روابط عمومی دانشگاه شیراز
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸
سالگرد ارتحال جانگداز بنيانگذار انقلاب اسلامي امام خميني (ره) تسليت باد

سفر به خيرگل من كه مي روي با باد ز ديده مي روي اما نمي روي از ياد

عجيب نيست، اگر درد تمام وجودمان را گرفته باشد.

عجيب نيست، اگر غم هم زاد لحظه هايمان شده باشد.

شهر بيدار مي شود با صداي محزون الرحمن و زمانه بي تو يتيم مي شود، يتيمي كه در تلاطم غربتي سترگ، از هوش مي رود... آتشي در سينه خرداد، زبانه مي كشد و ما جاي خالي كسي را احساس مي كنيم كه حضورش، انقلاب حادثه هاي شيرين را با خود داشت، كسي كه انقلاب بزرگ قرن را در آغوش خود پرورش داد و جوانه هاي آن را در دل ها كاشت و چون باغباني دلسوز، به پاي آن ها نشست و به ثمر رساند. نيمه خرداد را گويي چنان با تقدير او گره زده بودند كه سرنوشت ابتداي قيام و انتهاي خاموشي اش، همه با تقويم آن روز سرخ عجين شده بود! ميان او و خرداد رازي بود كه فقط خدا مي دانست و چشم هاي كهكشاني او ...

مرد حماسه بود، مرد جاودانه كردن از همان آغاز ولادت، كه با دلي مطمئن و ضميري اميدوار، كوچ را به ماندن ترجيح داد؛ او كه دلش زميني نبود كه بماند.

امام من، پدر مهربان تاريخ ساز!
بنيان انقلابي كه بر پا كردي، در عمق روح و جان اين مردم نشسته است و اشك ها، ترجمان عمق نابي است كه از محضر چشمانت سرچشمه مي گيرد.

وقتي كه جهل، در جاي جاي ذهن زمين ريشه مي گستراند و ظلم در منشور زندگي، طيف هاي گوناگون انسان را در برگرفته بود، تنها نام شورانگيز تو بود كه دل ها را اسير جذبه زيبايي خود مي كرد و دل ها را تا نهايت آزادگي و حماسه همراهي مي نمود!

تو نخواهي مُرد و هرگز نمي ميري؛ تو كه در عصر جاهليت مدرن واپسين سال هاي قرن بيستم، پيامبرانه به پا خاستي و انقلابي را علم كردي كه بزرگ معجزه خميني لقب گرفت.

تو كه سياستت عين ديانت و اجتهادت عين جهاد بود؛ تو كه نه تنها به شيعه و اسلام و ايران، بلكه به انسانيت مي انديشيدي و مي كوشيدي تا دريچه اي به فضاي لايتناهي غيب در افق شهادت انسان بگشايي!

تو كه خُلقَت، اخلاق را مدرس؛ زهدت، پارسايي را رهبر و ذوقت، شعر و ادب را زيور بود؛ تو كه در عرصه هاي خوف و خطر، اقيانوس آرام دل و جانت، تمثّلي از كريمه يا أيّتها النفس المطمئنة بود؛ تو كه روشني نگاهت، شب ها و روزهايمان را دوست داشتني مي ساخت و لبخندهايت، سفره هاي هميشه باز بهشتي را برايمان تداعي مي كرد.

بزرگ مرد نستوه! راد مرد نمونه قرن! مرگ تو را در بر نخواهد كشيد كه تو خود، مرگ را از چهره يك سرزمين، باز پس زده اي و تو زنده به عشقي! هنوز هم نام سرزمينمان، با شكوه نام تو بلند آوازه و سرافراز، در اين جهان هزار رنگ هزار نقش، مي درخشد!

تو ايستادن را به ما آموختي، آن روزها كه در تاريكي تلخ سلطنت نمروديان و فرعونيان، پيشاني ات سپيده دم عدالت را نويد مي داد.

تو هنوز هم هستي، هميشه خواهي بود كه راهي كه در تاريكي گشودي، همچنان روشن و عطرآگين است با عطر يادت...

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۱۳/۰۳/۱۳۹۸   بازدید: ۶۵

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)