روابط عمومی دانشگاه شیراز
یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹
دعاي روز پانزدهم ماه مبارك رمضان
دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان ضمیمه

دعاي روز پانزدهم ماه مبارك رمضان
اللهمّ ارْزُقْني فيهِ طاعَةَ الخاشِعين، و اشْرَحْ فيهِ صَدْري بإنابَةِ المُخْبتينَ، بأمانِكَ يا أمانَ الخائِفين
خدايا روزي كن مرا در آن فرمان برداري فروتنان و بگشا سينه ام در آن به بازگشت دلدادگان به امان دادنت اي امان ترسناكان.

شرح فرازهاي دعا
در فراز ابتدايي اين دعا «اللهم ارزقني فيه طاعه الخاشعين» يعني «خدايا در اين روز اطاعت بندگان خاشع و خاضع خود را نصيب من گردان» آمده است. براي آنكه بدانيم خاشعين چه كساني هستند، بهتر است اول در مورد متكبر ين صحبت به ميان آوريم؛ چرا كه خضوع و خشوع به طور كامل با تكبر و غرور تضاد دارد، به طوري كه هر آنچه كه در صفات متكبر ين وجود دارد، ضد آن در خاشعين موجود است.

براي روشن شدن اين موضوع اشاره مي كنيم به قسمتي از سخنان گهربار حضرت علي (عليه السلام) كه در مورد متكبران اين گونه فرمودند: «آگاه باشيد! زنهار! زنهار! از پيروي و فرمانبري سران و بزرگانتان، آنان كه به اصل و حسب خود مي نازند و خود را بالاتر از آنچه هستند مي پندارند و كارهاي نادرست را به خدا نسبت مي دهند و نعمت هاي گسترده خدا را انكار مي كنند، تا با خواسته هاي پروردگار مبارزه كنند و نعمت هاي او را ناديده انگارند، آنان شالوده تعصب جاهلي و ستون هاي فتنه و شمشيرهاي تفاخر جاهليت هستند.»

امام علي (عليه السلام) همچنين در قسمتي ديگر نيز فرمودند: «كبر و خودپسندي چيزي است كه قلب هاي متكبران را همانند كرده، تا قرن ها به تضاد و خون ريزي گذراندند و سينه ها از كينه ها تنگي گرفت.» در جاي ديگري مي فرمايند : «فَاللهَ اللهَ في كِبْرِ الْحَميَّهِ وَ فَخْرِ الْجاهِليَّهِ ..» خدا را خدا را! از تكبّر و خودپسندي و از تفاخر جاهلي بر حذر باشيد. (1)

انساني كه صفت تكبّر را در ميان صفات خويش جاي داده، معمولاً بر روي مسائلي كه خود طرح مي كند و يا چيزهايي كه نفْسِ او خواهان آن است تعصّب دارد و بدون هيچ دليل منطقي بر روي خواسته خويش اصرار مي ورزد. چنين كسي در مواردي كه با او مخالفت مي شود به زور توسل مي شود و سعي دارد با مشاجره زباني حرف خود را به كرسي بنشاند، و در نتيجه به بداخلاقي با ديگران پرداخته تا او را رعايت كنند و به خاطر اين تنديِ اخلاق و زشتي درون از پند و اندرز ديگران هيچ بهره اي نمي برد چرا كه به حرف حق گوش نداده و نصيحت ديگران را نمي پذيرد. از انتقاد روي گردان است و به محض شنيدن انتقاد، ناراحت شده آن را نمي پذيرد و همين امر او منشأ كينه هاي فراوان خواهد شد.

با توجه به اين تذكرات ، در مي يابيم كه خضوع و خشوع همانند ظرفي است كه انسان به وسيله آن به جمع آوري رضا و خشنودي خداوند مي پردازد و تكبر چون ظرفي است تو خالي كه هيچ چيزي در آن جز غرور و تكبر جاي نمي گيرد و اين خضوع و خشوع است كه انسان را به خداي خويش نزديك مي سازد؛ زيرا كه هرچه انسان نزد پروردگار عالميان، خود را ذليل و خوار نشان دهد، ارزشش در پيشگاه او بيشتر مي شود.

چنانچه حضرت علي (عليه السلام) فرمودند: «تاج تواضع و فروتني را بر سر نهيد و تكبر و خودپسندي را زير پا بگذاريد ... و تواضع و فروتني را سنگر ميان خود و شيطان و لشكريانش قرار دهيد، زيرا شيطان از هر گروهي لشكريان و ياراني سواره و پياده دارد.» پس خضوع و خشوع در مقابل پروردگار عالميان همان طاعت و بندگي خالصانه در مقابل ذات اقدس اوست كه ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم به ما عبادت و اطاعتش را همراه با خضوع و خشوع نصيب كند.

آينده متكبّر
بابِ شهر علم پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) آينده شخص متكبر را در لسان مبارك خود اين گونه بيان مي دارد:( پس شيطان دشمن خدا و پيشواي متعصّب ها و سرسلسله تكبّران است كه اساس عصبيّت را بنا نهاد. و بر لباس كبريايي و عظمت، با خدا درافتاد، لباس بزرگي را بر تن پوشيد و پوشش تواضع و فروتني را از تن درآورْد. آيا نمي نگريد كه خدا به خاطر خود بز رگ بيني، او را كوچك ساخت، و به جهت بلندپروازي او را پست و خوار گردانيد؟! پس او را در دنيا طرد شده و آتش جهنم را در قيامت براي او مهيا فرمود.)(2)

پس كوچك شدن، خوار شدن، طرد شدن و سرانجام آتش جهنم مقصدهايي هستند كه مسير تكبّر به آن ها منتهي مي شود، و اميرالمؤمنين(عليه السلام) در اين مورد ابليس را مثال مي زنند تا به عنوان الگوي يك متكبّر در اذهان مردم باشد و از عاقبت امرِ او عبرت بگيرند.

عبرت از ابليس، « حَبطِ اعمال »
اميرالمؤمنين(عليه السلام) در دنباله همين خطبه مي فرمايند اگر خداوند مي خواست حضرت آدم (عليه السلام) را از نوري كه چشم ها را خيره كند و زيبايي اش عقل ها را مبهوت سازد و . . . مي آفريد تا آزمايش ملائكه و ابليس در سجده بر او آسان شود ولي او را از گِل آفريد و اين را امتحان و آزمايش خود قرار داد. بهتر است پايان اين بحث را با جملات زيباي اسوه اخلاق و ايمان، امير مؤمنان حضرت علي (عليه السلام) به پايان بريم. اميرالمؤمنين (عليه السلام) پس از بيان امتحان الهي مي فرمايند:

«خداوند مخلوقات خود را با اموري كه آگاهي ندارند آزمايش مي كند ( شرط ايمان )، تا بد و خوب تميز داده شود و تكبّر و خودپسندي را از آن ها بِزدايد و خود بز رگ بيني را از آنان دور كند، پس، از آنچه خداوند نسبت به ابليس انجام داد عبرت گيريد، زيرا اعمال فراوان و كوشش هاي مداومِ او را با تكبّر از بين برد. او شش هزار سال عبادت كرد كه مشخص نيست ( شما نمي فهميد ) از سال هاي دنيا يا آخرت است. اما با ساعتي تكبّر همه را نابود كرد. چگونه ممكن است پس از ابليس، فرد ديگري همان اشتباه را تكرار كند و سالم بماند؟! نه، هرگز! . . . بين خدا و خلق، دوستيِ خاصّي وجود ندارد كه به خاطر آن، حرامي را كه بر جهانيان ابلاغ فرموده حلال بدارد!» (3)

و اشْرَحْ فيهِ صَدْري بإنابَةِ المُخْبتينَ
در بخش ديگر اين دعا مي خوانيم: «و اشرح فيه صدري بانابه المخبتين بامانك يا امان الخائفين» يعني «و شرح صدر مردان فروتن و خداترس را به من عطا فرما به حق امان بخشي خود اي ايمني دل هاي ترسان.»

حال منتخبين چه كساني هستند؟ در دعاي اين روز نكته اساسي كه به آن تأكيد شده است، خضوع و خشوع و فروتني در مقابل ذات اقدس پروردگار است به طوري كه در اين روز از خداوند درخواست مي كنيم آنچه را كه در صفات و اعمال خالصان و خاشعان و فروتنان وجود دارد، نصيب ما كند، اما در اينجا مي خواهيم بدانيم مخبتين به چه معناست؟

مخبتين به معناي فروتنان است، آن هم فروتناني كه فروتني آنان فقط در مقابل پروردگار جهان و جهانيان است، حال شايد سوال كرد كه فروتنان چه كساني هستند؟ كه در جواب بايد بگوييم فروتني يكي از صفات بارز مؤمنان تقواپيشه است كه شب و روز خود را به تقوا و پرهيزكاري مي گذرانند.

چنانچه حضرت علي (عليه السلام) در مورد صفت و نشانه يك پرهيزكار فرمودند: «در دين داري نيرومند، نرمخو و دور انديش است، داراي ايماني پر از يقين، حريص در كسب و دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگري ميانه رو، در عبادت فروتن، در تهي دستي آراسته، در سختي ها بردبار، در جستجوي كسب حلال، در راه هدايت شادمان و پرهيز كننده از طمع ورزي، است.»

با توجه به فرموده آن بزرگوار در مي يابيم كه مخبتين همان پرهيزكاران هستند كه شب و روز خود را به ذكر و ياد خداوند به پايان مي برند كه ما نيز در اين روز از خداوند مي خواهيم شرح صدري را كه مردان پرهيزكار و فروتن دارند، به ما نيز عطا كند.

نماز شب شانزدهم ماه رمضان (بلدالامين)
از پيامبر صلي الله عليه و آله روايت شده است:
فَمَنْ صَلَّى فِي اللَّيْلَةِ السَّادِسَةَ عَشْرَةَ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ بِالْحَمْدِ(الفاتحه) وَ التَّكَاثُرِ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ مَرَّةً، خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ رَيَّانُ يُنَادِي بِالشَّهَادَتَيْنِ وَ يَدْخُلُ فِي الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ .
هر كس در شب شانزدهم ماه رمضان، اين نماز را بخواند، دوازده ركعت در هر ركعت يك بار حمد و دوازده بار سوره تكاثر را قرائت كند، از قبر بيرون مي آيد در حاليكه چهره او زيبا است و منادي ندا مي دهد به شهادت آنكه خدايي حز خداي يگانه نيست تا زماني كه روز قيامت بيايد، به او امر مي شود كه بدون حساب به سوي بهشت برو.

توصيه معنوي
امام خميني (رحمه الله) فرموده اند؛ اگر همين ماه مبارك رمضان مسلمين خودشان را طور جمعي به ضيافت خدا وارد كرده بودند و تزكيه كرده بودند، تصفيه كرده بودند خودشان را، ممكن نبود زير بار ظلم بروند. زير بار ظلم رفتن مثل ـ ظلم ـ ظلم كردن، هر دواش از ناحيه عدم تزكيه است؛ قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَكّي، در نماز عيد، اين سوره را مستحب است بخوانند. امر به تزكيه و ذكر الله، ذكر اسم الله: قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَكّي و ذَكَرَ اسْمُ رَبِهِ فَصَلّي. تزكيه، ذكر اسم الله و صلوهًْ، اينها مراتبي است، اگر ما به اين رسيده بوديم، نه حال انفعالي پيدا مي كرديم براي پذيرش ظلم و نه ظالم بوديم. همه از اين است كه تزكيه نشديم.(4)

خوف از سلب عنايت خدا: من خوف اين را دارم كه در اين ماه مبارك رمضان كه ماه تهذيب نفس است و همه را خدا به ضيافت خودش دعوت كرده است، ما با صاحب خانه كاري بكنيم كه عنايتش از ما برگردد.(5)

اميدواري به كسب توشه يكساله: ماه مبارك به منزله يك ساعتي است كه كوكش بكنند و خودكار تا مدتي كه اين كوك است باشد. اين ماه مبارك بايد اين جور باشد كه مردم را تا ماه مبارك ديگر حفظ كند، بعد ماه مبارك ديگر بيايد از سر گرفته بشود و اين براي اين است كه بايد ما در اين ضيافت وارد شده باشيم و من اميدوارم كه وارد شده باشيم.(6)

روزهاي بلند را روزه بودند: امام چهارده سال نجف بودند. از تمام بچه ها دور بودند، هواي به آن گرمي نجف را تحمل مي كردند و در آنجا روزهايي به آن بلندي را روزه مي گرفتند. كارگر منزلشان صبح كه مي آمد گلايه مي كرد و مي گفت: «خانم، من سيني غذاي آقا را كه مي برم، اصلاً وقتي برمي گردانم احساس نمي كنم از اين سيني غذايي خورده شده است؛ شايد يك كمي مثلاً يك نصفه كتلت خورده اند.» آقا با اين شرايط روز به آن بلندي نجف را روزه مي گرفتند.(7)

 
منبع/نویسنده:
راسخون
 
تاریخ: ۲۰/۰۲/۱۳۹۹   بازدید: ۴۰

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)