روابط عمومی دانشگاه شیراز
پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۹

گفت وگو با دكتر وحيد سهراب پور، مدير شتاب دهنده كوانتوم دانشگاه شيراز
 
رويكرد اصلي دانشگاه شيراز در سال هاي اخير حركت به سمت دانشگاه هاي نسل سوم و چهارم است و در اين ميان شتابدهنده كوانتم دانشگاه شيراز يكي از مراكزي است كه با هدف تحقق كارآفريني و نوآوري ايجاد شده است.
فارس استارت آپ ( رسانه جامع كارآفريني و نوآوري استان فارس) با دكتر وحيد سهراب پور، مدير شتاب دهنده كوانتوم دانشگاه شيراز گفت و گويي داشته كه در ادامه مي آيد.
تخصص ، جواني ، كارآمدي و موفقيت در كنار تجربه؛ همه و همه مولفه هايي هستند كه هر رسانه اي را براي گفتگو با صاحب اين شاخصه ها ترغيب مي كند ، ما در فارس استارت آپ خوش شانس بوديم كه مدير شتابدهنده كوانتوم دكتر وحيد سهراب پور همه را با هم داشت و دعوت ما را نيز براي اولين گفتگو پذيرفت.
محيط كاري زيبا و مدرن كوانتوم محل قرار بود و از هر دري با ايشان گفتگو كرديم ؛ صميميت ايشان در گفتگو ما را براي ادامه سوالات و طولاني شدن بحث ترغيب كرد.
براي سوال اول لطفا بيوگرافي مختصري از خودتان بيان كنيد و فضاي فعلي اكوسيستم فارس را كمي براي ما تشريح كنيد ؟
وحيد سهراب پور متولد ۱۳۶۱ و تحصيلاتم در مقطع كارشناسي رشته مهندسي كامپيوتر بوده است. ارشد اول مديريت صنعتي در لجستيك و ارشد دوم در رشته كيفيت و عمليات و دكترا نيز در زمينه لجستيك و زنجيره تأمين بوده است. پس از تحصيل و كار در دانشگاه لوند سوئد- دانشگاهي كه با ۴۵ هزار دنشجو و رتبه حدود ۶۰ دانشگاه هاي جهان - به ايران آمدم و مركز نوآوري و كارآفريني دانشگاه شيراز را راه اندازي كردم و پس از پايان مقطع دكتري در دانشگاه لوند تدريس مي كردم و موقعيت هاي شغلي زيادي نيز پيش مي آمد و همزمان برنامه اي هم از بنياد ملي نخبگان براي جذب دانشمندان و متخصصان ايراني غيرمقيم بود و نهايتا تصميم گرفتم به ايران بيايم و تلاش كنم كه فضايي راه اندزي كنم كه جوانان كسب و كارهاي نو و خلاقانه خود را ايجاد كنند به ويژه در فارس و جنوب ايران.
تصميم سختي بود و مي بايست از خيلي چيزها مي گذشتم و به ايران مي آمدم. در ابتدا هم دوستان اصرار داشتند كه در تهران بمانم ولي خودم معتقد بودم كه بايد به جنوب كشور بيايم، زيرا بيشتر امكانات در تهران متمركز هست و شهرهاي ديگر از چنين موقعيت هايي چندان برخوردار نيستند.
در ابتدا مركز نوآوري وكارافريني دانشگاه شيراز و سپس شتاب دهنده كوانتوم را راه اندازي كردم، براي طراحي فضاي كاري كوانتوم از بهترين متخصصان ايراني كه در بهترين دانشگاه هاي ايران و جهان درس خوانده بودند استفاده كرديم و اين مركز بر اساس مطالعه و بررسي پيشرفته ترين مراكز نوآوري جهان طراحي گرديد. مجموعه كارها علي رغم تمام مشكلات و سختي ها مثل شرايط اقتصادي كشور بحمدالله خوب پيش رفته است و با استقبال خوبي نيز مواجه هستيم.
ما در شتابدهنده كوانتوم از اوايل سال ۱۳۹۷ كار خود را آغاز كرديم. جوانان باطرح ها و ايده هايي كه دارند نزد ما مي آيند و ما به آن ها مشاوره، آموزش و راهنمايي مي دهيم . تامين فضاي كاري، تامين سرمايه مرحله پيش بذري و پي گيري سرمايه گذاري مراحل بعدي و خيلي خدمات مفصل ديگر مي دهيم و جزو معدود شتاب دهنده هاي فعال خارج از تهران هستيم.
- از فضاي دانشگاهي كه در آن تحصيل كرده ايد كمي بيشتر بگوييد.
دانشگاه ها در جهان چند نسل داشتند. نسل اول آموزشي نسل دوم پژوهشي و نسل سوم دانشگاه هاي كارآفرين هستند. ظاهرا نسل هاي بعدي دانشگاهي در ايران اجرا نشده است و تنها دانشگاهي كه وارد حوزه هاي بعدي شده است و پيشرو است دانشگاه صنعتي شريف است . در خارج از ايران پژوهش و آموزش براي حل مشكلات جامعه است و تمركز بر اين است كه آموزش و پژوهشي كه انجام مي شود چه مشكلي را از جامعه را حل مي كند.
نسل سوم دانشگاه ها به دنبال ايجاد كسب و كار هاي جديد است و خروجي دانشگاه بر اين كار متمركز است پژوهش هم جزو كارهاي دانشگاه هست ولي يك پله بالاتر رفته اند و به دنبال ايجاد يك ارزش جديدي براي جامعه هستند.
در كشور ما اين مسئله كمتر ديده مي شود و بيشتر تاكيد بر اين است كه يك تكنولوژي از خارج وارد شود و مونتاژ شود. اين خيلي فرق مي كند .
ديگر ويژگي دانشگاه هاي ارزش آفرين اين است كه نيرويي كه تربيت مي شود براي ورود به بازار كار آموزش ديده است و كار عملي انجام داده است. اين در نوع آموزش دانشگاهي ايران نيست و اين امر ما را با خيل كثيري از فارغ التحصيلان ليسانس، فوق ليسانس يا حتي دكترا مواجه مي كند كه هيچ كاري بلد نيستند و اگر بخواهيد آن ها در شركتي يا اداره اي به كار بگماريد هيچ كاري نمي توانند انجام دهند، هر چند خيلي خوب هم درس خوانده باشند. در استان فارس در اين يك سال اخير فضا مثبت تر شده است و مسئولين لطف دارند و اين باعث مي شود كه اين مدل نگاه ارزش آفريني رونق پيدا كند.
- از شتاب دهنده ها و بطور خاص شتاب دهنده كوانتوم كمي بيشتر بگوييد؟
كلا مباحث اينچنيني مثل شتاب دهنده و يا كوانتوم و از اين قبيل در خارج از ايران درست شده است و اكثرا هم در آمريكا و هر فرآيندي كه در كشور ديگري راه افتاده به همين راحتي قابل كپي برداي و الگوگيري نيست و بايد با محيطي كه مي خواهد در آن شكل بگيرد سازگار باشد. با مسايل و سازو كار هاي حقوقي آن كشور سازگار باشد و ما سعي كرديم بهترين مدل هاي داخل و خارج را بگيريم و بومي سازي كنيم كه كار خيلي سختي هم هست. شرايط موفقيت در ايران به مراتب سخت تر است چرا كه محيط كاملا متفاوت است.
كشور ما از نظر اندازه اقتصاد در رتبه بندي هاي مختلف معمولا بيست و هشتم جهان هست ولي از لحاظ فضاي كسب و كار در پله ۱۲۷ جهان هستيم يعني يكصد پله از حجم اقتصادمان عقب تر هستيم و اين امر كاركردن در چنين محيطي را سخت تر مي كند.
مثلا پايه قانون تجارت در ايران - كه مي خواهيد بر اساس آن شركت راه اندازي كنيد- مربوط به ۱۳۱۳ است. كه اين قوانيني كه در آن زمان مصوب شده است، الگوبرداري از قوانين چنددهه قبل تر فرانسه است. كار كردن در چنين فضاي حقوقي ، كارآفريني را خيلي سخت تر مي كند.
در كشور ما يك چالش جدي وجود دارد؛ از دهه ۳۰ كه نفت ملي مي شود و پول نفت وارد اقتصاد مي شود دولت ها هيچ انگيزه اي براي ايجاد فضاي كسب و كار ندارند آنها بر اين باور بودند كه پول نفت را به اقتصاد تزريق مي كنيم و براي ايجاد اشتغال هم افراد را وارد دولت مي كنيم. و كمتر به دنبال كمك به ايجاد كسب و كار توسط مردم بودند . اين چالش پول نفت؛ كشور را وارد پيچيدگي هاي كرده است و فرهنگ جامعه را هم تحت تاثير قرار داده است.
بنده مدت زيادي در خارج از كشور كار كرده ام و با افرادي از مليت هاي مختلف برخورد داشته ام ، با توجه به اينكه در دانشگاه هاي بين المللي تدريس مي كنم - و امروزه خيلي مديران اروپايي در كلاس هاي ما تربيت مي شوند- پس از مقايسه ؛معتقدم تفاوت ما با كشورهاي اروپايي همچون سوئد و آلمان در داشتن چاه نفت نيست فقط در يك كلمه است و آن فرهنگ است، فرهنگ كار كردن.
تعهد يك ژاپني يا آلماني در كار بسيار بيشتر و بهتر و دقيق تر از ما است و آنها كارهايي را كه متعهد مي شوند با ظرافت تمام انجام مي دهند و در هيچ بخشي از آن كم كاري نمي كنند . هر چند ادعاي ما بيشتر است و تا اين فرهنگ درست نشود بقيه موارد هم درست نمي شود و هرچه دولت ها را عوض كنيد در همان بستر قبلي كار مي كنند و فايده اي ندارد. بايد فعاليت هاي فرهنگي بيشتر و بيشتر شود و فرهنگ درست كار كردن و متعهدانه كار كردن تقويت شود.
به طور مثال من وقتي كاري را از دانشجوي دانماركي مي خواهم چند برابر آن چه خواسته ام را انجام مي دهد ولي دانشجوي ايراني يك دهم آن چه خواسته ايم را انجام مي دهد. اين مسائل شايد در جامعه به عنوان ارزش باشد ولي اجرا نمي شود. مثلا از قديم الايام در جامعه ما مرسوم بود كه بچه ها را مي فرستادند شاگردي كنند و بعد با كمك همان استاد مستقل شوند و خودش صاحبكار شوند. اما امروزه شاگردي كردن را كسر شان مي دانند. در حالي كه در اروپا هنوز بچه ها مي روند كارهاي ساده همچون چمن زني را انجام مي دهند و پول مي گيرند. مثلا پدر همسايه به پسر همسايه كناري پول مي دهد تا برايش كار كند و بالعكس ؛ فقط براي اين كه كار كردن را بياموزند.
بنابراين ابتدا بايستي فرهنگ كار كردن را درست كنيم و بعد براي راه اندازي كسب و كار برنامه ريزي كنيم، اين ها فوت كوزه گري است . بايد ببينيم كشورهاي ديگر چه كار كرده اند و بعد بومي سازي كنيم. مي گويند امپراتور پتر كبير رفت درصنايع كشتي سازي هلند كار كرد و بررسي كرد كه چرا اروپايي ها از لحاظ كشتي سازي از روسيه پيشرفته تر هستند. الان در كشور وضعيت فرهنگ به گونه اي شده است كه آدم هاي عادي از اينكه بروند كارگري كنند تابياموزند، دوري مي كنند.
ما بايد در جامعه اين ها را حل كنيم و بعد در ادامه ي شكل گيري اين مولفه ها ، فرهنگ كار تيمي و گروهي و حمايت از همديگر شكل بگيرد و مبناي كسب و كار و كارآفريني بشود و براساس آن فناوري جديد شكل مي گيرد و استقلال كشور حفظ مي شود. امروزه ما در هر صنعتي بخواهيم كار كنيم بايد دستمان جلوي كشورهاي ديگر دراز باشد. حالا يك روز آمريكا و انگليس و روزي ديگر روسيه و چين و .. فرقي نمي كند نهايت بايد از يك جايي تامين شويم.
فرهنگ واسطه گري و دلالي و خريد و فروش ملك، سكه و دلار هم مسئله ديگريست كه اقتصاد بيمار ما دارد آن را ترويج مي كند. در كشورهاي پيشرفته شما نمي توانيد از اين كار ها كنيد.
مثلا در كشور سوئد هيچ كس نمي تواند بيش از دو خانه داشته باشد و اگر مي خواهد داشته باشد بايد يك شركت اجاره داري ثبت كند، وام خوب هم مي دهند و ده ها واحد مي تواند بخرد و اجاره دهد ، هم ايجاد درآمد مي كند و هم كساني مشغول به كار مي شوند. اما در ايران اينگونه نيست .
سوال: از وقتي بحث استارت آپ ها داغ شده است از جوان ها بسيار مي شنويم كه مي گويند اين ايده ها در ذهن ما بوده است و ما به آن فكر كرده ايم ، اين فضارا براي ما شفاف كنيد جايگاه ايده و اجرا كجاست ومدل كوانتوم براي ياري رساندن صاحبان ايده چيست؟
ما يك بخش كارمان اين است كه فرهنگ كار و كارآفريني را تشويق و تبليغ و ترويج كنيم. شتاب دهنده روش كارش اين گونه است كه تيم هايي كه طرحي دارند و محصول حداقلي نيز خلق كرده اند، مي آيند آموزش و مشاوره مي بينند وبه آنها براي راه اندازي كسب و كارشان كمك مي شود و اين فرآيند به آن ها براي ورود به بازار كار كمك مي كند.
نكته ي بسيار مهم اين است كه رقابت در ايده نيست بلكه رقابت در اجراست . اين كه كسي ايده اي داشته باشد مهم نيست، مهم آن است كه بتواند آن را اجرايي كند. تيم بايد روي ايده هاي مختلف كار كند و ببيند كدام را مي تواند انجام دهد. صرفاداشتن ايده مثمر ثمر نيست. شما اگر بهترين ايده جهان را داشته باشيد ولي تيم كارآمد نداشته باشيد كار به جايي نمي رسد.
سوال:يك تيم خوب چه ويژگي هايي دارد؟
يك تيم خوب نخستين ويژگي اش اين است كه تمام افراد گروه به صورت تمام وقت باشند. اين گونه نباشد كه اين افراد صبح جايي باشند و عصر بيايند دور هم.
دوم بايد تخصص هاي لازم را داشته باشند هم از نظر فناوري و هم از نظر مديريتي. مثل تبليغات و بازاريابي، برنامه نويسي و ..
سومين مسئله اينكه صلاحيت و اهليت داشته باشند؛ آدمي كه كارها را به فردا مي اندازد يا نصفه انجام مي دهد نمي تواند عضو تيم استارت آپي باشد. حجم كارها بسيار بالاست و افراد بايد مصمم و علاقمند و با انگيزه به دنبال كار بروند.
اين تيم ها در كارگاه هاي ما سه دوره پيش شتاب دهي، شتاب دهي و پساشتاب دهي را بايد بگذرانند.
دردوره پيش شتاب دهي بايد آموزش هاي بازار، تهيه بيزنس پلن و ساخت محصول حداقلي - كه اين را بايد از قبل داشته باشند- و اگر عملكرد خوبي داشته باشند در پايان اين دوره سه ماه يك سرمايه در اختيارشان قرار مي گيرد تا بروند كار را شروع كنند. فضا هم در اختيارشان قرار خواهد گرفت.
چه تيم هاي موفقي در كوانتوم داشته ايد؟
ما به طرح هاي خوبي كمك كرديم. مثلا تيم برناتك كه رباتي درست كرده اند براي افرادي كه قطع نخاع هستند كه كمك مي كند كه بايستند و حركت كنند و ... ما آدم هايي زيادي داريم كه در زمان جنگ قطع نخاع شده اند يا در تصادفات جاده اي افراد زيادي با مشكل مواجه مي شوند كه اين محصول بسيار براي آنها مفيد است.
يك تيم انيميشن سازي هم با نام Hi Promo هم هست كه ديرين ديرين شيرازي و انيميشن قمپز را مي سازند . يكي هم تيم توريپسم در زمينه تورهاي طبيعت گردي است و يا تيم اپليكيشن كارگرين كه در حوزه تجهيزات و نيروي ساخت و ساز مشغول فعاليت هستند.
سوال : آقاي دكتر لطفا در مورد فرايند شتاب دهي به ما بگويد ؟
مسئله اين است كه ابتدا محصول اوليه ساخته شود. چون در دوره شتاب دهي زمان محدود است ابتدا بايد طرح شان را در سامانه و سايت كوانتوم ثبت كنند و در صورتي كه موارد خواسته شده را تكميل و ارسال كنند از آن ها خواسته مي شود تا براي ارائه حضوري تشريف بياورند ، سپس توسط داورها به كارشان امتياز داده مي شود وامتيازهاي بالا براي دوره پيش شتاب دهي دعوت مي شوند.
ما منتورها و داوراني داريم كه به بهترين دوره هاي تهران هم دعوت مي شوند و طرح ها را سنجش و ارزيابي مي كنند. اما در كوانتوم نحوه امتيازدهي مان فرق مي كند، ما هم به تيم و هم به بازار آن محصول و هم به چشم انداز سه تا پنج ساله محصول توجه مي كنيم و رويكرد ما بيشتر كاربردي است . شايد در جاهاي ديگر داوري ها تكنولوژي محور باشند ولي ما ديدگاه مان بازار است و اينكه چگونه سريعتر به بازار بيايند.
ما يك جدولي داريم كه بر اساس آن امتياز مي دهيم. پارك هاي علم و فناوري يك بودجه دولتي دارند و دستشان بازتر است ولي ما چنين چيزي نداريم و دست به عصاتر راه مي رويم.
برخي وقت ها نيز از يك ايده چندين گروه بيرون مي آيد. در حال حاضر ما در كوانتوم حدود ۲۰ تيم فعال داريم كه حدودا ۸۰ نفر در آن مشغول هستند. ما به اين كار يك ديد عام المنفعه داريم و اين فرآيند بيشتر به نفع گروه هايي است