روابط عمومی دانشگاه شیراز
شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸
سامي؛ روايتگر تاريخ و تمدن ايران باستان
 
تهران- ايرنا- علي سامي به عنوان باستان شناسي ارزنده زندگي خود را با فرهنگ و تاريخ ايران پيوند زد و با تلاش و كوشش خستگي ناپذير فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و ادبي زيادي انجام داد تا آنجا كه در سمت ها و مسئوليت هاي گوناگوني كه داشت به نگهداري ميراث گرانبهاي فرهنگ ايراني همت گماشت.
سامي؛ روايتگر تاريخ و تمدن ايران باستان تهران- ايرنا- علي سامي به عنوان باستان شناسي ارزنده زندگي خود را با فرهنگ و تاريخ ايران پيوند زد و با تلاش و كوشش خستگي ناپذير فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و ادبي زيادي انجام داد تا آنجا كه در سمت ها و مسئوليت هاي گوناگوني كه داشت به نگهداري ميراث گرانبهاي فرهنگ ايراني همت گماشت.

بنابر گفته پرويز ورجاوند باستان شناس و استاد دانشگاه، ميراث فرهنگي يك ملت، نشانه هايي از تاريخ يك فرهنگ و يك ملت به شمار مي رود كه روح آن ملت در وجود آنها جنبه ابديت و نويني به خود مي گيرد. ميراث فرهنگي يك ملت بيانگر هويت فراموش نشدني آن مردم است و عامل مؤثري در جهت شناختن خويش و شناساندن خود به ديگران به شمار مي رود كه افراد مختلف در شناساندن اين ميراث نقش دارند كه يكي از آنها علي سامي است؛ باستان شناسي كه به نوشته منصور رستگار فسائي نويسنده و پژوهشگر مردي بود بلندبالا و استخواني، لاغراندام، تقريباً سيه چهره كه موهاي سر و ابرويش بسيار زود سفيد شده بود. چشماني نافذ داشت كه همواره از پشت عينك با متانت و عميق به مخاطب خود مي نگريست. او آرام و ملايم سخن مي گفت و گويي صداي او هرگز از حّد متوسط گفتارهاي عادي فراتر نمي رفت. لباس هايش به طور معمول تيره رنگ و بسيار مرتب بود. پيراهن هاي راه راه بسيار ريز مي پوشيد و بي كراوات بودن را خوش نداشت. هميشه كفش هايش برق مي زد و موزون و شمرده راه مي رفت و وقتي مي نشست، يك سروگردن از همه اهل مجلس، بلندتر بود. موقّر، نجيب و با متانت بود و آن قيافه، لباس و رفتار هر بيگانه اي را مجذوب وي مي كرد و بي آنكه او را بشناسد مي توانست بفهمد كه او مردي از بزرگان اين ديار است. هميشه ساكت و آرام بود، حتي اگر كودكي صحبت مي كرد تا پايان سخن به او گوش مي داد و چنان با ادب با وي به گفت وگو مي پرداخت كه انسان تصور مي كرد كه با پيري دانا سخن مي راند.



علي سامي فرزند آقا بزرگ از شاعران و نقاشان شيراز بود كه در 1289خورشيدي در آن شهر به دنيا آمد و از 1310 خورشيدي با استخدام در آموزش و پرورش قدم در راه بي پايان خدمت به فرهنگ اين سرزمين گذاشت و به عنوان دبير تاريخ و جغرافيا در مدارس شيراز مشغول تدريس شد و پس از آن به مديري مدرسه و تصدي دانشسراي مقدماتي ارتقاء يافت. پس از آن در رشته ادبيات، باستان شناسي و تاريخ مشغول تحقيق شد و در اين رشته از دانشگاه آزاد آسيايي درجه دكتري افتخاري دريافت كرد.

اين باستان شناس از بدو تاسيس دانشكده ادبيات دانشگاه شيراز تا 1349 خورشيدي به مدت 16 سال به تدريس دروس هخامنشي و تاريخ تمدن جهان پرداخت.

سامي تا آخرين ساعت حيات از تحقيق و مطالعه و نگارش دست نكشيد و سرانجام 22 مرداد 1368 خورشيدي روي در نقاب خاك كشيد. در 1397 خورشيدي بخش اعظم كتاب هاي كتابخانه شخصي او به همت خانواده اش به كتابخانه عمومي حافظيه اهدا شد.

پژوهشگر گروه اطلاع رساني ايرنا به مناسبت سالروز درگذشت اين استاد باستان شناسي و تاريخ به بررسي خدمات علمي و فرهنگي او پرداخته است.

كار در وزارت فرهنگ و تعمير ابنيه تاريخي شيراز

سامي در 1315 خورشيدي وارد وزارت فرهنگ شد و در اين دوره به تعميرات ابنيه تاريخي شيراز پرداخت و در پديداري و ساخت آرامگاه حافظ شيرازي، موزه پارس، آرامگاه خواجوي كرماني، بازآرايي مسجد عتيق شيراز، آرامگاه سعدي و شاه شجاع دست داشت.

موزه پارس

اين عمارت به همت انجمن آثار ملي ايران و با كوشش و تلاش علي اصغر حكمت شيرازي، علي سامي و فريدون توللي با تغيير كاربري به عنوان نخستين موزه شهرستان هاي كشور مشغول به فعاليت شد.

آرامگاه حافظ

يكي ديگر از كارهاي فرهنگي سامي نظارت بر بازسازي آرامگاه حافظ بود. به اين صورت كه در 1314 خورشيدي سرهنگ علي رياضي رئيس فرهنگ فارس با همياري علي اصغر حكمت و نظارت علي سامي با طراحي آندره گدار فرانسوي و با الهام گيري از عناصر معماري عهد كريم خان زند به بازسازي بناي حافظيه اقدام كردند.

آرامگاه سعدي

بناي نخستين آرامگاه سعدي تا 1327 خورشيدي برپا بود تا اينكه به پيشنهاد انجمن آثار ملي فارس و تلاش علي سامي و علي اصغر حكمت، بناي در خور مقام شامخ براي اين شاعر ايراني ساخته شد. اين بنا داراي گنبدي زيباست كه در جلوي آن ايواني تالار مانند قرار دارد كه توسط هشت ستون سنگي نگه داشته مي شود.

حفاري در تخت جمشيد

عيسي بهنام دانش آموخته رشته باستان شناسي در پاريس با مصوبه هيأت وزيران و تأييد اسماعيل مرات وزير فرهنگ وقت براي بازرسي و تصدي رياست هيئت علمي تخت جمشيد منصوب مي شود. از اوايل دي 1318 تا ميانه تير 1319 خورشيدي در حدود 6 ماه بهنام كار حفاري را پيگيري مي كند و در اواخر 1319 تا ميانه 1321 خورشيدي محمود راد بازرس فني اداره كل باستان شناسي، كاوش هاي تخت جمشيد را دنبال مي كند و با درخواست عيسي بهنام براي انتقال علي سامي به همكاري در تخت جمشيد، آينده تختگاه شهرياران هخامنشي به مرحله تازه وارد مي شود. به اين ترتيب با تاسيس مركز باستان شناسي ايران، سامي رئيس موسسه باستان شناسي تخت جمشيد مي شود و با كمك حسين روان بد، اكبر تجويدي و ديگر باستان شناسان ايراني، كاوش در تخت جمشيد را ادامه مي دهد.

اين باستان شناس به رياست بنگاه علمي و حفاري تخت جمشيد و پاسارگاد و بعد به سمت رياست اداره باستان شناسي فارس منصوب شد و به اين صورت بنابه قول محمد ابراهيم باستاني پاريزي استاد تاريخ دانشگاه تهران صفحات و فصول اين كتاب را به تدريج پيدا و وصله پينه مي كند و در دسترس اهل تاريخ مي گذارد … تاريخ را از اوهام و خرافات نجات مي دهد، تارهاي عنكبوتي بعضي افسانه ها كه خود ما مورخان اصرار داريم آنها را بر گرد حوادث تاريخي ببينيم، با باستان شناسي آنها را پاره مي كند و دور مي اندازد و حقيقت را روشن مي كند.

سامي كه در آغاز براي يك مأموريت كوتاه به تخت جمشيد رفته بود، چنان شيفته و مجذوب آثار باستاني آنجا شد كه از آن پس به تحقيقات باستان شناسي روي آورد و با عشقي بي پايان به توفيقاتي فراوان دست يافت و با كار و مطالعات شبانه روزي به آن چنان تسلط و توان علمي و تخصصي در باستان شناسي ايران نائل آمد كه از يگانه هاي اين علم شد و دانش و مهارت او در اين مورد از بيان آثار فراوان او به خوبي پيداست. همين تجربه ها باعث شد تا گذشته پيش از اسلام ايران، دوره اسلامي و خدمتگزاران شعر و ادب اين سرزمين را بشناسد كه همت و پشتكار در خور تحسين او نيز در اين اتفاق بسيار مهم بود.



البته اين باستان شناس در دوره فعاليت خود در تخت جمشيد با مشكلاتي نيز مواجه بود. خود او درباره اين مشكلات كه از پائيز 1318 تا 1338 خورشيدي ادامه پيدا كرد، مي نويسد: به مدد لطف خداوندگاري و با كوشش و بردباري فزونتري تلافي ـ دشواري هاي عديده و ناهمواري هاي از لحاظ ضيق مالي و مشكلات اداري و نارسايي ساير كارها كه در پيش پاي ما بود ـ نموده و هر چند كه فشار كار با افسردگي و آزردگي خاطر توأم و گاهي طاقت فرسا بوده است ولي از تلاش و كوشش باز نماند (م) و همين امر توانست گرد و غبار گذشت زمان را از چهره تابناك گوهر گرانبهاي شرق باستان بزدايد كه اين خود يك پاداش معنوي است كه نيروهاي مصرف شده و سال هاي گرانبهاي زندگي از دست رفته را جبران مي نمايد.

از جمله فعاليت هاي مرمتي در دوره سامي مي توان به موارد زير اشاره كرد:

– استحكام بخشي ديوارهاي خشتي و كشيدن ديواره آجري در اطراف جرزها و پوشش كاهگل

– ادامه مرمت هاي پايه ستون ها با ملات سيمان

– زدن سقف بر روي پلكان شرقي كاخ آپادانا

به اين صورت در دوره سامي طرح و نقشه بناهاي تخت جمشيد را تهيه و سپس ساختمان كنار خزانه را بازسازي و براي سكونت خود آماده كردند. بعد از آن كوشش كردند تا شكل و طرح اصلي بنا را حفظ كنند و با توجه به آثار به جا مانده بر سكو و شيوه معماري هخامنشي در شوش، اين مجموعه را مرمت كردند. آنها سنگ ها و آثار به جا مانده را شناسايي و شماره گذاري كردند و بر پايه طرحي كه آماده شده بود، توانستند تخت جمشيد را با صورت كنوني مرمت كنند.

تاليفات و پژوهش ها

سامي در طول زندگي با بركت خود كتاب هاي مختلفي در زمينه تاريخ و فرهنگ ايران به رشته تحرير درآورد كه به بيش از 30 جلد مي رسد و از مهمترين آنها مي توان به آثار تاريخي جلگه مرودشت، پارس در عهد باستان، پاسارگاد يا قديمي ترين پايتخت كشور شاهنشاهي ايران، تمدن هخامنشي، تمدن ساساني، شيراز شهر جاويدان و ... اشاره كرد. در زير اشاره اي گذرا به محتواي برخي از اين كتاب ها داريم:

پاسارگاد؛ قديمي ترين پايتخت كشور شاهنشاهي ايران

سامي كتاب پاسارگاد؛ قديمي ترين پايتخت كشور شاهنشاهي ايران را در 1330 خورشيدي نگاشته شد كه در 1375 خورشيدي تحت نام پاسارگاد، پايتخت و آرامگاه كورش هخامنشي ذوالقرنين از طرف بنياد فارس شناسي به چاپ رسيد. نويسنده در اين كتاب يافته هاي باستان شناسي درباره پاسارگاد را شرح داده است و مي نويسد: هنگامي كه از شيراز به طرف اصفهان برويم، چون از تنگه پرپيچ و خم و مخوف سعادت آباد بگذريم دست چپ جاده شيراز به اصفهان خياباني است به درازاي سه كيلومتر كه پس از عبور از رودخانه اي به نام پلوار منتهي به آرامگاه و پايتخت كوروش بزرگ، بنيانگذار بزرگترين امپراطوري شرق باستان و فرمانرواي كل آسيا مي شويم.

تمدن ايران در دوره هخامنشي در 2 جلد

كتاب تمدن ايران در دوره هخامنشي در 2 جلد از تاليفات ديگر اين باستان شناس است كه در آن به اهميت فرهنگ آن دوران، پيدايش زبان و خط، نژاد آريا، سنگ نبشته هاي ميخي، خط آرامي، خط نبشته هاي تخت جمشيد، سير دانش و فرهنگ ايران در اين دوره، آموزش و پرورش قضاوت مورخان قديم درباره تمدن هخامنشيان، وضع امور مالي و اقتصادي هنر زرگري، نقره سازي و پيكره سازي، گنجينه هاي زري كه مربوط به آن عهد و ... اشاره مي كند و در 1343 خورشيدي در شيراز به چاپ مي رساند.

تمدن ايران در عصر ساساني در 2 جلد

تمدن ايران در عصر ساساني در 2 جلد از جمله پژوهش هاي ديگر سامي است كه در آن به اهميت فرهنگ ساساني، سنگ نبشته هاي پهلوي با ترجمه آنها، كوشش خاورشناسان در راه خواندن خط ساساني و خط اوستايي، سير دانش ايران در اين دوره، پزشكي و دانشكده جندي شاپور، ادبيات و كتاب هاي باقيمانده از اين فرهنگ، وضع دولت و اعزام و پذيرفتن سفرا طبقات و مشاغل ديواني، روحانيان، سپاه و پرچم، وضع اجتماعي و طبقاتي مردم، تقسيم جامعه ايراني، تشكيل خانواده، وضع زنان، خوراك ها و غذاها، گل ها، رياحين و عطاريات، هنر، معماري، شهرسازي، حجاري، تمامي نقش هاي برجسته عصر ساساني و ... اشاره مي كند و در 1344 خورشيدي به چاپ مي رساند.

تاريخ مشروح شيراز

تاريخ مشروح شيراز كتاب ديگري از سامي است كه در 1348 خورشيدي به چاپ رسيد. نويسنده در اين كتاب به حاوي مطالبي درباره تاريخ احداث شيراز از روي خشت نوشته هاي ميخي پيدا شده در تخت جمشيد- شيراز از ديد خاورشناسان، دانشمندان، هنرمندان و نقاشان مشهور شيراز در سده هاي نخستين پس از اسلام- شيراز در ادوار گوناگون تاريخي- سعدي حافظ و تاريخ سعدي شناسي و حافظ شناسي در دنيا و نوشته هاي خاور شناسان درباره اين 2 استاد سخن، شرح آثار باستاني شيراز و چند دانشمند به نامِ سده هاي گذشته شيراز و نوشته خاورشناسان و دانشمندان مي پردازد.

نوشته هايي در مجله ها و روزنامه ها

سامي علاوه بر كتاب يك سلسله نوشتارهايي نيز در مجله هايي همچون مجله دانشكده ادبيات شيراز، مجله هنر و مردم، مجله مهر، مجله بررسي هاي تاريخي، مجله وحيد، مجله هوخت، مجله اطلاعات هفته، نشريه اداره كل فرهنگ و هنر فارس، مجله باستان شناسي، مجله فروغ تربيت، روزنامه هاي پارس، گلستان، بهار ايران، پيك خجسته و كيهان درباره فرهنگ هنر ايران از خود به يادگار مي گذارد.

اشيايي كه سامي كشف كرد

اين باستان شناس در طول دوره زندگي خود پژوهش هاي و كشفيات باستان شناسي زيادي داشت. وي در در زماني كه حفاري هاي تخت جمشيد را انجام مي داد به نتايج ارزنده اي رسيد كه يافتن اشياء با ارزش مانند سرديس شاهزاده هخامنشي از سنگ لاجورد، نقش عقاب با بال هاي گسترده از سنگ لاجورد، تكه هايي از روكش زرين در كاخ آپادانا و همچنين سرستون ها عقاب و شير بود. البته اين نظر سامي است و با توجه به آزمايش هاي 1395 خورشيدي سرديس و نقش پرنده شكاري هر 2 از جنس آبي مصري هستند و نه لاجورد. از اين اشياي كشف شده تعدادي از جمله سر شاهزاده هخامنشي از سنگ لاجورد و بشقاب سنگي به خط آرامي در موزه ملي ايران نگهداري مي شود.

به اين ترتيب بنابر گفته باستاني پاريزي، باستان شناس تاريخ هفت هزار ساله را مي خواهد هفتاد هزار ساله كند. ما تاريخ را از اين نمي توانيم جلو ببريم ولي باستان شناسي چاه را پاي دريا كنده، ما را به هزاره هاي دور و دراز پيش از تاريخ دارد پيوند مي دهد و اين كاري بود كه سامي به عنوان يك باستان شناس به نوبه خود و با پشتكار زياد انجام داد.

به گفته يكي از محققان سامي يكي از معدود بازماندگان نسل اول باستان شناسان ايراني بود كه الحق در كار خود خوش درخشيد... و به جرأت مي توان او را از نظر كيفيت و كميّت كاوش ها و پژوهش هاي آثارش، يكي از پركارترين محققان باستان شناس دانست كه شانه به شانه باستان شناسان غير ايراني گام برداشت.
منبع خبر:
ايرنا
 
تاریخ: ۲۲/۰۵/۱۳۹۸