روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
عرض تبريك ميلاد قائم آل محمد و يگانه منجي عالم بشريت، حضرت مهدي موعود (عج)

 
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن
به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن

ميلاد پر ميمنت ذخيره‏ي خدا در روي زمين، قائم آل محمد و يگانه منجي عالم بشريت، حضرت مهدي موعود (عج) را به همه‏ي عاشقان و منتظران حضرتش تبريك و شادباش عرض مي‌نمايي.


جايگاه جامعه‏ي آرماني در آيينه‏ي انتظار

ارتباط ميان رخداد عظيم عاشورا و مسأله‏ي مهدويت، به گونه‌اي گسترده است كه مي‌توان در هر بعدي از ابعاد آن، بحثي را مطرح كرد. براي مثال، مي‌توان در ساحت باطني آن‌ها سخن گفت و مسأله را از بعد عرفاني، تحليل و تبيين كرد. چنانچه مي‌توان از ساحت عالم انساني به اين مسأله نگريست و از ارتباط ميان آن‌ها سخن گفت. همان‌گونه كه در اين نوشتار كوتاه، تلاش شده است تا شايد يكي از جلوه‌هاي اين ارتباط در ساحت عالم انساني، تبيين شود.
جامعه‏ي آرماني، مظهر ولايت حق
بي‏گمان، مسأله‏ي مهدويت، ناظر به جامعه‌اي آرماني است كه همه‏ي پيامبران، در تمامي اديان و شرايع الهي، وعده‏ي آن را به بشر داده‌اند. جامعه‏ي موعودي كه بر محور ولايت وليّ حق و انسان معصومي كه داراي همه‏ي كمالات است، شكل مي‌گيرد.
به نظر مي‌رسد تعبير معصوم، از كسي كه ولايت را در جامعه‏ي موعود در اختيار دارد، تعبيري كامل‌تر و درست‌تر از تعبير انسان كامل باشد؛ زيرا اولاً، در ادبيات و فرهنگ اسلامي، معصوم، كسي است كه به طور مطلق از محيط ولايت حضرت حق، خارج نمي‌شود و ثانياً، ارتباط تنگاتنگي كه ميان ولايت اصلي حق‌تعالي و ولايت معصوم وجود دارد، با تعبير معصوم، بهتر منتقل مي‌گردد. معصوم، در لسان روايات، كسي است كه ماشاءالله را اراده مي‌كند؛ يعني همان چيزي را مي‌خواهد كه خداوند اراده كرده و مشيت الهي بدان تعلق گرفته است. معصوم، در حقيقت، مفسر مقام عبوديتي است كه باطن آن، ولايت مي‌باشد.
بنابراين، جامعه‏ي مهدوي، جامعه‌اي آرماني است كه بر محور ولي الله اعظم و امام معصوم و عبد مطلق خداي متعال، شكل مي‌گيرد. به عبارت ديگر، اگر بخواهيم عصر ظهور را در يك جمله خلاصه كنيم، ‌بايد آن را عصر تجلّي عبوديت حق تعالي در گستره‏ي جهان بخوانيم؛ زيرا عبادت امام زمان و ولي اعظم الهي است كه محور عبادت در همه‏ي هستي مي‏باشد.
از اين روست كه گفته مي‌شود عصر ظهور، عصر تجلّي ولايت و عبوديت حق‌تعالي در همه‏ي هستي و در همه‏ي ابعاد زندگي بشر است؛ زيرا حيات طيبه و عدالت و مانند آن، همه از آثار ولايت حق است كه در عصر ظهور، تجلّي كامل مي‌يابد و مردم از آثار آن بهره‏مند مي‌گردند.
در روايات شيعي آمده است كه هنگام ظهور حضرت ولي‌الله‌ اعظم، عالم به حيات طيبه مي‌رسد؛ كفر و نمادها و آثار آن از زمين برچيده مي‌شود؛ حق، همه جا را فرا مي‌گيرد و نور عدالت بر همه چيز مي‌تابد؛ البته همه‏ي اين‌ها، تجلّي همان ولايت و عبوديت حضرت حق است كه در عصر امام زمان (عجل‌الله‌تعالي فرجه‌الشريف) ظهور مي‌يابد. اين، همان جامعه‏ي آرماني است كه همه‏ي پيامبران بدان وعده داده‌اند و انسان در انتظار تحقق آن مي‏باشد.
فطرت، خاستگاه گرايش به جامعه‏ي موعود
ناگفته نماند كه ريشه و خاستگاه تمايل به اين موعود، فطرت بشر است؛ زيرا اگر خداي متعال در فطرت ما ميل به جامعه‏ي آرماني را قرار نمي‌داد، انگيزه‌اي براي دستيابي به آن ايجاد نمي‌شد. زماني، دعوت به موعود و جامعه‏ي آرماني مي‌تواند در انسان انگيزه ايجاد كند كه در فطرت و ذات آدمي، تمايل و گرايش به آن، وجود داشته باشد. پس، از آن جايي كه انسان در فطرت خويش، متمايل به كمال و دستيابي به جامعه‏ي آرماني است، دعوت به چنين جامعه‌اي در وي ايجاد انگيزه مي‌كند.
در مسأله‏ي توحيد نيز اين گونه است. از آن‌جايي كه فطرت آدمي متمايل به توحيد است، دعوت پيامبران موجب مي‌شود كه آدمي به سوي فطرت خويش گرايش يابد؛ از اين رو، دعوت پيامبران، در حقيقت، بيدار كردن فطرت‌هاست. بنابراين اگر توحيد و يا گرايش به جامعه‏ي آرماني و عدالت محور، در ذات و فطرت آدمي وجود نداشت، دعوت پيامبران به نتيجه نمي‌رسيد.
انسان، به طور طبيعي و فطري به سوي كمال گرايش دارد و نسبت به مراحل كمال و قرب الهي، احساس تعلق مي‌كند و همين احساس تعلق، موجب مي‌شود كه به آن جامعه‏ي آرماني كه پيامبران، وعده‏ي آن را داده‌اند گرايش يابد. بنابراين، يكي از مهم‌ترين انگيزه‌هايي كه در نهاد بشر وجود دارد و او را به سوي حركت در مسير انبيا و تحمّل سختي‌هاي جهاد اكبر و جهاد اصغر سوق مي‌دهد، مسأله‏ي قرب الهي و دستيابي به آن است كه در حقيقت، چيزي جز رسيدن به كمالِ مطلق و رهايي از نقص نيست.
همان‌گونه كه در مسير تكاملي فردي، تزكيه، مجاهدات‌، تلاش‌ها و تحمل سختي‌ها لازم است، در مسير دستيابي جامعه‏ي بشري به كمال نيز، جهاد باطني و جهاد ظاهري لازم است تا جوامع، در طي فرآيندي، به تكامل و بلوغ برسند. از اين رو همان‌گونه كه براي هر پيامبري، دشمني بوده است: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا»؛ براي هر جامعه‌اي نيز، دشمني بوده و هست كه موجبات تضاد و تلاش را فراهم مي‌آورد.
پس، جامعه‏ي بشري براي آن‌كه بتواند از مراحل شرك و مظاهر آن عبور كند و به مرحله‏ي ظهور توحيد برسد، نيازمند انگيزه است كه اين انگيزه، در فطرت وي وجود دارد. گرايش به جامعه‏ي آرماني - كه در آن، توحيد كامل در گستره‏ي جهانِ هستي ظهور مي‌يابد- از گرايشات فطري بشر است.
بدل‌سازي شيطان از مدل فطري
بايد توجه داشت كه دستگاه شيطاني، همواره بر همان مفاهيمي دست مي‌گذارد كه نزد انسان‌ها ارزشمند است. دشمن نمي‌تواند باطل را به مردم تحميل كند؛ از اين رو، باطل را با حق در مي‌آميزد و به مردم، عرضه مي‌كند. دستگاه شيطاني، مفاهيم ارزشي - مانند عبوديت- را كه در فطرت انسان است، بر طبق ميل خود، تغيير مي‌دهد و به عنوان اصل، عرضه مي‏كند؛ به جاي آزاديِ واقعي، آزادي بي‌بندو باري و به جاي عبوديت در توحيد، عبوديت مشركانه را بازسازي مي‌كند و به مردم تحويل مي‌دهد.
شيطان، در مسأله‏ي اعتقاد به ظهور منجي آخرالزمان نيز، همين كار را انجام مي‌دهد؛ يعني با بهره‌گيري از گرايش فطري بشر به جامعه‏ي آرماني، از اين اعتقاد بدل‌سازي مي‌كند تا جامعه را به گمراهي بكشاند.
شكي نيست كه ظهور منجي آخرالزمان، وعده‏ي همه‏ي پيامبران بوده است و يكي از ميثاق‌هايي كه پيامبران با خدا بسته‌اند، در رابطه با اعتقاد به جامعه‏ي آرماني و تلاش براي ايجاد آن است. حتي خداوند از پيامبران ميثاق گرفته است كه نسبت به وجود مقدس امام زمان (عجل‌الله‌تعالي فرجه‌الشريف) - به عنوان شخصي كه در آخرالزمان مي‌آيد و يك جامعه‏ي عدالت محور جهاني را ايجاد مي‌كند- ايمان داشته باشند. اخذ ميثاق از آنان، به اين معناست كه همه‏ي آنان و پيروان ايشان مي‌بايست براي ياري چنين شخصي، آمادگي كسب كنند و براي ايجاد آن جامعه‏ي آرماني، تلاش نمايند. اين گونه است كه همه‏ي پيامبران به عنوان تمهيدگران و آماده‌سازان جامعه‏ي مهدوي محسوب مي‌شوند.
عاشوراي حسيني، گامي در تحقق جامعه‏ي آرماني
در هيچ كجاي تاريخ بشريت، تمام مكارم اخلاقي در برابر تمام رذايل اخلاقي، ظهور پيدا نكرده است؛ بلكه در عاشوراست كه ولايت حق، در برابر ولايت شيطان قرار مي‌گيرد تا در يك درگيري بزرگ، حق و باطل از هم جدا شوند. امام حسين (عليه‌السلام) در كربلا، جنگي را مديريت نمود كه با هدف ارتقاي وجدان بشري و پيدايش انگيزه‏ي مجدد براي مبارزه عليه باطل، شكل گرفته بود. حادثه‏ي عاشورا، هم، جهاد اكبر بود و هم، جهاد اصغر؛ از اين رو، در طول تاريخ، محور تهذيب اجتماعي و فردي انسان‌ها شد.
در حادثه‏ي عاشورا، افراد نبودند كه در برابر هم قرار گرفتند؛ بلكه امت‌هاي حق و باطل به مصاف هم ايستادند. از اين روست كه در زيارتنامه‏ي امام حسين (عليه‌السلام) در روز عاشورا، مراحل سير تاريخ تكاملي بشر، از ابتدا تا عاشوراي حسيني، بيان و از آدم (عليه‌السلام) تا خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) به گواهي گرفته مي‌شوند. آن‌گاه اين سير تاريخي از عاشورا تا عصر ظهور بيان مي‌گردد و حضرت مهدي (عجل‌الله‌تعالي فرجه‌الشريف) به عنوان ثارالله و منتقم معرفي مي‌شود.
عاشورا از يك‌ سو، كامل‌ترين عبادت تاريخي بشر است و از سوي ديگر، كامل‌ترين شكل تقابلِ حق و باطل. در اين جاست كه بصيرتي براي ادامه‏ي سير تاريخ بشر، فراهم مي‌آيد و جبهه‏ي حق با بصيرت و انگيزه‏ي كافي براي عبور از مراحل مبارزاتي تا عصر ظهور، تشكيل مي‌شود.
طبيعي است كه دشمن نيز به اين دو نكته، توجه يافته و نسبت به آن حساس شده است؛ لذا از يك ‌سو مي‌كوشد كه عبادت و بصيرت مؤمنين را خدشه‌دار سازد و از سوي ديگر، در صدد جلوگيري از فرآيند تكاملي جامعه‏ي بشري است.
نظام اسلامي ايران نيز از آن‌جا كه با تأسي از مكتب حسيني و اميد به تحقق مكتب مهدوي، شكل گرفته و دكترين خود را بر اساس اصول بنيادين رخداد عظيم عاشورا تنظيم كرده است، به عنوان گامي بلند، در جهت تكامل جامعه‏ي بشري و تحقق وعده‏ي جامعه‏ي برتر، محسوب مي‌شود.
بنابراين فرهنگ عاشورايي، زمينه‌ساز سير تكاملي جامعه‏ي بشري به سوي جامعه‏ي توحيد محور و عدالت‌گستر مهدوي است.
 

 
منبع/نویسنده:
روابط عمومی
 
تاریخ: ۰۱/۰۳/۱۳۹۵   بازدید: ۳۴۱

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)