روابط عمومی دانشگاه شیراز
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸
روز مباهله گرامي باد

مباهله در يك نگاه
مُباهَلَه، درخواست لعن و نفرين الهي براي اثبات حقانيت است و بين دو طرفي رخ مي دهد كه هر كدام ادعاي حقانيت دارند.
اين واژه در تاريخ اسلام به ماجرايي اشاره دارد كه طي آن، پيامبر اسلام(ص) پس از مناظره با مسيحيانِ نجران و ايمان نياوردن آنان، پيشنهاد مباهله داد و آنان پذيرفتند. با اين حال مسيحيان نجران، در روز موعود از اين كار خودداري كردند.
بنابر اعتقادات شيعي، جريان مباهله پيامبر(ص) نه تنها نشانگر حقانيت اصل دعوت پيامبر(ص) است، بلكه بر فضيلت همراهان او (حضرت علي، فاطمه و حسنين) در اين ماجرا دلالت مي كند. شيعيان بر اين اساس، معتقدند امام علي(ع) بر اساس آيه مباهله، به منزلۀ نَفْس و جان پيامبر است. واقعه مباهله در ۲۴ ذي الحجه سال نهم هجري روي داد و آيه ۶۱ سوره آل عمران به آن اشاره دارد.
داستان مباهله
گروهي از مسيحيان نجران همراه با چند تن از علما و اسقفهايشان مانند «عاقب» و «سيد» براي تحقيق پيرامون حضرت محمد صلي الله عليه و آله و مباحثه و مناظره با او به مدينه آمدند. آنها به خدمت پيامبر رسيدند و مناظره را شروع كردند، آنها ضمن سخنان خود عيسي عليه السلام را پسر خدا معرفي نمودند و دليل آنها همان تولد عيسي بدون پدر بود. خداوند در پاسخ آنها اظهار مي دارد كه داستان عيسي نزد خداوند همچون داستان آدم است كه او را از خاك آفريد، يعني اگر عيسي پدر نداشت آدم هم پدر و مادر نداشت و اگر بنا باشد كه عيسي را به خاطر آن ويژگي پسر خدا بدانند، بايد درباره آدم نيز چنين عقيده اي داشته باشيد، بلكه آدم اولي است. درحالي كه هر دو نفر مخلوق خدا هستند و خداوند با قدرت خود آنها را به طور غير معمول آفريده است.
وفد نجران اين پاسخ را كه واقعاً مستدل و منطقي بود نپذيرفتند و لذا پيامبر به دستور خداوند، آنها را به «مباهله» دعوت كرد. به اين صورت كه آنها عزيزان خود مانند فرزندان و زنان و جانهايشان را بخوانند و اينها نيز چنين كنند و روبروي هم قرار بگيرند و هر دو گروه دست به دعا بردارند و در پيشگاه خدا تضرع و زاري نمايند و طرف ديگر را نفرين كنند و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار بدهند.
وقتي پيامبر آنها را به مباهله دعوت كرد و آنها اطمينان خاطر و ثبات قدم پيامبر را ديدند از او يك شب مهلت خواستند تا در اين باره بينديشند. آنها به قرارگاه خود برگشتند و راجع به پيشنهاد پيامبر با همديگر مشورت كردند. اسقف بزرگ آنها گفت: فردا بنگريد اگر محمد با نزديكان و خانواده خود براي مباهله آمد، از مباهله با او خودداري كنيد ولي اگر با اصحاب خود آمد با او مباهله كنيد.
مباهله در قرآن
فَمَنْ حَاجَّك فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَك مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْكاذِبِينَ

پس هر كه با تو، بعد از علم و دانشي كه به تو رسيده است، درباره او (عيسي) به ستيز و محاجّه برخيزد (و از قبول حقّ شانه خالي كند) بگو: بيائيد پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را (كسي كه به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانيم، سپس(به درگاه خدا) مباهله و زاري كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. واژۀ «نَبتَهل» از ريشۀ «ابتهال» به معناي بازكردن دست ها و آرنج ها براي دعا، به سوي آسمان است. اين آيه، به آيۀ مباهله معروف گشته است. مباهله، يعني توجّه و تضرّع دو گروه مخالف يكديگر، به درگاه خدا و تقاضاي لعنت و هلاكت براي طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.
اهل بيت عليهم السلام در مباهله
هيات نمايندگي مسيحيان به حضور پيامبر (ص) آمد، ديدند او براي مباهله بيرون آمده است در حالي كه عبايي از موي سياه بر دوش داشت؛ حسين (ع) در آغوش آن حضرت بود و دست حسن (ع) را در دست داشت و فاطمه (ع) در پي او حركت مي كرد، علي (ع) نيز پشت سر فاطمه حركت مي كرد، و پيامبر (ص) به آنها مي گفت هر وقت من دعا كردم شما آمين بگوييد. اسقف نجران رو به همراهان كرد و گفت: اي گروه نصارا! من چهره هايي را مي بينم كه اگر دست به دعا بردارند و از خداوند بخواهند كه كوه را از جا بكند، فورا خواهد كند! پس با او مباهله مكنيد كه هلاك مي شويد و بر روي زمين تا روز قيامت يك مسيحي باقي نخواهد ماند.سپس، رو به پيامبر كردند و گفتند: اي ابو القاسم! تصميم ما اين است كه با تو مباهله نكنيم...»
مباهله از نگاه اهل سنت
محمدبن جرير طبري(متوفاي 310ق) در تفسر معروف خود ضمن بيان شأن نزول آيه مباهله مي نويسد: «پيامبر اسلام(ص) جهت مباهله با مسيحيان نجران، همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد و آماده مباهله شد، ولي آنها با پيامبر مصالحه نمودند و راضي به پرداخت جزيه شدند.» نصربن محمد سمرقندي(متوفاي 375ق) در تفسير خود مي نويسد: «پيامبر اسلام(ص) آنها (مسيحيان نجران) را به مباهله دعوت نمود و جهت مباهله همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد، ولي آنها از انجام مباهله سرباز زدند. در اين هنگام پيامبر(ص) به آنها فرمود: يا اسلام بياوريد و يا جزيه بدهيد. آنها به پرداخت جزيه رضايت دادند و برگشتند. پيامبر اسلام(ص) فرمود: اگر آنها مباهله مي كردند، همگي هلاك مي شدند، حتي گنجشكهاي نشسته بر ديوارهايشان.» فخر رازي(544-604ق) در تفسير خود پس از بيان توضيحات لازم مي نويسد: «پيامبر اسلام(ص) پس از اصرار مسيحيان نجران بر جهل خود آنها را به مباهله فراخواند و براي مباهله همراه علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) آمد و به آنها فرمود: هرگاه من دعا كردم، شما آمين بگوييد. اسقف نجران گفت: اي مسيحيان! من صورتهايي را مي بينم كه اگر خداوند را براي كندن كوه از جاي خود بخواهند، (كوهها) از جاي خود كنده مي شوند. با آنها مباهله نكنيد؛ زيرا هلاك مي شويد و در روي زمين تا روز قيامت هيچ نصراني باقي نمي ماند. آنها سپس به پرداخت جزيه راضي شدند و پيامبر اسلام(ص) فرمود: اگر آنها مباهله مي كردند، تبديل به ميمون و خوك مي شدند... و خداوند نجران و اهل آن را حتي پرندگان نشسته بر شاخه هاي درختانشان را هلاك مي نمود.»
فضيلت و اعمال روز مباهله
روز بيست وچهارم ذيحجه بنابر اشهر روزي است كه رسول خدا صلي اللّه عليه و آله با نصاراي نجران مباهله كرد، و پيش از مباهله عبا بر دوش مبارك گرفت، و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را زير عبا جا داد و گفت: پروردگارا هر پيامبري را اهل بيتي بوده، كه مخصوص ترين خلق نسبت به او بودند، خدايا اينان اهل بيت من هستند، از ايشان شك و گناه را برطرف ساز، و پاك كن ايشان را پاك كردني كامل، پس جبرائيل نازل شد، و آيه تطهير را در شأن ايشان فرود آورد، آنگاه رسول خدا صلي اللّه عليه و آله آن چهار بزرگوار را براي مباهله به بيرون برد، چون نگاه نصاري بر ايشان افتاد، و حقيقت آن حضرت و آثار نزول عذاب را مشاهده كردند، جرأت بر مباهله را از دست داده، و استدعاي مصالحه و قبول جزيه كردند. در اين روز حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در حال ركوع انگشتر خود را به سائل داد، و آيه «انّما وليكم اللّه» در شأن آن حضرت نازل گشت. در هر صورت اين روز داراي شرافت بسياري است، و در آن چند عمل وارد است:
اوّل: غسل
دوّم: روزه گرفتن
سوّم: خواندن دو ركعت نماز، كه در وقت و كيفيت و ثواب مانند نماز روز عيد غدير است، و اينكه «آية الكرسي» در نماز مباهله بايد تا «هم فيها خالدون» خوانده شود.
چهارم: خواندن دعاي مباهله مي باشد، كه شبيه به دعاي سحر ماه رمضان است، و شيخ طوسي و سيد ابن طاووس نقل كرده اند...
مباهله در شعر و ادب
در هاله اي از نور، آرام آرام پيش مي آمدند و زمين زير پايشان از تواضع، مثل حرير نرم مي شد. عده اي سايه نشين، كه هميشه در تاريكي به سر برده بودند، گويي قصد مقابله با نور دارند؛ با صليب هاي به ظاهر آراسته، با ناآراميِ تمام و با گيسوان چليپايي، بازي مي كردند و تمام ذهنشان سرشار از شكّ بود؛ شكّ به آن چه در دست و دلشان بود.
امّا آنان كه در هاله اي از نور پيش مي آمدند، تبلور وجودشان مثل آب زلال و صداقت حضورشان، مثل خورشيد، آشكار بود. هستي، چنان غرق تماشايشان بود كه انگار خداوند، بهشت را به معرض تماشا گذاشته است. تواضع خورشيد در آسمان و كُرنش خاك در زمين نشان مي داد كه آن «پنج تن»، آيينه ي جمال الهي اند؛ برگزيدگان راستين خداوند در زمين. و عنايت الهي، آنان را زير چتري از حمايت گرفته است. عطر «كساي» حقيقت از وجودشان مي تراويد و نگاهشان آكنده از تبسّم مِهرباني بود.
پنج تن، پنج كهكشان و پنج اقيانوس كه وجودشان نشانه ي عظمت الهي و سر چشمه ي زلال معرفت است. چه كسي مي تواند به انكار برخيزد؛ وقتي كه آدم عليه السلام بگويد: اِلهي يا حَميدُ بِحَقّ مُحَمّدٍ صلي الله عليه و آله وسلم...؟وقتي كه نوح بگويد:...، وقتي ابراهيم و موسي و عيسي بگويد:.. . چه كسي مي تواند انكار كند! محمّد صلي الله عليه و آله وسلم يعني: قرآن، يعني: لَوْلاك لَما خَلَقتُ الْاَفْلاك؛ علي عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام، حسن عليه السلام و حسين عليه السلام يعني: محمد صلي الله عليه و آله وسلم، يعني: اِنَما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجسَ اَهْلَ البَيْتِ و يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا.

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۰۴/۰۶/۱۳۹۸   بازدید: ۳۹

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)