روابط عمومی دانشگاه شیراز
سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸

گفت وگو با دكتر وحيد سهراب پور، مدير شتاب دهنده كوانتوم دانشگاه شيراز
 
رويكرد اصلي دانشگاه شيراز در سال هاي اخير حركت به سمت دانشگاه هاي نسل سوم و چهارم است و در اين ميان شتابدهنده كوانتم دانشگاه شيراز يكي از مراكزي است كه با هدف تحقق كارآفريني و نوآوري ايجاد شده است.
فارس استارت آپ ( رسانه جامع كارآفريني و نوآوري استان فارس) با دكتر وحيد سهراب پور، مدير شتاب دهنده كوانتوم دانشگاه شيراز گفت و گويي داشته كه در ادامه مي آيد.
تخصص ، جواني ، كارآمدي و موفقيت در كنار تجربه؛ همه و همه مولفه هايي هستند كه هر رسانه اي را براي گفتگو با صاحب اين شاخصه ها ترغيب مي كند ، ما در فارس استارت آپ خوش شانس بوديم كه مدير شتابدهنده كوانتوم دكتر وحيد سهراب پور همه را با هم داشت و دعوت ما را نيز براي اولين گفتگو پذيرفت.
محيط كاري زيبا و مدرن كوانتوم محل قرار بود و از هر دري با ايشان گفتگو كرديم ؛ صميميت ايشان در گفتگو ما را براي ادامه سوالات و طولاني شدن بحث ترغيب كرد.
براي سوال اول لطفا بيوگرافي مختصري از خودتان بيان كنيد و فضاي فعلي اكوسيستم فارس را كمي براي ما تشريح كنيد ؟
وحيد سهراب پور متولد ۱۳۶۱ و تحصيلاتم در مقطع كارشناسي رشته مهندسي كامپيوتر بوده است. ارشد اول مديريت صنعتي در لجستيك و ارشد دوم در رشته كيفيت و عمليات و دكترا نيز در زمينه لجستيك و زنجيره تأمين بوده است. پس از تحصيل و كار در دانشگاه لوند سوئد- دانشگاهي كه با ۴۵ هزار دنشجو و رتبه حدود ۶۰ دانشگاه هاي جهان - به ايران آمدم و مركز نوآوري و كارآفريني دانشگاه شيراز را راه اندازي كردم و پس از پايان مقطع دكتري در دانشگاه لوند تدريس مي كردم و موقعيت هاي شغلي زيادي نيز پيش مي آمد و همزمان برنامه اي هم از بنياد ملي نخبگان براي جذب دانشمندان و متخصصان ايراني غيرمقيم بود و نهايتا تصميم گرفتم به ايران بيايم و تلاش كنم كه فضايي راه اندزي كنم كه جوانان كسب و كارهاي نو و خلاقانه خود را ايجاد كنند به ويژه در فارس و جنوب ايران.
تصميم سختي بود و مي بايست از خيلي چيزها مي گذشتم و به ايران مي آمدم. در ابتدا هم دوستان اصرار داشتند كه در تهران بمانم ولي خودم معتقد بودم كه بايد به جنوب كشور بيايم، زيرا بيشتر امكانات در تهران متمركز هست و شهرهاي ديگر از چنين موقعيت هايي چندان برخوردار نيستند.
در ابتدا مركز نوآوري وكارافريني دانشگاه شيراز و سپس شتاب دهنده كوانتوم را راه اندازي كردم، براي طراحي فضاي كاري كوانتوم از بهترين متخصصان ايراني كه در بهترين دانشگاه هاي ايران و جهان درس خوانده بودند استفاده كرديم و اين مركز بر اساس مطالعه و بررسي پيشرفته ترين مراكز نوآوري جهان طراحي گرديد. مجموعه كارها علي رغم تمام مشكلات و سختي ها مثل شرايط اقتصادي كشور بحمدالله خوب پيش رفته است و با استقبال خوبي نيز مواجه هستيم.
ما در شتابدهنده كوانتوم از اوايل سال ۱۳۹۷ كار خود را آغاز كرديم. جوانان باطرح ها و ايده هايي كه دارند نزد ما مي آيند و ما به آن ها مشاوره، آموزش و راهنمايي مي دهيم . تامين فضاي كاري، تامين سرمايه مرحله پيش بذري و پي گيري سرمايه گذاري مراحل بعدي و خيلي خدمات مفصل ديگر مي دهيم و جزو معدود شتاب دهنده هاي فعال خارج از تهران هستيم.
- از فضاي دانشگاهي كه در آن تحصيل كرده ايد كمي بيشتر بگوييد.
دانشگاه ها در جهان چند نسل داشتند. نسل اول آموزشي نسل دوم پژوهشي و نسل سوم دانشگاه هاي كارآفرين هستند. ظاهرا نسل هاي بعدي دانشگاهي در ايران اجرا نشده است و تنها دانشگاهي كه وارد حوزه هاي بعدي شده است و پيشرو است دانشگاه صنعتي شريف است . در خارج از ايران پژوهش و آموزش براي حل مشكلات جامعه است و تمركز بر اين است كه آموزش و پژوهشي كه انجام مي شود چه مشكلي را از جامعه را حل مي كند.
نسل سوم دانشگاه ها به دنبال ايجاد كسب و كار هاي جديد است و خروجي دانشگاه بر اين كار متمركز است پژوهش هم جزو كارهاي دانشگاه هست ولي يك پله بالاتر رفته اند و به دنبال ايجاد يك ارزش جديدي براي جامعه هستند.
در كشور ما اين مسئله كمتر ديده مي شود و بيشتر تاكيد بر اين است كه يك تكنولوژي از خارج وارد شود و مونتاژ شود. اين خيلي فرق مي كند .
ديگر ويژگي دانشگاه هاي ارزش آفرين اين است كه نيرويي كه تربيت مي شود براي ورود به بازار كار آموزش ديده است و كار عملي انجام داده است. اين در نوع آموزش دانشگاهي ايران نيست و اين امر ما را با خيل كثيري از فارغ التحصيلان ليسانس، فوق ليسانس يا حتي دكترا مواجه مي كند كه هيچ كاري بلد نيستند و اگر بخواهيد آن ها در شركتي يا اداره اي به كار بگماريد هيچ كاري نمي توانند انجام دهند، هر چند خيلي خوب هم درس خوانده باشند. در استان فارس در اين يك سال اخير فضا مثبت تر شده است و مسئولين لطف دارند و اين باعث مي شود كه اين مدل نگاه ارزش آفريني رونق پيدا كند.
- از شتاب دهنده ها و بطور خاص شتاب دهنده كوانتوم كمي بيشتر بگوييد؟
كلا مباحث اينچنيني مثل شتاب دهنده و يا كوانتوم و از اين قبيل در خارج از ايران درست شده است و اكثرا هم در آمريكا و هر فرآيندي كه در كشور ديگري راه افتاده به همين راحتي قابل كپي برداي و الگوگيري نيست و بايد با محيطي كه مي خواهد در آن شكل بگيرد سازگار باشد. با مسايل و سازو كار هاي حقوقي آن كشور سازگار باشد و ما سعي كرديم بهترين مدل هاي داخل و خارج را بگيريم و بومي سازي كنيم كه كار خيلي سختي هم هست. شرايط موفقيت در ايران به مراتب سخت تر است چرا كه محيط كاملا متفاوت است.
كشور ما از نظر اندازه اقتصاد در رتبه بندي هاي مختلف معمولا بيست و هشتم جهان هست ولي از لحاظ فضاي كسب و كار در پله ۱۲۷ جهان هستيم يعني يكصد پله از حجم اقتصادمان عقب تر هستيم و اين امر كاركردن در چنين محيطي را سخت تر مي كند.
مثلا پايه قانون تجارت در ايران - كه مي خواهيد بر اساس آن شركت راه اندازي كنيد- مربوط به ۱۳۱۳ است. كه اين قوانيني كه در آن زمان مصوب شده است، الگوبرداري از قوانين چنددهه قبل تر فرانسه است. كار كردن در چنين فضاي حقوقي ، كارآفريني را خيلي سخت تر مي كند.
در كشور ما يك چالش جدي وجود دارد؛ از دهه ۳۰ كه نفت ملي مي شود و پول نفت وارد اقتصاد مي شود دولت ها هيچ انگيزه اي براي ايجاد فضاي كسب و كار ندارند آنها بر اين باور بودند كه پول نفت را به اقتصاد تزريق مي كنيم و براي ايجاد اشتغال هم افراد را وارد دولت مي كنيم. و كمتر به دنبال كمك به ايجاد كسب و كار توسط مردم بودند . اين چالش پول نفت؛ كشور را وارد پيچيدگي هاي كرده است و فرهنگ جامعه را هم تحت تاثير قرار داده است.
بنده مدت زيادي در خارج از كشور كار كرده ام و با افرادي از مليت هاي مختلف برخورد داشته ام ، با توجه به اينكه در دانشگاه هاي بين المللي تدريس مي كنم - و امروزه خيلي مديران اروپايي در كلاس هاي ما تربيت مي شوند- پس از مقايسه ؛معتقدم تفاوت ما با كشورهاي اروپايي همچون سوئد و آلمان در داشتن چاه نفت نيست فقط در يك كلمه است و آن فرهنگ است، فرهنگ كار كردن.
تعهد يك ژاپني يا آلماني در كار بسيار بيشتر و بهتر و دقيق تر از ما است و آنها كارهايي را كه متعهد مي شوند با ظرافت تمام انجام مي دهند و در هيچ بخشي از آن كم كاري نمي كنند . هر چند ادعاي ما بيشتر است و تا اين فرهنگ درست نشود بقيه موارد هم درست نمي شود و هرچه دولت ها را عوض كنيد در همان بستر قبلي كار مي كنند و فايده اي ندارد. بايد فعاليت هاي فرهنگي بيشتر و بيشتر شود و فرهنگ درست كار كردن و متعهدانه كار كردن تقويت شود.
به طور مثال من وقتي كاري را از دانشجوي دانماركي مي خواهم چند برابر آن چه خواسته ام را انجام مي دهد ولي دانشجوي ايراني يك دهم آن چه خواسته ايم را انجام مي دهد. اين مسائل شايد در جامعه به عنوان ارزش باشد ولي اجرا نمي شود. مثلا از قديم الايام در جامعه ما مرسوم بود كه بچه ها را مي فرستادند شاگردي كنند و بعد با كمك همان استاد مستقل شوند و خودش صاحبكار شوند. اما امروزه شاگردي كردن را كسر شان مي دانند. در حالي كه در اروپا هنوز بچه ها مي روند كارهاي ساده همچون چمن زني را انجام مي دهند و پول مي گيرند. مثلا پدر همسايه به پسر همسايه كناري پول مي دهد تا برايش كار كند و بالعكس ؛ فقط براي اين كه كار كردن را بياموزند.
بنابراين ابتدا بايستي فرهنگ كار كردن را درست كنيم و بعد براي راه اندازي كسب و كار برنامه ريزي كنيم، اين ها فوت كوزه گري است . بايد ببينيم كشورهاي ديگر چه كار كرده اند و بعد بومي سازي كنيم. مي گويند امپراتور پتر كبير رفت درصنايع كشتي سازي هلند كار كرد و بررسي كرد كه چرا اروپايي ها از لحاظ كشتي سازي از روسيه پيشرفته تر هستند. الان در كشور وضعيت فرهنگ به گونه اي شده است كه آدم هاي عادي از اينكه بروند كارگري كنند تابياموزند، دوري مي كنند.
ما بايد در جامعه اين ها را حل كنيم و بعد در ادامه ي شكل گيري اين مولفه ها ، فرهنگ كار تيمي و گروهي و حمايت از همديگر شكل بگيرد و مبناي كسب و كار و كارآفريني بشود و براساس آن فناوري جديد شكل مي گيرد و استقلال كشور حفظ مي شود. امروزه ما در هر صنعتي بخواهيم كار كنيم بايد دستمان جلوي كشورهاي ديگر دراز باشد. حالا يك روز آمريكا و انگليس و روزي ديگر روسيه و چين و .. فرقي نمي كند نهايت بايد از يك جايي تامين شويم.
فرهنگ واسطه گري و دلالي و خريد و فروش ملك، سكه و دلار هم مسئله ديگريست كه اقتصاد بيمار ما دارد آن را ترويج مي كند. در كشورهاي پيشرفته شما نمي توانيد از اين كار ها كنيد.
مثلا در كشور سوئد هيچ كس نمي تواند بيش از دو خانه داشته باشد و اگر مي خواهد داشته باشد بايد يك شركت اجاره داري ثبت كند، وام خوب هم مي دهند و ده ها واحد مي تواند بخرد و اجاره دهد ، هم ايجاد درآمد مي كند و هم كساني مشغول به كار مي شوند. اما در ايران اينگونه نيست .
سوال: از وقتي بحث استارت آپ ها داغ شده است از جوان ها بسيار مي شنويم كه مي گويند اين ايده ها در ذهن ما بوده است و ما به آن فكر كرده ايم ، اين فضارا براي ما شفاف كنيد جايگاه ايده و اجرا كجاست ومدل كوانتوم براي ياري رساندن صاحبان ايده چيست؟
ما يك بخش كارمان اين است كه فرهنگ كار و كارآفريني را تشويق و تبليغ و ترويج كنيم. شتاب دهنده روش كارش اين گونه است كه تيم هايي كه طرحي دارند و محصول حداقلي نيز خلق كرده اند، مي آيند آموزش و مشاوره مي بينند وبه آنها براي راه اندازي كسب و كارشان كمك مي شود و اين فرآيند به آن ها براي ورود به بازار كار كمك مي كند.
نكته ي بسيار مهم اين است كه رقابت در ايده نيست بلكه رقابت در اجراست . اين كه كسي ايده اي داشته باشد مهم نيست، مهم آن است كه بتواند آن را اجرايي كند. تيم بايد روي ايده هاي مختلف كار كند و ببيند كدام را مي تواند انجام دهد. صرفاداشتن ايده مثمر ثمر نيست. شما اگر بهترين ايده جهان را داشته باشيد ولي تيم كارآمد نداشته باشيد كار به جايي نمي رسد.
سوال:يك تيم خوب چه ويژگي هايي دارد؟
يك تيم خوب نخستين ويژگي اش اين است كه تمام افراد گروه به صورت تمام وقت باشند. اين گونه نباشد كه اين افراد صبح جايي باشند و عصر بيايند دور هم.
دوم بايد تخصص هاي لازم را داشته باشند هم از نظر فناوري و هم از نظر مديريتي. مثل تبليغات و بازاريابي، برنامه نويسي و ..
سومين مسئله اينكه صلاحيت و اهليت داشته باشند؛ آدمي كه كارها را به فردا مي اندازد يا نصفه انجام مي دهد نمي تواند عضو تيم استارت آپي باشد. حجم كارها بسيار بالاست و افراد بايد مصمم و علاقمند و با انگيزه به دنبال كار بروند.
اين تيم ها در كارگاه هاي ما سه دوره پيش شتاب دهي، شتاب دهي و پساشتاب دهي را بايد بگذرانند.
دردوره پيش شتاب دهي بايد آموزش هاي بازار، تهيه بيزنس پلن و ساخت محصول حداقلي - كه اين را بايد از قبل داشته باشند- و اگر عملكرد خوبي داشته باشند در پايان اين دوره سه ماه يك سرمايه در اختيارشان قرار مي گيرد تا بروند كار را شروع كنند. فضا هم در اختيارشان قرار خواهد گرفت.
چه تيم هاي موفقي در كوانتوم داشته ايد؟
ما به طرح هاي خوبي كمك كرديم. مثلا تيم برناتك كه رباتي درست كرده اند براي افرادي كه قطع نخاع هستند كه كمك مي كند كه بايستند و حركت كنند و ... ما آدم هايي زيادي داريم كه در زمان جنگ قطع نخاع شده اند يا در تصادفات جاده اي افراد زيادي با مشكل مواجه مي شوند كه اين محصول بسيار براي آنها مفيد است.
يك تيم انيميشن سازي هم با نام Hi Promo هم هست كه ديرين ديرين شيرازي و انيميشن قمپز را مي سازند . يكي هم تيم توريپسم در زمينه تورهاي طبيعت گردي است و يا تيم اپليكيشن كارگرين كه در حوزه تجهيزات و نيروي ساخت و ساز مشغول فعاليت هستند.
سوال : آقاي دكتر لطفا در مورد فرايند شتاب دهي به ما بگويد ؟
مسئله اين است كه ابتدا محصول اوليه ساخته شود. چون در دوره شتاب دهي زمان محدود است ابتدا بايد طرح شان را در سامانه و سايت كوانتوم ثبت كنند و در صورتي كه موارد خواسته شده را تكميل و ارسال كنند از آن ها خواسته مي شود تا براي ارائه حضوري تشريف بياورند ، سپس توسط داورها به كارشان امتياز داده مي شود وامتيازهاي بالا براي دوره پيش شتاب دهي دعوت مي شوند.
ما منتورها و داوراني داريم كه به بهترين دوره هاي تهران هم دعوت مي شوند و طرح ها را سنجش و ارزيابي مي كنند. اما در كوانتوم نحوه امتيازدهي مان فرق مي كند، ما هم به تيم و هم به بازار آن محصول و هم به چشم انداز سه تا پنج ساله محصول توجه مي كنيم و رويكرد ما بيشتر كاربردي است . شايد در جاهاي ديگر داوري ها تكنولوژي محور باشند ولي ما ديدگاه مان بازار است و اينكه چگونه سريعتر به بازار بيايند.
ما يك جدولي داريم كه بر اساس آن امتياز مي دهيم. پارك هاي علم و فناوري يك بودجه دولتي دارند و دستشان بازتر است ولي ما چنين چيزي نداريم و دست به عصاتر راه مي رويم.
برخي وقت ها نيز از يك ايده چندين گروه بيرون مي آيد. در حال حاضر ما در كوانتوم حدود ۲۰ تيم فعال داريم كه حدودا ۸۰ نفر در آن مشغول هستند. ما به اين كار يك ديد عام المنفعه داريم و اين فرآيند بيشتر به نفع گروه هايي است كه مي آيند. توانمند سازي يكي از وظائف ماست. اگر تيمي خودش نتواند كار انجام دهد نمي تواند قدم از قدم بردارد. تيم ها تمام كارها را خودشان بايد انجام دهند. شركت ها و كسب و كارها بايد از صفر تا صد تكنولوژي و فروش دست خودشان باشد.
معمولا برخي ها مي خواهند از يك ايده تكراري استفاده كنند و يا اين كه مي ترسند ايده هايشان را بيان كنند كه كسي به سرقت ببرد در حالي كه عمده ايده ها در جهان قبلا تجربه شده است. در حوزه كسب و كارهاي اينترنتي ايده ها عمدتا كپي هستند و مشابه دارند.
ما در مركز نوآوري و كارآفريني دانشگاه شيراز يك بخشي داريم كه طرح ها را ثبت مي كنيم البته هر طرحي قابل ثبت شدن نيست و اين كه ثبت داخلي چگونه است و ثبت خارجي چگونه است ؛ فرآيندي دارد.
اين مركز اين توان را دارد كه ايده ها را حتي در كشورهاي ديگر يا حتي به صورت جهاني ثبت كند و معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري كمك هزينه اي هم براي ثبت مي دهد.
اگر نكته اي در مورد كوانتم باقي مانده است كه لازم مي دانيد مخاطبين ما مطلع شوند؛ بفرماييد؟
ما در طول سال رويدادهاي زيادي داريم. در يكسال و نيم گذشته تا كنون بيش از ۱۶۰ رويداد، مسابقه و كارگاه و دوره آموزشي برگزار شده است كه عدد زيادي است و شايد در كشور ما؛ رتبه اول باشيم. ما حتي تعدادي رويدادهاي بين المللي هم داشته ايم و تلاش كرده ايم كه تا آنجا كه مي توانيم هر فردي را كه خلاق و علاقه مند است و مي خواهد كسب و كاري راه بياندازد را كمك كنيم ودرهمين زمان كوتاه خروجي هاي خوبي نيز داشته ايم.

-در مورد خلاء وجود صندوق هاي سرمايه گذاري در شيراز و همچنين مدل ارتباط سرمايه گذارها با استارت آپ ها چه توصيه اي داريد؟
تيم ها پول هوشمند مي خواهند وگرنه مي توان از بانك هم وام گرفت ولي هوشمند نيست و فقط پول مي دهد. در حالي كه اگر سرمايه گذار در حوزه تخصصي مربوطه باشد خيلي درهاي ديگر را هم براي موفقيت طرح باز مي كند و باعث مي شود تا احتمال موفقيت طرح بالاتر رود. يك صندوق سرمايه گذاري در پارك علم و فناوري فارس هست كه دانشگاه شيراز هم از سرمايه گذاران آن است كه تا پيش از اين فقط صرفا وام مي داد ولي امروزه به سمت سرمايه گذاري هوشمند رفته است و اين تنها نمونه استان است و بقيه در تهران هستند.
تيم هايي كه از شيراز بخواهند به تهران منتقل شوند احتمال شكست برايشان بيشتر مي شود چون هزينه ها بالاتر مي رود و شهر غريب است و هزاران دردسر ديگر ؛ توصيه ما اين است كه بهتر است تكنولوژي را در شيراز نگه دارند و بازاريابي را به تهران ببرند.
اتاق بازرگاني استان نيز تلاش هايي براي راه اندازي صندوق سرمايه گذاري كرده است . در ايران حتي در شهرتهران هم عمدتا اين صندوق ها دولتي يا نهادي هستند و بخش خصوصي هنوز ورود جدي و قابل قبولي به اين حوزه نداشته است.
توصيه ما به افراد براي راه اندازي كسب و كار اين است كه به سراغ حوزه و زمينه اي برويد كه در آن تخصص داريد. اينكه فرد يا تيم در چه حوزه اي تخصص دارد نقش بسيار مهمي در موفقيت طرح ها و ايده ها دارد.

سوال:طبق شنيده هاي ما چيزي حدود ۲۸۰ هزار سرمايه گذار خصوصي (آنجل) در آمريكا وجود دارد چرا در استان و كشور ما اين مسئله خوب جا نيفتاده است ؟
ما به عنوان يك شتاب دهند تلاش خود را مي كنيم ولي واقعيت اين است كه مسئوليت هاي ما اينقدر زياد است كه فرصت اين كه بتوانيم كار بزرگي در زمينه صندوق هاي سرمايه گذاري انجام بدهيم را نداريم بنابراين تمركز خود را روي شتاب دهي مي گذاريم.
در گذشته در فرهنگ اسلامي مزارعي در كشور بود كه كشاورز با زمين دار در سود و زيان شراكت مي كردند. اما اكنون مبناي كارها پول نزول است كه مبناي اسلامي هم ندارد وهيچ نوع مشاركتي در كار نيست. به شما وام مي دهند و بايد يك سودي، بهره اي بدهيد در هيچ ضرري هم شريك نيستند. در حالي كه در فرهنگ غرب عكس اين است چيزي كه در غرب است همان مدل صد سال پيش ماست كه در كشور ما تعطيل شده است. شما وقتي به كسي وام مي دهيد بدبختش مي كنيد حتي اگر ضرري نكند اگر سود نكند يا حتي سود بادرصد پايين هم بكند ورشكست مي شود.

سوال: مدتي است كه پلتفورم هاي مبتني بر خدمات در حوزه هاي مختلف حمل و نقل ، سفارش غذا ، خدمات شهري و ... بسيار در بين مردم رايج شده است ، به نظر شما ظرفيت اين بازارها تا كجاست و آيا بايد منتظر تحولي در اين مدل كسب و كار باشيم ؟
ظرفيت زياد است چون خيلي از فرآيند ها در كشور ما به صورت سيستماتيك نبوده است شايد يك راه حل ساده اين باشد كه پلتفرم ها را افزايش دهيم. در اروپا همه نقل و انتقال ها توسط شركت ها صورت مي گيرد. در كشور ما اين به صورت پراكنده است هر كسي به صورت شخصي صاحب يك وسيله نقليه است و اين مدل پلتفرم ها جواب مي دهد.
مثلا يك كاميون دار شخصي مي تواند هميشه كار را براحتي گير بياورد. در حالي كه اين شيوه كار در اروپا جواب نمي دهد چون خدمات حمل و نقل شركتي است نه شخصي. پس اين مدل كسب و كارها در كشور ما مي تواند موفق باشد.
در كسب و كارهايي مثل هنرهاي دستي هنوز پلتفرم موفقي ايجاد نشده است و كسي خوب نتوانسته است اين طرح را پياده كند. چند سال پيش يكي از مسئولان ميراث فرهنگي اعلام مي كرد كه ۲۰۰ سايت فروش محصولات صنايع دستي داريم كه هيچكدام فروش قابل قبولي ندارند.
سوال:از نظر شما آينده اين بازارها چگونه است؟
بستگي دارد. مثلا ديجي كالا در ابتدا پلتفرم نداشت ولي بعدا اضافه كرد. مدل هاي مختلفي در كشور ممكن است جواب دهد.
مانياز داريم تا شركت هاي بزرگ توليد سخت افزار داشته باشيم. در حال حاضر چون زيرساخت ها در كشور ما در اين حوزه تقويت نشده است و شركت هاي بزرگي در اين حوزه نداريم شانس كمتري براي توسعه پلتفرم هاي مبتني بر سخت افزارهاي خاص را داريم. ولي در زمينه هاي نرم افزاري تيم ها با يك رايانه مي توانند محصول شان را توليد و اداره كنند. البته در حوزه هاي خاص سخت افزاري مانند صنايع شيميايي و دارويي ، نانوتكنولوژي و بايوتكنولوژي همچنان مزيت رقابتي داريم.
سوال:سال گذشته در گردهمآيي فعالان حوزه كسب و كار ادعا شد كه زيست بوم فناوري كشور آنقدر بزرگ شده است كه قادر به ساختن دولت آينده است اين ادعا چقدر واقعي است ؟
به نظرم اغراق آميز است. همه كساني كه در اين زيست بوم فعال هستند عدد بزرگي از جامعه را شامل نمي شوند.

سوال:آينده كسب و كار را استان فارس چگونه مي بينيد؟
بخش زيادي از اين كه اكوسيستم براي اينكه بتواند جهش بزرگي داشته باشد درگير تحريم ها است . همانطور كه مي دانيد تيم ها و افراد در اين حوزه نيازمند به تكنولوژي هستند ، به خاطر تحريم ها شركت هاي بزرگ جهاني به ما خدمات نمي دهند، بطور مثال گوگل خيلي از سرويس ها را به ايران نمي دهد.
اگر اين مانع بزرگ برداشته شود يك جهش بزرگ ايجاد مي كند ولي اگر اين وضعيت ادامه پيدا كند استارت آپ هاي كمتري مي توانند دوام بياورند. ما در منطقه خودمان در حوزه خليج فارس موقعيت مناسبي داريم مثلا ما نيروي جواني در اختيار داريم كه كشورهاي عربي منطقه ندارند. مثلا امارات با همان نيروهاي كمي كه داشته است توانسته است پيشرفت هاي خوبي داشته باشد.استارت آپ سوق ۶۵۰ ميليون دلار به آمازون فروخته شد يا مثلا تاكسي كريم بيش ازسه ميليارد دلار به اوبر فروخته شد. كه ما چنين اعداد و رقم هايي را در استارت آپ هاي خودمان نداشته ايم.
ببينيد اروپايي ها قرن هاي متوالي همديگر را كشته اند اما الان با هم يكي شده اند چرا ما اين كار را نكنيم اگر سرمايه هاي نفتي منطقه را جمع كنيم چه اتفاقي مي افتد بهتر و بيشتر از سيليكون ولي مثال زدني خواهيم شد. اين همه نيروي خوب و مستعد در ايران و پاكستان اگر اين ها را بشود كنار هم آورد يه حركت بزرگ صنعتي و تكنولوژيك ايجاد مي شود .
من در كشوري درس خوانده ام كه منابع طبيعي مثل نفت نداشته اند ولي با تكنولوژي توانستند در مقام بالاتري از ما بايستند. مثلا سوئد فقط جنگل دارد. كه اگر ميخواستند به همين كفايت كنند تنها چوب داشتند كه ارزشش به اندازه نفت نيست.
- پيشنهاد و توصيه شما براي كساني كه مي خواهند كسب و كاري را شروع كنند چيست ؟
در حوزه اي كه در آن تخصص دارند ورود كنند. اگر در حوزه اي تخصص نداشته باشند اما گمان كنند كه چون پول در آن است وارد شوند قطعا شكست مي خورند. مبناي كار اول تيم خوب است. حوزه فن آوري هاي مالي خيلي داغ است و مي شود خيلي كار كرد.
به كسي هم كه مي خواهد سرمايه كذاري كند توصيه مي كنم حتما در حوزه اي كه تخصص دارد وارد شود و در حوزه هايي كه سررشته ندارد ورود نكند. بهترين حالت همين است.
- بزرگترين و جدي ترين مانع شما در توسعه فضاي كسب و كار در استان چيست؟
در استان فارس موانع خيلي زياد است. يك بخش اينكه فرهنگ سازي نشده است و بخش ديگر عدم توانمندسازي است كه خيلي جاي كار دارد و هر چه ما كار كنيم باز هم كم است.
سازمان هاي دولتي نيز اگر كمك نمي كنند لطفا چوب لاي چرخ استارت آپ ها نگذارند زيرا به صورت سنتي سازمان ها با آن ها مخالفند و همين امر باعث مي شود تا به استان هاي ديگر بروند.
در خيلي جاهاي دنيا؛ دانشگاه مثل مسجد است درش باز است و همه مردم از آن استفاده مي كنند، اين خودش خيلي اثر دارد. يك مقدار بايد فضاي جنب و جوش بيشتر شود و جوان ها بايد بيشتر درگير كسب و كار شوند.حتي اين كه جواني فقط در محيط دانشگاه راه برود بهتر است تا در محيط هاي ديگر دچار آسيب هاي اجتماعي شويم.
دانشگاه تهران درحال تاسيس پرديس دانش است. در دانشگاه شريف باهمكاري شهرداري تهران ناحيه نوآوري تعريف كرده اند و شهرداري تهران هم پذيرفته است كه شركت هاي استارت آپ مي توانند در ساختمانهاي مسكوني باشند. حتي دانشگاه تهران دارد زمين هايي را مي خرد تا در آن شهر دانش ايجاد كند. ما الان در دانشگاه شيراز هكتارها زمين خالي داريم كه مي تواند فعال شود و منطقه ويژه اي باشد براي كسب و كار و دانش و جنب و جوش ها. روي اين ها مي شود كار كرد. بايد اين فضا شكل بگيرد و مي دانم كه مردم هم استقبال خواهند كرد به همه مردم عزيز اين خبر خوش را مي دهم كه فارس انشاالله به زودي صاحب دره فناوري يا پرديس دانش خواهد شد.
آقاي دكتر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد متشكريم ، انشاالله به تناوب در فرصت هاي آتي پاي صحبت هاي شما خواهيم نشست.
من هم از شما و رسانه تان ممنونم و برايتان آرزوي موفقيت مي كنم.
منبع : فارس استارت آپ ؛ رسانه جامع كارآفريني و نوآوري استان فارس
https://farsstartup.ir


   تاریخ: ۱۴:۲۰ - ۱۵/۱۱/۱۳۹۸   بازدید: ۳۱۲

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)