روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸

نشست تخصصي " خوانش ايراني از منازعات منطقه اي و بين المللي "
 
به همت دانشكده حقوق و علوم سياسي، نشست تخصصي'' خوانش ايراني از منازعات منطقه اي و بين المللي'' با حضور اساتيد و دانشجويان در تالار حكمت برگزار شد.
اين برنامه با همكاري دانشگاه اطلاعات و امنيت ملي و با سخنراني دكتر شيباني سفير سابق ايران در سوريه و لبنان، دكتر ناصح معاون پژوهشي دانشگاه اطلاعات و امنيت ملي پرديس جنوب، دكتر قرشي مدير گروه علوم سياسي و دكتر صالحي عضو هيات علمي بخش علوم سياسي ترتيب يافت.
سخنران اول اين نشست دكتر شيباني سفير سابق كشورمان در سوريه و لبنان و مشاور وزير امور خارجه بود. وي اظهار داشت: دانشگاه ها مي توانند به دستگاه هاي اجرايي در حل چالش ها و مسائل پيچيده اي كه در حال حاضر جامعه جهاني و به ويژه منطقه خاورميانه با آن روبرو هستند كمك هاي موثري كنند.
دكتر شيباني گفت: بنده در ۵ سال اول شروع بحران سوريه در آنجا به عنوان سفير حضور داشتم. خاورميانه يا غرب آسيا يكي از مهمترين منطقه هايي كه با بيشترين چالش ها مواجه است، حدود ۸ درصد از جمعيت جهان را دارد ولي با اين ۸ درصد يك منطقه بحراني است، ۶۷ درصد كشته ها از درگيري ها و منازعات در اين منطقه وجود دارد، ۳۳ درصد از آوارگان و ۵۰ درصد از حملات تروريستي و ۶۰ درصد از قربانيان تروريسم در اين منطقه است كه اين خود حاكي از اين است كه منطقه اي سرشار است بي ثباتي و ناامني است.
منطقه غرب آسيا يا خاورميانه در چند سطح دچار تغيير و تحول است اول نقش كارگزاري. دوم بخش ساختاري. برخي معتقدند نظم ساختاري جديدي در منطقه در حال شكل گيري است همه در تلاشند اين نظم را آنطور كه خودشان مي خواهند شكل دهند. من معتقدم كه بستر لازم براي آن نظمي كه خودمان دنبالش هستيم را مي توانيم فراهم كنيم. سوم سطح گفتمان: در منطقه دو گفتمان مسلط داريم اول گفتمان مقاومت در مقابله با گفتمان نظام سلطه و دوم گفتمان اسلام كه سه شاخه دارد: 1- اسلام ليبرال سكولار كه نماينده آن تركيه است. 2- اسلام راديكال كه نماينده آن عربستان است. 3- اسلام عقلاني كه نماينده آن ايران است. در حال حاضر رقابت نامحسوسي بين اسلام ليبرال سكولار و عقلايي وجود دارد.چهارم سطح تعاملي بين الملل بود كه دچار تحول شده مثلا يكسري نُرم هاي دخالت در امور داخلي كشورها و زماني ممنوع و ناپسنديده بود ولي الان به عنوان يك حق از طرف كشورها در حال انجام است و نرمهاي جديدي در حال وقوع مي باشد.
سه منبع توليد تروريسم در منطقه داريم، بدون ترديد عربستان سعودي از نظر پول و تفكر حامي و توليد كننده تروريسم است و رژيم صهيونيستي از عوامل ديگر توليد كننده تروريسم است. سوم عوامل خارجي از جمله آمريكا كه باعث ايجاد خلاء قدرت مي شود كه اين خلاء قدرت اجازه داده به قدرت هاي زير دست كه اين قدرت هاي خارجي ايفاي نقش كنند و همچنين رقابت هاي منطقه اي باعث بي ثباتي در منطقه شده است.
ما به عنوان جمهوري اسلامي ايران در مقابل اين وضعيت اولا به عنوان كنشگر در اين تحولات فعال بوده ايم و مي خواهيم نظم منطقه اي خود را جا بيندازيم و درست است كه چالش ها و هزينه هايي را براي ما تحميل كرده ولي فرصت هاي مطلوب را نيز براي ما ايجاد كرده است.
دوماً ايران رويكرد يك وجهي نداشته، رويكرد سياسي، رويكرد ژئوپلتيك، رويكرد استراتژيك، ايدئولوژيك و رويكرد فرهنگي هم داشتيم و در عين حال اين رويكردها واقع گرايانه و تدافعي بوده و دستاوردهايي هم به دنبال داشته به طوري كه تحليلگران سه نكته را در اين خصوص در مورد ايران عنوان مي كنند: اول ايران يك قدرت منطقه اي پذيرفته شده است، دوم ايران به عنوان ملاك حضور و نفوذ قدرت هاي بزرگ در منطقه بشمار مي رود، يعني لاجرم براي حضور در منطقه بايد از گذرگاه ايران عبور كنند.سوم انتخابي جز ايران ندارند، خيلي ها تلاش كردند خود را به جاي ايران به عنوان قدرت منطقه اي معرفي كنند.
چند مولفه براي اينكه چرا ما اين قدرت را داريم معرفي مي كنم: اول: عنصر رهبري ، دوم: حضور مردم، سوم: ايران داراي شبكه اي از بازيگران تأثيرگذار غيردولتي است، چهارم: امكانات بالاي جنگ نامتقارن، پنجم: ثروت ملي، ششم: امنيت مستقل، هفتم: هنر استفاده درست از اشتباهات دشمنان و رقبا.
سخنران دوم نشست دكتر ناصح معاون پژوهشي دانشگاه اطلاعات و امنيت ملي جنوب كشور بود كه به تبيين نگاه امنيتي به منطقه غرب آسيا پرداخت.
وي اظهار داشت: اگر در كشورهايي مانند سوريه و لبنان هزينه كنيم اين به نفع ما است و نبايد سطحي نگر به اين مسئله نگاه كنيم، نگاه ما بايد از بُعد منطقه اي و بعد بين المللي باشد. عربستان، بازيگري است كه در حال حاضر با ايران وارد جنگ نرم شده و هزينه مي كند وبه جاي صدام معرفي شده است. دو كشوري كه در برهم زدن آرامش و امنيت و آسايش خاورميانه نقش پر رنگي دارند، آمريكا و اسرائيل هستند. جمهوري اسلامي با رفتار ضد بشريت اسرائيل كاملا مخالف است و آنرا رژيم اشغالگر و غاصب مي داند و اين قطعا براي كشورهاي ليبراليستي و امپرياليستي ناخوشايند است. همسايگان ما هفت كشور خاكي و هشت كشور آبي هستند. بيشترين منازعات، درگيري ها و كشتارها و اقدامات ضد بشري در اين منطقه است كه ما درون ان قرار داريم. نگاه ما به كشورهاي دور و نزديك نگاه امنيتي است. كشورهاي همسايه اي كه با آنها تعامل داريم اول بايد نگاهي اقتصادي داشته باشيم و بعد نگاهي امنيتي.
نقش كشورهاي همسايه: 1- ثبات امنيت مرزها 2- سياست همسايگي كه جزء سياست هاي كلي نظام است.
سوريه براي ما اهميت ويژه اي دارد و وقتي امنيت ما با سوريه همسو شود براي اسرائيل خطرناك مي شود. تفكرات اسرائيل خيلي گسترده است و مربوط به آينده نيز مي شود و نه فقط براي تغيير خاورميانه بلكه براي تغيير نظم كنوني جهان نيز است. وقتي امنيت اسرائيل به خطر مي افتد آمريكا كشورهايي كه با خودش همراه هستند را متزلزل مي كند. اين متزلزل كردن به چند روش صورت مي گيرد: يكي اينكه تروريسم را در آن كشورها پرورش مي دهند و انگ تروريستي بودن به آنها مي زنند، بعد حضور فيزيكي پيدا مي كنند و نمي گذارند فعاليت كنند و كشورهايي كه فاقد پتانسيل تروريستي باشند به آنها انگ دموكراسي زده خواهد شد، مانند ايران.
سخنران سوم دكتر صالحي كارشناس ارشد مسائل خاورميانه و عضو هيات علمي بخش علوم سياسي بود.
وي اظهار داشت: خاورميانه به عنوان كانوني ترين منطقه بحران در جهان، بعد از جنگ جهاني اول ناامني و خشونت را با خود يدك كشيده است و به همين خاطر صلح، آرزويي ديرين و كالايي ناياب براي ساكنين آن بشمار مي رود. ويژگي اصلي معماي امنيت در اين منطقه را مي توان در آشكارگي قدرت مداخله گر، فقدان دولت- ملت سازي، نبود نخبگان بومي و مردمي و مرزهاي فرا زميني با نيروهاي مستعد و گريز از مركز توصيف نمود.
وي افزود: تحليل امنيت در خاورميانه در دوران جنگ سرد عمدتا با ويژگي امنيت ژئوپليتيك و داده محور تعريف مي گرديد لذا اولويتهاي نظامي براي همه بازيگران در صدر است، اما بعد از سالهاي 1990 مفهوم كپنهاكي ( امنيت موسع در مقابل امنيت مضيق) حاكميت مي يابد. كه اسباب و لوازم آن محقق نمي گردد. وي گفت: جمهوري اسلامي ايران براي بهره برداري موثر از اين فضا بايد با گذار از امنيت داده اي به امنيت سازه اي برتدوين نظام معنايي خويش از امنيت در سطح اجماع نخبگاني، رصد قواعد بازي در نظام بين المللي، نتيجه گرايي و توجه به پذيرش در استراتژي اقدام تلاش نمايد تا بتواند انزواي استراتژيك تحميلي در سطح منطقه اي و بين المللي را به شكست بكشاند.
دكتر قرشي مدير گروه علوم سياسي سخنران پاياني اين نشست بود. وي ريشه عمده ي منازعات خاورميانه را تهديدانگاري (threat perception) كنش گران دولتي و غيردولتي دانست و تاكيد كرد: بخش عمده اي از منازعات خاورميانه به واسطه تغيير در موازنه قواي كشورهاي موجود در منطقه رخ نمي دهد، بلكه تحول در تصور از تهديد است. اين امر سبب مي شود تا ايران مجبور شود ملاحظات ديگري فارغ از موازنه قوا و مسائل استراتژيك در خاورميانه را در نظر بگيرد به گونه اي كه بجاي تهديد بايد بر «برداشت از تهديد» تمركز كند. در اين راستا، هر اقدام ايران در خاورميانه تا زماني كه توسط ديگران به مثابه تهديد تلقي بشود، علي رغم ماهيت تدافعي آن، خطر تنش در منطقه خاورميانه و در نهايت، مواجهه نظامي و جنگ را سبب مي شود. در اين چهارچوب، الزامات سياست گذارانه ايران به قرار زير خواهد بود:
1- ايران بايد همواره كشورهاي منطقه را نسبت به عدم استفاده از توانمندي هاي تهاجمي مطمئن سازد. به عبارت ديگر، به گونه اي عمل كند كه از تسليحات نظامي اش بازنمايي تدافعي در ذهن كنش گران منطقه اي شكل بگيرد. اين امر در مسئله برجام رخ داد و ايران تلاش كرد تا جامعه بين المللي تصويري تهديدآميز از برنامه هسته اي ايران در ذهن نداشته باشند.
2- ايران بايد با اقدامات برخي كشورها همچون عربستان سعودي، امارات متحده عربي و اسرائيل كه درصدد هستند تا همواره تصويري تهديدآميز از ايران ارائه دهند، تا ايالات متحده را به برخورد نظامي با ايران ترغيب كنند، مقابله نمايد. اين مقابله با ابزاز نظامي امكان پذير نيست.
در پايان جلسه پرسش و پاسخ برگزار گرديد.



   تاریخ: ۱۰:۳۰ - ۲۴/۰۱/۱۳۹۸   بازدید: ۵۳۵

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)