روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
ميلاد با سعادت امام رضا عليه السلام مبارك باد

عطر ميلاد
آن روز كه نسيم نور زمين را از عطرميلاد تو آكند و فرشتگان بال در بال مقدم منوّرت را گلباران كردند. آسمان آيينه بندان عشق بود و زمين زير چترخورشيدي درانتظار به آغوش كشيدن مردي از تبار محمد صلي الله عليه و آله وسلم بي قرار و پرتپش شده بود. آن روزِ تاريخي، مدينه موّاج از شفافي عشق بود و سرانجام آسمان نور افشاني شد. لحظه ها بر قدوم تو سجده گذاشتند. و ثانيه ها عطشناك تا اوج آسمان فواره كشيدند. ميلاد خجسته حجت حق، حضرت امام رضا عليه السلام بر همه رهروان راستين آن امام مبارك باد.
تولّد
ابوالحسن علي بن موسيالرضا عليه السلام هشتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت است. بنابر نقل هاي تاريخي سال تولد آن امام همام 148 ق است و چنان كه مشهور است روز ميلاد وي يازدهم ذيقعده مي باشد. كنيه حضرت «ابوالحسن» است و چون حضرت امير عليه السلام «ابوالحسن» خوانده مي شود، حضرت رضا عليه السلام به ابوالحسنِ ثاني معروف شده است مشهورترينِ لقب هاي وي «رضا» است.(1)
پدر و مادر
امام رضا عليه السلام همچون بقيه امامان معصوم عليهم السلام داراي پدري صالح و بزرگوار هستند و در دامن بهترينِ مادران زمان خود پرورش پيدا كردند. پدر آن حضرت امام موسيكاظم عليه السلام و مادر ايشان «نجمه» است.(2)
خلفاي معاصر حضرت
طبق نقل مورخان، مدت امامت حضرت امام رضا بيست سال بوده كه ده سال آن معاصر با خلافت هارون الرشيد، پنج سال معاصر با خلافت محمدامين و پنج سال آخر نيز هم عصر با خلافت عبداللّه المأمون بود. امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود در شهرمقدس مدينه اقامت داشت ولي مأمون پس از رسيدن به حكومت، حضرت را به خراسان فرا خواند و آن حضرت سال هاي پايان عمر خويش را در خراسان سپري كردند.(3)
امام در عصر هارون الرشيد
اگرچه در زمان هارون الرشيد اختناق و استبداد حاكم بود با اين حال دوران آزادي نسبي و فعاليّت هاي فرهنگي و علمي امام رضا عليه السلام به شمار مي رود؛ زيرا در اين مدّت (ده سال) هارون به صورت آشكار متعرض امام نشد و امام موفق به ترتيب شاگرداني در علوم و معارف اسلامي گرديد. شايد عدم تعرض هارون به سبب نگراني وي از تكرار عواقب قتل امام موسيبن جعفر بوده است؛ چراكه وي سعي داشت خود را از اين جنايت تبرئه كند و از آن جا كه امام از اين سياست آگاه بودند بي باكانه افشاگري مي كردند و مردم را مي آگاهانيدند.(4)
امام در عصر امين
امين و مأمون فرزندان هارون الرشيد ولي از دو مادر بودند. هارون در زمان خلافت خود از مردم براي امين به عنوان ولي عهد خود بيعت گرفت و مأمون را نيز ولي عهد دوم قرار داد. در دوران حكومت امين و سال هايي كه بين مرگ هارون و حكومت مأمون گذشت، برخوردي ميان امام و مأموران حكومت عباسّي در تاريخ به چشم نمي خورد و پيداست كه دستگاه خلافت بني عباس در اين سال هاي كوتاه كه گرفتار اختلاف داخلي و مناقشات امين و مأمون و خلع مأمون از ولايت عهدي و واگذاري آن به موسي فرزند امين بود، فرصت كمتري براي اذيت و آزار علويان و خصوصا امام رضا عليه السلام يافت و ما مي توانيم اين سال ها (193 - 198) را ايام فعاليت نسبي امام و فرصت مناسبي براي فعاليت هاي فرهنگي آن حضرت بدانيم.(5)
امام در عصر مأمون
با شروع خلافت مأمون فصلي تازه در زندگاني امام رضا عليه السلام آغاز مي شود؛ سال هايي كه با اندوه و ناملايمات بسيار براي آن امام همراه بود. مأمون به تشيّع اظهار علاقه مي كرد و گردانندگان دستگاه خلافتش هم غالبا ايرانياني بودند كه نسبت به آل علي و امامان شيعه علاقه و محبّتي خاص داشتند. لذا نمي توانست همچون پدران ظالم خود هارون و منصور امام را به زندان بيفكند و مورد شكنجه و آزار قرار دهد. از اين رو چاره تازه اي انديشيد و امام را به مرو آورد تا با طرح دوستي منافقانه با آن حضرت، افزون بر استفاده از موقعيّت علمي و اجتماعي ايشان، فعاليت هاي حضرت را زير نظر بگيرد و نيز با برپايي مناظره هاي علمي مختلف سعي داشت شخصيّت محبوب علمي و موقعيّت والاي اجتماعي حضرت را بي رنگ سازد كه در هر بار جز رسوايي طَرفي نبست.(6)
كلام رهبر معظم انقلاب
مقام معظم رهبري عشق راستين و علاقه قلبي خويش را درباره بارگاه ملكوتي امام رضا اين چنين توصيف كرده اند: «آستان قدس رضوي مطاف فرشتگان و كرّوبيان و قبله اهل دل و ملجأ مؤمنان صادق است. امروز به بركت طلوع خورشيد انقلاب اسلامي پايگاه بلند انديشه اسلام و پرچم معارف قرآن نيز هست».(7)
توسّل به امام
خداوندا، درود بي حدّ و سلام بي حصر خود را بر مولايم علي بن موسيالرضا فرست؛ كسي كه براي عدالت قيام كرد و مردم را به سوي تو مي خواند؛ همو كه داراي صفاتي نيكو بود و پيشواي نيكوان شد. پاك سيرتي كه حجّت و خليفه تو در ميان مردم بود. خدايا،به مدد محبّت و عشق به اين بزرگوار به تو تقرّب مي جويم. از دشمنانش بيزارم و دوست محبّان ايشانم. پس اي خدا، به سبب ايشان خير دنيا و آخرت را به ما روزي فرما و شرّ دنيا و آخرت و هراس رستاخيز را از ما دور گردان.
شوق پرواز
امروز از فراز گلدسته هاي طلايي ات به آسمان مي رسيم و بر ايوان مهربانت سفره هاي تضرع مي گسترانيم. دست هاي پر التماس، تو را مي خواند و تو چشم هاي مشتاق را مي شناسي و هنوز نگاه عاشقانت به وسعت تاريخ آمدنت؛ پر از طراوت مانده است دوباره يازده ذيقعده است وبه يمن ميلاد سبزت رواق چشم ما به اشك شوق مزين شده است امشب از حرم تو كه دري به بهشت خدا دارد، شوق پرواز دارم. امشب ديدار بوسه هاي پيشاني بر ضريح تو تماشايي است. و ببين شيفتگانت چگونه در رواق هاي نور شب را به صبح مي رسانند و پر شوق تو را مي خوانند كه تو تا ابد در قلب ها، پر تپش مي تپي.
ورود حضرت رضا عليه السلام به قم
وقتي كه حضرت رضابه دستور مأمون ناگزير به ترك مدينه شده، به سوي خراسان حركت كردند، از راه بصره به بغداد و از آن جا به سوي قم روانه شدند. اهالي قم استقبال باشكوهي ازايشان كردند. بسياري آن حضرت رابه منزل خود دعوت كردند، اما حضرت فرمودند:«شتر من هر جا توقف كرد همان جا مي روم» سرانجام شتر حضرت به در خانه مرد صالحي توقّف كرد كه شب در خواب ديده بود امام هشتم مهمان اوشده اند اكنون آن خانه به نام مدرسه «رضويّه» در خيابان آذر قم معروف است.(8)
جدايي چرا؟
يكي از ياران حضرت مي گويد: باحضرت در سفر خراسان همراه بودم. يك روز آن حضرت را به رسم مهماني بر طعامي فرا خواندند. او تمام خدمت كاران خود را ازسياه و سفيد گرد آن سفره گسترده جمع كرد. به امام نزديك شدم و گفتم: فدايت شوم بهتر بود سفره آنها را جدا مي فرموديد. در پاسخم فرمودند: «اين سخن را مگو. همانا خداي تبارك و تعالي كه خداي همه ماست يكي است. همه از يك مادريم و آدم ابوالبشر پدر مشترك همه ماست و كيفر و پاداش هم به اعمال تعلّق خواهد گرفت. بنابراين جدايي چرا؟»(9)
دانش بي كران
دانشمندان معاصر با حضرت رضا عليه السلام بر فراواني دانش و بينش وي و نيرومندي اش در استدلال و برتري جنابش در گفت و گوها و مناظرات علمي گواهي داده اند؛ تا جايي كه محمدبن عيسي يقطيني اظهار داشت: «وقتي مردم، در مسئله امامت امام رضا عليه السلام اختلاف پيدا كردند من كه مسئول جمع آوري پرسش هاي مردم و پاسخ هاي آن حضرت بودم، پانزده هزار مسئله گرد آوردم كه از حضرت سؤال شده بود و وي به تك تك آنها پاسخ فرموده بودند».(10)
ترسيم بهشت زميني
در دين مقدس اسلام بر حفظ حقوق برادران ديني و تكريم شخصيّت و مقام آنان سفارش بسيار شده است. ائمه ما در توصيه هاي اخلاقي خويش بر اين مسئله تأكيد كرده اند؛ از جمله امام رضا عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «از حقوقي كه هر مؤمن نسبت به برادر ديني خود دارد اين است كه از صميم قلب او را دوست بدارد و از نظر مالي به او كمك و مواسات نمايد و اگر كسي به او ظلم كرد او راياري كند... شخص با ايمان هرگز به برادر ديني خود ستم نمي كند، او را فريب نمي دهد، به او خيانت نمي كند، غيبت او را روا نمي دارد، به او دروغ نمي گويد. كسي كه به برادر ديني خود لباسي هديه دهد خداوند از لباس هاي بهشتي به او خواهد داد و كسي كه براي رضاي خدا به آنها قرض بدهد در پيشگاه خدا ثواب صدقه خواهد داشت. هركسي اندوه برادر ديني خود را برطرف سازد خداوند غمي از غم هاي آخرتش را خواهد زدود».(11)
كرامات حضرت
شيخ طبرسي مي گويد: «آنچه مردم پس از شهادت وي تا زمان ما از بركت مشهد مقدس آن حضرت و علامات و عجائبي كه مشاهده كرده اند و موافق و مخالف بدان تصديق نمودند از حد شمارش خارج است. در اين مشهد مقدس كور مادر زاد و ديگر مريضان شفا يافتند و دعاها مستجاب و جاجت ها برآورده شده كه بسياري از اينها را خود مشاهده كرديم و نسبت به آن علم يقيني كه شك در آن راه نيابد پيدا نموديم». شيخ حر عاملي هم مي گويد: «من هم مثل شيخ طبرسي بسياري از اين معجزه ها را مشاهده كردم و يقين براي من حاصل شد، همان گونه كه براي او يقين حاصل شده بود و در مدت مجاورت من در مشهد مقدس كه 26 سال مي شود دراين خصوص چيزهايي شنيدم كه از شمارش گذشته و در خاطر ندارم».(12)
بوسيدن ضريح
قرآن مجيد ساختن مسجد و بناي بارگاه را بر مزار مردان خدا جائز دانسته است و شاهد آن ساختن مسجد بر سر قبر اصحاب كهف است و نيز در قرآن مي خوانيم كه حضرت يعقوب پيراهن يوسف رابه چشم نابيناي خود ماليد و ديدگانش شفا يافت. گرچه پيراهن چيزي جز پارچه نيست اما چون مدتي ملازم و همنشين بدن مطهر يوسف عليه السلام بود. داراي اين اثر شفا بخش شده بود.
چون كه گل رفت و گلستان شد خراب بوي گل را از كه جوييم از گلاب
پيامبراكرم هنگامي كه در سرزمين منا سر مبارك خود را به قصد تقصير پس از فريضه حج مي تراشيدند اصحاب، موي حضرت را براي تبرّك مي بردند. پس بوسيدن ضريح ائمه فقط و فقط از سر احترام نهادن به حجت خدا و امام معصوم است. همان گونه كه مسلمانان جلد قرآن كريم را، چون كلام خدا روي آن نوشته شده واز مجاورت قرآن و كلماتش قداستي خاص پيدا كرده است مي بوسند. اينك، عاشقان و دوستان اهل بيت عليهم السلام وقتي به زيارت مولايشان امام رضا مي روند گرد ضريح حضرتش پروانه وار مي چرخند و از آن بوسه ها برمي دارند و دست تبرّك بدان مي كشند(13)
مقام امام در كلام امام رضا عليه السلام
آنچه سبب محبت و عشق و اطاعت مي شود معرفت و شناخت مقام محبوب و معشوق است. به همين دليل است كه گفته اند:
گر معرفت دهندت بفروش كيميا را گر كيميا دهندت بي معرفت گدايي
آنچه شيفتگان ائمه را حيران خود كرده آشنايي با مقام والا و ملكوتي آنهاست و اين كه درس معرفت و امام شناسي را از امام رضا عليه السلام آموخته اند كه فرمودند: «امامت منزلتش والاتر، شأنش بزرگ تر، مقامش عالي تر، مرتبه اش بلندتر و ژرفايش عميق تر از آن است كه عقل ها به آن برسد و انديشه ها آن را دريابند. امام همانند خورشيد فروزاني است كه خود در كرانه افق و دور از دست رس و چشم انداز است. و نورش سراسر هستي را فرا گرفته است. امام همان ماه تابان چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره رهنما در ظلمت شب ها براي رهگذر شهرها و كويرها و گرداب بر تلاطم درياهاست».(14)
جلسات مناظره
مأمون با دعوت از صاحب نظران و دانشمندان مذاهب و فرقه هاي مختلف، جلسات مناظره تشكيل داد تا شايد بتواند چهره مقدس امام عليه السلام را خدشه دار كرده، باعث كاهش محبوبيّت حضرت در جامعه شود. امام عليه السلام با هر يك از دانشمندان، با زبان خود و از كتاب خود آنان، بر بطلان نظريه آنها و حقانيّت اسلام و صداقت حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم استدلال نمود. تا آنان كه همگان در برابر حضرت سر تعظيم فرو آورده، بر بطلان نظريه خويش و صحّت سخنان امام رضا عليه السلام اعتراف نمودند و بعضي همانند عمران صائبي كه مشرك و در علم كلام و فنّ خطابه متبحّر و متخصّص بود به حقانيّت اسلام اعتراف مي كردند و در همان مجلس اسلام مي آوردند.(15)
حاجت روا
در كتاب عيون اخبار الرضا آمده است: مردي از اهالي بلخ همراه غلام خود به زيارت مرقد شريف حضرت رضا به مشهد آمدند. هر دو مشغول نماز شدند و بعد از نماز به سجده رفتند و سجده را طول دادند. مرد بلخي قبل از غلامش سر از سجده برداشت و غلام خود رابه حضور طلبيد غلام بي درنگ سر از سجده برداشت و به حضور او آمد. مرد بلخي گفت: آزادت كردم و فلان كنيز را آزاد كردم و به ازدواج تو در آوردم و خودم ضامن مهريه اش شدم و فلان مزرعه را وقف شما و فرزندانتان نمودم و اين امام رضا رابر اين موضوع گواه مي گيرم. غلام با شنيدن اين سخنان به شدّت گريه كردو گفت: سوگند به خدا و اين امام والا مقام من در سجده همين امر را از امام و آقايم خواستم و اينك حاجت روا شدم.(16)
مهربانْ ميزبانان ايراني
به ايران كه رسيديد شور و شوق مردم رابه يُمن آمدنت ديديد. مردم همه كوچه هاي دلشان را به نور مهر و محبتت چراغاني كرده بودند. بوي عطر و صفا از خانه هاي بي غش دلشان همه جا را عطرآگين كرده بود. آري، بااشك شوق مسير ورودت را آب زده بودند و بيرق هاي «دسته گل محمدي به شهر ما خوش آمديد» رابه در و ديوار نصب كرده بودند تا آن كه نگار خود راكه بوي گل محمدي مي داد در آغوش بگيرند. با رسيدنت به محل انتظار رائحه و بوي دل انگيز صلوات بود كه به مشام ملك و ملكوت مي رسيد و توي عزيز و دوست داشتني قدم بر چشمان ميزبانان ايراني ات گذاستي قدمي كه تا ابد كوفيان بي وفا را شرمنده مهمانان دعوت شده خود كرد.
رواق منظر چشم من آشيان توست كرم نما و فرود آ كه خانه خانه توست.
تواضع امام
شخصي به قصد ديدار امام رضا عليه السلام مسير طولاني اي را طي كرد. صبح زود به مقصد رسيد. با خود گفت: به حمام بروم و غبار سفر از تن بشويم و پاك و مطهر به زيارت امام بروم. لحظاتي در آن جا درنگ كرد. شخصي آن جا بود. از او خواست كه در شستن بدن به او كمك كند. بعضي از مردم كه وارد حمام مي شدند احترام عجيبي به او مي نهادند و اظهار ارادت و ادب مي نمودند. مرد مسافر اندك اندك امام را شناخت به سرعت كنار كشيد و به شدت شرمنده شد و عذر خواهي كرد. اما امام رضا به او دلداري دادند و همچنان مشغول كار خود شدند و فرمودند: «شما اين همه راه را با پاي پياده براي زيارت ما آمدي من هم اين جا منتظرت بودم!»(17)

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۲۳/۰۴/۱۳۹۸   بازدید: ۱۳۲

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)