دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه شیراز
سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
عرض تسليت سالروز شهادت حضرت امام سجاد (ع)

سالروز شهادت پيشواي عارفان و زينت عبادت‌كنندگان، حضرت امام سجاد (ع) را تسليت و تعزيت عرض مي‏نماييم


پرتوي از مبارزات امام سجاد (ع)

تقدير خداوند بار ديگر آفرينشي شگفت را رقم زد و دل‌انگيزترين جلوه‌هاي صفات الهي را در جمال دل‌آراي شخصيتي بزرگ از تبار علي (ع) آفريد. معراج عرفان و شور و عشق او آن‌چنان شكوهمند و پر رمز و راز بود كه زيباترين روح پرستنده، زين‌العابدين لقب يافت و دلدادگي‌اش به جمال ربوبي در حال سجده موجب شد كه او را سجاد آل محمد (ص) نام نهند. زماني كه در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري ديده به جهان گشود، پدرش امام حسين (ع) نام زيباي علي را براي او برگزيد تا اينكه ياد و نام علي (ع) در خاطره‌ها زنده بماند و زندگي و محفل انس پدر را رونق فزاينده‌تر بخشد.
زندگي آن حضرت همراه با حوادث بسيار حساس و مهمي بود؛ به ويژه دوره‏ي سي و پنج ساله‏ي امامتش كه خود نمونه‌اي متعالي از مبارزات حضرت است. صفات ممتازش در افقي فراتر از مبارزات و مجاهدت‌هاي اوست. و هيچ بلندنگر تيزپروازي بر ستيغ و بلنداي عظمت و بزرگواري او نمي‌تواند دست يابد؛ امّا تأمل و دقت در رفتارها، سخنان و موضع‌گيري‌هاي او مي‌تواند روزنه‌اي به حيات معقول و نوراني‌اش بگشايد و اين نوشتار سعي دارد پرتوي كم سو از مبارزات آن امام همام را در چهار زمينه يادآور شود.
الف- حضور در نهضت كربلا
همراهي آن حضرت در واقعه‏ي كربلا را مي‌توان نخستين تجلّي چشمگير در صحنه‏ي مبارزات به شمار آورد. زماني كه قيام خونين ابا‌عبدالله‌الحسين (ع) تحقق يافت و جز دوستان خدا و دل‌هاي مطمئن، كسي ديگر ياراي همراهي حضرت را نداشت، آن حضرت بي‌اعتنا به قدرت‌ها و مظاهر طاغوت، جلوه‌هاي شگفتي از حماسه و ايثار را فراديد انسان‌ها قرار داد؛ هنگامي كه در روز عاشورا امام حسين (ع) انسان‌ها را به ياري طلبيد، امام زين‌العابدين (ع) با اينكه تني تب‌دار و شرايطي سخت و جانفرسا داشت، به ياري پدر شتافت و در پاسخ عمه‌اش ام كلثوم كه تصميم داشت او را بازگرداند، فرمود: «رهايم كن و بگذار كه در دفاع از فرزند رسول خدا مبارزه كنم.
رويارويي با عبيدالله
اهل بيت حسيني (ع) اگرچه اسير شدند؛ امّا هيچ‌گاه ذليل نشدند. آنان با عزت ايماني و شهامت علوي، از خون شهيدان به خوبي پاسداري كردند و به رغم خفقان حاكم بر جامعه، دفاعيه‏ي الهي و دشمن‌شكن خود را، حتي در درون كاخ‌هاي ستمگران، قرائت نمودند.
زماني كه امام زين‌العابدين (ع) وارد كوفه شد، خطبه‌اي بليغ ايراد كرد؛ به گونه‌اي كه پشيماني سراپاي وجود كوفيان را فرا گرفت. آنگاه كه در كاخ، عبيدالله زياد، روياروي او قرار گرفت با منطق رسا بطلان سخنان او را آشكار ساخت. عبيدالله درآغاز نام امام را پرسيد. گفته شد كه او علي بن الحسين است.
عبيدالله گفت: مگر خدا علي بن الحسين را نكشت؟ بر خلاف انتظار و توقع او امام زين‌العابدين (ع) فرمود: او برادر من بود كه مردم او را كشتند. پس از اينكه عبيدالله گفت: بلكه خدا او را كشت، حضرت اين آيه را قرائت كرد: «خداوند جان‌ها را به هنگام مرگ مي‌گيرد و همين طور جان‌هاي انسان‌ها را به هنگام خواب» و به اين موضوع اشاره نمود كه همه‏ي امور از قدرت الهي سرچشمه مي‌گيرد؛ امّا تو و سپاهيان يزيد به گناه و ظلم او را به شهادت رسانديد.
عبيدالله با شنيدن اين جواب خشمگين شد و تصميم به كشتن امام گرفت؛ حضرت زينب (س) به دفاع برخاست و آنگاه كه امام زين‌العابدين (ع) از عمه‌اش خواست تا آرام بگيرد، رو به عبيدالله زياد كرد و فرمود: مرا به كشتن تهديد مي‌كني؛ مگر نمي‌داني كشته شدن در راه خدا سيره و شعار ما و شهادت مايه‏ي كرامت و ارجمندي ماست؟
ب- ظلم‏ستيزي با دعا
دومين محور مبارزات امام زين‌العابدين (ع)، سخنان آن بزرگوار پيرامون ظلم‌ستيزي است. فردي كه به نيايش‌هاي آن بزرگوار فكر كند، به خوبي مي‌فهمد كه چگونه بايد از ستمگران بيزاري بجويد و به ياري مظلومان بشتابد و در اين راه حركت خود را بر اساس امامت امامان راستين قرار دهد.
ج- مبارزه با عالمان درباري
محمد بن مسلم زهري كه از دانشمندان ديني آن عصر به شمار مي‌آمد، در زمان حكومت عبدالملك مروان جذب دربار شد و تا آخر عمر با دربار بني‌اميه همكاري نزديك داشت. امام سجاد (ع) در نامه‌اي او را توبيخ و سرزنش كرد.
د- تربيت شاگردان مجاهد
پس از اينكه امام حسين (ع) به شهادت رسيد، خفقان شديدي بر جامعه حاكم گشت؛ به گونه‌اي كه مسعودي مي‌نويسد: «علي بن الحسين (ع)، امامت را به صورت مخفي و با تقيه‏ي شديد و در زماني دشوار عهده‌دار گرديد.». به اين جهت امام (ع) به تربيت انسان‌هايي همّت گمارد كه بتوانند با روشنگري و توضيح معارف الهي، مسير اسلام راستين و تشيع سرخ علوي را استمرار بخشند. يكي از اين شاگردان، يحيي بن ام طويل است كه در مسجد پيامبر (ص) در مدينه، براي مردم سخن مي‌گفت.
اصولاً شخصيت امام زين‌العابدين (ع) به عنوان نمونه‌اي متعالي از مبارزه عليه حكومت اموي مطرح بود؛ مردم او را با همين جهت‌گيري مي‏شناختند. در همين راستا، نام و ياد آنان از نظر خلفاي بني‌اميه جرم محسوب مي‌شد و كساني كه آن حضرت از آنان ستايش و يا تعريف مي‌كرد، به زندان افكنده و از بيت‌المال محروم مي‌ساختند؛ چنان‌كه فرزدق شاعر همين عاقبت و فرجام را يافت و او كه فقط شعري در مدح علي بن الحسين (ع) خواند به زندان افتاد و نامش از ديوان مالي حذف شد.
بدين جهت بود كه دشمنان نتوانستند حضرت سجاد (ع) را تحمل كنند و در سال 95 هجري قمري، در سن پنجاه و هفت سالگي، به دست هشام ابن عبدالملك و به نقلي، وليد ابن عبدالملك به شهادت رسيد و با غروب غمگينانه‏ي خويش جهان تشيع را عزادار ساخت.

 
منبع/نویسنده:
روابط عمومی
 
تاریخ: ۲۸/۰۸/۱۳۹۳   بازدید: ۸۷۴

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)