روابط عمومی دانشگاه شیراز
سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
انتقاد روزنامه اصلاح طلب از صادق زيباكلام/ كاسبي برخي نمايندگان مجلس/ آقاي رحماني فضلي به اين تناقض پاسخ دهيد
 
0 نظر، 2 در صف انتشار و 0 تكراري يا غيرقابل انتشارانتقاد روزنامه اصلاح طلب از صادق زيباكلام/ كاسبي برخي نمايندگان مجلس/ آقاي رحماني فضلي به اين تناقض پاسخ دهيدهر روز اخبار مهمي در رسانه ها در حوزه هاي مختلف منتشر مي شود. بعضاً اين اخبار توسط خبرگزاري ها و رسانه ها مورد توجه قرار مي گيرد و تحليل مي شود اما ممكن است برخي از اخبار چندان ديده نشود. الف در نظر دارد بسته خبري ويژه اي را منتشر نمايد كه اخبار مهم آن روز به صورت خلاصه جمع آوري شده و مخاطبان مي توانند براي اطلاع كامل تر درباره آن موضوع به اصل خبر مراجعه كنند.

حمله روزنامه شرق به صادق زيباكلام

صادق زيباكلام در گفت وگويي با روزنامه شرق به مناسبت سالگرد قتل هاي زنجيره اي گفته است كه فروهر، مختاري و پوينده شخصيت هاي سرشناسي نبودند و قتل آنها در آن زمان باعث تعجب شده است. روزنامه شرق مقاله اي در واكنش به اين صحبت هاي زيباكلام منتشر كرده و در بخشي از آن نوشته است: «مواضعِ اخير صادق زيباكلام سيمپتومِ وضعيتي است كه سياست را به انفعالِ كنش مند كشانده است. اصلاح طلبان و طيف هاي مختلف سياسي كه اكنون در سياست داخلي اپوزيسيون به شمار مي آيند، با پُركردن فضاي سياسي از ايده هاي مختلف و سخنراني و برپايي كنگره و گفت وگو قصد احياي سياست را دارند اما تناقضاتِ بسيار راه را دشوار كرده است. چرخش مدامِ سياست ورزان و متفكران مردم را ناباور و سردرگم كرده و تنها چيزي كه خريدار دارد حرف ها و كردار به ظاهر راديكال و خلاف آمد است كه سردمدار آن كسي نيست جز صادق زيباكلام...

آقاي زيباكلام! اينك كه فضاهاي فكري راديكال و انتقادي «مستعمره»ي برخي هم چون شما است، به عللِ چگونه ما شدنِ ما اضافه كنيد كه يك استاد علوم سياسي بعد از دو دهه از يكي از نقاط عطفِ تاريخ سياسي ما يعني قتل هاي تلخ زنجيره اي، به جاي دفاع از روشنگري و روي آوردن به «سياست حقيقت»، جانبِ «كيش شخصيت» را گرفته است و زاويه ديدش قياسِ «خود» با «آنان» است كه به قتل رسيده اند.»

تناقضي كه وزير كشور بايد به آن پاسخ دهد

بيستم آذر سال 1395 يعني دو سال پيش بود كه «عبدالرضا رحماني فضلي» وزير كشور در برنامه «بدون تعارف» كه در بخش خبري 20 و 30 به سئوالات مختلفي جواب داد كه يكي از آنها بازتاب زيادي در سطح جامعه داشت. وزير كشور گفت و گوي دو سال پيش خود از بيكاري فرزندانش كه اتفاقا فوق ليسانس هم دارند سخن گفت؛ موضوعي كه بيانگر اين بود او نخواسته از روابطش براي مشغول به كار شدن فرزندانش بهره بگيرد.

تابناك در ادامه مي نويسد: اما خبر انتصاب فرزند او به سمت مشاور وزير اقتصاد منتشر شد و از سويي ديگر اخباري مبني بر حكم به كارگيري داماد رحماني فضلي به عنوان سرپرست دانشگاه آزاد آكسفورد به گوش مي رسد. همچنين اخباري هم سال گذشته در ارتباط با به كارگيري برادرهاي خانم وزير كشور در اين وزارتخانه منتشر شد.

اينكه فرزند، داماد، خواهر زاده و برادرزن وزير كشور شايستگي پذيرش مسئوليت هايي كه به آنها داده شده، هستند يا نه موضوع اين گزارش نيست، چون اين مساله بايد با موشكافي و دقت بيشتري بررسي شود تا به پاسخ برسد. اما آيا فرزندان مردم عادي هم مي توانند يا دارا بودن مدرك دكتري، دندانپزشكي و امثال آن سطح مدارج و پله هاي ترقي را نظير آنچه در مورد فرزند، داماد و اقوام وزير كشور اتفاق افتاده طي كنند يا خير؟

تناقضي كه وزير كشور بايد پاسخ بدهد؛ چطور فرزندانتان بيكارند در حالي كه..؟

كاسبي نمايندگان و پشيماني موتلفه از راي به احمدي نژاد به روايت ميرسليم

به گزارش ايلنا، سيدمصطفي ميرسليم در حاشيه نشستي با دانشجويان دانشگاه شيراز گفت: الان من براي راي آوردن در اين شرايط حداقل بايد سه چهار ميليارد تومان براي مجلس خرج كنم، اگر راي آوردم مي آيم در مجلس، سه چهار ميليارد هم خرج كرده ام، كل حقوقم هم در مجلس ماهي 16 ميليون تومان است.

وي در پاسخ به اين سوال يعني فراكسيون اميدي ها كاسب شده اند؟ هم اظهار داشت: بله، خيلي هايشان كاسب شده اند، البته بهتر اين است كه از دكترعارف بپرسيد كه رئيس شان است و از ايشان بهتر مي توانيد بپرسيد.

ميرسليم، كاسبي اغلب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را در حوزه اقتصادي ذكر و اظهار داشت: قضيه اصلي بحث پول است.

وي در پاسخ به اين سوال اگر احمدي نژاد براي رياست جمهوري تائيد صلاحيت بشود رئيس جمهور مي شود؟ هم يادآورشد: بله و ببينيد مردم ما مردمي هستند كه گرفتارند.

ميرسليم در پاسخ به اين سوال كه حزب موتلفه از نامزدي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري دفاع كرد و آيا الان پشيمان نيستند؟ هم افزود: بله پشيمان هستند.

كنايه روزنامه جمهوري اسلامي به قانون بازنشستگان

روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروزش به ايرادات طرح منع به كارگيري بازنشستگان اشاره كرده و از عجله براي تصويب اين طرح انتقاد كرده است. در بخشي از اين مقاله آمده است: «قانون خوب آنست كه استثنا نداشته باشد. متاسفانه مصوبه اصلاح قانون منع بكارگيري بازنشستگان به قدري استثنا دارد كه اصل و متن را به فرع تبديل كرده و استثنائات را به جاي اصل نشانده است. اين، يعني اصل قانون را قرباني استثنائات كردن. مردم را به حساب بياوريد، مردم اين مسائل را خوب مي فهمند. حالا كه قرار است بار ديگر اين قانون اصلاح شود، نمايندگان مجلس آن را بگونه اي تدوين كنند كه نيازي به استثنا و مجوز گرفتن و تبصره و امثال اينها نداشته باشد و ضمناً براي رعايت حرمت عنواني كه براي اين قانون در نظر گرفته اند، راه را براي حضور افراد حدود 90 ساله در مناصب مهم هموار نفرمايند و كاري نكنند كه فرزند بازنشسته شود ولي پدر همچنان صاحب منصب باشد!»

روزنامه جمهوري اسلامي: قانون بايد بدون هزينه كردن رهبري قابل اجرا باشد

مرگ خوب است اما براي همسايه خبرآنلاين

محمد مهاجري روزنامه نگار سابق كيهان و نويسنده كنوني خبرآنلاين، يعني روزنامه نگار سابقا اصولگرا و اكنون اعتدالي توييتي بحث برانگيز منتشر كرد:



در پي انتشار اين توييت، سايت خبرآنلاين مصاحبه اي با عباسعلي كدخدايي منتشر كرد و از او درباره ردصلاحيت اين نماينده پرسيد.

در اين زمينه بايد به چند نكته اشاره كرد: اولا اين رفتار آقاي مهاجري و خبرآنلاين چه تفاوتي با رفتار احمدي نژاد در طرح اتهام به فردي مجهول بدون سند و مدرك دارد؟ مگر خبرآنلاين به «بگم بگم» گفتن احمدي نژاد انتقاد نداشت؟ آيا اين توييت، تكرار رفتار احمدي نژاد نيست؟ اگر سند و مدركي داريد بايد با ذكر نام و تشريح جزئيات، آن را منتشر كنيد و از طرق قانوني اقدام كنيد، نه اينكه يك اتهام را متوجه جمع كثيري از نمايندگان مجلس كنيد.

ثانيا اگر تا ديروز فردي از دوتابعيتي بودن مسولان دولتي خبر مي داد عكس العمل خبرآنلاين چه بود؟ چنانكه بارها ديديم با گوينده خبر برخورد رسانه اي مثبتي نداشتند و او را اصطلاحا هو مي كردند. چرا اكنون كه اين مسئله درباره يكي از رقباي سياسي مطرح شده اينچنين استقبال مي كنند؟

ثالثا و از همه بدتر، نژادپرستي پنهان در اين توييت است. فرض كنيم آن نماينده رقيب، انگليسي الاصل بود. در آن صورت آيا باز هم مهاجري و خبرآنلاين اينگونه مي توانستند آن را دستاويز حمله به رقيب قرار دهند؟ در اينجا باز هم مظلوميت مضاعف مردم افغانستان براي ما عيان مي شود.

نكته جالب ماجرا اين است كه خبرآنلاين امروز مصاحبه اي با غلامعلي دهقان عضو شوراي مركزي حزب اعتدال وتوسعه انجام داده و در آن به تفصيل از برچسب زدن و طرح اتهام، انتقاد كرده است. دهقان به خبرآنلاين گفته است: «اگر سطح رقابت هاي سياسي به تخريب، تهمت، مچ گيري هاي بي منطق و سند تنازل پيدا كند سنگ روي سنگ بند نمي شود. در چنين شرايطي است كه اخلاق، دين و منافع ملي به پايين ترين سطح از درجه اهميت سقوط خواهد كرد.»

اكنون از خبرآنلاين و مهاجري بايد پرسيد طرح اتهام بد است يا خوب است؟ اگر بد است فقط براي رقيب شما بد است يا اگر شما هم اتهام بزنيد بد است؟ سوالاتي كه بعيد است پاسخ درخوري برايشان وجود داشته باشد.

ترساندن از رقيب، ديگر براي اصلاح طلبان كارايي ندارد

اصلاح طلبان در چند انتخابات گذشته توانستند با ترساندن مردم از اصولگرايان براي خود راي جمع كنند. اما به نظر مي رسد اين سياست تبليغاتي ديگر كاراي نداشته باشد. احمد شيرزاد، فعال سياسي اصلاح طلب در اين زمينه به آرمان گفته است: «ما اصلاح طلبان در گذشته روي برخي از تندروي ها و عملكردهاي نابجاي اصولگرايان معترض بوديم و اين اعتراض ما بالاخره منجر به يك حمايت اجتماعي شد. در حال حاضر جناح اصولگرا و حتي تندروهاي اصولگرا عملكردهاي خود را خيلي تصحيح كرده اند و اين واقعيت را نبايد كتمان كنيم. فكر مي كنم اصلاح طلبان در تحليل هاي خود بايد به اين نكته توجه داشته باشند. به عنوان مثال فشارهايي كه در كوچه و خيابان اتفاق مي افتاد و چهره تلخي از اصولگرايان نشان مي داد را طي سال هاي اخير خوشبختانه شاهد نبوديم و مي توان گفت كارهاي بد و ناصوابي كه به بخش هايي از حاكميت و اصولگرايي منتسب مي شد، به طور طبيعي تصحيح شده و از اين جهت ما بايد خوشحال باشيم كه نظام، جامعه و حاكميت بيشتر به سمت خواسته هاي اصلاح طلبان حركت كرده است. در نتيجه طبيعي است كه يك مقدار شعارهايمان كمرنگ مي شود و نمي توانيم مثل گذشته خيلي روي شعارهايي كه متضمن ترس و وحشت از سيطره اصولگرايان بود، بايستيم. به خصوص اگر برخي از چهره هاي ميانه روي اصولگرا به ميدان بيايند، نمي توانيم جامعه را بترسانيم.»

ضعف تئوريك «چپ اسلامي»

روزنامه فرهيختگان درباره «چپ اسلامي» نوشت: «چپ يا ماركسيسم با تمام مظاهرش اعم از چپ كهنه يا چپ نو در طول قرن بيستم به عنوان بديل و رقيبي براي جريان راست و سرمايه داري مطرح شد اما در هر دو برهه هم شكست خورد. اما با غلبه فضاي سرمايه داري و گفتمان نوليبرال در كشور، مخالفان سرمايه داري لاجرم براي نقد اين جريان به مباني نظري چپ كهنه يا چپ نو متوسل مي شوند. درصورتي كه حتي به اذعان متفكران برجسته اين نحله، چپ در ارائه راه حل عقيم است... وقتي انديشه اي ايده اي براي «تغيير» ندارد، ناگزير به «تعديل» رضايت مي دهد. چپ امروز هم نهايتا در افرادي مثل جرمي كربين يا برني سندرز نمود مي يابد كه نهايتا نوعي سوسيال دموكراسي را به جاي نوليبراليسم ارائه مي دهند. حالا بايد از مناديان «چپ اسلامي» پرسيد كه اين مفهوم چه ارزش افزوده اي خواهد داشت؟ چپ، بدون پسوند اسلامي، همين الان در فرانسه و ساير نقاط جهان در مقابل راست ايستاده و به تلاش براي تعديل ادامه مي دهد، بنابراين غير از بسيج توده مسلمان، چه ضرورتي به اضافه كردن پسوند اسلامي هست؟ به هرحال اين موضوع هم از جمله مخاطرات و سراب هاي پيش روي جريان عدالتخواه و جنبش دانشجويي در وضعيت امروز ايران است. گو اينكه تلاش برخي براي تاكيد بر نوعي «چپ اسلامي» نه دغدغه اي نظري يا تئوريك، بلكه ياركشي براي اردوگاه برخي جريانات سياسي است.»
منبع خبر:
الف
 
تاریخ: ۱۴/۰۹/۱۳۹۷