روابط عمومی دانشگاه شیراز
شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
سه نكته در خصوص مدل مواجهه صدرالساداتي در ماجراي برخورد با اشرافي گري مسئولين و آقازاده ها
 
امروز ديگر براي روحانيت، براي مسوولين، براي انقلابي ها، ساده زيست بودن خودشان كفايت نمي كند، اگر چه لازم است؛ اما در كنار ساده زيستي بايد بر عليه كاخ هاي اشرافيت و سرمايه سالاري زالوصفتان و رانتخواران قيام كرد و البته در اين مسير بايد مراتب و اصول امر به معروف و نهي از منكر را رعايت نمود...
به گزارش سرويس اجتماعي پايگاه 598، محسن مقصودي، مجري و تهيه كننده برنامه ثريا طي يادداشتي كه در خصوص مدل مواجهه صدرالساداتي در ماجراي برخورد با اشرافي گري مسئولين و آقازاده ها براي پايگاه 598 ارسال كرده است، نوشت:

سلام برادر صدرالساداتي
مقصودي هستم مجري برنامه ثريا
1- از پدر پيرمان، آقا روح الله، شنيده بوديم كه "روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتي نداشته و نخواهد داشت"

عينيت اين مفهوم را كمتر در روحانيت عزيز ديده بوديم و چه زيباست وقتي روحانيت بر عليه اشرافيت حكومتي و سرمايه داران زالو صفت مي شورد...

امروز ديگر براي روحانيت، براي مسوولين، براي انقلابي ها، ساده زيست بودن خودشان كفايت نمي كند، اگر چه لازم است؛ اما در كنار ساده زيستي بايد بر عليه كاخ هاي اشرافيت و سرمايه سالاري زالوصفتان و رانتخواران قيام كرد و البته در اين مسير بايد مراتب و اصول امر به معروف و نهي از منكر را رعايت نمود... هر چند مي دانم بخشي از آنها كه شما را به تقوا و سكوت دعوت مي كنند با اصل نهي از منكر و سوال و درخواست شفاف سازي ثروتهاي بادآورده مخالفند.

برخي اساسا نهي از منكر و خروشيدن بر ظلم و فساد را بي تقوايي مي دانند... ازاينها كه بگذريم، اينكه باب صحبت و بحث در خصوص شيوه هاي درست و غلط نهي از منكر مصداقي را باز كرده اي تا همه معتقدين به اصول انقلاب نظر موافق و مخالف خود را بازگو كنند هم اتفاق مباركي است كه از شما ممنونم. بخشي از منتقدين حركت شما افراد ساده زيست و انقلابي هستند كه ممكن است به روش شما انتقاداتي داشته باشند.

حقير البته معتقدم بايد در مصاديق تخلف و فساد، به سوال و درخواست شفاف سازي اكتفا كرد و قضاوت نكرد...سوال هاي متعدد و پاسخ هاي احتمالي موجب روشنگري و شفافيت مي شود و خود مردم قضاوت خواهند كرد و عرصه بر مفسدين تنگ خواهد شد. ماجراي مانور اشرافي گري مسوولان البته تذكر علني مي خواهد... گمان مي كنم شما نيز همين روش را مي پسنديد.

2- با مصاديق قبلي ات و حواشي خوب و بدش كاري ندارم ولي از اينكه بر دل آقازاده هايي كه قرار بود از اين به بعد مانور تجمل بدهند هراس انداخته اي خوشحالم. برخي از آنها و شايد خيلي از خود ما متاسفانه در بسياري از موارد خيلي از خدا نمي ترسيم اما از آبرويمان مي ترسيم... حالا ديگر ژن هاي خوب فهميده اند كه آن چيزي كه با آن به بخشي از مردم فخر مي فروختند و آبرو مي خريدند، در ميان بخش ديگر و زيادتري از مردم ، مايه آبروريزي و حقارت شان مي شود. حالا براي آقازاده هاي بعدي اگر از خدا هم نترسند، موازنه آبرو ايجاب مي كند كه حداقل، اشرافي گري شان را در چشم خلق الله فرو نكنند... و همين يك گام به جلوست، گام بسيار كوچكي به جلو كه بايد با گام هاي بزرگتري به نفع عدالت، به نفع آرمانهاي انقلاب اسلامي و به نفع مستضعفين و محرومين و در مقابل سودگران و سرمايه داران زالوصفت تكميل شود...

اميدوارم در مورد آن گام هاي بزرگتر نيز در آينده صحبت شود و صحبت كنيم...

فقط خواستم تا اينجاي كار خداقوتي بگويم...

3- در پاسخ به برخي از عزيزان و دوستان كه با استناد به يكي از بيانات رهبر معظم انقلاب (كه اتفاقا در پاسخ به مصداق خاصي در دانشگاه شيراز بيان شده) مي گويند در نهي از منكر ومبارزه با فساد نبايد ورود مصداقي كرد و كلا بايد به گفتمان سازي مبارزه با فساد و عدالتخواهي اكتفا كرد، خواستم عرض كنم اين استنباط از بيانات ايشان، ناقص است، چرا كه با مراجعه به يكي از پيام هاي مهم و تاريخ ساز ايشان به جنبش دانشجويي در تاريخ 81/8/6 ايشان صراحتا شيوه عدالتخواهي و مبارزه با رفاه طلبي و اشرافي گري مسوولان و ثروت هاي بادآورده را تبيين كرده اند..."سوال از مظنونين به فساد و تخلف"...

"امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل كشور مسئله ي عدالت است . دانشجوي جوان اگرچه خود برخاسته از قشرهاي مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعي و پر كردن شكاف هاي طبقاتي به چشم يك آرزوي بزرگ و بي بديل مي نگرد.

اين احساس و انگيزه در دانشجو پر ارج و مبارك است و مي تواند پايه ي قضاوتها و برنامه هاي عملي او براي حال و آينده باشد. اگر عدالت ــ عدالت واقعي و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت ــ آرزو و آرمان و هدف برنامه ريزي هاست ، پس بايد هر پديده ي ضدعدالت در واقعيات كشور مورد سؤال قرار گيرد.

مسابقه ي رفاه ميان مسؤولان ، بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان ، ثروت هاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينه كردن اموال عمومي در اقدام هاي بدون اولويت ، و به طريق اولي در كارهاي صرفا تشريفاتي ، ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه ي گلوگاه هاي اقتصادي را به روي آنان مي گشايد، و خلاصه پديده ي بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آنرا هزينه ي كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را هزينه كرده اند گرد مي آورند.

اينها و امثال آن نقطه هاي استفهام برانگيزي ست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي ذهن و دل خود را به آن متوجه مي يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته مي شوند پاسخ مي طلبد و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضايي عملكرد قاطعانه براي ريشه كن كردن اين فسادها را مطالبه مي كند." (بخشي از پيام رهبر معظم انقلاب به جنبش دانشجويي)

من فكر ميكنم واضح است كه سوال كردن در خصوص مصاديقي كه رهبري فرمودند يعني ورود مصداقي و مطالبه مصداقي ... اگر چه فكر مي كنم در بسياري از موارد سوال ها ابتدا بايد غيرعلني و خصوصي باشد و به مرور صريحتر و جزيي تر شود و در صورت عدم پاسخ و شفاف سازي سرانجام بايد به صورت علني و رسانه اي سوالها مطرح شود تا نهادهاي مربوطه و نهايتا مردم قضاوت كنند. اگر همان سالها جريان دانشجويي به اين پيام صريح و انقلابي حضرت آقا عمل كرده بود شايد كار به اينجاها نمي رسيد...

با اين روش يعني "سوال كردن و درخواست شفاف سازي" (ابتدا غير علني و سپس علني) به جاي "اتهام زني و افشاگري" هم عرصه بر مفسدين و متخلفين تنگ خواهد شد و هم عدالتخواهان در اثر كم دقتي در چاه تهمت و بي اخلاقي گرفتار نخواهند شد.
منبع خبر:
پايگاه خبري 598
 
تاریخ: ۱۷/۰۵/۱۳۹۷