روابط عمومی دانشگاه شیراز
جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
قبل از فاجعه
 
در بررسي فاجعه آتش سوزي سينما ركس آبادان و نيز تعداد و حالات شهداي آن» جاي عقده گشايي سياسي و جناحي و جاي عرض اندام گروهك هاي ضدانقلاب نيست! اين شهدا متعلق به انقلاب هستند. هويت انقلاب هستند، جريان ساز و حماسه آفرين در انقلاب هستند، چراكه مظلومانه در آتش دژخيم سوختند. تا سند و گواهي باشد دال بر ...
در روز هاي اخير، انتشار سخنان محسن صفايي فراهاني از اعضاي جبهه منحله مشاركت ايران اسلامي و متهمان فتنه سال 88 درباره فاجعه سينما ركس آبادان، بار ديگر اين رويداد را در معرض تحليل پژوهشگران تاريخ انقلاب اسلامي قرار داده است. با اذعان به اينكه اينگونه اظهار لحيه ها، بخشي از جنگ نرم دشمنان نظام اسلامي در سال جاري است، مقال پيش رو را در بررسي بستر ها و رويداد هاي سياسي آبادان پيش از وقوع آتش سوزي در سينما ركس اين شهر به شما تقديم مي داريم. اميد آنكه مفيد افتد.

از ابتداي وقوع فاجعه سينما ركس آبادان در بيست و هشتم مرداد 1357، اولين گمانه زني ها كه عمدتاً توسط رژيم سفّاك و جنايتكار پهلوي بدان پرداخته مي شد، عبارت بود از اينكه اين جنايتكاران كساني هستند كه از منظر ايشان خرابكار يا به معنا و مفهوم كنوني آن انقلابي هستند، خطّ تبليغي اي كه تا به امروز هم دنبال مي شود. دليل عمده اي كه براي اين مثلاً تحليل بيان مي شود اين است كه آبادان هيچ گاه همگام و همدم و همراه جريان رو به جلو و فرآيند انقلاب اسلامي نبوده است! حال آنكه اين ادعا، گزافه گويي اي بيش نيست و مروري كوتاه و گذرا و هر چند اندك به وقايع پيش از فاجعه سينما ركس آبادان، به وضوح اين امر را نشان مي دهد. از منظر نگارنده مرور گوشه كوچكي از آن وقايع مي تواند در اين زمينه راهگشا باشد:
جمعه 13/8/1356 ـ. 4/11/1977
از برگزاري مراسم ختم آيت الله مصطفي خميني در آبادان جلوگيري شد، ولي روحانيون مبارز آبادان در جلسه فرهنگي خود مراسم ختم را برگزار كردند كه با استقبال مردم مسلمان روبه رو شد. (خاطرات آيت الله جمي، تهران مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384 صفحه 173 و 172)
شنبه 19/9/1356 ـ. 10/12/1977
عده اي از دانشجويان دانشسراي راهنمايي تحصيلي آبادان به يكي از شعبه هاي بانك صادرات در منطقه كفشه حمله كردند و شيشه هاي بانك را شكستند. امروز اعلام شد كه به علت عدم تشكيل كلاس ها و خودداري گروهي از دانشجويان از رفتن به كلاس هاي درس، بنا بر تصميم مقامات مسئول دانشسراي راهنمايي تحصيلي آبادان تا تجديد ثبت نام دانشجويان تعطيل است. (بولتن خبرگزاري پارس، اخبار ايران، شماره 267، 21/9/1356، صفحه 1)
جمعه 23/10/1356 ـ. 13/1/1978
در آبادان گروهي از مردم اين شهر پس از خروج از مسجد بهبهاني ها كه مراسمي در آن منعقد بود در خيابان هاي آبادان دست به تظاهرات زدند كه با هجوم پليس و دستگيري چندين نفر از تظاهركنندگان درگيري پايان يافت. (بولتن خبرگزاري پارس، محرمانه، شماره 301، 25/10/1356، صفحه 5)
جمعه 28/11/1356 ـ. 17/2/1978
به گزارش ساواك ساعت 17:00 روز 28/1/2536 مجلس موعظه اي در مسجد اصفهاني هاي شهر آبادان با شركت حدود 800 نفر تشكيل شده است. سخنران اين مجلس يكي از وعاظ غيرمحلي (هادي غفاري) بود كه در سخنان خود مردم را به تعطيل عمومي در روز 29/11/2536 ترغيب مي نموده كه متعاقب اين، سخنران ممنوع از وعظ شده و از منطقه طرد گرديده است. همچنين در ساعت 20:00 روز 28/11/2536 حدود 1000 نفر كه در مسجد بهبهاني ها در شهر آبادان اجتماع كرده و به انتظار سخنراني واعظ ممنوع از وعظ (هادي غفاري) بوده اند، پس از اطلاع از ممنوع المنبر شدن او اقدام به شعار دادن نموده و به هنگام خروج از مسجد، مبادرت به پرتاب سنگ به سوي مأموران شهرباني كه در اطراف مسجد مستقر بوده اند، كرده اند. در اين هنگام، رئيس شهرباني آبادان با تعدادي از مأموران كمكي به محل وارد و با شليك چند تير هوايي تظاهركنندگان را متفرق و 12 نفر از آنان از جمله يك نفر دختر را دستگير نموده اند. (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب سوم تهران، 1377، صفحه 5)
شنبه 29/11/1356 ـ. 18/2/1978
به گزارش ساواك، روز شنبه 29/11/2536 در مدرسه علميه آيت الله قائمي آبادان، تعدادي از روحانيون از جمله شيخ عبدالرسول قائمي، شيخ غلامحسين جمي، محمدتقي مصدرالامور، سيدكاظم دهدشتي، شيخ غلامعلي روحيان و چند تن ديگر از واقعه مسجد بهبهاني هاي آبادان اظهار تأسف نمودند. سپس آقاي غلامحسين جمي به يك نفر تلفن زد و گفت: حاجي! از گرفتاري شيخ هادي غفاري كه ديشب در مسجد بهبهاني ها سخنراني نموده خبر نداريد؟ شما يك سؤال بكنيد كه آقا در چه حال است؟ شخصي كه با جمي تلفني صحبت مي كرد و صدايش شنيده مي شد گفت كه نمي شود سؤال كرد. جمي اصرار داشت كه به هر نحو كه شده سؤال كنيد. سپس تلفن را قطع كرد. گفت: اگر امشب آقا را آزاد نكنند، باز بچه ها تظاهرات راه مي اندازند. (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب سوم تهران، 1377، صفحه 55)
سه شنبه 16/12/1356 ـ. 7/3/1978
روز جاري در دبيرستان پسرانه اروند آبادان شعار هايي مبني بر مرگ بر شاه، زنده باد خميني، مرگ بر اين حكومت يزيدي، با رنگ و روغن روي ديوار ها نوشته شده بود كه به وسيله مسئولان دبيرستان محو گرديد. ضمناً تعداد 24 برگ اعلاميه مضره دستنويس پيرامون فتواي خميني در تحريم حزب رستاخيز در مورد نارسايي هاي اقتصادي، وضع وخيم كشاورزان و كارگران و فقر و فلاكت اين طبقات كشف گرديد ضمناً در اطلاعيه ها 66 مورد اهانت مشاهده گرديد و از خميني طرفداري شده كه همگي جمع آوري گرديد. (بولتن خبرگزاري پارس، محرمانه، شماره 240، 4/12/1356، صفحه 24)
جمعه 19/12/1356 ـ. 10/3/1978
به گزارش ساواك، جلسه هفتگي روحانيون آبادان در مسجد شيرازي ها واقع در خيابان دژبان تشكيل شد. ابتدا آياتي از قرآن تلاوت شد. سپس شيخ احمدعلي كريم روي منبر رفت و پس از سخنراني مذهبي اظهار داشت اخيراً يكي از روحانيون به نام شيخ نصرالله خلخالي وكيل مالي خميني در نجف اشرف درگذشته و بايد مجلس ختمي برگزار نماييم؛ لذا با موافقت شيخ عبدالرسول قائمي قرار شد روز يك شنبه 21 ماه جاري، مجلس ختمي به مناسبت درگذشت خلخالي در حسينيه بوشهري هاي آبادان از طرف روحانيون و بازار منعقد گردد. سپس در بين سخنراني كريمي، قائمي اعلاميه اي را كه فقط چهار خط روي آن نوشته شده بود بيرون آورد و به شيخ سنابادي داد. او پس از قرائت و امضا آن را به شيخ غلامحسين جمي سپرد و او نيز پس از رؤيت و امضا نمودن آن را مجدداً به قائمي مسترد داشت و با اينكه روحانيون ديگري هم در مجلس بودند، در اين مورد با آن ها صحبتي نگرديد. (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب سوم تهران، 1377، صفحه 271)
شنبه 27/12/1356 ـ. 18/3/1978
به گزارش ساواك صبح 2/12/2536 تعدادي اعلاميه مضره به مضمون زير در برخي از نقاط آبادان پخش شد: «فاجعه اي كه در قم اتفاق افتاد، ما را به ياد عاشوراي حسين انداخت. هر كس كه مسلمان است اين عيد را برگزار نمي كند، زيرا او عيد ندارد بلكه عيد او يك عاشوراست.» در ذيل اعلاميه مذكور به نقل از نوشته هاي علي شريعتي مطلب زير نوشته شده است: «شهادت، دعوتي است از همه نسل ها؛ اگر مي تواني بميران و اگر نمي تواني بمير!» (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب سوم تهران، 1377، ص. 353)
جمعه 4 /1/ 1357 ـ. 24 /3/ 1978
به گزارش ساواك، ساعت 21:30 روز 4 /1/ 2537 شش نفر سرنشينان يك اتومبيل كه از آبادان به سمت قم عزيمت مي كردند به علت همراه داشتن اوراق و كتب مضره توسط مأموران شهرباني قم دستگير شده اند. در گزارشي ديگر در اين رابطه آمده: «برابر اطلاع ساعت 18:30 روز 4 /1/ 2537 مأموران شهرباني قم به شش نفر به نام هاي علي محمدي فرزند قاسم، محمود دغالي فرزند غلامعلي، ابوالقاسم زري باف فرزند عبدالحسين، احمد مقام نيا فرزند اسماعيل، حسين جعفرپور فرزند علي و حسن نجارنژاد فرزند علي اكبر كه سرنشينان اتومبيل به شماره شهرباني 17817 آبادان-11 بوده اند، مظنون شده و آن ها را دستگير نموده اند. در بازرسي از اتومبيل مذكور تعدادي اعلاميه به امضاي روح الله خميني، تعدادي كتاب نوشته علي شريعتي، تعدادي نوار سخنراني و تعدادي بشقاب ملامين كه روي آن ها عكس علي شريعتي چاپ شده بود به دست آمده است.» (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب چهارم تهران، 1378، صص 24 و 25)
سه شنبه 8/ 1 /1357-28 /3/ 1978
به گزارش ساواك، ساعت 13:15 روز 8 /1/ 1357 تعدادي اعلاميه سيدكاظم شريعتمداري در مورد كمك به جنگ زدگان لبنان كه در آن حملاتي نيز تلويحاً به مقامات مسئول كشور شاهنشاهي شده در خيابان يك احمدآباد آبادان توزيع گرديده است. شهرباني محل، يك نفر طلبه به نام «ابراهيم راشدي نيا» فرزند علي را در حال توزيع اعلاميه هاي فوق دستگير نموده است. (مركز بررسي اسناد تاريخي وزرات اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب چهارم تهران، 1378، ص. 69). همچنين امروز در آبادان و در ساعت 21:30 تظاهركنندگان پرده اطراف ستون يادبود ميدان وليعهد اين شهر را آتش زده و متواري شدند. (روزنامه اطلاعات، پنج شنبه 10 /1/ 1357، شماره 15572، ص. 4)
پنج شنبه 10 /1/ 1357-30 /3/ 1978
در مساجد شهر هاي اهواز، آبادان، خرمشهر و بندرماهشهر مجالس يادبودي به مناسبت چهلمين روز مرگ كشته شدگان حوادث 29 بهمن تبريز برپا شده است. (روزنامه اطلاعات، شنبه 12 /1/ 1357، شماره 15573، ص. 4)
همچنين امروز يكي از دانش آموزان شبانه دبيرستان فرخي آبادان به نام «سيدجواد حجازي» كه مشغول نصب اعلاميه بود، توسط نيرو هاي شهرباني دستگير شد. وي به دليل اصابت گلوله در بيمارستان ايران بستري است. (مركز بررسي اسناد تاريخي ساواك، كتاب چهارم تهران، 1378، ص. 131)
در خصوص سند فوق خوشبختانه به نحوي توانستم با رزمنده جانباز آقاي «حاج سيدجواد حجازي طافانكي» ارتباطي برقرار نمايم، كه ايشان در اين راستا توضيحات ذيل را براي بنده مرقوم فرمودند: «مبارزات انقلابي در آبادان قبل از فاجعه سينما ركس بود. در مقطع زماني سال هاي 56 و 57 شروع حركت هاي مردمي در آبادان چند روز بعد از فاجعه 19 دي 1356 قم بود. مردم جهت استماع سخنراني در حسينيه اصفهاني ها جمع شده بودند كه اولين حركت مردم رخ داد و مردم با شعار «يا مرگ يا خميني» به خيابان ريختند و اوضاع از كنترل مأموران رژيم خارج شد. ضمن اينكه از بزرگ تر ها شنيده بودم كه از همان سال هاي 42، 43 نيز حركت هاي مردمي در آبادان رخ داده بود و بين اين زمان ها كه خفقان رژيم شاهنشاهي حاكم بود مردان و زنان غيرتمندي هم بودند كه در راستاي انقلاب و امام كوشا بودند». - نگارنده
سه شنبه 15/ 1 /1357-4/ 4 /1978
امروز 15/1/2537 ساواك آبادان اعلاميه اي را روي ديوار مستراح دبيرستان رازي پيدا كرد و نسخه اي از آن را به مركز فرستاد. در اين اعلاميه آمده است: «موضوع مهم و هولناكي را به اطلاع همگان مي رسانيم و آن تعويض رئيس شهرباني جنايتكار و قاتل بالفطره قم سرتيپ جهانگير اسفندياري به عنوان فرماندار نظامي آبادان است. اين مزدور پس از دريافت چند مدال و درجه، مي خواهد تمام اعمال جنايتكارانه خود را در كليه شهرستان ها پياده كند...» (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب چهارم تهران، 1378، ص. 223)
سه شنبه 29/ 1 /1357-18 /4/ 1978
به گزارش ساواك، نيمه شب امروز تعدادي فتوكپي اعلاميه مضره درباره وقايع اخير و كشته شدگان شهرستان ها به امضاي دانشجويان و دانش آموزان آبادان و همبستگي آنان با روحانيون و مسلمانان به اصطلاح مجاهد در منازل خيابان ارديبهشت خرمشهر انداخته شده بود كه نسبت به جمع آوري آن ها اقدام شد. (خوزستان همگام با انقلاب اسلامي، ارشاد اسلامي خوزستان اهواز، نشر بي نا، 1360، ص. 150)
دوشنبه 11/ 2/ 1357-1 /5/ 1978
جزيره مينو خرمشهر: به گزارش ساواك، در ايام تعطيلات نوروزي چهار نفر خانم ضمن مراجعه به منازل مختلف در خانواده ها خطاب به دختران كوچك اظهار داشته اند كه: «شما ها بايستي مبارزه كنيد، بايد روشن شويد.» نامبردگان با ديدن حسينيه (محمدي)جزيره مينو اظهار داشته اند: «چرا شما از اين حسينيه براي سخنراني و روشن كردن مردم استفاده نمي كنيد؟» (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب چهارم تهران، 1378، ص. 186)
دوشنبه 18 /2/ 1357-8 /5/ 1978
به گزارش ساواك، امروز 30 برگ اعلاميه خميني درباره وقايع يزد، جهرم و اهواز و ديگر شهرستان هاي ايران و اهانت به خاندان جليل سلطنتي، در كيف دستي «پوران وكيلي» آموزگار دبستان خوارزمي خسروآباد آبادان مشاهده و كشف گرديده است. (روزنامه كيهان، سه شنبه 19 /2/ 1357، شماره 10458، ص. 2)
روزنامه كيهان نيز خبر داد كه به دنبال پخش اعلاميه هايي در نقاط مختلف آبادان «ابراهيم راشدي نيا» 37 ساله فرزند علي، هنگام پخش اعلاميه توسط مأموران دستگير شد. وي دو بار ديگر نيز حين پخش اعلاميه دستگير شده بود. (مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك، كتاب پنجم تهران، 1378، ص. 285)
همچنين در خرمشهر نيز اعلاميه هايي پخش شد كه امضاي حزب الله را داشت. اين خبر به شكل بولتن روزانه تك برگي توسط ساواك بدين شرح منتشر شد: «شب هنگام مورخ 18/ 2/ 2537 تعدادي اعلاميه مضره به امضاي حزب الله و توسط دو نفر موتورسيكلت سوار در شهر خرمشهر پخش گرديده است. در اين اعلاميه ضمن تجليل از اخلالگران كشته شده در حوادث شهر هاي يزد، جهرم و اهواز از مردم دعوت شده در روز 19 /2/ 2537 در مجلس فاتحه اي كه به اين منظور برگزار مي گردد، شركت نمايند.» (روزنامه كيهان، چهارشنبه 20 /2/ 1357، شماره 10459، صص 2 و 7)
سه شنبه 26 /2 /1357-16 /5/ 1978
در آبادان دانشجويان دانشكده نفت، با توزيع اعلاميه هايي از بامداد امروز در كلاس ها حاضر نشدند و اين دانشكده تعطيل شد. دانشجويان در اعلاميه هاي خود علت تعطيل كلاس ها را «ابراز همدردي با دانشجويان ساير دانشگاه هاي كشور» اعلام كردند. (روزنامه اطلاعات، سه شنبه 26 /2/ 1357، شماره 15609، ص. 4)
جمعه 20 /5 /1357-11 /8/ 1978
امروز در آبادان گروهي از نوجوانان كه در مسجد سلطاني اجتماع كرده بودند، در پايان مجلس وعظ در حالي كه شعار مي دادند به خيابان هاي اطراف مسجد سرازير شدند و ضمن پخش اعلاميه به شعب بانك ها حمله كردند. تظاهركنندگان شيشه هاي بانك ملي و صادرات شعبه سده و جمشيدآباد را شكستند و به چند مغازه خساراتي وارد كردند. همزمان با شروع تظاهرات، افراد پليس و نيرو هاي انتظامي با تظاهركنندگان به مقابله پرداختند و آن ها را متفرق كردند. در جريان درگيري مأموران با تظاهركنندگان، 6 نفر دستگير شدند. (روزنامه رستاخيز، شنبه 21/ 5/ 1357، شماره 987، ص. 1)
با مرور اجمالي موارد فوق به روشني دريافت مي شود جو انقلابي و خشم مردم از رژيم پهلوي (برخلاف ادعاي اپوزيسيون خارج نشين و ضدانقلاب) به هيچ وجه ابتدا به ساكن منبعث از فاجعه آتش سوزي سينما ركس نبوده، بلكه از ديرباز و لااقل از شروع دوباره قيام ملت ايران در آبان و دي 1356، همگام و همراه ساير قشر هاي مختلف مردم بوده است. اين ها گرچه گوشه اي از حوادث «قبل از فاجعه» بود، ليكن پرداختن به هر يك و صد البته موارد ناگفته ديگري كه همچنان مغفول مانده، ضرورت بزرگي ا ست كه بايد در جهت روشنفكري نسل هاي حال حاضر و آينده انقلاب سرلوحه كار و عمل قرار گيرد. براي نمونه مي توان به فعاليت جنبش هاي دانشجويي و گروه هاي سياسي كه اتفاقاً در آبادان هم قدرت فراواني داشتند اشاره كرد. مثلاً گروه چريكي انقلابي «منصورون» كه در كل استان فعاليت هاي ضدرژيمي خود را دنبال مي كرد و از آبادان «مجاهد شهيد غلامحسين صفايي دزفولي» دانشجوي رشته طراحي ماشين دانشگاه علم و صنعت ايران و از بنيانگذاران آن گروه را مثال آورد كه در تاريخ 6/ 11/ 1355 و در يك درگيري نابرابر توسط ساواك و در تهران به شهادت رسيد و يا «مجاهد شهيد سامان صميمي بهبهاني» دانشجوي رشته مهندسي برق دانشگاه شيراز كه تا رده هاي مياني سازمان مجاهدين خلق ايران (منافقين) هم پيش رفت، ولي با دريافتن ماهيت پليد اين گروهك (كه از تغيير ايدئولوژيكي و بنيادين اين سازمان از اسلام به ماركسيسم منبعث شد و با ترور شهداي گران قدري همچون سيدمجيد شريف واقفي و مرتضي صمديه لباف و مرتضي لبافي نژاد و... همراه شد) عليه آنان به پا خاست و دست به افشاگري زد و كار را تا آنجا پيش برد كه به سبب خيانت عناصر خودفروخته اين سازمان پليد و جنايتكار (نظير محمدتقي شهرام، وحيد افراخته و...) و نيز همكاري آنان با ساواك در لو دادن محل اختفاي وي، به همراه چند نفر ديگر از همرزمان خود در تاريخ 4 /11 /1354 و توسط جوخه هاي اعدام رژيم سفاك پهلوي به فيض عظيم شهادت نائل آمد.
در خاتمه بايد گفت: «بررسي فاجعه آتش سوزي سينما ركس آبادان و نيز تعداد و حالات شهداي آن» جاي عقده گشايي سياسي و جناحي و جاي عرض اندام گروهك هاي ضدانقلاب نيست! اين شهدا متعلق به انقلاب هستند. هويت انقلاب هستند، جريان ساز و حماسه آفرين در انقلاب هستند، چراكه مظلومانه در آتش دژخيم سوختند. تا سند و گواهي باشد دال بر اداي دين آبادان به انقلاب اسلامي ايران و البته سال هاي بعد در حماسه هشت سال دفاع مقدس.
منبع خبر:
جوان آنلاين
 
تاریخ: ۱۹/۰۷/۱۳۹۷