روابط عمومی دانشگاه شیراز
پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷

روايت خواندني ماجراي 13 آبان ماه سال 58 از عضو هيات علمي دانشگاه شيراز و دانشجوي پيرو خط امام
 
به گزارش روابط عمومي دانشگاه شيراز؛ محمد هاشم پور يزدان پرست، از دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (ره) و عضو هيئت علمي دانشگاه شيراز به تشريح تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام پرداخت.
-جريان تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام از كجا كليد خورد؟
پور يزدان پرست: آبان سال ۱۳۵۸ محمدرضا شاه به بهانه درمان به پيشنهاد راكفلر كه جزو بانكداران بزرگ آمريكا بود به آمريكا منتقل شد. با انتشار خبر انتقال شاه به آمريكا و پناهنده شدن وي، امام در سخنراني هايشان شديداً اين اقدام آمريكا را موردحمله قراردادند.

هنوز آب ها از آسياب نيفتاده بود كه مغرب روز عيد قربان يعني دهم آبان ۵۸، آيت الله قاضي، امام جمعه تبريز كه دو هفته قبل جلوي وابستگان به آمريكا در تبريز ايستاده و شورش مسلحانه آنان و تسخير استانداري و صداوسيماي اين استان را با شكست مواجه كرده بود، توسط گروهك تروريستي فرقان كه نوك حمله گروه هاي ضدانقلاب بود، غريبانه ترور شد، اين در حالي بود كه عوامل آمريكا در كردستان 70 تن از ارتشيان غيور را در همين روز در كميني در جاده سردشت به شهادت رسانده بودند و امام (ره) با موضعي محكم تر از قبل در يك سخنراني از دانشجويان و طلاب خواستند كه حملات خود را گسترش دهند.

امام با اين سخنراني راه اصلي را نشان داد، جايي بهتر از سفارت به نظر نمي آمد. كجا بهتر از سفارت آمريكا، كانون تمام دشمني ها و فتنه ها. دست آمريكا براي ما رو شده بود. مي دانستيم كه آن ها با به آشوب كشاندن فضاي داخلي كشور و راه انداختن غائله كردستان، تركمن صحرا و خوزستان و تأييد و حمايت از گروه هاي تروريستي فرقان و منافقين درصددند كه با گل آلود كردن آب به منافع و مقاصد فريب كارانه خود برسند.

آمريكا آن قدر پايش را از گليم خود درازتر كرده بود كه مجلس سنايش به اعدام «ثابت پاسال» صهيونيست به دليل اقدامات مفسدانه اش در زمان طاغوت شديداً اعتراض كرد و جالب بود انگار خودش را همه كاره ايران مي دانست. اين شد كه ما تصميم گرفتيم كه با اشغال سفارت آمريكا ريشه تمامي اين دخالت ها و دشمني ها را از جا بكنيم.
-با اين حساب طرح اوليه تسخير سفارت آمريكا توسط چه كساني مطرح شد؟

پور يزدان پرست: پيشنهاد اين برنامه از طرف يكي از دانشجويان دانشگاه شريف و مبارزان زمان انقلاب، به نام ابراهيم اصغر زاده مطرح شد و وقتي اين مسئله بين دانشجويان دانشگاه شريف و اميركبير عنوان شد تا حدودي به نتيجه رسيديم و سپس دانشجويان انجمن اسلامي دانشگاه هاي تهران و دانشگاه ملي (شهيد بهشتي امروز) هم در جريان كار قرار گرفتند.

شناسايي هاي لانه جاسوسي و سازمان دهي ها انجام شد و نهايتاً روز 13 آبان كه اولين سالگرد كشتارجمعي از دانش آموزان توسط رژيم شاه در سال ۵۷ بود، براي اين كار در نظر گرفته شد.

از سوي ديگر حضرت امام و مراجع هم بيانيه هايي مبني بر شركت در راهپيمايي هاي عظيم و گسترده در اين روز صادر كرده بودند و شركت انبوه مردم در راهپيمايي 13 آبان پوشش خوبي براي اين اقدام مي توانست باشد. روز سيزده آبان ساعت 10صبح با گروه انبوهي از دانشجويان دختر و پسر در خيابان بهار، چهارراه طالقاني تجمع كردند و همراه با سيل جمعيت كه براي راهپيمايي آمده بودند، به سمت سفارت حركت كردند.
-از لحظه ورودتان به سفارت بگوييد، افراد حاضر در آنجا نسبت به حضور شما چه عكس العملي داشتند؟

پور يزدان پرست: اولين كساني كه وارد سفارت شدند شهيد مهدي رجب بيگي و محسن وزوايي بودند. خانم هاي دانشجوي خط امام آهن برهايي در زير چادرهايشان مخفي كرده بودند و در آنجا در اختيار ساير دانشجويان قراردادند و به وسيله آن ها به راحتي قفل و زنجيرهاي درب سفارت بريده شد و دانشجويان توانستند وارد محوطه لانه جاسوسي شوند.

ساختمان لانه جاسوسي بسيار وسيع و داراي ساختمان هاي متعدد بود. تمام ساختمان ها به جز ساختمان مركزي در همان لحظات اول به تصرف دانشجويان درآمد، اما نسبت به ورود ما به ساختمان مركزي سفارت مقاومت شد، تقريباً سه ساعت طول كشيد تا جاسوسان و مأموران آمريكايي تسليم شدند و دانشجويان وارد ساختمان مركزي شدند. اين ساختمان عرض كم ولي طولي حدود 100 متر داشت.

اتاق كار سفير، اتاق مخابرات، اتاق اسناد و سالن مذاكرات، همه داخل اين ساختمان بود. اتاق اسناد و مخابرات در قسمت شرقي ساختمان قرار داشت. يك در گاوصندوقي هم داشت كه يك دوربين بالاي آن نصب شده بود و تردد افراد را كنترل مي كرد. وقتي وارد اتاق شديم با صحنه هايي روبه رو شديم كه اصلاً انتظارش را نداشتيم. ريزفيلم ها و مدارك زيادي زير دستگاه ها پودر و اسنادي هم با يك دستگاه خردكن رشته رشته شده بودند.

يك سري اسناد هم به صورت «رمز شده» روي كاست هايي كه روي كامپيوتر نصب مي شد به دست ما افتاد كه بعدها رمزگشايي شد. بعداً دوستان دست به كار شدند و تمام اسناد رشته رشته شده را كنار هم چيدند و بازسازي شان كردند كه كار ساده اي نبود، اما به همت و حوصله بچه ها اسناد بازسازي و ترجمه شد و با اجازه حضرت امام اكثر اين مدارك افشا شد و مردم در جريان آن قرار گرفتند.

-بعد از ترجمه با چه اسنادي روبه رو شديد؟

پور يزدان پرست: بيشتر اسناد و مدارك غير از وابستگان شاه و نظام او سرمايه داران ايراني وابسته، مربوط به اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي بود؛ مداركي از تيمسار مدني، استاندار خوزستان، رحمت الله مقدم مراغه اي، ناصر ميناچي، عباس امير انتظام، هدايت الله متين دفتري، نوه دختري مصدق و خسرو قشقايي كه به دست ما افتاد و منتشر شد.

ما چون اعلام كرديم كه اسناد سفارت دست ما افتاده، به همين خاطر احزاب و گروه هايي كه با لانة جاسوسي همكاري مي كردند، براي حفظ ظاهر و واهمه اي كه از انتشار اسناد مربوط به خودشان داشتند شروع كردند به حمايت از ما. تقريباً همه گروه هاي ضدانقلاب حامي ما شده بودند! حتي همين نهضت آزادي ضمن حمايت از ما خواستار قطع رابطه با آمريكا شد كه الآن خودشان كار سي سال پيششان را رد مي كنند، آن موقع آن قدر كاسه داغ تر از آش شده بودند كه در اطلاعيه شماره نوزدهشان، مدام دم از قطع روابط با آمريكا مي زدند يا مثلاً سازمان منافقين خلق، منافقانه از ما حمايت مي كرد و حتي مسعود رجوي براي ديدار با دانشجويان و بازديد از سفارت آمده بود، اما به نظر مي رسيد كه اين ديدار فقط يك حربه تبليغاتي و براي وجهه بخشيدن به عملكرد خودشان بود؛ لذا دانشجويان به او اجازه ورود ندادند.

همين سازمان مجاهدين كه آن موقع مدام در اطراف سفارت شعارهايي در حمايت از ما سر مي دادند، مدت كوتاهي بعد از تسخير، مهدي رجب بيگي كه از فاتحان اوليه سفارت بود را ترور كردند.

- بعد از تسخير لانه جاسوسي عكس العمل و برخورد مسئولان كشور با شما چگونه بود؟

پور يزدان پرست: با انتشار خبر اشغال لانه، بلافاصله تماس هاي دولت موقتي ها با ما آغاز شد. مرتباً تماس مي گرفتند و ما را تهديد مي كردند و مي گفتند:« يك مشت بچه رفته ايد سفارت آمريكا را گرفته ايد كه چه بشود؟! يك مملكت را به هم ريخته ايد آنجايي را كه شما گرفته ايد سفارت يك ابرقدرت مثل آمريكاست! شما با چه جرئتي پايتان را توي كفش آمريكا كرده ايد. دست از تسخير آن برداريد وگرنه نيرو مي فرستيم و اخراجتان مي كنيم و فلان مي كنيم و بهمان مي كنيم.» البته اين فشار دولت موقت دوسويه بود، همان طور كه به ما فشار مي آوردند، امام (ره) را هم تحت فشار گذاشته بودند كه كار ما را تأييد نكنند تا اينكه كار كه به اينجا رسيد كه با آقاي موسوي خوئيني ها كه قبلاً با ايشان در جريان تسخير مشورت كرده بوديم، تماس گرفتيم و ايشان را در جريان اين تهديد ها قرارداديم و از ايشان خواستيم با امام(ره) تماس بگيرند و نظر ايشان را راجع به اين اقدام و ادامه آن جويا شوند.

- با توجه به بي اطلاعي امام(ره) از اين اقدام شما، نگران عكس العمل امام و متشنج تر شدن اوضاع كشور نبوديد؟

پور يزدان پرست: اولين نگراني ما در همان ساعات اوليه كار همين بود كه آيا امام(ره) اين كار ما را مي پذيرند يا خير. البته وقتي به تحليل ذهني خودمان و موضع گيري هاي امام نسبت به آمريكا رجوع مي كرديم بعيد مي دانستيم امام(ره) اين كار ما را رد كنند. حداقل اگر تأييدمان نمي كردند توبيخ هم نمي شديم. علت آن هم اين بود كه امام از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي و شروع توطئه ها توسط عوامل آمريكاي با سخنان خود به افشاگري آمريكا و عوامل آن پرداخته بودند و اذهان را روشن نموده بودند و روز دهم آبان نيز خواسته بودند كه دانشجويان حملات خود به منافع آمريكا را گسترش دهند و خواستار بازگرداندن شاه به ايران شوند.

حاج احمد آقا، امام را در جريان قرار داده بودند و تقريباً نزديك مغرب پيام امام از طريق حاج احمد آقا به ما رسيد. امام خطاب به ما فرموده بودند كه «جاي خوبي را گرفته ايد. فقط مواظب باشيد آنجا را از دستتان درنياورند.» بعدها در سخنراني هايشان در مورد عملكرد دولت موقت فرمودند كه اين ريشه هاي فاسد مي خواستند جوانان ما را از سفارت بيرون كنند و از آنان به عنوان ريشه هاي فاسد يادكردند!

با رسيدن پيام امام(ره) انگار روحي تازه در كالبد تك تك بچه ها دميده شد. شور و شوقي وصف نشدني همه ما را در برگرفت. اين پيام، تمام آن اضطراب ها و دل نگراني هاي ما را از بين برد و ما عزم خود را جزم كرديم تا محكم تر از قبل روي مواضع خود بايستيم. ۲۴ ساعت بعد و پس از تأييد اعجاب انگيز مردم از اقدام ما، امام(ره) دوباره سخنراني كردند و آشكارا كار دانشجويان، مبني بر تسخير سفارت آمريكا را تأييد كردند. اين سخنراني حمايت هاي مردمي را مضاعف كرد، آقاي بهشتي، منتظري و اعضاي مجلس خبرگان قانون اساسي هم جزو اولين كساني بودند در همان ساعات اوليه تسخير در تأييد و حمايت ما سخن راني كردند و بيانيه صادر كردند.
- اشغال لانه جاسوسي چه مدت طول كشيد؟
پور يزدان پرست: ۴۴۴ روز

-در طول اين مدت امور داخلي سفارت چطور اداره مي شد، مسئوليت اداره امور با چه كسي بود؟

پور يزدان پرست: امور توسط يك گروه پنج نفرِ متشكل از رضا سيف الهي از دانشگاه شريف ، محسن ميردامادي از دانشگاه پلي تكنيك يا همان اميركبير فعلي، حبيب الله بي طرف از دانشگاه تهران، رحيم باطني از دانشگاه ملي و ابراهيم اصغر زاده از دانشگاه صنعتي شريف، مديريت مي شد و تعدادي از دانشجويان هم به عنوان شوراي بازو، آن ها را حمايت و ياري مي كردند هر از چند روزي نيز جلسات عمومي بود كه در امور مختلف با همه دانشجويان همفكري مي شد و نظر آنان پرسيده مي شد.

-در طول اين مدت نسبتاً طولاني شما چه مي كرديد؟

پور يزدان پرست: در طول اين۴۴۴ روز مسئوليت حفاظت از سفارت و تأمين امنيت گروگان ها با ما بود. طبق برنامه اي كه گذاشته بوديم، قرار بود هيچ يك از دانشجويان از سفارت خارج نشوند. كارها را تقسيم كرديم و هر كس مسئول انجام كاري بود. از روابط عمومي تا عمليات و تبليغات و ترجمه اسناد. كلاس آموزشي و فرهنگي نيز براي خودمان برگزار كرديم. يك دوره آموزش نظامي توسط افراد كلاه سبز ارتش كه جزو يگان ويژه بودند به فرماندهي مرحوم شهيد حسين شهرام فر براي دانشجويان برگزار شد. دو دوره تئوريك كه دو هفته طول كشيد مثل آموزش نقشه خواني و جهت يابي و حركت در شب و كمين و ضد كمين و غيره و يك دوره عملي. روزها هم آقاي خوئيني ها در ميان دونماز سخنراني مي كردند. در بالاي اتاق نگهباني درب ورودي لانه نيز دائماً سخنراني هاي گوناگون و دعاي كميل برگزار مي شد. در ماه رمضاني كه سفارت بوديم پاي درس تفسير قرآن آقايان حائري شيرازي و خوئيني ها نشستيم، حسين شريعتمداري هم كلاس تفسير دعاي ابوحمزه ثمالي داشت. مدت كوتاهي هم شيخ علي تهراني كلاس عقيدتي داشت كه بيش از شش هفت جلسه طول نكشيد و با موضع گيري او عليه انقلاب با ايشان قطع رابطه كرديم.

- گروگان ها چند نفر بودند؟

پور يزدان پرست: گروگان ها در ابتدا ۶۲ نفر بودند كه بعد ها به فرمايش حضرت امام (ره) چند نفر از خانم ها و افراد سياه پوست آزاد شدند. البته از خانم هاي آمريكايي ۳ نفر و از سياه پوستان يك نفرشان جاسوس بودنشان براي ما محرز شده بود و آن ها تا آخر ماندند.. مثلاً يكي از اين خانم ها مسئول ايرانيان عضو سازمان سيا بود كه كارت شناسايي اش دست ما افتاده بود و هيچ جور نمي توانست منكر جاسوس بودنش شود.

دو نفر هم در طول محاصره به دليل بيماري آزاد شدند و نهايتاً ۵۲ گروگان به مدت ۴۴۴ روز در اختيار ما بودند.

-اين گروگان ها كجا نگه داري مي شدند؟

پور يزدان پرست: لانه جاسوسي به خاطر داشتن امكانات لازم و اتاق هاي متعدد، مناسب ترين جا براي نگه داري آن ها بود؛ اما بعد از واقعه طبس، ما براي اين كه اميد آمريكايي ها را براي تهاجم مجدد قطع كنيم تعدادي از گروگان ها را با همراهي تعدادي دانشجويان به شهرهاي گوناگون مثل يزد و شيراز و خرمشهر و مشهد منتقل كرديم.
-چند نفر از دانشجويان پيرو خط امام در طول هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسيدند؟

پور يزدان پرست: دانشجويان شهيد پيرو خط امام در طول هشت ساله دفاع مقدس۳۳ نفر بودند. مهدي رجب بيگي هم كه پنج مهر سال۵۹ توسط منافقين ترور شد. شهيد محسن وزوايي فرمانده تيپ محمد رسول الله، شهيد عباس وراميني رئيس ستاد لشكر محمد رسول الله، شهيد حسين بسطامي فرمانده سپاه سوسنگرد، شهيد كميل ميرزا زاده فرمانده سپاه بوكان، شهيد فضل الله عابديني كه اولين شهيد دانشجويان خط امام بود، شهيد حسن سيف، شهيد مجيد صفايي، شهيدان فاضل و حاتمي كه در حماسه هويزه در كنار شهيد علم الهدي به شهادت رسيدند عبدالرحمن يا علي و مجيد مؤذن صفايي و دكتر ناصر رحيمي از دانشجويان پيرو خط امام بودند.
-پرونده لانه جاسوسي نهايتاً چگونه بسته شد؟

پور يزدان پرست: آمريكا در ابتدا مي خواست با برنگرداندن شاه و تحويل گروگان هايش قضيه را به نفع خودش تمام كند. لذا مدام وقت كشي مي كرد. و همين باعث طولاني شدن دوران اشغال لانه جاسوسي شد. به هر دست آويزي چنگ مي زد، مثلاً اموال ما را بلوكه كردند، تحريم و تهديد نظامي كردند، ما را در محاصره اقتصادي قراردادند، اما امام هر بار موضعي محكم تر در مقابل آمريكا مي گرفت. شايد بتوان گفت موج استكبار ستيزي ما زاييده همان دوران است. امام پس ازاينكه آمريكا مجبور شد شاه را اخراج كند امام موضوع گروگان ها را به مجلس كه تازه تشكيل شده بود سپردند. و نهايتاً مابقي گروگان ها پس از مذاكرات الجزاير و تعهد آمريكا به عدم دخالت در امور ايران و بازگرداند اموال بلوكه شده در۲۰ ژانويه ۱۹۸۱ آزاد شدند.

-و صحبت آخر راجع به ياران شهيدتان...

پور يزدان پرست: به قول شهيد آويني ما فكر مي كنيم شهدا رفته اند و ما مانده ايم، درحالي كه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است. خداوند امثال شهيدان محسن وزوايي و عباس وراميني و حسين بسطامي را با شهادت ماندگار كرد. شايد اگر شهيد محسن وزوايي الآن بود خدمت زيادي براي كشور انجام مي داد، ولي با شهادتش بود كه خط و راهش كه خط امام بود، جاودانه شد. شهدا راه را نشان دادند، حجاب ها را برداشتند و هدف غايي را نشان دادند. به قول شهيد مهدي رجب بيگي از دانشجويان پيرو خط امام كه به دست منافقين به شهادت رسيد: «ما مي رويم تا خط امام بماند».

آنان كه فكر مي كنند مانده اند و شهدا رفته اند و از چشم ما غايب شده اند و با جاسوسان آمريكايي ملاقات مي نمايند و به اين وسيله دانشجويان خط امام را به سازش كاري با آمريكا و پشيماني از اقدام تاريخي خود متهم مي سازند، در حقيقت با راه شهدا درافتاده اند و در اين مصاف يقيناً شهدا كه خون خود را نثار راه خدا و بيداري مردم مسلمان و مقاومت در برابر جهان خواران نموده اند، پيروز هستند و خط نوراني امام را براي تمام مظلومان تاريخ براي هميشه تاريخ الگويي جاودان قرار خواهند داد.

محسن وزوايي و ساير شهداي خط امام يك نفر نيستند، يك جريان هستند، همان گونه كه پشيمانان نيز يك جريان هستند كه در برابر ابرقدرت ها كه مظاهر دنياي فاني هستند احساس حقارت نموده اند و خط امام كه مظهر دنياي باقي و متصل به قدرت لايزال الهي هست را با اقدام خود به زير سؤال بردند.

شهداي دانشجويان پيرو خط امام تبلور وفاداري نسل روشنفكر مسلمان و انقلابي ما به خط امام(ره) بودند و پرچمي براي نسل ها كه راه را گم نكنند.
منبع خبر:
.
   تاریخ: ۱۴:۵۱ - ۱۳/۰۸/۱۳۹۷   بازدید: ۴۱۸

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)