روابط عمومی دانشگاه شیراز
شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸

گفتگو با دكتر «موسي عربي» عضو هيات علمي دانشگاه شيراز به مناسبت روز جهاني زبان عربي
 
قرن ها پيش مي گفتند اگر عرب زباني بخواهد قواعد زبان عربي را بداند بايد نزد انديشمندان ايراني برود؛ تدوين و نگارش قواعد زبان عربي هنري بوده است كه به لطف بزرگاني چون سيبويه و «عبدالله بن خفيف» كه هر دو از سرزمين فارس بوده اند محقق شده است. در طول قرن هاي گذشته عشق به زبان عربي در ميان پارسي زبانان، نه از سر كم لطفي به زبان فارسي بلكه در ستايش هر دوي اين زبان ها بوده است. اين مهم تا جايي اهميت بررسي دارد كه به نظر مي رسد ايرانياني كه به زبان عربي تسلط دارند در پالودن واژگان عربي در مكالمات روزمره شان بيشترين حساسيت را دارند. در حقيقت آن ها با تسلطي كه به هر دو زبان عربي و فارسي دارند مي توانند گوهر هر يك از اين زبان ها را بيش از هر كس ديگري شناسايي و در جاي خود از آن استفاده كنند.
18 دسامبر مصادف با روز جهاني زبان عربي است. به همين بهانه گفت وگويي با دكتر «موسي عربي» عضو هيات علمي دانشگاه شيراز داشته ام كه مشروح آن را در ادامه خواهيد خواند:
با توجه به اين كه زبان عربي يكي از شش زبان رسمي سازمان ملل است، تا چه ميزان گرايش مردمي در سطح جهان براي آموختن آن وجود دارد؟
از چند منظر مي توان به اين سوال پاسخ داد اول اينكه آمار سخنگويان به اين زبان كه نزديك به نيم ميليارد نفر است جواب روشني به اين سوال است و گروه ديگر زبان آموزاني هستند كه با انگيزه هاي مختلف حتي در كشورهاي غير اسلامي به آموختن زبان عربي گرايش پيدا كرده اند در اين خصوص مي توان به كشورهايي مانند آمريكا، چين وكشورهاي اروپايي نيز اشاره كرد به عنوان مثال يك پژوهش كه توسط موسسه آمريكايي MLA انجام شده است نشان مي دهد بعد از حادثه 11 سبتامبر اين گرايش رو به افزايش بوده است و تا سال 2009 در مقايسه با ساير زبانها 46 درصد افزايش داشته است و تعداد زبان آموزان در سال 1998 كه 5500 دانشجو بوده در سال 2002 به 10845 نفر و در سال 2009 به 35000 نفر افزايش پيدا كرده است البته اين آمار رسمي است و غير از افرادي است كه به صورت خودخوان به يادگيري زبان و در كلاسهاي خصوصي به يادگيري اين زبان مي پردازند.
يك نمونه ديگر از كشورهايي كه يادگيري زبان عربي در آن شاهد گسترش است كشور چين است. يادگيري زبان عربي در اين كشور با انگيزه هاي اقتصادي صورت مي گيرد. يك وقتي روزنامه شرق الاوسط در خصوص حجم معادلات تجاري چين كه به 110 ميليارد دلار مي رسيد وتاثير آن بر ضرورت آموزش زبان عربي از سوي چيني ها گزارشي تهيه كرده بود تاثير مستقيمي بين اين دو مساله وجود دارد كه البته اين حجم از مبادلات تجاري افزايش پيدا كرده و پيش بيني مي شود تا سال 2025 به 300 ميليارد دلار نيز برسد كه قطعا باعث اقبال بيشتر نسبت به زبان عربي در كشور چين خواهد شد.
گذشته از عوامل سياسي و اقتصادي كه مي تواند بر گرايش به زبان عربي تاثير گذار باشد و آمارها نيز به خوبي اين مساله را روشن مي كنند نبايد فراموش كنيم كه زبان عربي زبان قرآن و اسلام به عنوان يك دين جهانشمول است . شما ببينيد قرآن كريم كه اساسا باعث ماندگاري و زنده نگه داشتن زبان عربي شد وجدان و روان مردم را مورد خطاب قرار مي دهد پيام قرآن يك پيام جهاني است رحمه للعالمين است برخي از خطابها با يا ايها الناس شروع مي شود . دين اسلام به اذعان موسسات پژوهشي غربي به سرعت در حال فراگير شدن است . اسلام هم اكنون با 24 درصد جمعيت، بعد از مسيحيت در رده دوم قرار دارد كه تحقيقات نشان مي دهد تا ميانه هاي قرن اول از هزاره سوم در صدر قرار مي گيرد. بدون شك چنين اقبال روز افزون به اسلام، گرايش رو به رشد به زبان عربي را در پي خواهد داشت.
در نهايت مي توان گفت تا زماني كه تحولات جهاني با مسائل جهان اسلام و جهان عرب گره خورده است زبان عربي به عنوان يك زبان زنده و كاربردي مورد نياز و اقبال در عرصه هاي مختلف است.
ميزان استقبال براي فراگيري اين زبان در كشور ايران چقدر است؟
استقبال از زبان عربي در ايران با ورود اسلام رشد چشمگيري داشت اين استقبال به گونه اي بود كه ايرانيان اهل علم و ادب نه تنها اين زبان را آموختند بلكه در اين خصوص پيشرو و پيشقدم نيز بوده اند تا جايي كه در برخي از علوم عربي وادبي صاحب نظر شده اند و اهل زبان به آثار آنان استناد مي كنند. نمونه بارز آن كه همه آن را مي شناسند سيبويه است كه دانشمندان عرب زبان در خصوص كتاب او گفته اند : اگر كسي بخواهد بعد از الكتاب سيبويه كتابي بنويسد با شرم كند؛ بدين معنا كه كسي نمي تواند مانند او اثري بياورد وشخصيتهاي ديگري مانند عبدالقاهر جرجاني، صاحب بن عباد كه منصب وزارت هم داشته است از نمونه هاي بارز اين عرصه هستند.
در دوران معاصر به ويژه بعد از انقلاب اسلامي ايران مي بينيم كه تنها درسي كه در قانون اساسي بر ضرورت آموزش آن تاكيد مي شود همين زبان عربي است كه در اصل 16 قانون اساسي به آن اشاره شده است. در كنار حوزه هاي علميه كه از ديرباز زبان عربي را جزء دروس اصلي خود قرار داده اند تمامي دانشگاههاي ايران در مقاطع مختلف تحصيلي دانشجو مي پذيرند در كنار دانشگاهها موسسات آموزشي آزاد و كانونهاي زبان بيش از پيش به آموزش زبان عربي در اين دوره ها مي پردازند. جالب است بدانيد كه در همين دوران و در همين فارس ما شاعراني داريم كه به دو زبان فارسي و عربي شعر مي گويند در اين خصوص مي توان به دكتر سيدفضل الله ميرقادري استاد تمام دانشگاه شيراز اشاره كرد يا در دانشگاه اصفهان دكتر خاقاني استاد تمام دانشگاه اصفهان نيز اشعاري به زبان عربي دارد اين شاعران غير از شاعران اهوازي هستند كه زبان مادري شان عربي است. صحبت در خصوص هموطنان عرب زباني كه در جنوب ايران و برخي از شهرهاي ايران ساكن هستند نيز جاي خود را دارد.
به عنوان كسي كه سال ها مدرس و استاد اين زبان بوده ايد، آيا با اين گفته موافقيد كه سال هاست در ايران يك بي رغبتي براي فراگيري زبان عربي وجود دارد؟
بهتر است بجاي اينكه بگوييم بي رغبتي وجود دارد بگوييم ما در عرصه آموزش عربي با چالشهايي مواجه هستيم كه باعث ايجاد دشواريهايي بر سر راه زبان آموز گشته است كه مي تواند باعث بي رغبتي بشود اما به شكلي فراگير.
اگر بخواهم به مهمترين اسباب اين چالشها اشاره كنيم يكي روش و شيوه آموزش در مدارس و آموزشگاهها و ديگري نگاههاي سياسي وفرهنگي به زبان عربي كه احيانا با تبليغات مغرضانه صورت مي گيرد مي باشد.
درخصوص روش آموزش ما نياز به يك تحول اساسي در به كارگيري معلمان و مدرسان خبره و علاقمند به اين حوزه داريم واز سوي ديگر به توليد محتواي كتبي كه باعث انگيزه بيشتري در زبان آموزش شود. در خصوص مدرسين زبان عربي در سطح مدارس متاسفانه دانشگاه فرهنگيان به دلايلي كه جاي بحث آن اينجا نيست نتوانسته است انگونه كه بايد مدرس علاقمند و خبره در اين زمينه را تحويل جامعه بدهد و دانشجويان خبره وعلاقمند و متخصصي هم كه از دانشگاههاي برتر در مقاطع مختلف فارغ التحصيل مي شوند فرصت حضور در مدارس را كمتر مي يابند كه اميدوار هستيم يك فكر اساسي در اين خصوص در تصميم گيري هاي كلان صورت بگيرد. البته دانشگاه شيراز اخيرا گرايش آموزش زبان عربي را تاسيس كرده است كه به بررسي اين چالشها و تحليل كتب درسي در قالب مقالات و پايان نامه ها بپرداز و اميدوار هستيم جامعه و مسوولان از اين دستاوردهاي پژوهشي استفاده كنند.
چالشي ديگري كه در آموزش زبان عربي در كشورمان با آن مواجه هستيم نوع رويكردي است كه به زبان عربي وجود دارد. به طور كلي مي توان گفت دو نگاه به زبان عربي در كشور ما وجود دارد يك رويكرد بر اساس اينكه زبان عربي زبان اسلام است كه اين نگاه غالب است و از ابتداي ورود اسلام به ايران چنين رويكرد غالبي باعث شده است تا آثار زيادي به اين زبان خلق شود و استقبال گسترده اي صورت بگيرد. نگاه ديگر نگاهي نژادي و قومي است كه اين زبان را خاص يك قوم مي داند و بر اين اساس نزاعات عرب و عجم كه در سده هاي گذشته بي سابقه نبوده است و شكل گيري جرياناتي چون نهضت شعوبيه را در پي داشته است شعله ور مي شود. چنين رويكردي باعث شده است تا ما نتوانيم آنگونه كه بايد از ظرفيتهاي زبان عربي در حوزه هاي مختلف اقتصادي و سياسي و فرهنگي بهره ببريم كاري كه كشورهاي غير مسلمان مانند چنين كه توضيح آن رفت در عرصه اقتصادي انجام مي دهند و با استفاده از اين زبان در تعاملات اقتصادي خود با جهان عرب به خوبي بهره جسته اند.
اگر به حوزه هايي كه قبلا وجود داشته است و همچنين ظرفيتهاي جديدي كه در حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي در ارتباط با كشوره هاي عربي ايجاده شده است نگاهي بنيدازيم خواهيم ديد كه صحبت از بيرغبتي به يادگيري زبان عربي در وضعيت كنوني حرف دقيق و واقع بينانه اي نيست.
بنده به واسطه ارتباطي كه با موسسات بيرون از دانشگاه كه متولي آموزش زبان عربي هستند دارم و نظر به فعال تر شده حوزه هايي چون توريسم درماني واستقبال كشورهاي عربي از درمان در ايران مخصوصا در شهر شيراز و همچنين آمد و شد تجار ايراني و كشورهاي عربي كه ناگزير از يادگيري زبان عربي هستند شاهد اين هستيم كه حتي بسياري از افراد كه به زبان عربي به عنوان زبان دين نگاه نمي كنند پيگير هستند كه زبان عربي را بياموزند و مراجعات زيادي در خصوص چگونگي يادگيري اين زبان نيز وجود دارد.
اگر با كاركرد ديني و فرهنگي بخواهيم به تمايل زبان آموزان نگاهي داشته باشيم كه مساله بسيار متفاوت است و رغبت دروني در بسياري از افراد وجود دارد در كنار سفرهاي زيارتي به مدينه منوره و مكه مكرمه در سالهاي اخير جنبش خودجوش پياده روي اربعين را شاهد هستيم كه قبلا به دلايل سياسي و امنيتي ايران وعراق ميسر نبوده است اما با تحولات چند سال اخير زمينه اي فراهم شده است تا گروه عظيمي از ايرانيان در اين راهمپيمايي شركت مي كنند كه بستري مناسب براي گفتگو و ارتباط با ساير زائرين از كشورهاي مختلف به ويژه كشورهاي عربي ايجاد كرده است و همين مساله باعث شده است تا يك رغبت روبه رشدي را براي يادگيري زبان عربي شاهد باشيم.
علاوه بر انگيزه هاي ديني و حتي علمي كه از ابتداي ورود اسلام به ايران وجود داشته است و مساله امروز و فردا نيست، تحولات سياسي و تلاش غرب براي كوتاه كردن دست ايران از بازارهاي دور دست باعث شده است كه ضرورت توجه و استفاده از ظرفيتهاي تبادلات تجاري و اقتصادي با كشورهاي عربي بيش از پيش خود را نشان دهد كه اين مساله باعث ترغيب به آموزش زبان عربي با اهداف تجاري مي شود.

به باور شما چه چيزي باعث مي شود كه ادبيات عرب از يك چنين غنايي برخوردار باشد؟ به عنوان مثال بنده به عنوان كسي كه در حال فراگيري زبان عربي هستم گاه از بلاغت و شيداوارگي اشعار نزار قباني در تحير مي مانم. اين اعجاز كلامي چه نسبتي با ساختار زبان عربي دارد؟
اينكه يك اثر هنري به طور كلي و شاهكارهاي ادبيات عربي به طور خاص چگونه در مخاطب خود كشش ايجاد مي كند به عوامل مختلفي بستگي دارد كه در نقد ادبي و بلاغت مورد تحليل قرار مي گيرد. تاثير ساختار زبان بر معنا و جذب مخاطب از همان ابتداي نزول قرآن كريم مورد توجه ادبا و بلاغيان قرار گرفت كه سعي كردند با تتبع در اعجاز ادبي قرآن كريم به اين سوال پاسخ دهند. يكي از شخصيتهاي مبرز در اين عرصه عبدالقاهر جرجاني است كه در دو اثر دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه پيوسته سعي داشته است اعجاز قرآن را به طور ويژه با استنادات زباني وساختاري و شواهد شعري مورد تحليل قرار دهد. در آثار عبدالقاهر جرجاني مباحث ساختاري مانند تقديم و تاخير، حصر، معرفه ونكره ، جملات انشائي و خبري و... به ارتباط اين ساختارها با معاني مورد نظر قرآن كريم مي پردازد كه طرح آن مستلزم پرداختن به مسائل تخصصي و تفصيلي است كه در اين فرصت، مجال آن نيست.
ناگفته نماند كه در كنار اين ساختار زباني، مباحثي كه از سوي اديب ، به تصوير كشيده مي شود بسيار مهم است. به عنوان مثال همين نزار قباني كه از او نام برديد دو مرحله زندگي دارد يك مرحله از زندگي او كه دوره زن و شراب معروف است و در اين دوره بيشتر غزلهاي عاشقانه مي سرايد و در دوره ديگر كه تحت تاثير مسائل جهان عرب از جمله شكست جهان عرب از اسرائيل قرار مي گيرد وفلسطين مورد اشغال قرار مي گيرد رويكرد جديدي در سروده هاي خود در پيش مي گيرد و زبان شعر را در نقد موضع گيري ضعيف سياستمداران و احزاب و گروهاي عرب در مقابل اسرائيل به كار مي گيرد قطعا پرداختن به چنين مسائلي آن هم در شرايطي كه جهان عرب منفعلانه برخورد مي كند يك خيز و جهشي در مخاطب ايجاد مي كند و باعث انقلاب دروني خواننده مي شود.
آيا نص قرآن هم تأثيري بر شاعران عرب يك قرن اخير گذاشته است؟ منظورم شاعراني است كه بيشتر در دنياي مدرن تحول فكري خود را به عرصه ادبيات وارد كرده اند؛ شاعراني مانند محمود درويش و ديگران.
قرآن كريم از همان آغاز در خصوص شعر وشاعري صراحتا مواضع خود را بيان مي كند و حتي يكي از سوره ها در قرآن بنام شعراء نامگذاري شده است. بيشتر مباحث نقدي وبلاغي كه باعث پويايي محافل ادبي شد متاثر از اعجاز ادبي قرآن بوده است كه اشاراه اي به آن شد. نظر به اينكه قرآن به عرصه هاي مختلف اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و ... مي پرداز پيوسته از جهت معنايي الهام بخش شاعران بوده است. شاعراني كه به عنوان مصلحان اجتماعي و مبارزان سياسي پرچم مقابله با ظلم و ستم و تحقق عدالت را برافراشته اند، قرآن را كه پر است از داستان پيامبران و قهرماناني كه در مقابل ظلم سرخم فرود نياورده اند به عنوان منبعي غني والهام بخش مورد استفاده قرار مي دهند لذا مي بينم شاعران مبارزي چون محمود درويش، احمد مطر، شابي و... اشعارشان الهام گرفته از قرآن است.
به عنوان مثال محمود درويش در يكي از قصايد خود تحت عنوان «أنا يوسف يا أبي » مي گويد:
أنت سميتني يوسفا / وهم اوقعوني في الجب / واتهموا الذئب/ والدئب أرحم من إخوتي.
محمود درويش در اين شعر از يوسف كه يك داستان قرآني است استفاده مي كند و او را رمز و نماد پناهندگان فلسطيني مي داند كه برادران او كه نماد برخي از حكام عرب هستند سعي دارند برادران فلسطيني خود را بفروشند و گرگ را متهم كنند در اينجا محمود درويش گرگ را از برداران خود رحيم تر مي داند كاري كه برادران او با يوسف كردند گرگ نكرد همين گونه كاري كه برخي سردمداران عرب با برادران فلسطيني خود كردند رژيم صهيونيستي با آنها نكرد.
اين تاثيرگذاري گاه به شكل مستقيم و استفاده صريح از آيات خود را نشان مي دهد به عنوان مثال احمدمطر شاعر طنز پرداز عراقي كه اشعار تند و تيزي در نقد اوضاع سياسي و استبداد حكام عرب دارد مستقيما از قرآن الهام مي گيرد و مي گويد:
قرأت في القرآن: / تبّت يدا أبي لهب/ فأعلنت وسائل الإذعان / أن السكوت من ذهب/ أحببت فقري ولم أزل أتلو/ وتبّ / ما أغنى عنه ماله وماكسب / فصودرت حنجرتي / بجرم قلّة الأدب / وصودر القرآن/ لأنه... حرّضني على الشغب
احمد مطر در اين ابيات به بازسازي شخصيت ابولهب در قرآن دست مي زند و او را نماد حكام مستبدي مي داند كه سعي دارند با مال و موقعيت خود مهر سكوت بر لب منتقدان بزنند و مبارزان با ظلم را بي ادب بنامند.

آيا نزول قرآن تاثيري بر سازمان يافتگي و انسجام زبان عربي داشته است؟ اگر اين چنين است به چه صورت.
اولين تاثيري كه قرآن بر زبان عربي با لهجه هاي گونان گذاشت جمع كردن تمامي لهجه ها در قالب لهجه قريش است. اين وحدت زباني باعث شد تا مسلمانان همگي حول يك لهجه به اتحاد زباني و به تبع آن به اتحاد فكري ، فرهنگي واجتماعي برسند. البته ناگفته نماند كه در قرآن از لهجه هاي مختلف وجود دارد اما لهجه غالب قرآن همان لهجه قريش است.
اما از جهت ساختاري بايد گفت يكي از مباحثي كه در اعجاز ادبي و زباني قرآن مطرح است نظريه نظم است كه توسط عبدالقاهر جرجاني كه بحث آن گذشت مورد تحليل قرار گرفت. تا قبل از نزول قرآن چنين مباحث گسترده اي در خصوص نظم و ساختار كلام آن هم در حد اعجاآميز مطرح نشده بود. اشعار جاهلي كه قبل از اسلام سروده شده است به صورت بخشهاي جدا از هم مورد تحليل ناقدان قرار مي گرفت. عبد القاهر جرجاني در نظريه نظم قرآني سعي دارد با تحليلهاي بلاغي و نحوي كه انجام مي دهد بيان كند كه خداوند متعال چگونه با قرار دادن هر كلمه در جاي مناسب خود در ساختاري منظم با رعايت تقديم و تاخير و حصر و تعريف وتنكير و... موثرترين و دقيق ترين پيام را به مخاطب خود انتقال بدهد به گونه اي كه با جابجايي يك كلمه در جمله اي حتي با برداشتن يك ال و يا گذاشتن بي مورد ال بر روي يك كلمه معنا دستخوش تغيير مي شود و بلاغت اوليه خود را باز نمي يابد. از همين رو مي بينم كه علم بلاغت كه بعد از نزول قرآن تدوين مي يابد مخصوص بخش معاني آن، بر اصول و قواعدي استوار است كه از ساختار كلا بر اساس متقتصاي حال سخن به ميان مي آورد.
به عنوان پرسش آخر مايل هستم كمي هم در مورد ارتباط موسيقي عرب با مباحث زبانشناسي از شما بپرسم. موسيقي رايج در جهان عرب چه نسبتي با كلام زبان عربي دارد؟ منظورم اين است كه نظام زباني چه چيزي در مورد مقام هاي موسيقي عرب به ما مي گويد؟
آواشناسان معاصر براي آوا كه جايگاه اساسي در موسيقي دارد، نقشي كليدي در تعريف زبان قائل هستند و برا اين نظر هستند كه زبان پديدهاي است كه از اجتماع صوتها به وجود ميآيد، يعني صداها، سازنده زبان هستند نه حروف زيرا زباني را نميشناسيم كه از آواها ساخته نشده باشد، مگر زبانهاي معدودي هستند كه براي ثبت آواهاي آنها دستگاه نوشتاري ويژهيي پديد آمده است.
در زبان عربي، آواها با توجه مخرج و صفات وخصائص منحصر به فردي كه دارد باعث شده است تا نسبت به ساير زبانها موسيقي منحصر به فرد خود را داشته باشد.
عقاد در اين خصوص مي گويد: دستگاه صوتي انسان وسيلهاي موسيقيايي كامل است كه هيچ قومي مانند قوم عرب به بهترين شكل آن را مورد استفاده قرار نداده است واين بدان خاطر است كه عربها از تمامي مخارج صوتي در تقسيم بندي حروف بهره جستهاند و اينگونه نيست كه برخي از اين مخارج را مهمل بگذارند و برخي ديگر را مانند سخنگويان به زبانهاي ديگر مانند آلماني، سامي و طوراني با سبكي يا سنگيني بيشتر مورد استفاده قرار دهند.
علاوه بر مخارج حروف كه در زبان عربي به طور كامل مورد استفاده قرار گرفته است ويژگي وصفاتي كه حروف عربي دارد باعث شده است تا موسيقي كلمات زبان عربي را جلوه اي خاص ببخشد كه نمونه بارز آن در تلاوتهاي قاريان معروف قرآن شاهد هستيم.
علاوه بر موسيقي حروف، در شعر موسيقي قافيه در شعر عربي را مي بينيم كه از عناصر اصلي آن به كار مي رود و مي توان گفت كه اين مساله بيشتر خاص زبان عربي است شفيعي كدكني اين مساله را تاييد مي كند و با استناد به قول بستاني مي گويد: قافيه اساس شعر عربي و يكي از عناصر اصلي آن به شمار ميرود، بستاني در اين خصوص ميگويد: «در زبان عربي، شعر بدون قافيه تناسب ندارد زيرا زباني است قالبي و آهنگين و لازم است كه قياس و آهنگ در آن رعايت شود و قوافياي كه در آن وجود دارد نظيرش را در ديگر زبانها نميتوان يافت بنابراين شايسته نيست كه بي چنين زينتي ظاهر شود. اگر اروپاييان به همين اكتفا ميكنند كه در شعرهايشان همچون رجزهاي عربي هر دو بيت قافيهاي را انتخاب كنند و يا گاه پس از مدتي ناگزير به تكرار همان دو شوند و اگر ايشان ميكوشند شعر را از قافيه عريان كنند عذر ايشان اينست كه زبانشان چنين خلق شده و به حدي است كه اگرچه بكوشد دو قافيه را نميتواند سه تا كند و حال آنكه يك شاعر عرب چنين نيست زيرا بسياري از انواع قافيه ها همچون باران در دست و پاي او ميريزد و اگر اين باران گاهي از ريزش فرو ميايستد از اين رهگذر خواهد بود كه شاعر ضعيف بوده است و يا به علت اينست كه قصيده را در يك قافيه خيلي طولاني كرده است.
   تاریخ: ۱۴:۰۷ - ۰۲/۱۰/۱۳۹۸   بازدید: ۴۹۱

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)