روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
عرض تسليت سالروز شهادت امام موسي كاظم (ع)

25 رجب، سالروز شهادت هفتمين خورشيد هدايت، باب‏الحوائج حضرت موسي بن جعفر (ع) تسليت و تعزيت باد


امام موسي كاظم عليه‏السلام ، هفتمين ستاره‏ي هدايت در آسمان امامت و نهمين گل از شاخسار عصمت است. ايشان در سال 128 ق در سرزمين اَبْواء در نزديكي شهر مدينه متولد شدند و جهان را به نور حضور خود منور ساختند. آن حضرت در بيست سالگي با شهادت جانسوز پدر بزرگوار خود امام جعفر صادق عليه‏السلام رداي امامت را بر دوش گرفتند. مدت امامت آن امام هُمام 35 سال بود كه سرشار از فشارها و آزار حاكمان جابرپيشه‏ي آن زمان بود كه بر آن يگانه‏ي عصر، ظلم بسياري روا كردند. سلام و درود خدا بر او و بر همه‏ي اهل بيت عصمت باد.
دوره‏ي حيات امام موسى بن جعفر عليه‏السلام عصر سياهى و تباهى بود و به علّت اوج گرفتن حاكميت عباسيان، جامعه‏ي اسلامى به شدت از معيارهاى الهى تهى شده بود. امام در عصرى مى‏زيست كه خلفا و فرمانروايانى كه بايد الگوى تقوا باشند و در راه دين و تعالى جامعه‏ي دينى بكوشند، در فساد هزار و يك شب بغداد غرق شده و به بزرگ‌ترين عامل سياهى و تباهى جامعه تبديل گرديده بودند.
در اين عصر كه به عصر هارونى معروف است، همه‏ي تبهكاري‌ها به نام دين انجام مى‏گرفت و خليفه در ظاهر مدعى حمايت از دين و رهبرى جامعه‏ي دينى بود؛ ولى رفتار او و اطرافيانش نه تنها هيچ تناسبى با معيارهاى دينى نداشت، بلكه دقيقاً با دستورات و ارزش‌هاى دين در تضاد بود. گرچه رفتار هارون و اطرافيانش مغاير با اصول تعاليم دين بود، ولى او توانست بخش بزرگى از جامعه را بفريبد و خود را جانشين رسول خدا (ص) معرفى نمايد. گروهى نيز با تهديد و تطميع تسليم شده بودند و مخالفتى نمى‏كردند. در اين اوضاع و احوال، فقط كسانى كه در روشنايى نور ولايت امام كاظم (ع) قرار داشتند، توانسته بودند در راه مستقيم دين گام بردارند و از هر نوع انحرافى مصون بمانند.
با همه‏ي تبليغاتى كه هارونيان داشتند تا خود را جانشين رسول خدا (ص) و ادامه دهنده‏ي راه آن بزرگوار معرفى كنند، افراد بصير جامعه دو جريان كاملاً متمايز در برابر خويش مشاهده مى‏كردند: نخست جريانى كه به ظاهر قدرت را در دست داشت و عامل سياهى و تباهى بود و جريان دوم كه رهبرى آن با امام كاظم (ع) بود و با استمرار خط راستين ولايت، بر قلب‌هاى مردم آگاه حكومت مى‏كرد و هر روز حوزه‏ي نفوذش بيشتر مى‏شد؛ زيرا فروغ فروزان ولايت هر روز عرصه‏هاى بيشترى از جامعه را روشن مى‏كرد.
مردم جامعه‏ي آن روزگار بدان جهت دل به امام كاظم مى‏سپردند و به خط ولايت تمايل نشان مى‏دادند كه در هر زمينه با دو رفتار كاملاً متضاد روبه‏رو مى‏شدند. مردم از يك سو داستان فساد هزار و يك شب هارون و اطرافيانش را مى‏شنيدند و شب‌هاى لبريز از معصيت و عيش و طرب كاخ‌هاى بغداد را مشاهده مى‏كردند و از سوى ديگر از ناله‏ها و مناجات شبانه‏ي امام كاظم (ع) آگاه مى‏شدند و مى‏شنيدند كه آن امام بزرگ عبادت و راز و نياز شبانه با محبوب را آن قدر استمرار مى‏دهند كه آن را به فريضه‏ي صبحگاهى متصل مى‏كنند و بعد از آن نيز تا طلوع آفتاب به عبادت و نيايش ادامه مى‏دهند. آرى، مردم از يك سو در دل تاريك شب صداى خنياگران و دختركان غزلخوان را كه ساز مطربان و نعره‏ي دلقكان آن را همراهى مى‏كرد، از كاخ‌هاى هارونى بغداد مى‏شنيدند و از سوى ديگر از خلوت امام كاظم (ع) در زندان آگاه مى‏شدند و يا اينكه از اين و آن مى‏شنيدند كه امام كاظم (ع) شب‌ها دنياى ديگرى دارند و اگر در زندان باشند، آنجا را به مناى مناجات تبديل مى‏كنند و اگر خارج از زندان به سر مى‏برند. در دل تاريك شب سكوت مسجد و منزل را مى‏شكنند و با زاري‌هاى خويش همه را به مبدأ هستى و حقيقت و معنويت متوجه مى‏كنند.
تضاد رفتار الهى امام كاظم (ع) با رفتار شيطانى هارونيان در همه‏ي زمينه‏ها آشكار بود و با آنكه آن‌ها مى‏خواستند با پرده‏ي نفاق و تزوير روى اعمال شيطانى خويش را بپوشانند و ماهيت رفتار خود را پنهان كنند، ولى نور وجود امام كاظم (ع) چنان تابان و پر فروغ بود كه اجازه‏ي استتار به آن‌ها نمى‏داد و زشتى رفتار هارونيان با تمام ظاهرآرايى در برابر رفتار الهى امام رنگ مى‏باخت و چيزى جز رسوايى به بار نمى‏آورد. به عنوان مثال، هارونيان نيز براى فريب مسلمانان در سال، حج مى‏گذاردند؛ ولى حج آن‌ها نيز چيزى كمتر از شب‌هاى معصيت‌آلود آن‌ها در كاخ‌هاى بغداد نداشت؛ آن‌ها حج را به يك سفر تفريحى و لبريز از عيش و نوش تبديل مى‏كردند و با اموالى كه از مسلمانان گرفته بودند، كاروان تجمل و تبذير به راه مى‏انداختند.
در برابر چنين رفتار هارونيان، مردم امام كاظم (ع) را نيز مشاهده مى‏كردند كه هر بار به قصد برگزارى حج از مدينه به سوى مكه حركت مى‏كرد. تمام يا بخش بزرگى از راه بين مكه و مدينه را در آن هواى گرم پياده طى مى‏كرد و اين پياده‌روى در هر سفر بيش از بيست شبانه‌روز بود.
مردم روزگار امام در زمينه‏ي نوع نگرش به دنيا و تعينات و اموال دنيايى تباين آشكار و حيرت‌انگيزى بين هارونيان مدعى جانشين رسول خدا (ص) و امام كاظم (ع) مى‏ديدند. مردم مى‏ديدند كه هارونيان با فشار و آزار از مردمى كه در قلمرو آن‌ها زندگى مى‏كنند به قدرى مال و ثروت گرفته‏اند كه به قول خود هارونيان اگر تا ده پانزده سال هيچ مالياتى از مردم نگيرند، مى‏توانند دستگاه عريض و طويل خلافت را به نحو شايسته اداره كنند و لشكر و سپاه خويش را از نظر آذوقه و ساير نيازمندي‌ها، در بهترين شرايط نگه دارند. مسلمانان مشاهده مى‏كردند كه ولع ثروت‌اندوزى در ميان هارونيان به قدرى است كه عايدات سالانه‏ي زنان آن‏ها بيش از هزينه و مخارج لشكرها و سازمان‏هاى ادارى خلافت است و حتى غلامان و كنيزكان در طلا و ثروت غوطه‏ور شده‏اند.
در همين حال مردم امام موسى بن جعفر (ع) را مى‏ديدند كه نه تنها هيچ درهم و دينارى براى خود نمى‏اندوزد و همه‏ي آنچه را كه به دست مى‏آورد در راه خدا به نيازمندان مى‏بخشد، بلكه ديگران را نيز ترغيب مى‏كند كه براى رسيدن به مقام كمال انسانى از بخشش به بينوايان دريغ نكنند و تحت لطف و حمايت حضرت احديت با خوشرويى به نيازمندان يارى كنند.
به هر حال، مردم در همه‏ي زمينه‏ها شاهد تضاد آشكار بين خط روشن ولايت و امامت از يك سو و خط نفاق و ضلالت از سوى ديگر بودند؛ به ويژه آنكه امام تضادها و تفاوت‌هاى حق و باطل را با مهارت براى مسلمانان تعليم مى‏فرمودند تا زمينه‏ي ذهنى و معرفتى را براى درك بهتر آن‌ها از تضاد خط ولايت و خط ضلالت فراهم آورند و آن‌ها را به سوى سعادت و هدايت متوجه كنند.
مردم نيز هر روز كه مى‏گذشت با گوهر وجود مقدس امام بيشتر آشنا مى‏شدند و پيوسته در صدد بودند كه از عطر ولايت بهتر و بيشتر بهره‏مند شوند و جان‌هاى خويش را در معرض نسيم معنويت امام قرار دهند.


 

 
منبع/نویسنده:
روابط عمومی
 
تاریخ: ۱۴/۰۲/۱۳۹۵   بازدید: ۲۹۹

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)