فرا رسيدن روزهاي غمبار تاسوعا و عاشورا و سالروز شهادت مظلومانهي سرور آزادگان جهان،حضرت امام حسين (ع) و ياران باوفايش را تسليت عرض مينماييم
هر روز عاشورا و هر سرزمين كربلاست
عاشورا سالروز عروج خونين سبكبالان عاشقي است كه با شهادت خويش حماسهي جاودانه و با شكوهي در تاريخ آفريدند. عاشورا چشمهي نوري است كه سياهيها و تاريكيها را از جان ميشويد و زلالي و پاكي را سخاوتمندانه به آن هديه ميكند. فرياد سرخي كه از خاك تفتيدهي كربلا برخاست، طنين بيدارباشي بود كه تمامي اعصار و قرون را درنورديد و با رنج مظلومان تاريخ آميخته شد و به ابديت پيوند خورد. نه كربلا به يك سرزمين محدود ميشود و نه عاشورا در غروب يك روز پايان مييابد.
آغازي ديگر
عاشورا براي ما تنها يك حادثه نيست؛ بلكه نوعي فرهنگ و تاريخ آغازي ديگر است. حادثهي عاشورا هر چند در زماني بسيار كوتاه تحقق يافت و بيش از نيم روز دوام نيافت، امّا عمق حادثه چنان روايت تلخي را به تصوير ميكشد كه توجّه همهي عالم را به خود معطوف ميسازد و چنان شور و حركتي ميآفريند كه تمام قيامهاي حقطلبانه و آزاديخواهانه از سرچشمهاش آب ميخورد و بر محور آن ميچرخد.
راز عاشورا
اين چه رازي است كه تمامي حركتها و انقلابهايي كه براي دفاع از دين انجام ميشود، تاب و توان و شور و پوياييشان را از حماسهي عاشورا ميگيرند و اين چه سرّي است كه انديشههاي اسلامي بالندگي و دوامشان را از نهضت كربلا اخذ ميكنند؟ آري، هيچ انديشهاي به كمال نميرسد، مگر اينكه از چشمه جوشان معرفت عاشورا سيراب شود و هيچ حركتي دوام نميآورد مگر اينكه از صلابت معنوي حماسهي كربلا كمك بگيرد.
محراب مشتاقان
كربلا صحنهي نمايش رويارويي حق و باطل و حماسهي پر شكوه جانبازي و شهادتطلبي است. كربلا نمايش رويارويي دو جبهه است كه يكي در قامت استوار حسين عليهالسلام تجلّي مييابد و ديگري در وجود يزيد نمود پيدا ميكند. نبض زمين در كربلا ميتپد و كل كائنات در كربلا خلاصه ميشود. كربلا محراب عبادت دلباختگان است. كربلا سكويي است كه كربلاييان و عاشوراييان را از خاك تا افلاك و از زمين تا عرش برين پرواز ميدهد. كربلا مدرسهاي است كه درس چگونه ماندن و چگونه رفتن را به ما ميآموزد و پايداري و پاسداري را ياد ميدهد.
حماسهي جاويد
نهضت عاشورا حقيقتي را آشكار كرد كه در هجوم ابرهاي فتنه و تحريف گم شده بود. عاشورا نمايش پر شكوه عشق است كه با ايثار و از خودگذشتگي حسين عليهالسلام و ياران فداكار آن حضرت در صحنهي كربلا خلق ميشود.
حماسهي كربلا حقيقتي را در كهكشان عشق و خون به تصوير كشيد تا ديگر كسي براي چشم پوشيدن از آفتاب حقيقت، بهانهاي نيابد. كربلا صحنهي وقوع حماسهي جاويدي است كه وجدان انسانهاي آگاه، صلابت آسمانياش را ستايش ميكند و در برابر قداست و عظمت آن سر تعظيم فرود ميآورد. نام آناني كه در معراج كربلا تن به خاك سپردند و به افلاك پر كشيدند، بعد از گذر قرنها همچنان بر تارك تاريخ ميدرخشد.
وظيفهي ما
امام حسين عليهالسلام در كربلا حماسهي سترگ و بينظيرِ عاشورا را آفريد تا ما را با فرهنگ خوب زيستن و سرفراز مردن، آشنا كند و عبوديت و بندگيِ خدا و حركت و قيام در راه خدا را به ما آموزش دهد. كربلا كلاس درسي است كه بايد همگان در آن بينديشند. براي شاگردان اين مدرسه، جهاد و شهادت وظيفهاي است كه با عشق گزارده ميشود. شاگرد مكتب عاشورا، همواره دين را درمييابد و از دنيا دل ميبرد و اگر ماندن، واماندگي را در پي داشته باشد، براي رفتن ترديد نميكند و از هيچ ستمگري نميهراسد و از هيچ فتنهاي نميلرزد. بيباكانه بر ظلم ميآشوبد و در برابر بيعدالتي و بيديني فرياد برميآورد كه: «هيهات منّا الذّله».
اين وظيفهي ماست كه فرهنگ عاشورا و پيام كربلا را خوب بشناسيم و سرمشق زندگي خود قرار دهيم.
چراغ هدايت
حسين عليهالسلام برهان درخشاني است كه فريبخوردگان و شيفتگان دنيا را به شاهراه هدايت دعوت ميكند و راه ثواب را به آنها مينماياند. حسين عليهالسلام بسان چراغ روشنگري است كه رهگمكردگان شب را به سوي نور فرا ميخواند و همچون كشتي نجاتي است كه اسيرشدگان گندابهاي فساد و تباهي را به ساحلِ نجات سوق ميدهد.
او رود زلالي است كه عشق را در كوير تفتيدهي دل انسان ميروياند و آيينهاي است كه جلوههاي حقيقت را در فراروي چشمان او آشكار ميسازد.