعوا بين چه كساني است؟ ايران از يك سو به عنوان عضو پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي است و از سوي ديگر، آژانس بين المللي كه مسؤول اجراي اين پيمان مي‏باشد؛ بنابراين، پنج كشور ديگر در واقع مساعي جميله كردند كه خودشان وساطت كنند كه مسأله حل شود و دعوا را بين دو طرف حل كردند. بنابراين نمي توانستند آژانس يا شوراي امنيت را در مقابل ايران متعهد كنند، هيچ كدامشان اين حق را نداشتند

نتيجه ي نقض برجام چيست؟ اگر در حقوق يك معاهده را نقض كنيد، مسؤوليت خواهيد داشت، مسؤوليت بين المللي. در اينجا اگر برجام نقص شود از سوي آمريكا يا ايران هيچ مسأله ي حقوقي پيش نخواهد آمد و فقط اوضاع به حالت قبل از برجام بر مي گردد ايران شروع به غني سازي و آمريكا و شوراي امنيت شروع به تحريم ها مي كنند. احتمالاً اختلاف و تهديد ... ولي تشكيل دادگاه و گرفتن غرامت در كار نيست؛ به دليل اينكه برجام يك سند سياسي است نه حقوقي.

چهارم: مكانيسم حل اختلاف: ساز و كاري بي نظير در حقوق بين الملل كه سابق هم چنين چيزي نداشتيم در صورت عدم اجرا از سوي يكي از طرفين، موضوع به كميسيون هشت نفري برجام ارجاع داده مي شود كه پانزده روز وقت دارند با اكثريت ۵ نفر حل كنند؛ در غير اين صورت، هر يك از طرفين مي‌توانند موضوع را به وزراي خارجه اين ۸ كشور محول كنند و در سطح وزيران دنبال شود و ۱۵ روز وقت دارند براي راه حل. هم زمان با رجوع به وزيران خارجه مي شود موضوع را به يك شوراي بين المللي محول كرد يك گروه مشورتي سه نفره، يك نماينده ي ايران يك نماينده ي آمريكا و نفر سوم كه 15 روز وقت دارند وقتي اين ها يا وزيران خارجه نظر دادند، كميسيون مشترك ۵ روز وقت دارد يك توصيه براي حل قطعي اين قضيه بكند اگر بعد از ۱۵ روز به نتيجه نرسيد، طرف شاكي يا هر طرف از ۸ نفر مي توانند موضوع را به شوراي امنيت محول كنند و شوراي امنيت موظف است يك قطعنامه ي جديد به پيشنهاد شاكي يا هر كس ديگري و حتي رئيس شوراي امنيت صادر كند. موضوع قطعنامه ي جديد چيست؟ موضوع قطعنامه ي جديد اين است كه تمام آن تحريم ها كه عليه ايران بوده و برداشته شده است، در آينده هم برداشته شده بماند؛ يعني اوضاع همين طور كه هست بماند. اين موضوع قطعنامه ي جديد است اگر وتو شود، اين وضع برداشتن تحريم ها نبايد ادامه پيدا كند تحريم ‌هاي قبلي بايد مجدد اعمال شود. خطر چيست؟ آمريكا الكي بهانه بياورد و درخواست بازديد كند و ايران قبول نكند و اختلاف به جايي برسد كه اين مراحل طي شود و كميسيون مشترك نتواند تصميم بگيرد و آمريكا مطابق برجام به شوراي امنيت ارجاع دهد و پيشنهاد جديد داده شده را آمريكا وتو كند و در نتيجه به طور اتوماتيك تمام تحريم ها برگشت داده شود. از نظر تئوري اين كار امكان پذير است؛ امّا از نظر عملي مشكل مي باشد؛ چون به هر حال چند كشور ديگر درگير هستند و واقعيت هاي سياسي دنيا طوري مي باشد كه خيلي بعيد است بدون اينكه واقعاً نقض جدي وجود داشته باشد، بشود از اين مكانيسم استفاده كرد. ولي به هر حال اين مكانيسم به عنوان يك شمشير داموكلس يا چماق بالاي سر ايران است براي اينكه مطمئن شوند كه ايران خطا نكند و به اجراي برجام ادامه دهد.

اين نشست با پرسش و پاسخ دانشجويان و اساتيد پايان يافت.


   تاریخ: ۱۰:۰۷ - ۳۰/۰۲/۱۳۹۶   بازدید: ۶۲۵

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)