روابط عمومی دانشگاه شیراز
سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷

برگزاري سمينار نيم روزه ي ميراث جهاني هخامنشيان در دانشگاه شيراز
 
سمينار نيم روزه ي ميراث جهاني هخامنشيان با حضور دكتر سيد علي اكبر صفوي، قائم مقام رئيس و معاون برنامه ريزي و توسعه‌ي دانشگاه شيراز؛ دكتر قاسم حبيب آگهي، معاون پژوهشي دانشگاه و جمعي از اساتيد و دانشجويان اين دانشگاه، در تالار دكتر مصطفوي برگزار شد.
در ابتدا، قائم مقام رئيس دانشگاه شيراز ضمن عرض خير مقدم به ميهمانان خارجي و حاضران در سمينار گفت: گاهي اوقات سكوت و آرام بودن دانشگاه شيراز يا دانشگاهيان شيراز، اين توهم را ايجاد مي كند كه در دانشگاه خبري نيست و كاري غير از تدريس دروس وجود ندارد. امّا اين انتقاد وارد هم هست كه دانشگاه بايد حضور بيشتر و فعال تري داشته باشد.
دكتر سيد علي اكبر صفوي افزود: يكي از بخش هايي كه زحمات زيادي در دانشگاه مي كشد و در تاريخ و كشور ما نقش آفريني داشته و خواهد داشت، بخش تاريخ است و سكوت اين دوستان به معناي كمتر در صحنه بودن آن ها نيست.
وي خاطرنشان كرد: ما با همكاري معاونت پژوهشي دانشگاه و بخش تاريخ و با توجه به مباحث تاريخي و گردشگري كه در استان مطرح هست و روز به روز هم افزايش مي يابد، لزوم برگزاري چنين سلسله برنامه هاي تاريخي با همكاري ساير دوستان و در مباحث مختلف مطرح نموديم و شروع اين مباحث با موضوع امروز كه ميراث هخامنشيان است آغاز شد.
دكتر احمد فضلي نژاد، رئيس بخش تاريخ هم به جايگاه پارسيان در انديشه ي تاريخي اروپا پرداخت و گفت: ميراث باستاني ايران نتيجه ي تلاش تمدن ساز زنان و مرداني است كه طي سفري چند هزار ساله، انبوهي از داشته ها و پنداشت هاي خود را براي آيندگان بر جاي نهادند. از جمله اقوام متعدد اين سرزمين، پارس ها هستند كه توانستند پهناورترين امپراتوري جهان را برپا سازند و موزائيكي از فرهنگ ها و هنرهاي تمدن هاي همجوار را خلق نمايند. آنچه از ميراث پارسيان بر جاي مانده است، خود گوياي جايگاه تمدني آن هاست. امّا جايگاه آن ها از منظر تاريخ نگاري اروپاييان، از يونان باستان تا دوران جديد چگونه بوده است؟
اين استاد دانشگاه شيراز افزود: به طور كلي دو گرايش مهم در انديشه ي يوناني نسبت به پارسيان بازتاب يافت كه متأثر از روند تحولات سياسي و فرهنگي و شكل گيري دو تمدن ايراني و يوناني در جهان باستان بود: گرايش اوّل، در سپهر فلسفي جهان، يوناني پرورش يافت كه تحسين كننده ي فرهنگ و شيوه ي فرمانروايي ايرانيان و حتي متأثر از آن بود. سقراط، افلاطون و گزنفون، نمايندگان برجسته ي اين گرايشند.
دكتر فضلي نژاد اظهار داشت: افلاطون به نقل از سقراط، از نژاد والاي ايرانيان و فرمانروايان آن سخن مي گويد. سقراط از عظمت و فضيلت حاكمان ايراني ياد كرده و چگونگي تربيت شاهزادگان ايراني را توصيف مي نمايد. افلاطون، پادشاهي كوروش و داريوش را الگوي فرمانروايي نيك انديش براي مردم دانسته و به شكوهمندي ايران در دوران فرمانروايي آن ها اذعان مي كند. گزنفون از آداب و تربيت ايرانيان به نيكي ياد مي كند و كوروش را داراي فطرت نيك مي داند.
رئيس بخش تاريخ خاطرنشان كرد: گرايش دوم در حوزه ي تاريخ نگاري يوناني و متأثر از تحولات سياسي معاصر بود و ايرانيان را سرور بربرها و مظهر استبداد شرقي تلقي مي كرد. جنگ هاي ميان ايرانيان و يونانيان تأثير تعيين كننده بر روند تقابل شرق و غرب در ذهن تاريخي يونانيان گذاشت. هرودوت نمونه ي كامل بازتاب دو پارگي شرق و غرب، ايران و يونان در ذهن تاريخي يوناني هاست.
وي در پايان اضافه كرد: تبادلات و روابط گسترده ي ميان فرهنگي در جهان كنوني مي تواند فرصتي براي ملّت هاي باستاني فراهم سازد تا در بازار فرهنگي جهان افزون بر عرضه ي داشته هاي تاريخي و تمدني خود، به توليد ثروت و افزايش قدرت و امنيت ملّي بپردازند.
دكتر مصطفي نديم، مدير مركز موزه ها، باغ ها و فضاي سبز دانشگاه شيراز و عضو هيأت علمي بخش تاريخ نيز در خصوص كوروش و اخلاق در جنگ سخناني ايراد كرد.
وي گفت: در تقسيم بندي تاريخ بشري، ابزار مهم است و زماني كه وارد عصر آهن مي شويم، تمدن بشري دچار تحولات بسياري مي گردد و كشورگشايي ها براي نخستين بار شكل مي گيرد. ريشه ي شكل گيري عصر امپراتوري ها در تحولي هست كه در ابزار به وجود مي آيد. عصر امپراتوري در واقع عصر جنگ هاست. لازمه ي يك امپراتوري و حيات آن به جنگ وابسته است.
دكتر نديم افزود: وقتي از تمدن آشوريان نام برده مي شود، مشاهده مي كنيم كه با بي رحمي با مردم رفتار مي شده است. آشوريان رفتار بسيار بدي با ملل مغلوب داشتند و همراه با خونريزي و كشتار، ويراني ها و خرابي ها بوده است؛ امّا در مقابل، از تمدن ايران و ايراني و از كوروش با عنوان حاكميت ايران و حاكميتي جديد ياد مي كند كه الگوي اخلاق در جنگ بود. در جنگ هايي كه بين كوروش و ديگر تمدن ها بوده، يك اتفاق جديد مي افتد و رفتار غالبان با مغلوبان بر اساس كشتار و خونريزي وحشيانه و بي رحمانه نيست؛ بلكه به عبارتي يك سياست بزرگ و بر اساس تسامح مذهبي است. از كوروش به عنوان كسي ياد مي شود كه در جنگ ها اخلاق را رعايت مي كرده. روايات مي گويد: كوروش با سياست هاي مذهبي كه به كار مي گيرد، از جنگ هاي متعدد جلوگيري مي كند. گزنفون از حكومت كوروش با عنوان يكي از بهترين حكومت ها ياد مي كند.
اين استاد دانشگاه شيراز خاطرنشان كرد: كوروش يك حاكم خوب و يك سياستمدار بزرگ بوده؛ امّا يك انسان كامل هم نبوده است. با همه ي معايب و محاسن، در كل يك حاكم خوب بوده است و افراط و تفريط در اينكه از او چهره ي فوق انساني ساختن يا نسبت دادن به گروه هاي منفور جهاني اشتباه است. در واقع مي توان گفت يكي از ميراث هاي بزرگ به جا مانده از هخامنشيان، همان اخلاق در جنگ هاست.
دكتر عسكري، رئيس دانشگاه هنر و عضو هيأت علمي بخش تاريخ هم در اين سمينار در خصوص پژوهش هاي باستان شناسي مشترك و دستاوردهاي علمي از منابع هخامنشي كه با همكاري بين دانشگاه شيراز و دانشگاه بولونياي ايتاليا و سازمان ميراث فرهنگي فارس انجام شده سخن گفت و خاطرنشان كرد: از روش هاي نوين علوم انساني و علمي براي شناخت مسائل هخامنشي در اين كاوش ها استفاده شده است.
وي افزود: از هزاره ي سوم قبل از ميلاد جنوب غرب ايران اهميت بسياري داشته و دولت ها ي منطقه اي بسياري در ايران شكل گرفته است كه محصول همه ي آن ها هخامنشيان مي باشد و قلب اين امپراتوري پارسه و پاسارگاد است. تمدن هخامنشي شامل منشأ فرهنگي و آثار فرهنگي است كه بخشي از آثار فرهنگي هخامنشيان در ايران و بخش زيادي از آن در كشورهاي ديگر مي باشد؛ امّا منشأ فرهنگي آن بسيار حائز اهميت است كه در ايران و در پاسارگاد و پارسه روي مي دهد.
اين استاد دانشگاه شيراز اضافه كرد: ميراث به جا مانده از هخامنشيان يك ميراث شاهكار مي باشد كه در نظام معماري آن نهفته است.
در ادامه، پروفسور فرانچسكو كاليري، استاد باستان شناسي دانشگاه بولونياي ايتاليا، يافته هاي معماري از كوروش تا داريوش در پاسارگاد را مورد بررسي قرار داد.
وي گفت: هيأت باستان شناسي مشترك ايران و ايتاليا، دانشگاه شيراز و بولونيا كه از سال 2008 تاكنون در منطقه ي پارسه فعاليت باستان شناسي انجام مي دهند، در حقيقت، فعاليت خود را از سال 2005 در منطقه ي پاسارگاد و دقيقاً در دره ي تنگ بلاغي آغاز كردند.
پروفسور كاليري افزود: فعاليت هاي باستان شناسي بعدي نيز در بناهاي هخامنشي تل تخت پاسارگاد انجام گرفته است كه اين بنا در زمان كوروش هخامنشي به عنوان مكان انجام مراسم تشريفاتي استفاده مي شد و سپس توسط داريوش به دژي محكم تبديل گرديد. گروه باستان شناسي ايران و ايتاليا يك كاوش مقدماتي در تل تخت انجام دادند كه منجر به شناسايي 9 مرحله ي سكونت شد.
اين استاد باستان شناسي دانشگاه بولونياي ايتاليا در ادامه به تفسير منابع تاريخي (مقبره و زندان) و همچنين نوع كار با سنگ و نمادنگاري (كاخ ها)؛ مقبره ي كوروش؛ زندان سليمان؛ كاخ هاي پرديس (باغ سلطنتي) و دروازه هاي كاخ پاسارگاد پرداخت.
دكتر جوليان كويني، سرپرست بخش ايران شناسي موزه ي لوور پاريس هم به بررسي ميراث تمدني هخامنشيان و 150 سال تحقيقات باستاني كاخ داريوش در شوش پرداخت.
وي گفت: شوش به عنوان يكي از پايه هاي پادشاهي هخامنشي محسوب مي شود. يكي از چندين مجموعه ي با شكوه معماري مانند پاسارگاد و تخت جمشيد بنايي كه به عنوان مركز حكومتي منطقه ساخته شد، جايي براي سكونت پادشاه و خاندان سلطنتي و محلي براي جشن گرفتن و به رخ كشيدن قدرت امپراتوري سلسله ي هخامنشي بود.
دكتر كويني افزود: شوش نخستين بار بين سال هاي 1852 تا 1853ميلادي در مكان واقعي خود شناسايي شد و حفاري هاي انجام گرفته در تپه اي كه از آن پس به تپه ي آپادانا معروف گرديد، بقاياي كاخ عظيم هخامنشي را آشكار ساخت كه به آثار به جاي مانده از تخت جمشيد شباهت دارد.
سرپرست بخش ايران شناسي موزه ي لوور پاريس اظهار داشت: انتخاب شوش احتمالاً به خاطر موقعيت استراتژيكي مناسب آن در قلب قلمرو پادشاهي بوده است. افزون بر اين، شوش، يك سمبل سياسي مهم هم به شمار مي آمده است.
وي اضافه كرد: چنين به نظر مي آيد كه كاخ هخامنشي شوش به عنوان يك سايت باستان شناسي عظيم تا شناسايي كامل فاصله ي بسياري دارد و سؤالات بي شماري در مورد آن هنوز بي پاسخ مانده است. در پايان اين سمينار، از سوي معاونت پژوهشي دانشگاه شيراز هدايايي به رسم يادبود به پروفسور كاليري و دكتر كويني اهدا شد.
عكس هاي بيشتر مرتبط با اين خبر در آرشيو الكترونيكي روابط عمومي دانشگاه شيراز موجود است.
http://gallery.shirazu.ac.ir



   تاریخ: ۰۹:۰۵ - ۰۶/۰۸/۱۳۹۶   بازدید: ۶۱۷

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)