روابط عمومی دانشگاه شیراز
شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸
نگاه علوم انساني اسلامي به مفهوم تجربه
 
شايد تا مدت ها دانشمندان تصورشان اين بود كه آنچه در دنياي علم مطرح مي شود (حداقل در علوم انساني) عيناً حكايت از كشف واقع مي كند، اما به تدريج در دنياي مدرن اين تصور فروريخت. بيش از نيم قرن است كه اكثر فلاسفه علم به اين نتيجه رسيده اند كه دستاورد هاي علمي در دنياي مدرن، تنها نوع نگاه به پديده ها ...
سرويس دين و انديشه جوان آنلاين: متن زير يادداشتي است از سيد محمدرضا تقوي، استاد روان شناسي دانشگاه شيراز با عنوان واقعيت چيست؟ كه در ادامه مي خوانيد.

شايد تا مدت ها دانشمندان تصورشان اين بود كه آنچه در دنياي علم مطرح مي شود (حداقل در علوم انساني) عيناً حكايت از كشف واقع مي كند، اما به تدريج در دنياي مدرن اين تصور فروريخت. بيش از نيم قرن است كه اكثر فلاسفه علم به اين نتيجه رسيده اند كه دستاورد هاي علمي در دنياي مدرن، تنها نوع نگاه به پديده ها نيست.
مفهوم اين حرف هم نه تأييد و نه ردِّ دانش موجود است. تمركز دانشمندان علوم انساني، بر وجوهي از ويژگي هاي انسان، حتماً دستاورد هايي هم براي علوم انساني دارد. بهتر است براي قضاوت درخصوص دستاورد هاي علوم انساني رايج عجله ننمود و ترجيحاً تا زمان تدوين علوم انساني مطلوب، آن را به تعويق انداخت. براي ارزيابي از نقاط قوت و ضعف هر دانشي نياز به داشتن معيار صحت، يك دانش پايه يا ايجابي است.

تفاوت نگاه علوم انساني اسلامي به تجربه با علوم انساني رايج چيست؟ تجربه در ديدگاه ديني اعم از تجارب مادي و تجارب معنوي است. همانطور كه واقعيت اعم از واقعيت مشهود و واقعيت غيب است. آنچه اهميت دارد رعايت (در نظر داشتنِ) نسبت بين تجارب مادي و تجارب معنوي است. از منظر ديني، انسان هم به تجارب مادي و هم به تجارب معنوي نياز دارد. نگاه علوم انساني رايج (به دليل انحصار توجه در عالم مشهود) به انسان به نحوي است كه با توجه بيش از حد بر واقعيت هاي مشهود، اين تناسب را به هم مي زند.
در حدي بايد به عالم مشهود توجه كرد كه نسبت توجه به عالم غيب و شهود، متناسب با ديدگاه ديني به هم نخورد. اگر اين نسبت به هم بخورد انسان بيمار مي شود. وقتي مي فرمايد دنيا را براي لهو و لعب نيافريديم يعني دنيا هدفمند آفريده شده است. بر اين اساس، هر تجربه اي كه جهت حركت انسان به سوي الله را مانع شود ولو به ظاهر مباح باشد تأييد نمي شود.

پس به يك قيد مي رسيم تجربه را قبول داريم اگر اثرش تفوق توجه به عالم مشهود نسبت به عالم غيب نباشد. عالم مشهود بايد در خدمت عالم غيب باشد (الدنيا مزرعه الاخره). به اندازه اي بايد به عالم مشهود توجه نمود كه در عالم دنيا زمينگير نشويم. انسان بايد اين فرصت را بيابد تا از پنجره هاي اين عالم خاكي سر برون كند و ببيند كه در عالم چه خبر است. اين يكي از تفاوت هاي دو ديدگاه است.
درواقع، توجه صرف به عالَم دنيا توسط محقق، يعني همان نگاه سكولار به پديده ها و توجه به پديده ها توسط دانشمند ديني، يعني تحليل پديده ها در پرتو اهداف و غاياتي كه دين براي هستي در نظر داشته است. درواقع مي توان گفت نگاه به تجربه از منظر ديني و از منظر اومانيستي، ما را به دو شكل از سؤال و دو شكل از ادراك و تفسير از يك تجربه واحد و دو شكل از پاسخ به يك سؤال واحد مي رساند و لذا ما را به دو نوع متفاوت از دانش مي رساند. البته مي تواند تشابهاتي (اعم از ظاهري و واقعي) هم بين اين دو دانش باشد كه نيازمند تبيين است.

وقتي مي گوييم ما هم مثل اومانيست ها تجربه را قبول داريم معنايش اين نيست كه هر دو يك تجربه واحد را قبول داريم. درواقع ما تجربه در فضاي معنايي و مفهومي خودمان را قبول داريم. علوم انساني رايج هم تجربه را در فضاي معنايي و مفهومي خودش قبول دارد. اگر در مواردي (معمولاً جزئي) اهداف يكسان داشته باشيم مي توانيم روي تجارب مشترك صحبت كنيم. ليكن در بيشتر موارد، اين دو تجربه يكي نيستند يا حداقل عيناً مثل هم نيستند. منظور از فضاي معنايي و مفهومي، فضاي فكري، اعتقادي، هيجاني و... محقق است كه تحت تأثير اهداف و غايات و نظام فكري يك رويكرد (سكولار يا اسلامي) شكل گرفته است.

به عبارت ديگر، جنس دو تجربه در دو فضا يكي نيست. البته مفهوم اين حرف هم اين نيست كه تجربه ديدگاه اومانيستي واقعي نيست. بله واقعي است و جواب هم مي دهد. از اين طرف هم تجربه رويكرد ديني، هم واقعي است و هم جواب مي دهد. يعني ما از دو شكل از واقعيت صحبت مي كنيم. براي نمونه وقتي ديدگاه سكولار از ابزاري براي ايجاد انگيزه استفاده مي كند كه مورد قبول دين نيست، در فضاي خودش پاسخ هم مي گيرد ليكن از ديدگاه ديني مردود است، چون فضاي حاكم بر اين تجربه مردود است. اين است كه نمي توانيم بگوييم هرچه را تجربه ثابت كرد كه درست است (يا تأثيرگذار است) لزوماً علمي هم است. از همين جا هم شايد بتوان نسبت به ديدگاهي كه هر نوع علمي را ديني مي داند، سؤالاتي وارد نمود.

آيا واقعاً هرچيزي در عمل ثابت شود كه تأثيرگذار است علمي (و ديني) است؟ مثلاً بسياري از افراد در اروپا براي صرفه جويي در مصرف انرژي، مشروبات الكلي استفاده مي نمايند (تا در زمان سرما، بدن خود را گرم نگه دارند) و مؤثر هم است. در اين صورت گزاره «مصرف الكل باعث صرفه جويي در مصرف انرژي مي شود»، كه 1) در عمل درستي خود را نشان داده است، 2) تجربه پذير، 3) تكرارپذير و 4) ابطال پذير است و خصوصيات يك گزاره علمي را هم كاملاً دارا است، را بايد يك گزاره علمي تلقي نماييم و به آن تن در دهيم؟!
به همين دليل، اگر علم را در سطح تك گزاره ها بررسي كنيم دچار اشتباه مي شويم. علم را بايد سامانه اي ديد و سامانه مركب از عناصر، ارتباط بين عناصر و جهت است. در مثال بالا عناصر (اجزا) و ارتباط بين عناصر مشكلي ندارند، اما جهت، باطل (و مخالف دين) است.
منبع خبر:
جوان آنلاين
 
تاریخ: ۱۹/۰۵/۱۳۹۸