ششم ذيقعده، روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسي شاهچراغ (ع) گرامي باد
حضرت احمد بن موسي مشهور به شاهچراغ فرزند حضرت امام موسي كاظم (ع) ميباشد. وي با برادران ديگرش به نامهاي محمد و حمزه از يك مادر بودند. مادر آن حضرت مشهور به امّ احمد بود. پسران حضرت موسي كاظم (ع) نوزده نفر بودند كه امام رضا (ع)، ابراهيم، عباس و قاسم هم از يك مادر بودند.
شخصيت و فضايل حضرت احمد بن موسي عليهالسلام
حضرت سيد امير احمد عليهالسلام ملقب به شاهچراغ و سيدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسي كاظم عليهالسلام ميباشد. در فضيلت احمد بن موسي عليهالسلام سخن بسيار است. به طور كلي از آنچه نسبشناسان، علماي رجال، محدثان، محققان، مورخان، مؤلفان و نويسندگان در خصوص احمد بن موسي عليهالسلام و فضايل وي نوشتهاند، برميآيد كه او كريم، شجاع، فاضل، صالح، پرهيزگار، صاحب ثروت و منزلت، بزرگوار و با عزّت بوده و نزد پدرش منزلتي خاص داشته است. شبها تا صبح به عبادت مشغول بود، با قلم خود، قرآن بسيار نوشت و شخصي موثق و راوي احاديث زيادي از نياي خود بود.
شيخ مفيد عليهالرحمه در كتاب خود به نام ارشاد در شرح حال حضرتش ميفرمايد: حضرت احمد بن موسي عليهالسلام جليلالقدر، كريم و پرهيزگار بود و حضرت موسي بن جعفر عليهالسلام او را دوست و مقدم ميداشت و مزرعهي خود را كه به بسيره معروف بود، به او بخشيد و گويند حضرت احمد بن موسي رضي الله عنه هزار بنده خريد و در راه خدا آزاد نمود. حسن بن محمد بن يحيي براي من حديث كرد از جدّش كه گفت: شنيدم از اسماعيل فرزند حضرت موسي بن جعفر عليهالسلام كه ميگفت: پدرم با فرزندان خود از شهر مدينه به سوي برخي از اموال خود بيرون رفت و با احمد بن موسي عليهالسلام بيست مرد از خدمتگزاران و خادمان پدرم همراه بودند و چنان مراسم احترام و ادب نسبت به آن جناب بجاي ميآوردند كه هر گاه احمد بن موسي عليهالسلام مينشست آن بيست تن مينشستند و چون برميخاست بپا ميايستادند. در چنين شرايطي پدرم احمد را قلباً چنان دوست ميداشت و باطناً به وي مهر ميورزيد كه چون احمد از پدر غافل ميگرديد پدرم مخفيانه با گوشهي چشم بر او نگاههاي گرم و محبتآميز مينمود و چشم از وي برنميداشت و ما متفرق نميشديم تا اينكه احمد از جمع ما خارج نميگشت.
بيعت حضرت احمد بن موسي عليهالسلام و مردم مدينه با علي بن موسي الرضا عليهالسلام
هنگامي كه خبر شهادت حضرت امام موسي كاظم عليهالسلام در مدينه منتشر شد، مردم بر در خانهي ام احمد جمع شدند. آنگاه همراه با احمد بن موسي عليهالسلام به مسجد آمدند و به دليل شخصيت والاي احمد بن موسي عليهالسلام گمان كردند كه پس از شهادت امام موسي كاظم عليهالسلام وي جانشين و امام است. به همين علّت، با وي بيعت كردند و او نيز از آنها بيعت گرفت، پس بر بالاي منبر رفت و خطبهاي در كمال فصاحت و بلاغت بيان كرد و فرمود: اي مردم! هم چنان كه اكنون تمامي شما با من بيعت كردهايد، بدانيد كه من خود، در بيعت برادرم علي بن موسي عليهالسلام هستم. او پس از پدرم، امام و خليفهي بحق و ولي خداست. از سوي خدا و رسولش بر من و شما واجب است كه از او اطاعت كنيم.
پس از آن، احمد بن موسي عليهالسلام در فضايل برادرش علي بن موسي الرضا عليهالسلام سخن گفت و تمامي حاضران تسليم گفتهي او شدند و از مسجد بيرون آمدند؛ در حالي كه پيشاپيش آنها احمد بن موسي (عليهماالسلام) بود. آنگاه خدمت امام رضا عليهالسلام رسيدند و به امامت آن بزرگوار اعتراف كردند و همگي با حضرت امام رضا عليهالسلام بيعت كردند و حضرت علي بن موسي عليهالسلام دربارهي برادرش (احمد) دعا فرمودند: هم چنان كه حق را پنهان و ضايع نگذاشتي، خداوند در دنيا و آخرت تو را ضايع نگذارد.