روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹
ولادت با سعادت امام محمد تقي جوادالائمه عليه السلام مبارك باد

شناسنامه امام جواد(ع)
مورّخان در تاريخ تولّد امام جواد عليه السلام ، اختلاف دارند؛ عده اي ميلاد آن حضرت را دهم رجب، برخي 15 ماه رمضان و بعضي نيز 19 ماه رمضان سال 195 ه.ق در شهر مدينه مي دانند.
پدر بزرگوار جواد الائمّه عليه السلام ، امام رضا عليه السلام مي باشد؛ شخصيت ارجمندي كه ميزان فضايل و حيطه حيات علمي، عبادي و ديني اش، بركسي پوشيده نيست.
مادر امام جواد عليه السلام ، بانوي گرامي و پاكدامني بود به نام «سبيكه» (سكينه) و به روايت ديگر «خيزران». آن بانوي مؤمنه به خاندان شايسته امّ المؤمنين «ماريّه قبطيّه» تعلّق داشت. بعضي ها نام وي را «ريحانه» و «درّه» نيز گفته اند.
امام جواد عليه السلام، مولودي با بركت
از امام جواد عليه السلام به عنوان مولودي پربركت، ياد شده است. ابي يحيي صنعاني مي گويد: در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه فرزند خردسالش، امام جواد عليه السلام را آوردند. امام رضا عليه السلام فرمود: اين فرزندي است كه بزرگ تر و با بركت تر از او براي شيعيان ما به دنيا نيامده است.
دوران ولادت امام جواد عليه السلام يكي از سخت ترين دوران ها براي اهل بيت عليهم السلام بود. اين دوران، مصادف با خلافت مأمون، يكي از قدرتمند ترين و سياست مدار ترين خلفاي عباسي بود و علاوه بر اين در ميان شيعيان، انحرافات و اختلافات عجيبي به چشم مي خورد كه يكي از مهم ترين آنها فتنه واقفيه بود كه امام رضا عليه السلام آنها و پيروانشان را به اصحاب الحمار تشبيه كرده است.
در اين دوره در بين شيعيان خاص آن حضرت نيز زمزمه هايي به گوش مي رسيد كه موجب آزار و رنجش آن امام مي شد؛ زيرا شيعيان بر اين عقيده بودند كه يكي از نشانه هاي امام اين است كه بعد از خود جانشيني دارد كه الزاما بايد فرزند وي باشد و امام رضا عليه السلام تا سن 44سالگي از هيچ يك از كنيزان و همسران خود صاحب فرزند نشده بودند و اين اتفاق، زمينه را فراهم كرده بود تا حتي شيعيان خاص آن حضرت نيز بدگمان شده، در امامت او تشكيك كنند.
امامت در خردسالي
از آنجا كه حضرت جواد نخستين امامي بود كه در كودكي به منصب امامت رسيد، برخي اين سؤال را مطرح مي كردند آيا مي توان رهبري جامعه را به كودك هفت ساله سپرد؟ آيا يك كودك هفت ساله مديريت، دور انديشي و درايت يك مرد كامل را دارد؟ آيا ممكن است انساني در چنين سني به آن حد از كمال برسد كه بتواند جانشين پيامبر خدا باشد؟ و آيا در امتهاي پيشين چنين چيزي سابقه داشته است؟ اين مسائل در آن عصر، از جنجالي ترين مسائل روز بود.
از منظر باور شيعه كه موضوع امامت را يك موهبت الهي مي داند، پاسخ اين پرسش روشن است، چرا كه از اين ديدگاه خداوند متعال هر كسي را كه شايسته اين مقام بداند، به منصب پيشوايي امت بر مي گزيند؛ حتي اگر در سنين كودكي باشد. مقياس سن بالا، گرچه در ميان مردم مقياسي براي رسيدن به كمال محسوب مي شود، اما در بينش وحياني قرآن ممكن است يك فرد در سن كودكي فضائل و كمالات و شرائط رهبري جامعه را دارا باشد و امتيازات ويژه اي را كه لازمه رهبري و امامت و نبوت است در او موجود باشد و خداوند متعال موهبت رسالت و امامت را به او عنايت كند و اطاعت از وي را بر مردم واجب و لازم گرداند.
رويدادهاي سياسي و اجتماعي عصر امام جواد عليه السلام
امام جواد(ع) در دوره اي امامت خويش را آغاز كرد كه به رغم اقتدار شيعيان، عرصه سياسي و اجتماعي جامعه گرفتار چالش هاي عميق عقيدتي و درگيري هاي مختلف شده بود.
دوران امامت آن حضرت با خلافت دو نفر از خلفاي ستم پيشه عباسي (مأمون و معتصم) مقارن بود.
مأمون به دليل اين كه با قتل امام رضا(ع) دچار بدنامي و تزلزل شده بود، صلاح نمي ديد كه بيش از آن به آزار امام جواد(ع) بپردازد. هم چنين به دليل قدرت شيعيان در آن روزگار تمام سعي خود را بر آرام نگه داشتن اوضاع مصروف مي داشت، لذا به منظور دست يابي به چنين هدفي ناچار شد آن حضرت را مانند پدرش علي بن موسي الرضا(ع) تحمل كند.
سيره هدايتي و تبليغي امام جواد عليه السلام
امام جواد (ع) اولين امامي بود كه در هفت سالگي به امامت رسيد و اين ويژگي مشترك امام جواد (ع)، امام هادي (ع) و امام مهدي (عج) بود كه اگر براي نخستين بار در زمان امام جواد (ع) رخ نمي داد، به جامعه شيعه آسيب مي رسيد و آن حضرت با تحمل دشواري هاي بسيار، ذهن شيعيان را از وسوسه هاي شيطاني زدود.
كارهايي كه امام جواد (ع) براي رشد اسلام انجام دادند:
1. حضور در جلسه پرسش و پاسخ عالمان شيعه،
2. ارائه معجزه هاي گوناگون و استدلال هاي قرآني و تاريخي،
3. فرستادن نمايندگاني به مناطق شيعه نشين، (امام در هر منطقه كه شيعيان حضور داشتند، يك نماينده عادل و دانش مند انتخاب مي كرد كه مرجع مردم باشد و تنها او با امام ارتباط داشت تا جامعه شيعه پس از تبعيد يا زنداني شدن امام، سرگشته و پراكنده نشوند.)
برگي از دفتر فضائل و مناقب امام جواد عليه السلام
مطرفي گفت: حضرت رضا عليه السلام كه از دنيا رفت چهار هزار درهم به من بدهكار بود و كسي جز من و او از آن آگاه نبود. پس حضرت جواد عليه السلام به نزد من فرستاد كه چون فردا شود به نزد من بيا. فردا به نزد آن جناب رفتم به من فرمود: ابوالحسن رضا عليه السلام از دنيا رفت و چهار هزار درهم به تو بدهكار بود؟ گفتم: آري. پس جانمازي كه زير پايش بود بلند كرد و ديدم دينارهايي زير آن است و آنها را كه برابر با چهار هزار درهم بود به من داد.
معلي بن محمد گفت: حضرت جواد عليه السلام نزديكي هايي وفات پدر بزرگوارش از خانه بيرون آمد. پس نگاه به سر تا پاي او كردم تا اندازه قد و قامت او را براي دوستان و هم كيشان خود بيان كنم. ديدم آن حضرت نشست. سپس فرمود: اي معلي! همانا خداوند در امامت همان حجت و برهاني را دارد كه در پيمبري و نبوت دارد. (خدا درباره نبوت حضرت يحيي) فرمود: «و حكم نبوت را در كودكي به او داديم» (مريم، 112)
كراماتي از امام جواد عليه السلام
اباصلت مي گويد: پس از دفن حضرت رضا (ع)، به دستور مأمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم، دعا كردم و براي رهايي از زندان به محمد و آل محمد(ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد(ص) در كار من گشايشي انجام دهد. هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي.عرض كردم: به خدا سوگند سخت بي تابم. فرمود: برخيز، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت و از كنار نگهبانان زندان عبور داد. نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم. سپس حضرت فرمود: برو در امان خدا كه هرگز نه دست مأمون به تو مي رسد و نه دست تو به مأمون. اباصلت مي گويد: همان گونه كه حضرت فرمود تا حال مأمون را نديده ام.
سيره اخلاقي امام جواد عليه السلام
خدمت به مردم و رفع نيازهاي آنان در متن زندگي امامان معصوم عليهم السلام قرار دارد. امام جوادعليه السلام نيز در اين عرصه پيشتاز بود. آن بزرگوار مي فرمود: انسان با داشتن سه خصلت پسنديده مي تواند به مقام رضوان و خشنودي الهي برسد: زياد طلب آمرزش كردن، نرمخوئي و مدارا با مردم و زياد صدقه دادن.
از منظر امام جوادعليه السلام خدمت رساني به مردم، در اثر نزول رحمت الهي بر انسان است و اگر فردي در اين عرصه كوتاهي و سهل انگاري نمايد، ممكن است نعمت هاي الهي را از دست بدهد. به اين جهت، آن حضرت فرمود: نعمت خداوند بركسي فراوان نازل نمي شود مگر اينكه نياز مردم به وي بيشتر مي شود. هركس كه در رفع اين نيازمندي ها نكوشد و سختي هاي آن را تحمل نكند، نعمت الهي را در معرض زوال قرار داده است.
آن گرامي اعمال نيك و آثار خدمت به ديگران را براي نيكوكاران مفيدتر از افراد نيازمند مي داند و مي فرمايد: نيكوكاران به نيكي كردن بيشتر نياز دارند تا افراد محتاج و نيازمند؛ چرا كه انسان هاي خيّر، پاداش اخروي، افتخار و نام نيك را در پرونده اعمال خود ثبت مي كنند. هركسي كه به خدمت گزاري و نيك رفتاري با مردم و اهل درد مي پردازد، اوّل به خودش خير و نيكي مي رساند. پس او تشكر و قدرداني را در عملي كه براي خود انجام داده است، از ديگري توقع نداشته باشد.
امام جواد در كلام ديگران
امام جواد عليه السلام مانند ديگر ائمه معصومين براي ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگي كوتاه اين بنده شايسته خدا، به جهاد با كفر و طغيان گذشت. در نوجواني به رهبري امت اسلام منصوب شد و در سالهايي كوتاه، جهادي فشرده، با دشمن خدا كرد به طوري كه در سن ۲۵ سالگي يعني هنوز در جواني، وجودش براي دشمنان خدا غير قابل تحمل شد و او را با زهر شهيد كردند. همان طوري كه ائمه ديگر ما عليهم السلام با جهاد خودشان هر كدام برگي بر تاريخ پر افتخار اسلام افزودند، اين امام بزرگوار هم گوشه مهمي از جهاد همه جانبه اسلام را در عمل خود پياده كرد و درس بزرگي را به ما آموخت. آن درس بزرگ اين است كه در هنگامي كه در مقابل قدرتهاي منافق و رياكار قرار مي گيريم، بايد همت كنيم كه هوشياري مردم را براي مقابله با اين قدرتها برانگيزيم. اگر دشمن، صريح و آشكار دشمني بكند و اگر ادعا و رياكاري نداشته باشد، كار او آسان تر است. اما وقتي دشمني مانند مأمون عباسي چهره اي از قداست و طرفداري از اسلام براي خود مي آرايد، شناختن او براي مردم مشكل است. در دوران ما و در همه دورانهاي تاريخ، قدرتمندان هميشه سعي كرده اند وقتي از مقابله روياروي با مردم عاجز شدند دست به حيله رياكاري و نفاق بزنند.
پرتوهايي از كلام نوراني امام جواد عليه السلام
عبدالعظيم حسني نقل مي كند كه به امام جواد عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! حديثي از پدرانت برايم بفرما. فرمود: پدرم از پدرشان نقل فرمود كه اميرمؤمنان فرمود: مردم پيوسته در خيرند تا وقتي كه گوناگون و متفاوتند؛ امّا اگر برابر گردند، هلاك و تباه مي شوند.
عرض كردم: يابن رسول اللَّه! باز بفرما. فرمود: پدرم از پدرانش نقل كرد كه اميرمؤمنان فرمود: اگر باطنتان بر ملا مي شد، يكديگر را دفن نمي كرديد!
عرض كردم: باز بفرما. فرمود: پدرم از پدرانش نقل كرده كه اميرمؤمنان فرمود: دل مردم را نمي توانيد با بخشش مال و منالتان به دست آوريد؛ امّا با گشاده رويي و خوش برخوردي مي توانيد.
عرض كردم: بيفزا. فرمود كه پدرم از پدرانش نقل كرده كه اميرمؤمنان فرمود: هر كه از زمانه عيب و ايراد گيرد (اما به اصلاح خود نپردازد)، ملامتش به درازا مي كشد.
عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! بيفزا. فرمود: پدرم از پدرانش نقل كرده كه اميرمؤمنان فرمود: همنشيني با اشرار، بدگماني به خوبان را در پي دارد.
ياران و شاگردان امام جواد عليه السلام
از دوره امام جواد تا امام عسكري عليهما السلام به دليل فشارهاي سياسي و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت آنان بسيار محدود بود و از اين نظر تعداد راويان و پرورش يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق عليه السلام كاهش بسيار چشمگيري را نشان مي دهد. بنابر اين اگر مي خوانيم كه تعداد راويان و اصحاب حضرت جواد عليه السلام قريب صد و ده نفر بوده اند و جمعا 250 حديث از آن حضرت نقل شده، نبايد تعجب كنيم، زيرا از يك سو، آن حضرت شديدا تحت مراقبت و كنترل سياسي بود و از طرف ديگر، زود به شهادت رسيد و به اتفاق دانشمندان بيش از بيست و پنج سال عمر نكرد!
در عين حال، بايد توجه داشت كه در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان آن حضرت، چهره هاي درخشان و شخصيتهاي برجسته اي مانند: علي بن مهزيار، احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي، زكريا بن آدم، محمد بن اسماعيل بن بزيع، حسين بن سعيد اهوازي، احمد بن محمد بن خالد برقي بودند كه هر كدام در صحنه علمي و فقهي وزنه خاصي به شمار مي رفتند، و برخي داراي تاليفات متعدد بودند.
در حريم جوادين عليهما السلام
رواياتي به طور مشخص در مورد آثار زيارت امام جواد (ع) رسيده، كه دو نمونه آن از اين قرار است:
١. داود صيرفي گويد: به امام هادي (ع) عرض كردم: من پدر شما را زيارت نمودم و ثواب آن را به شما هديه كردم؛ امام (ع) فرمود: براي تو اجر و پاداش بسياري است و ما هم سپاس گزار خواهيم بود.
٢. ابراهيم بن عقبه گويد: در نامه اي، از امام هادي (ع) در مورد پاداش زيارت امام حسين و امام هفتم و امام جواد (عليهما السلام) پرسيدم، امام (ع) در پاسخ نوشت: زيارت اباعبدالله الحسين (ع) برتر و مقدم تر است و زيارت آن سه بزرگوار جامع تر و پاداش بيشتري دارد.
كتاب¬شناسي امام جواد عليه السلام
امام جواد(ع)، اميد اميدوار، قم، انتشارات شفق، 1355ش، 32ص، جيبي (ويژه نوجوانان).
امام جواد عليه السلام، گروه نويسندگان مؤسسة البلاغ، ترجمه محمود شريفي، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1368ش/1410ق، 168ص، جيبي، (سلسله «سرچشمه هاي نور»).
امام محمد تقي(ع)، سيد كاظم ارفع، تهران، مؤسسه انتشاراتي فيض كاشاني، 1370ش، 49ص، رقعي.
پيشواي نهم حضرت امام محمد تقي(ع)، گروه نويسندگان، چاپ مكرر، قم، در راه حق، 1371ش، 56ص، رقعي، (به عربي و اردو هم ترجمه شده است).
تحليلي از زندگاني و دوران امام محمد تقي(ع)، فضل الله صلواتي، اصفهان، انتشارات خرد، 1364ش، 610ص، رقعي.
تحليلي از زندگاني و زمان امام جواد(ع)، گروه نويسندگان، زير نظر قوام الدين وشنوي قمي، قم، احياء و نشر ميراث اسلامي، 1359ش، 138ص، جيبي.

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۱۵/۱۲/۱۳۹۸   بازدید: ۷۳

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)