انفاق از مهمترين اعمال نيك و صالح عبادي است كه در آموزههاي قرآني به آن توجه ويژهاي شده و دركنار عبادت محض چون نماز قرار گرفته است. از اين رو، بخش مهمي از تعاليم و حياني قرآن به مساله انفاق اختصاص يافته است. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا به شش پرسش اساسي «چه، چرا، چگونه، كي، كي، كجا» پاسخ دهد. با هم اين مطلب را از نظر ميگذرانيم.
انفاق عبادتي همچون نماز
دين اسلام، دين اجتماعي است. به اين معنا كه آموزههاي عبادي آن بيش تر در قالب رفتارهاي اجتماعي و روابط ميان انساني تجلي و تحقق مييابد تا در قالب عبادتهاي محض. بر همين اساس، برخي گمان كردهاند كه دين اسلام اصولادين دنياست تا دين آخرت. بنابر اين، آموزههاي وحياني بيشترين توجه را به سبك زندگي انسان در دنيا دارد و مسايل مربوط به آخرت در سايه سار مسايل مربوط به دنيا تبيين ميشود. خاستگاه اين نظريه را ميبايست در خود آموزههاي وحياني قرآن و اسلام يافت؛ چرا كه براساس آموزههاي قرآني، دنيا مزرعه آخرت است و انسان هر آن چه در دنيا كرده در آخرت درو ميكند.
انديشمندان و اسلام شناسان معروف جهان اسلام، انسان را موجودي ميدانند كه به يك معنا داراي ماهيت نيست و هر كسي در دنيا ماهيت خويش را ميسازد و در آخرت آن را ميبيند. اين بدان معنا خواهد بود كه هر كسي در آخرت همان سازه دنيايي خويش است. پس هر كسي با انتخاب سبك زندگي در دنيا، از مايه خالص و بي شكل وجودش، با اعمال و رفتار و نيات خويش، موجودي را ميسازد كه در آخرت شكل نهايي آن ديده و آشكار ميشود. برخي از مردم در آخرت خود را به شكل «شتر، گاو، پلنگ» در ميآورند وبرخي ديگر، خود را «خر و گوسفند و گرگ» و برخي ديگر «موش، خوك و سگ» ميشوند. از اين رو عدهاي از صاحب نظران آيه «اذالوحوش حشرت» را به حشر و نشر انسانهايي ميدانند كه ماهيت خويش را در دنيا چنين ساخته و پرداخته و به شكل حيوانات وحشي در آورده و در آخرت بر اين چهرههاي جانوران وحشي خودنمايي ميكنند.
اصالت زندگي دنيا
بر اين اساس، دنيا و سبك زندگي آن به يك معنا اصالت مييابد؛ زيرا انسان در اين مدت كوتاه و فرصت اندك عمر خويش، خود را براي ابديت ميسازد؛ زيرا پس از مرگ انسان و انتقال از زندگي مادي دنيوي به زندگي ديگر در آخرت، ديگر فرصتي براي انسان نيست تا به بازسازي خود بپردازد. لذا خداوند در آيات 99 و 100 سوره مومنون و آيات ديگر، بيان ميدارد كه پس از مرگ ديگر فرصتي براي شدنهاي كمالي نيست و هرگونه درخواست بازگشت به دنيا و تغيير ماهيت خود، با پاسخ منفي «كلا» مواجه ميشود؛ زيرا نظام احسن به گونهاي آفريده شده كه پس از پايان اين دوره آدمي در مرحله و فاز ديگري وارد ميشود و حتي جهان مادي كنوني به شكل ديگري در ميآيد و ادامه پيدا ميكند. خداوند در آيه 47 سوره ابراهيم ميفرمايد: يوم تبدل الارض غيرالارض و السماوات؛ روز قيامتي كه زمين و آسمان غير از اين زمين و آسمان ميشوند و تبدل پيدا ميكنند.» از اين آيه به خوبي استفاده ميشود كه در روز قيامت آسمان و زمين وضعيت كنوني شان را قطعاً دارا نيستند. البته به نظر ميرسد كه زمين و آسمان هر كسي با توجه به اعمال خودش خواهد بود، از اين رو در برخي از روايات آمده است كه زمين خود نور افشاني ميكند و مانند زمين فسفري است و ديگر نياز به خورشيد نخواهد بود يا براي مومن همانند قرص ناني است كه از همان ميخورد؛ يعني ديگر نياز به اين نيست كه مواد غذايي كه در خاك وجود دارد از طريق گياهان و جانوران تبديل به مواد غذايي شود و سپس خورده شود، بلكه مومنان با اراده خود، زمين را به مواد غذايي مطلوب خود تبديل ميكند. همين زمين براي كفار تبديل به آتش و بيابان برهوت ميشود. (ترجمه تفسيرالميزان، ج 12، ص 128 - 129 و نيز مراجعه شود به ذيل آيه و روايات تفسيري) البته مراد از تبديل زمين به نان براي مومن به اين معناست كه زمين براي مومن غذا ميشود به هر شكلي كه بخواهد و نان تنها از باب نماد و تمثيل ذكر شده است.
به هرحال، اگر انسان بخواهد آخرت خود را چنان بسازد كه در اوج كمال و تمام باشد، بايد خود اقدام به ساخت و ساز آسمان و زمين آخرتي خود در دنيا كند؛ چرا كه زمين و آسمان و كيفيت محتويات و موجودات آن به دست خود شخص است و هركسي براي خودش بهشت و دوزخ اختصاصي ميسازد. براين اساس، زندگي دنيا از چنان اصالت برخوردار است كه هرگونه غفلت از آن ميتواند به معناي شقاوت ابدي باشد؛ چنان كه ذكر و توجه، به معناي سعادت و خوشبختي ابدي است.
در آموزههاي قرآني، سبك زندگي دنيا بايد از چنان تعادل و اعتدالي برخوردار باشد كه هر چيزي درسر جايش قرارگيرد؛ عبادتي چون نماز ميبايست همراه با عبادتي اجتماعي چون انفاق و زكات باشد تا بتواند نيت و توحيد را به كمال برساند. دراين نگرش قرآني، ايمان و عمل صالح تنها در عبادات محض نيست، بلكه در خدمت به همنوع بلكه خدمت به خلق و همه مخلوقات الهي است، چنان كه نظارت بر خود و خودسازي خود ميبايست همواره همراه با ديگرسازي و امر به معروف و نهي ازمنكر باشد. (سوره عصر و آيات ديگر قرآن)
نقش انفاق در سازه ماهيتي انسان
در آموزههاي قرآني، دنيا به اين معنا از چنان ارزش و جايگاه رفيع و بلندي برخوردار است كه هيچ چيزي نميتواند جايگزين آن شود؛ زيرا مقدمهاي براي سازه اخروي ميباشد. هركسي هرچيزي را در دنيا ميسازد؛ زيرا آسمان و زمين و كيفيت و چگونگي آن در اختيار هر شخصي است. هرشخص با نيت و اعمال خود، جهاني ديگر را براي خود ميسازد، چنان كه ماهيت نهايي خود را شكل ميبخشد و آن را به شكل برتر از فرشتگان و خداگونه شدن يا به شكل و ماهيتي پست تر از سنگ، جانوران وحشي و يا چارپايان درمي آورد.
انفاق به عنوان مهمترين عمل عبادي و اجتماعي دركنار نماز به عنوان مهمترين و اصليترين عمل عبادي محض، نقش مهمي را در سازه ماهيتي شخص و جهاني دارد كه در آخرت از آن بهره ميبرد، بنابراين، براي شناخت مسايل و مباحث انفاق در آموزههاي وحياني به سراغ آيات قرآن ميرويم تا به درستي از اين ابزار خودسازي و آخرت سازي بهره مند شويم.
پاسخي براي پرسشهاي شش گانه
قرآن به همه پرسشهاي شش گانه بشر درباره انفاق به درستي و تمام و كمال پاسخ داده است. در اينجا تلاش بر آن است تا به اين پاسخها دست يابيم و آن را تبيين كنيم.
1- از چه چيزي انفاق كنيم؟
انفاق به معناي اخراج مال از ملك خود است، (مجمع البيان، ج1-2، ص121) ولي در فرهنگ قرآن به هرنوع بذل و بخشش به ديگري از مال و غيرمال چه واجب و غيرواجب اطلاق ميشود. (مفردات الفاظ قرآن كريم، راغب اصفهاني) بنابراين، انسان هر چيزي را از مال و غيرمال از علم و دانش و مهر و محبت به شخص ديگري عطا نمايد، انفاق كرده است. خداوند به صراحت از انفاق «مما رزقناهم» سخن به ميان آورده است (بقره، آيه3) تا نشان دهد كه انفاق ميبايست نسبت به همه نعمتهاي الهي باشد و اختصاصي به مال ندارد. اگر خداوند مهر و محبت را روزي كسي كرده بايد آن را نسبت به ديگري انفاق كند و از مهر و محبت كم نگذارد، چنان كه از علم و دانشي كه خداوند روزي او نموده بايد انفاق كند.
با اين بيان روشن شد كه انفاق لازم است از همه چيزي كه خداوند روزي شخص كرده صورت پذيرد. بنابراين در پاسخ به اين پرسش كه از چه چيزي انفاق كنيم، بايد گفت كه از هر چيزي كه خداوند روزي شخص نموده انفاق انجام شود.
درباره ويژگيها و صفات آن چه انفاق ميشود، خداوند در آيات قرآني پاسخهاي دقيق و كاملي ارايه كرده است. خداوند در آيه 92 سوره آل عمران ميفرمايد كه آن چه انفاق ميشود بايد از مصاديق «مما تحبون» باشد، يعني هر آن چه را دوست ميداريد و خود به آن علاقه مند هستيد از همان چيز انفاق كنيد.
بنابراين، هرگونه انفاق از چيزهاي بد و پليدي كه انسان علاقهاي به آن ندارد و خود حاضر به گرفتن آن نيست، جايز و روا نميباشد؛ چرا كه اگر كسي همان چيزها را به شما انفاق كند شما آن را نميگيريد.
هتر آن است كه انسان از بهترين چيزها و محبوبترين آنها انفاق كند، اما اگر نتواند از برترينها انفاق كند، ميبايست دست كم به متوسط آن عمل كند و از آن انفاق كند. خداوند در آيه89 سوره مائده از انفاق و اطعام خوراكي از متوسط و ميانگين آن چه خودتان ميخوريد خبر ميدهد و توصيه ميكند كه متوسط غذا و خوراكي را كه خود ميخوريد انفاق كنيد.
2- چگونه انفاق كنيم؟
اما چگونه انفاق كنيم؟ پرسشي ديگر است كه خداوند در آيات 262 و 264 سوره بقره ميفرمايد كه اگر انفاق ميكنيد، بي منت و آزاررساني اين كار را انجام دهيد؛ چنان كه در آيه 177 همين سوره از انفاق كنندگان خواسته تا با ميل و رغبت به اين كار اقدام كنند و همواره مراعات اعتدال را در انفاق داشته باشند. (بقره، آيات 195 و 219 و نيز اسراء، آيه 29 و فرقان، آيات 63 و 67)، چرا كه هرگونه عبور از دايره اعتدال به معناي اسراف است و خداوند اسراف را حتي درباره انفاق نميپسندد. (فرقان، آيات 63 و 67) همچنين خداوند از انفاق كنندگان خواسته است تا حيثيت و آبروي دريافت كننده انفاق را حفظ كنند و آبروريزي نكنند. (بقره، آيات 262 و 264 و 267)
بنابراين، اخلاص در انفاق از شرايط اصلي آن است كه در آياتي از جمله99 سوره توبه، 177 و 261 و 265 سوره بقره به آن توجه داده است.
براي دست يابي به اخلاص و دوري هرگونه منت و اذيت و آزار بهتر آن است كه شخص انفاق را مخفي و نهان بدهد، البته گاه براي تشويق و ترغيب ديگران انفاق آشكار، بهتر و برتر است. از اين رو خداوند در آياتي از جمله 29 فاطر و 19 و 22 سوره رعد و 274 سوره بقره بر هر دوگونه انفاق به عنوان امري ارزشي توجه ميدهد.
انفاق ميبايست از مال حلال باشد و هرگونه انفاق از مال و يا روزي غيرحلال مانند دانش دزدي جايز و روا نيست. (بقره، آيات 3 و 254 و 267 و نيز نساء، آيه 39 و انفال، آيه 3 و آيات بسيار ديگر) همچنين از چيزهاي طيب و پاك انفاق شود نه از چيزهايي كه خبيث و ناپاك است. (همان)
3- چرا انفاق كنيم؟
اما چرا انفاق كنيم؟ به دليل آثاري كه براي انفاق وجود دارد ميبايست اين كار انجام شود. چنان كه بيان شد انسان در دنيا خود را براي ابديت ميسازد و جهان آخرت چيزي جز سازه او در دنيا نيست كه با نيات و اعمال انجام ميشود. اگر انسان نيت خود را براي خدا خالص گرداند و به قصد خدايي و متاله شدن اعمال صالح و نيكي چون نماز و انفاق را به جا آورد، خود را در مسير كمال قرار داده و آخرتي خوب و نيك براي خود رقم ميزند.
البته انفاق آثار و بركات بسيار ديگري نيز دارد كه ميتوان به امنيت اجتماعي (بقره، آيه 195 و انفال، آيه 60)، رفع مشكلات اقتصادي (نور، آيه 22)، آرامش دروني (بقره، آيه 262)، آساني كار و تسهيل امور دنيوي و اخروي (ليل، آيات 5 و 7)، آمرزش و مغفرت (بقره، آيات 267 و 268)، دست يابي به مقام صالحان (منافقون، آيه 10)، مقام نيكوكاران (آل عمران، آيه 134)، امداد الهي (بقره، آيه 270) سودمندي (بقره، آيه 272)، بركت (همان)، تزكيه روح و روان (ليل، آيات 18 تا 20)، تقرب به خدا (توبه، آيه 99)، تقوا (ليل، آيات 17 و 18)، توشه آخرت (بقره، آيه 254)، رستگاري (بقره، آيات 3 و 5) و مانند آن اشاره كرد.
4- كي انفاق كنيم؟
اما كي و چه زماني انفاق كنيم؟ خداوند ميفرمايد كه هر زماني كه از دست شما برآمد انفاق كنيد و همواره در اين كار شتاب ورزيد و سرعت بگيريد و بكوشيد در انجام اعمال خير و نيك و صالحي چون انفاق پيش دستي كنيد و بر ديگران سبقت بگيريد و جزو سابقون گرديد. (بقره، آيه 148 و مائده، آيه 48 و نيز آل عمران، آيه 133)
البته انفاق در برخي زمانها سفارش بيشتري شده همچون ماه رمضان، عيد غدير برخي ايام الله. خداوند در آيه 274 سوره بقره، انفاق شبانه را مورد توجه قرار داده است.
5- به كي انفاق كنيم؟
اما به چه كسي انفاق كنيم؟ به هر كسي كه نيازي دارد ميتوان انفاق كرد، هر چند كه انفاق به نيازمنداني چون مساكين و فقيران و در راه ماندگان به ويژه كمكهاي مالي به آنان بسيار پسنديده است.
خداوند در آيه 10 سوره ضحي توجه خاص به سائلان ميكند و ميفرمايد كه از درخواست ايشان رنجيده خاطر نشويد و آنان را از خود نرانيد؛ چرا كه در هر نعمتي كه خداوند به انسان ميدهد، حقي براي دو گروه اصلي نيازمندان محروم و سائلان وجود دارد. (ذاريات، آيه 19، و نيز معارج آيه 25)
انفاق به اهل بيت(ع) و ذوي القربي و خويشان خود (اسراء، آيه 26 و نيز روم، آيه 38) از واجبات است. دايره انفاق به ديگران در اسلام چنان وسيع است كه براساس آيه 272 سوره بقره ميتوان به غيرمسلمان و بينوايان آنان انفاق كرد و با اين عمل حتي از پاداش انفاق خالصانه چيزي كم نميشود. نقل است كه مومنان از انفاق مال به غيرمسلمانان امتناع ميورزيدند؛ آيه ياد شده نازل شد و آنان را از امتناع انفاق به غيرمسلمان نهي كرد. (مجمع البيان، ذيل آيه)
اما اين كه چه كسي ميبايست انفاق كند؟ بايد گفت كه بر همگان است كه انفاق كنند و تفاوتي ميان دارا و ندار نيست؛ زيرا هر كسي در حد خود دارايي دارد و ميتواند از همان كم خويش نيز انفاق كند. (آل عمران، آيه 134) چنان كه بايد در هر حالي چه شادي و غم يعني سراء و ضراء انفاق كنيم.(همان)
6 -كجا انفاق كنيم؟
اما كجا انفاق كنيم؟ در همه حال حتي ركوع و عبادت محض (مائده، آيه 55) و در مسجد و غيرمسجد (همان) در سفر و حضر و در شادي و غم، در دارايي و نداري ميبايست انفاق كرد؛ زيرا روزي براي همگان است و همگان در هر روز از روزي الهي برخوردار ميشوند، پس در هر حال و در هر جايي ميتوان بخشي از روزيهاي مادي و معنوي را در راه خدا انفاق كرد.
با نگاهي گذرا به آيات قرآني ميتوان جزئياتي بيش تر درباره پاسخ به پرسشهاي شش گانه به دست آورد. با اين همه در اين مطلب به همين مقدار بسنده ميشود؛ زيرا انسان با عمل به همين پاسخها ميتواند راه خويش را براي زندگي ابدي و حيات طيبه اخروي بيابد و سازهاي الهي و متاله از خود بسازد و جهان اخروي خويش را با زميني آباد و سبز و آسماني زيبا و پرستاره و نور پديد آورد. هر كار كوچكي در دنيا، بازتابي در آخرت دارد، ما مواد زندگي اخروي خود را در اين جا تامين و فراهم ميآوريم و با هر سلام و صلواتي، خشتي از نقره و طلاو كاخي از نور برپا ميداريم، همچنان كه خود را ميسازيم، محيط زيست اخروي خود را نيز ميسازيم .