دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه شیراز
چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۰
شهادت امام موسي الكاظم عليه السلام تسليت باد

شناسنامه امام موسي بن جعفر عليهما السلام
امام موسي بن جعفر عليه السلام در سپيده دم روز يكشنبه يا سه شنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 هجري قمري در «ابواء» - محلي ميان مكه و مدينه - از كنيزي از سرزمين بربر (مغرب) يا اندلس (اسپانيا) به نام «حميده» معروف به «حميده بربريه، حميده مغربيه، حميده مصفاة» زاده شد و شهادت آن حضرت بنا بر قول مشهور در 25 رجب سال 183 ه . ق و به نقلي 186 ه . ق در بغداد در زندان هارون الرشيد و به دستور وي بوده است. كنيه امام هفتم شيعيان جهان، ابوالحسن، ابوالحسن الاول، ابوالحسن الماضي، ابو ابراهيم، ابو اسماعيل، ابو علي و لقب آن بزرگوار، عبد صالح، راهب بني هاشم، الامين، الصابر، زين المجتهدين، باب الحوائج،...و مشهورترين آن «كاظم» و در لوح محفوظ «المنتخب» است. امام موسي بن جعفر داراي قامتي استوار، اندامي لاغر، چهره اي زيبا و گندمگون، ريشي انبوه و مشكين بود. نقش نگين انگشتري اش «حسبي الله» و يا «الملك لله وحده» بود.
اوضاع اجتماعي و سياسي عصر امام موسي كاظم عليه السلام
از سال 148 كه امام صادق(ع) به شهادت رسيد دوران امامت حضرت كاظم آغاز گرديد. آن حضرت در اين دوران با خلفاي زير معاصر گرديد:منصور دوانيقي (136 - 158) محمد معروف به مهدي ( 158 - 169) هادي (169 - 170) هارون (170 193) هنگام رحلت امام صادق(ع) منصور دوانيقي خليفه ي ستمگر عباسي، در اوج قدرت و تسلط بود. منصور براي تثبيت پايه هاي حكومت خود انسان هاي فراواني را به قتل رسانيد، او در اين راه نه تنها شيعيان، بلكه فقها و شخصيت هاي بزرگ جهان تسنن را نيز كه با او مخالفت مي ورزيدند سخت مورد آزار قرار مي داد.
سيره سياسي امام موسي كاظم عليه السلام
امام موسي ابن جعفر(ع) مناظرات گوناگوني با هارون الرشيد خليفه عباسي داشته اند كه در قسمتي از آن طرد حكومت هاروني و آرمان تشكيل حكومت الهي به رهبري امامان معصوم به صراحت بيان شده است. در تاريخ مي خوانيم: روزي هارون به امام كاظم مي گويد كه مرزهاي فدك را معلوم كن تا آن را به تو برگردانم. امام(ع) از جواب امتناع مي كند. هارون پيوسته اصرار مي ورزد. امام(ع) مي فرمايد: من آن را جز با حدود واقعي اش نخواهم گرفت. هارون كه به اصرار خواستار تعيين حدود مي شود. امام مي فرمايد: اگر من حدود آن را باز گويم مسلما موافقت نخواهي كرد. هارون سوگند ياد مي كند كه درصورت تعيين حدود آن را برمي گردانم. امام(ع) فرمود: اما حد اول آن سرزمين عدن است. در اين هنگام هارون چهره اش دگرگون گشت و با شگفتي گفت: ادامه بده. امام(ع) فرمود: و حد دوم آن سمرقند است. براي بار دوم ناراحتي هارون بيشتر گشت. امام فرمود و حد سوم آن آفريقا.
در حالي كه صورت هارون از شدت ناراحتي سياه شده بود، حضرت فرمود: و حد چهارم آن سواحل درياي خزر و ارمنستان. حضرت حدود كشور اسلامي كه آن روز، هارون برآن حكومت داشت بيان كرد. هارون گفت: پس چيزي براي ما باقي نماندبرخيز جاي من بنشين. امام فرمود: من به تو گفتم، اگر حدود آن را تعيين كنم هرگز آن را نخواهي داد.
سيره هدايتي امام موسي كاظم عليه السلام
از سال 148 ه.ق كه امام صادق عليه السلام به شهادت رسيد، بنا بر وصيت و نص پدر تا سال 183 ه.ق عهده دار سرپرستي و امامت شيعيان گرديد و دوران 35 ساله امامتش در محيطي پراختناق و خفقان و همراه با تقيه گذشت. در چنين محيطي، حضرت موسي بن جعفرعليه السلام علاوه بر مسئوليت امامت و رهبري جامعه اسلامي، موفق به تربيت شاگردان زيادي گرديد و با وجود اختناق حاكم، عده زيادي از دانشمندان و بزرگان شيعه از علم و دانش آن حضرت استفاده كردند و روايات زيادي را در زمينه هاي مختلف از آن بزرگوار نقل نمودند. كثرت روايات فقهي ايشان بعد از امام باقر و امام صادق عليهما السلام مؤيدي بر اين ادعا است.
سيره اخلاقي و عبادي امام موسي بن جعفر عليهما السلام
زياد بن ابي سلمة از دوستداران امام كاظم «عليه السلام» بود، ولي با دستگاه هارون الرشيد نيز ارتباط داشت. روزي امام او را ديد و از او پرسيد: شنيده ام تو براي هارون الرشيد كار مي كني و با آنان همكاري داري؟! گفت: بله سرورم! امام پرسيد: چرا؟ عرض كرد: مولاي من! من تهيدستي آبرومندم. مجبورم براي تأمين نيازهاي خانواده ام كار كنم. امام با چهره اي عبوس گفت: اما اگر من از بلندي بيفتم و قطعه قطعه شوم، برايم بهتر است كه عهده دار كاري از كارهاي ظالمان شوم يا گامي بر روي فرش هاي آنان گذارم، مگردر يك صورت. مي داني آن در چه صورتي است؟ گفت: نه فدايت شوم! امام گفت: من هرگز با آنان همكاري نمي كنم مگر آن كه يا غمي را از دل مؤمني با رفع مشكلش بردارم يا با پرداختن قرض او، ناراحتي را از چهره اش بزدايم. اي زياد! بدان پروردگار كمترين كاري كه با ياوران ظالمان انجام مي دهد اين است كه آنان را در تابوتي از آتش قرار مي دهد تا روز حساب باز رسد. اي زياد! هرگاه عهده دار شغلي از شغل هاي اين ظالمان شدي، به برادرانت نيكي كن تا كفاره اين كارت باشد. وقتي قدرتي به دست آوردي بدان خداي تو نيز در روز قيامت قدرت دارد و بدان كه نيكي هاي تو مي گذرد و ممكن است ديگران آن را فراموش كند، ولي در نزد خدا و براي روز قيامت تو باقي خواهد ماند.
رنج ها و مصيبت هاي امام موسي بن جعفر عليهما السلام
امام كاظم(ع) در شرايط دشوار حكومت عباسيان مي زيست كه دستگيري و آزار هواداران اهل بيت، سياست رايج خلفا بود و طبيعي بودكه آن حضرت نيز، از سوي هارون الرشيد، دچار زندان و شكنجه گردد. به گواهي تاريخ، امام موسي بن جعفر(ع)، قرباني بيم و هراسي شد كه هارون نسبت به از دست دادن حكومت خويش داشت، نيز قرباني سخن چيني ها و گزارشهاي دروغ بدخواهان و متملقان گرديد.
سندي بن شاهك، رئيس پليس هارون در بغداد بود، بسيار خشن و سختگير و سنگدل واز جلادان و آدم كشان بود. سندي حضرت را تحويل گرفت، به كند و زنجير بست، بر او سخت گرفت و حتي امام را مورد توهين و ضرب قرار داد و در نهايت، امام را به شهادت رساند، با خرماي زهرآلود، حضرت را مسموم كرد. پس از سه روز، روح پاك امام، از جسد مطهرش پرگشود و امام در 25 رجب سال 183 هجري به خدا پيوست و آسمان بغداد، با غروب اين خورشيد فروزان، تيره گشت.
برگي از دفتر فضائل امام موسي كاظم عليه السلام
موسي بن جعفر عليه السلام در قدر و مقام بزرگوارترين فرزندان حضرت صادق عليه السلام و در مرتبه والاتر از آنان بود و آوازه بزرگواري اش بيش از برادران بود. در زمان آن حضرت با سخاوت تر و گرامي تر و خوش معاشرت تر از او ديده نشد، و در عبادتْ سرآمد مردم آن زمان و پرهيزكارترين آنان و در جلالت مقام و فهم و دانش برتر از همگان بود.
و عموم شيعيانِ پدرش امام صادق عليه السلام معتقد به امامت آن بزرگوار گشته و سر تعظيم در برابرش فرود آورده، تسليم دستورات او شدند و از پدر بزرگوارش درباره امامت و جانشيني آن جنابْ نصوص و روايات و اشاره هاي زيادي روايت كرده اند و معالم و فرامين دين خود را از او گرفتند و آنقدر نشانه و معجزات از آن حضرت روايت كرده اند كه موجب قطع بر حجّيت و امامت او خواهد شد.
داستان هايي از امام موسي كاظم عليه السلام
امام كاظم در زميني كه متعلق به شخص خودش بود مشغول كار و اصلاح زمين بود. فعاليت زياد عرق امام را از تمام بدنش جاري ساخته بود. علي بن ابي حمزه بطائني در اين وقت رسيد و عرض كرد: «قربانت گردم، چرا اين كار را به عهده ديگران نمي گذاري؟»
- چرا به عهده ديگران بگذارم؟ افراد از من بهتر همواره از اين كارها مي كرده اند.
- مثلا چه كساني؟
- رسول خدا و امير المؤمنين و همه پدران و اجدادم. اساسا كار و فعاليت در زمين از سنن پيغمبران و اوصياي پيغمبران و بندگان شايسته خداوند است.
ياران و شاگردان امام موسي بن جعفر عليهما السلام
گروه كثيري از عالمان و راويان حديث، پيرامون امام موسي كاظم(ع) گرد آمدند و آن حضرت با توانايي بسيار آراء خردمندانه اي در دانش هاي گوناگون ديني ابراز كرد.
با آنكه صدها نفر از محضر پر فيض امام موسي كاظم(ع) بهره برده و اخبار و احاديث او را نقل مي كردند، اما در ميان اصحاب، حديث هيجده نفر به صدق و امانت مشهور گرديده و منقولات آنان مهر اعتبار و اطمينان خورده و همگان بر صدق گفته هايشان اعتراف كرده اند. شش نفر از آنان شاگردان امام باقر(ع)، شش نفر از اصحاب امام صادق(ع) و بقيه هم از خواص تربيت يافتگان حضرت امام كاظم(ع) بوده اند. اسامي آنان به اين شرح است: يونس بن عبدالرحمن، صفوان بن يحيي، محمد بن ابي عمير، عبدالله بن المغيره، حسن بن محبوب السراد، احمد بن ابي نصر بزنطي. به اين افراد اصحاب اجماع مي گفتند. شاگردان زبده ديگري در مكتب علمي - تربيتي و سرشار از معنويت هفتمين امام پرورش يافتند از جمله؛ محمد بن خلاد، عبدالرحمن بجلي، علي بن جعفر، اسحاق بن عمار صيرفي، اسماعيل بن موسي بن جعفر، حسين بن علي بن فضال، داود رقي، عبدالسلام بن صالح حصروي، موسي بن بكير و اسماعيل بن مهران.

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۱۸/۱۲/۱۳۹۹   بازدید: ۴۸

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)