دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه شیراز
پنج شنبه ۳ تیر ۱۴۰۰
20 فروردين ماه روز ملي فناوري هسته اي گرامي باد

مقدمه
پرونده هسته اي ج.ا.ا طي ساليان اخير به يكي از مسايل مهم و مبتلا به دستگاه ديپلماسي و شواري عالي امنيت ملي كشورمان تبديل شده و محور اصلي مناقشه غرب عليه فعاليت هاي صلح اميز كشورمان قرار گرفته است. دستيابي ايران به فناوري هسته اي يكي از دستاوردهاي بزرگ نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شود. عظمت اين دستاورد از اين جهت است كه جمهوري اسلامي ايران علاوه بر پيچيده بودن اين فناوري توانست عليرغم تحريم هاي اقتصادي، و ساير محدوديت هاي ايجاد شده در حوزه صدور دانش فني و همچنين عدم باورمندي برخي از افراد و جريانات داخلي به توانايي هاي كشور، بدان دست پيدا كند. اين مساله موجب شد كه غربي ها به ويژه ايالات متحده امريكا اقدامات چالشي وسيع و پيچيده اي را عليه برنامه هسته اي ج.ا.ا به راه اندازند كه اين روند از زمان شروع به كار دولت نهم به طور فزاينده اي گسترش يافته است.
حذف فيزيكي دانشمندان و نخبگان هسته اي، مسدود كردن دارايي هاي ايران، برقراري ممنوعيت معامله، جلوگيري از اعطاي اعتبارات و... تنها بخشي از اقدامات خصمانه اي است كه كشورهاي غربي در قبال فعاليت هاي هسته اي كشور در پيش گرفته اند تا مسيولين كشور را به دست كشيدن از اين فناوري متقاعد كنند. در اين راستا اين پرسش اساسي مطرح مي شود كه چرا غرب با به كارگيري همه اهرم ها و امكانات رسانه اي و غيررسانه اي خود اقدام به چالشگري كم سابقه اي عليه فعاليت هسته اي ج.ا.ا نموده است؟ مقاله حاضر مي كوشد از زاويه سياست خارجي به مساله نگريسته و با ارايه چارچوبي تحليلي و بررسي داده هاي پژوهش به ان پاسخ گويد.
١- سير اجمالي تحولات پرونده هسته اي ايران
سال ٢٠٠٣ ميلادي به نوعي نقطه عطف در تحولات پرونده هسته اي ايران محسوب مي شود.
وضعيت سياسي كه در سال ٢٠٠٣ ميلادي براي فعاليت هاي هسته اي ايران ايجاد گرديد، باعث شد فعاليت هاي هسته اي ايران تسريع شده و در مسير يك كشور داراي سيكل سوخت هسته اي قرار گيرد. به عبارت ديگر سرعت فعاليت هاي ايران از سال ٢٠٠٣ ميلادي به بعد، برنامه هسته اي كشور را به نقطه برگشت ناپذير نزديك مي ساخت. در اين سال ها پروژه UCF اصفهان به بهره برداري رسيد و ج.ا.ا موفق شد حدود ٣٤ تن كيك زرد و در همين حدود تترافلورايد اورانيوم (UFA) و سه و نيم تن هگزا فلورايد اورانيوم (UF٦) توليد كند. محققان هسته اي كشور در همين سال موفق به غنيسازي (UF ٦) تا غناي ٣/٥ درصد شدند و همچنين براي اولين بار موفق به توليد اب سنگين در اراك و راه اندازي سه فاز مهم از اين كارخانه گرديدند (باقري،٣٠:١٣٨٣).
اين مساله نقطه اغاز دور جديدي از رويكردهاي تقابلي غرب عليه ايران قرار گرفت. شوراي احكام اژانس بين المللي انرژي اتمي با تلاش كشورهاي ژاپن، استراليا و كانادا اقدام به صدور قطعنامه اي عليه فعاليت هاي هسته اي ايران نمود و با تعيين ضربالاجل از ايران خواست كليه فعاليت هاي مربوط به غنيسازي اورانيوم را متوقف نموده و امكان بازرسي بدون قيد و شرط و محدوديت را براي بازرسان اژانس فراهم اورد. در همين راستا، مقامات رژيم صهيونيستي ادعا كردند در صورتي كه سازمان بين المللي انرژي اتمي و امريكا نتوانند فعاليت هسته اي ايران را متوقف سازند، خود اقدام به هدفگيري نيروگاه هاي هسته اي ايران خواهند كرد. روزنامه الوطن چاپ عربستان به نقل از مقامات ناشناس رژيم صهيونيستي نوشت: (در حال حاضر مقامات رژيم صهيونيستي منتظر نتايج عملكردهاي امريكا در مورد حل توان هسته اي ايران هستند)(روزنامه كيهان، 2٢ /٦ /8٢).
در اين مقطع، عكس العمل قاطع جمهوري اسلامي به اينگونه اظهارات مقام صهيونيستي و امريكايي موجب گرديد هر نوع برخورد نظامي با ايران يا عليه تاسيسات هسته اي اين كشور، به حاشيه رانده شود. موسسه مطالعات بين المللي CNS طي مقاله اي درباره تهديدات عليه ايران نوشت: (برخلاف عراق، ايران نه تنها از توان لازم برخوردار است، بلكه احتمال بسيار زياد به حمله پيشدستانه عليه تاسيسات هسته اي خود واكنش نشان خواهد داد). نويسندگان اين مقاله در خصوص پيامدهاي حمله به تاسيسات ايران هشدار مي دهند: (حمله تلافيجويانه موشكي ايران به اسراييل يا پايگاه هاي امريكا مي تواند بسيار ويرانگر باشد)(سلاما و رستر،١١٥:١٣٨٤).
به هر ترتيب امريكايي ها با هدف ايجاد اجماع بين المللي عليه ايران توانستند با همكاري اروپايي ها و جنجال رسانه اي، زمينه طرح فعاليت هاي هسته اي ايران را به عنوان يك پرونده اضطراري(1) در شوراي حكام اژانس بين المللي انرژي اتمي مفتوح بدارند. راهبرد جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با رويكرد غرب در خصوص پرونده هسته اي ايران را در ابتدا، اعتمادسازي تشكيل مي داد.
فرض بنيادين اين راهبرد را اين نكته تشكيل مي داد كه ريشه بحران به وجود امده درباره فعاليت هاي هسته اي ايران اسلامي، نوعي بياعتمادي مزمن، فزاينده و البته غيرضروري و عمدتا ناشي از سوء تفاهم بين طرفين است. از اين رو ايران گام هاي اعتمادساز بسياري را برداشت و نخست با سه كشور اروپايي توافقنامه سعداباد را امضاء نمود و پذيرفت به طور داوطلبانه فعاليت هاي غنيسازي را تعليق نمايد و پروتكل الحاقي را امضاء كند. در ازاي ان قرار شد پرونده هسته اي ايران در چارچوب اژانس حل و فصل شود و از حالت اضطراري خارج شود.
شوراي حكام اژانس بين المللي انرژي اتمي در قطعنامه نوامبر ٢٠٠٣، بار ديگر پرونده هسته اي ايران را به حالت اضطراري باقي گذاشت و همچنان اين كشور را متهم به قصور و پنهانكاري و نقض مقررات نمود. قطعنامه مارس ٢٠٠٤، با تكرار نگراني هاي گذشته بر اجراي قطعنامه هاي قبلي تاكيد داشت، اما مهمترين بند ان درخواست گسترش دامنه اجراي تعليق به كليه فعاليت هاي مشابه در ايران بود. اين در حالي بود كه بر اساس توافقنامه بوركسل، اروپا متعهد شده بود تا پرونده ايران را از دستور كار شوراي حكام خارج و به طور كامل ان را ببندد.
در ژوين ٢٠٠٤ ميلادي جمهوري اسلامي ايران براي نشان دادن همكاري كامل خود گزارش هزار صفحه اي از فعاليت هسته اي را به اژانس ارايه داد، لكن قطعنامه صادر شده در ان تاريخ نشان داد كه تمايل سياسي وجود دارد تا پرونده هسته اي ايران را از مسير طبيعي منحرف سازد.
انچه كه در نتيجه اتخاذ راهبرد اعتمادسازي خود را نمايان ساخت، بار ديگر چهره واقعي غرب را نمايان ساخت و مشخص شد كه همراهي هاي ايران در انجام اقدامات اعتمادساز، طمع غرب را براي مطالبه همكاري ها و دريافت امتيازات بيشتر افزايش داده و انها را نسبت به ميزان اصرار ايران به حقوقش دچار سوءتفاهم ساخته است. در واقع غربي ها نه تنها به اقدامات ايران به چشم اقدامات اعتمادساز نگاه نكرده، بلكه انها را به مثابه امتيازهايي تفسير مي كردند كه ايران، تحت فشار واگذار نموده است و به همين دليل جنجال رسانه اي و فشارهاي چند وجهي غرب عليه برنامه هسته اي ايران همچنان ادامه مي يافت. اين فشارها از سال ٢٠٠٥ ميلادي (تابستان ٨٤) به شكل كم سابقه اي رو به فزوني نهاد كه علت عمده ان به رويكرد برخاسته از تشكيل دولت نهم و تاكتيك هاي اعضاي تيم جديد مذاكره كننده و تحول در ديدگاه هاي انان بازمي گشت. ضرورت اين تحول را مي توان در نتيجه تجربه ناشي از نحوه عملكرد بيش از دو سال گذشته غرب با ايران جستجو نمود.
از اين زمان به بعد و به دنبال شروع به كار تاسيسات اصفهان، واكنش تندي از سوي محافل غربي عليه ايران صادر شد و حجم زيادي از اظهارنظرها و تهديدات عليه ج.ا.ا منتشر گرديد. اتحاديه اروپا اقدام ايران در راه اندازي مجدد تاسيسات فراوري اورانيوم را محكوم كرد و از ايران خواست ضمن تجديدنظر در اين تصميم به ميز مذاكرات بازگردد. دولت انگليس نيز نسبت به اقدام ايران اظهار نگراني كرد و ان را زيانبار ناميد. ايان پيرسون از مقام هاي ارشد وزارت خارجه بريتانيا طي بيانيه اي گفت : (ما از تصميم ايران داير بر رد پيشنهادهاي سه كشور اروپايي متاسفيم و عميقا نگران گزارش هايي هستيم كه از تصميم ايران براي راه اندازي مجدد تاسيسات فراوري اورانيوم در اصفهان خبر دهد).
در فوريه ٢٠٠٦ با ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت، گروه ١+٥ (امريكا، انگليس، فرانسه، روسيه، چين به همراه المان) جايگزين ٣ كشور اروپايي شدند و از ان به بعد امريكا به همراه كشورهاي اروپايي سياست دو پايه اي تشويق و تنبيه را در برابر جمهوري اسلامي در پيش گرفتند و روابط هر دو سو وارد مرحله تازه شد. در اين فضاي سرشار از بياعتمادي، پنج قطعنامه در شوراي امنيت بر ضد فعاليت هاي هسته اي ايران تصويب شد. در پيش نويس و متن نهايي اين قطعنامه ها انگليس، فرانسه و المان نقش كليدي داشتند. نقشي كه با حمايت و هدايت امريكا دنبال مي شد. از ميانه سال ٢٠٠٨ ميلادي تقسيم كار ميان اروپا و امريكا كه در ان گفتگو و تعامل با ايران از يك سو و تحريم و مجازات هاي اقتصادي از سوي ديگر پديد امده بود، مجددا دنبال شد. اين سياست دست كم در دو سطح عمده يعني در چارچوب شوراي امنيت سازمان ملل و ديگري به صورت تحريم هاي جدا از شوراي امنيت و در سطح اتحاديه اروپايي مشاهده مي شد.
براساس اين راهبرد كه مورد حمايت امريكا و بلوك غرب و كشورهايي چون كانادا، استراليا قرار داشت، تحريم هاي زيادي در زمينه هاي اقتصادي، تجاري، بانكي، نفت و گاز و بنزين، حمل و نقل و... در دستور كار واقع شد.
سياست تحريم هاي سخت و هدفدار كشورهاي غربي به ويژه از سال ٢٠١٠ ميلادي روند پرشتابي به خود گرفت. در اين راستا در پي بياعتمادي روزافزون و تصويب ٤ قطعنامه تحريمي از سوي شوراي امنيت بر ضد فعاليت هاي هسته اي ايران، سران كشورهاي عضو اتحاديه اروپا در ١٤ ژوين ٢٠١٠ در زمينه برقراري تحريم هاي شديدتر عليه ايران به توافق رسيدند.
در اين قطعنامه ها از ايران خواسته شده بود تا تمام فعاليت هاي غنيسازي اورانيوم و پروژه هاي اب سنگين خود را تعليق نمايد. در اين راستا قطعنامه ١٩٢٩ شوراي امنيت در تاريخ ١٩ ژوين ٢٠١٠ با ١٢ راي مثبت، ٢ راي منفي برزيل و تركيه و غيبت لبنان، بر ضد برنامه ها و فعاليت هاي هسته اي ايران به تصويب رسيد(حق شناس:١١٨:١٣٩٠).
در ادامه اين سناريو كشورهاي اتحاديه اروپا در نشست ژانويه سال ٢٠١٢ ميلادي به منظور تحت فشار قراردادن بيشتر ايران توافق كردند بعد از گذشت ٦ ماه واردات نفت ايران را متوقف نمايند.
اين سياست ها و رويكردهاي تخاصمي، اقدامات متقابل ايران را در پي داشت. جمهوري اسلامي ايران در واكنش به تصميم اخير اتحاديه اروپا، صدور نفت به كشورهاي فرانسه و انگليس را قطع كرد و به ساير كشورهاي اروپايي دخيل در موضوع نيز هشدار داد. همچنين جاگذاري سوخت اورانيوم ٢٠ درصدي توليد ايران در راكتور تحقيقاتي ٥ مگاواتي تهران در فوريه ٢٠١٢ كليد خورد.
مصاديق اقدامات چالشي غرب عليه فناوري هسته اي ج.ا.ا
٢-١- جنگ رواني و رسانه اي
مساله تلاش ايران براي دستيابي به تسليحات كشتار جمعي از جمله مسايل و ادعاهايي است كه همواره از سوي دشمنان انقلاب و در كنار مواردي همچون نقض حقوق بشر و حمايت از تروريسم و... عليه ج.ا.ا تكرار شده است. به عنوان نمونه ايالات متحده امريكا همواره ايران را به تلاش جهت دستيابي سلاح هاي هسته اي متهم مي نمود و به منظور انزواي ايران اطلاعات مغرضانه و غير واقعي را سالانه منتشر مي كرد.
از ديگر نمونه هاي جنگ رسانه اي غرب عليه فناوري هسته اي ايران اقدامات شبكه هاي رسانه اي غربي پس از تصويب قطعنامه هاي شوراي حكام و شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران مي باشد.
به عنوان مثال به دنبال تعيين ضربالاجل شوراي حكام اژانس بين المللي انرژي اتمي در سال
٢٠٠٣، روزنامه گاردين با ارايه گزارشي در خصوص تصميم اتخاذ شده در نشست شوراي حكام نوشت: (اين قطعنامه كه مورد قبول ايران قرار نگرفت مي تواند نهايتا به اعمال تحريم هاي سازمان ملل منجر شود). اين روزنامه انگليسي به سخنان جرج بوش به مناسبت دومين سالگرد يازده سپتامبر اشاره و افزود: (بوش با وجود انكه هنوز در عراق درگير است، اعلام كرد اماده است عليه هر كشوري كه اطمينان دارد تهديد محسوب مي شود وارد عمل شود).
همزمان شبكه تلويزيوني CNN به نقل از جي ادامز سخنگوي وزارت خارجه امريكا مدعي شواهد و مداركي دال بر نقض و عدم رعايت ضمانت هاي اژانس از سوي ايران گرديد و گفت:
(ما به همكاري با ديگر اعضاي اين سازمان براي كسب اطمينان از تغيير خط مشي ايران ادامه مي دهيم). همچنين ادام ارلي معاون سخنگوي وزارت خارجه امريكا اظهار داشت : (اگر ايران از پاسخ دادن به سوالات اژانس خودداري كند، اين امر نشاندهنده تلاش اين كشور براي پنهانسازي برنامه هسته اي مخفيانه اش است). كنت بريل نماينده امريكا در اژانس بين المللي انرژي اتمي نيز ادعا كرد: (تهديد ايران مبني بر قطع و پايان دادن به همكارياش با اژانس تنها نشان مي دهد كه انها چيزي براي پنهان كردن دارند كه نمي خواهند اشكار شود)(روزنامه افتاب يزد، ٢٣ و ٢٤ / ٦/ ٨٢).
از سال ٢٠٠٥ ميلادي به بعد نيز به دنبال تصويب قطعنامه هاي مكرر عليه ايران در شوراي امنيت و در راستاي جنگ رواني غرب عليه فعاليت هاي هسته اي ايران، شبكه فاكس نيوز با برنامه اي از پيش تعيين شده، روزانه اگهي تبليغاتي خود را با محوريت (حمله به ايران) طراحي و اختصاص داده بود. اين شبكه كه از سوي عناصر نومحافظه كار هدايت مي شود، برنامه خود را به گونه اي طراحي نموده بود تا اذهان مخاطبان خود را براي حمله احتمالي امريكا عليه ايران اماده كند(باقري،٢١:١٣٨٥).
در مقاطع مختلف زماني نيز مطبوعات و رسانه هاي امريكايي و اروپايي به ايجاد و گسترش جو رواني شديد عليه ايران دامن مي زنند تا جايي كه حضور ناوهاي امريكايي و يا رزمايش اين كشور به همراه متحدينش در اب هاي خليج فارس در رسانه هاي غربي با تبليغات فراوان به عنوان رزمايش جهت امادگي براي يك جنگ احتمالي در منطقه خليج فارس معرفي مي گردد.
٢-٢- ترور دانشمندان و نخبگان هسته اي
اقدام سازمان هاي جاسوسي و اطلاعاتي امريكا و رژيم صهيونيستي موسوم به سيا و موساد در ترور دانشمندان هسته اي ايران به ترور دكتر مسعود علي محمدي استاد فيزيك دانشگاه تهران، در تاريخ ٢٢ ديماه ١٣٨٨ باز مي گردد. دكتر عليمحمدي در مقابل درب ورودي منزل خود بر اثر انفجار يك بمب كنترل از راه دور كه در موتورسيكلتي در نزديكي خودروري شخصي وي جاسازي شده بود، مورد حمله تروريستي قرار گرفت و به شهادت رسيد. در حملات تروريستي ديگري كه صبح دوشنبه هشتم اذر ١٣٨٩ با همان روش پيشين انجام شد، دو تن از اساتيد فيزيك دانشگاه شهيد بهشتي مورد سوء قصد قرار گرفتند كه طي ان، دكتر مجيد شهرياري جان باخت و دكتر فريدون عباسي دواني زخمي شد. به دنبال اين واقعه تروريستي، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد كه يك شبكه رژيم صهيونيستي را كه متشكل از گروهي از جاسوسان و تروريست هاي اموزش ديده صهيونيستي بودند، منهدم و عوامل اصلي مرتبط با ترور دانشمند ايراني را دستگير كرده است. همچنين، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران مي گويد سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي(موساد)، از پايگاه هايي در برخي از كشورهاي خاص اروپايي و كشورهاي غير اروپايي و نيز كشورهاي همسايه ايران براي دست يافتن به اهداف غيرانساني خود استفاده مي كند. در ادامه اين فعاليت هاي تروريستي، سرويس هاي جاسوسي بيگانه، عصر شنبه (اول مردادماه ١٣٨٩) داريوش رضايينژاد يكي از دانشجويان دوره كارشناسي ارشد برق (گرايش قدرت) دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي را در مقابل ديدگان همسر و فرزند خردسالش ، ودر سالگرد، تروردكتر علي محمدي ديگر دانشمند هسته اي كشور مصطفي احمدي روشن را به شهادت رساندند.
٢-٣- تحريم هاي اقتصادي و تجاري و محدوديت صدور دانش فني
كشورهاي غربي با اين بهانه كه به هيچ وجه نبايد اجازه داد ايران به سلاح اتمي دست يابد، در سال هاي اخير حجم و فشارهاي اقتصادي و تجاري و محدوديت انتقال تكنولوژي خود را بر ايران افزوده اند. دور تازه تحريم هاي بين المللي عليه ايران كه از سوي شوراي امنيت با صدور قطعنامه ١٩٢٩اغاز شده بود، با اتخاذ تحريم هاي يكجانبه اتحاديه اروپا بر ضد ايران شدت گرفت. بر اين مبنا شوراي وزيران اتحاديه اروپا در ٢٦ جولاي ٢٠١٠ محدوديت هاي گسترده اي را در مورد سرمايه گذاري و فعاليت در بخش هاي نفت، گاز، انرژي و ترابري، اعطاي ويزا و همچنين مبادلات مالي و بانكي با شركت ها و بعضي اشخاص حقيقي و حقوقي ايران وضع كردند(خوش اندام،٤٥:١٣٨٩).
سران اروپا در بيانيه پاياني نشست بروكسل ضمن حمايت قاطع از قطعنامه ١٩٢٩ شوراي امنيت اعلام كردند كه تحريم هايي كه در بخش هاي انرژي، سرمايه گذاري جديد، كمك فني، نقل و انتقال فناوري، تجهيزات و خدمات مربوط به اين حوزه ها به ويژه حوزه هاي مربوط به پالايش، گدازش و فناوري گاز طبيعي مايع شده را برقرار مي كنند. كاترين اشتون مسيول سياست خارجي اتحاديه اروپا اعلام كرد اين تحريم ها اقداماتي مكمل در راستاي حمايت از تحريم هاي سازمان ملل خواهند بود و تاكيد كرد كه اتحاديه اروپا به رويكرد دوطرفه كه گفتگو بر سر ميز مذاكره را باقي مي گذارد، ادامه مي دهد(حق شناس،١١٩:١٣٩٠). در نشست ژانويه ٢٠١٢ اين اتحاديه كه به دنبال تصميمات امريكا در زمينه محدوديت هاي تجاري با بانك هاي ايراني اتخاذ شده بود، قرار شد واردات نفت ايران در ماه هاي اينده به كشورهاي عضو اين اتحاديه متوقف گردد. اين اقدامات با هدف متمايل كردن ايران به از سرگيري گفتگوها در چارچوب گروه ١+٥ توجيه مي شود و در واقع مي كوشند دولت و ملت ايران را به دست كشيدن از فناوري هسته اي متقاعد سازند.
ب- چارچوب تحليلي
اگر سياست خارجي را (يك سلسله اعمال از پيش طراحي شده توسط تصميم گيران حكومتي كه مقصود ان دستيابي به اهدافي معين در چارچوب منافع ملي و در محيط بين المللي است)(محمدي،١٧:١٣٧٧)، تعريف نماييم؛ مي توانيم بگوييم حيطه و قلمرو سياست خارجي، اهداف تعيين شده براي يك كشور همراه با ابزارهاي اتخاذشده براي نيل به ان اهداف در محيط بين المللي را در برمي گيرد. به عبارت ديگر اگر سياست خارجي را به منزله يك پيوستار تصور كنيم در يك سوي ان با مقوله اي به نام اهداف سياست خارجي و در سوي ديگر پيوستار با مقوله ابزارهاي سياست خارجي مواجه هستيم. به عبارت ديگر از انجا كه سياست خارجي، اهداف تعيين شده براي يك كشور، همراه با ابزارهاي اتخاذ شده براي نيل به ان اهداف را دربرمي گيرد، حيطه و قلمرو ان مشخص مي شود. ضمن اينكه بايد توجه داشت كه دولت ها بر اساس اهدافي كه دارند تصميم مي گيرند كه از چه ابزاري استفاده نمايند. لذا در فاصله ميان اهداف و ابزارها مي بايست به فرايند تصميم گيري نيز توجه نمود. در اين ميان شرايطي محيطي اعم از محيط داخلي، منطقه اي و جهاني بر رفتار و سياست خارجي دولت ها تاثير به سزايي خواهد گذاشت.
به هر ترتيب درك روند همه جانبه اقداماتي كه در حوزه سياست خارجي صورت مي پذيرد، در گرو دقت در شناخت و رابطه دو مقوله اهداف و ابزارهاي سياست خارجي است. از اين رو در مقاله حاضر كوشش مي شود به مولفه هاي اهداف و ابزارهاي سياست خارجي اشاره شده و سپس جايگاه فناوري هسته اي در توليد ابزارهاي جديد سياست خارجي مورد بررسي قرار گيرد.
١- اهداف در سياست خارجي
اساسا هر دولتي داده هاي سياست خارجي خود را در جهتي تنظيم مي كند كه در نهايت خواسته ها و نيازهاي امنيتي، استراتژيك، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و يا نظامي اش، در كوتاهمدت يا بلندمدت تامين گردد (قوام، ١٠٧:١٣٨٠). اهداف سياست خارجي بر اساس نقشي كه يك دولت براي خود تصور مي نمايد، شكل مي گيرد. هر كشور بايد بر اساس اهدافي كه دارد به تشخيص منافع خود پرداخته و سپس با به كارگيري ابزارهايي به دنبال نيل به اهداف برايد(حاجي يوسفي،٦٠:١٣٨٤).
در يك تقسيم بندي كلي مي توان اهداف سياست خارجي را به دو دسته اهداف عام و خاص تقسيم بندي نمود. منظور از اهداف عام سياست خارجي، اهدافي هستند كه در همه كشورها و فارغ از نوع نظام هاي سياسي و خارج از چارچوب هاي زماني در كانون عمليات سياست خارجي بوده و هيچ كشوري نمي تواند ان اهداف را دنبال نكند. مهمترين هدف عام سياست خارجي تامين امنيت ملي است. علاوه بر ان رشد و توسعه اقتصادي كشور، گسترش، توسعه و كسب احترام نسبت به فرهنگ جامعه در عرصه جهاني و... در زمره اهداف عامي هستند كه ميان همه كشورها مشترك هستند. اگر چه در همه اين اهداف به خصوص در سطح عملياتي، تعابير و تفاسير و قرايت هاي مختلفي صورت مي پذيرد.
اهداف خاص سياست خارجي محدود به زمان، منطقه، مكان و موضوع خاص مي شوند. بدين صورت كه هر چند اهداف عام بايد راهنماي عمل سياست خارجي باشند ولي كشورها اهداف خاصي را نيز در سياست خارجي دنبال مي كنند كه در محدوده هاي ويژه اي طراحي و اجرا مي شود. واضح است كه در تعيين اهداف خاص نوع نظام سياسي، فرهنگ جامعه، شرايط زماني و مكاني، ماهيت نخبگان حاكم و... موثر است ، لذا دگرگوني و تحول در انها مي تواند گسترده باشد. از اين رو مي توان گفت كه سياست خارجي در برگيرنده اهداف عام و خاصي است كه هر قدر ميان انها رابطه مستقيم تري برقرار گردد، اغتشاش و سردرگمي كمتر فكري و عملي به وجود امده و در نتيجه سياست خارجي موفق تر خواهد بود(سجادپور،١٣٨٣: ٥٨-٥٦).
٢- ابزارهاي سياست خارجي
مفهوم ابزار در سياست خارجي ارتباط مستقيمي با موضوع بسيار مهمي به نام قدرت ملي دارد.
منابع قدرت ملي در اعمال سياست خارجي متعدد، گوناگون و در زمينه هاي مختلف مي باشد (ر.ك: مورگنتا،١٣٨٤). انچه كه مهم است اينكه يك كشور بتواند از منابع و قدرت ملي خود براي پيشبرد اهداف سياست خارجي استفاده كند. منظور از ابزار، همان وسايل دستيابي به اهداف سياست خارجي با توجه به عوامل و منابع قدرت ملي در محيط بين المللي مي باشد. در محيط بين المللي واحدهاي سياسي براي پيشبرد سياست خارجي خود از انواع وسايل و ابزارها استفاده مي كنند كه مي توان به ابزارهاي سياسي ديپلماتيك اقتصادي تبليغاتي، نظامي و... اشاره نمود.
هر واحد سياسي به اقتضاء شرايط و امكانات خود از يك يا چند مورد از اين ابزارها استفاده مي كند. ابزارهاي سياسي ديپلماتيك عمدتا از تلاش هاي پرسنل ماهر تشكيل شده است. اين افراد مي توانند در كشور هدف به گونه اي عمل كنند كه فرايند سياسي ان را در جهت منافع كشور خويش هدايت كنند(ر.ك: الادپوش و توتونچيان،١٣٧٤). ابزارهاي اقتصادي كه عمدتا در دست كشورهاي پيشرفته و غني است، يكي از معمولترين و كارامدترين ابزارهاي اجرايي سياست خارجي است. هر چه كشور هدف از لحاظ اقتصادي به كشور صاحب تصميم وابسته تر باشد، ابزارهاي اقتصادي تعيين كنندهتر خواهد بود. ابزارهاي تبليغاتي شامل استفاده از رسانه هاي جمعي و ارتباط با افكار عمومي براي فضاسازي تبليغاتي، ايده سازي، ايجاد گفتمان جديد و ظرفيت سازي در كشورهاي هدف است. ابزارهاي نظامي كه بوسيله ان عليه كشور هدف، زور اعمال مي شود تا به منافع صاحبان سياست گردن گذارند. معمولا ابزار نظامي پس از بيكفايتي و عدم كارايي ساير ابزارها مورد بهرهبرداري قرار مي گيرد(خوشوقت، ١٣٨٥: ٢٦٨-٢٦٦).
نكته قابل توجه اينكه اهداف سياست خارجي، اموري كه نيل به انها مطلوب و مورد نظر تصميم گيرندگان مي باشد را تعيين مي كند. اما ابزارهاي سياست خارجي اموري هستند كه نيل به انها ممكن است و ممكن ها را تعيين مي كنند(حاجي يوسفي،٥٧:١٣٨٤). بسياري از طرح ها و ايده ها، اهداف و خط مشي ها، زماني كه به مرحله اجرا مي رسند با سدهاي سهمگين (ابزار) روبه رو مي شوند. در مواردي فقدان ابزار كافي و ناكارامد بودن ان، هدف هاي ستودني را به پرتگاه هاي تاريخي براي ملت ها تبديل مي كند. خلاصه انكه درك دقيق تر، تحليلي از واقعيت هاي شكل دهنده به سياست خارجي چگونگي ارزيابي و در تراز نهادن عملكرد سياست خارجي و سنجش ميزان توانمندي نهايي كشورها در مناسبات خارجي در گرو مطالعه و دقت در ميزان توازني است كه ان كشور مي تواند بين اهداف دست يافتني و ابزار در دسترس فراهم اورد.
٣- جايگاه فناوري هسته اي در توليد ابزارهاي سياست خارجي
امروزه دستيابي به زواياي مختلف علوم و تكنولوژي هسته اي صلح اميز و ايجاد زمينه هاي كاربرد ان مي تواند به عنوان يكي از عوامل مهم پيشرفت و پايداري سياسي، اجتماعي و اقتصادي براي هر كشوري به شمار امده و نمايانگر سطح دانش و تكنولوژي و توان بالاي دانشمندان و نخبگان ان جامعه باشد. در يك تقسيم بندي كلي مي توان حداقل پنج حوزه اقتصادي، صنعتي و تكنولوژيك، سياسي و بين المللي، فرهنگي و اجتماعي و دفاعي و امنيتي را به عنوان حوزه هايي كه در انها فناوري هسته اي قابليت ظرفيت سازي مي يابد، معرفي نمود كه در ادامه به بررسي مختصر هر يك مي پردازيم.
٣-١- اقتصادي
بدون شك در توجيه ضرورت ايجاد تنوع در سيستم عرضه انرژي، انرژي هسته اي به عنوان يك گزينه مطمين اقتصادي مطرح است و ابعاد اقتصادي جايگزيني نيروگاه هاي هسته اي با توجه به تحليل هزينه توليد برق در سيستم هاي مختلف نيرو قابل تامل و بررسي است. با توجه به وابستگي اقتصاد ملي به درامدهاي نفتي، افزايش مصرف انرژي فسيلي به عنوان سوخت در داخل، به شدت ارز حاصل از صادرات نفت خام و گاز طبيعي را تحت الشعاع قرار داده است. در صورتي كه برنامه ساخت نيروگاه هاي هسته اي و توليد ٧٠٠٠ مگاوات ظرفيت برق هسته اي در كشور محقق گردد، با احتساب ضريب توليد ٦٠% به ميزان سالانه ١٩٠ ميليون بشكه نفت خام در مصارف نيروگاهي كشور صرفه جويي به عمل خواهد امد كه ارزش اقتصادي ان بيش از پنج ميليارد دلار در سال براورد مي گردد. در صورت استفاده اين منابع در صنايع تبديلي نظير پتروشيمي به مراتب ارزشافزوده بيشتري براي كشور در پي خواهد داشت. ضمن اينكه اگر سرعت فعلي مصرف انرژي حفظ شود، ايران بعد از ٤٤ سال از صادركننده به واردكننده نفت تبديل خواهد شد و بعد از ٩٩ سال نخواهد توانست از محل توليد داخل نيازهاي خود را تامين كند. مضافا اينكه اين منابع متعلق به نسل هاي اتي كشور نيز مي باشد(باقري،١٣:١٣٨٣). نمونه هاي پيش گفته و بسياري ديگر نشان از توجيه اقتصادي استفاده از انرژي هسته اي در كشور دارد.
٣-٢- صنعتي و تكنولوژيك
كاربرد دانش و فناوري هسته اي در زمينه صنعت و تحقيقات و در بخش هاي پزشكي و بهداشتي، دامپزشكي و دامپروري و صنايع غذايي و كشاورزي نيز گسترده است. كاربرد مواد راديواكتيو و تكنيك هاي هسته اي در صنعت امروزه با تنوع خاص و ويژه اي همراه است و به طوري كه در كليه بخش هاي صنعتي از اين دانش استفاده مي شود. اناليز مواد، اندازه گيري و كنترل، رديابي تعيين مسير لوله ها از جمله زمينه هاي كاربرد اين فناوري در بخش صنعت است. كاربرد روزافزون و پيوند ناگسستني دانش هسته اي با علوم پزشكي موجب شده تا كشورهاي داراي اين فناوري هر روز بر كاربردهاي جديد و منابع درامدي خود بيافزايند. تهيه و توليد كيت هاي راديو دارويي، كنترل كيفي، راديوداروهاي خوراكي، تشخيص بيماري هاي تروييد و سرطان پروتستات و درمان انها و... از جمله مصاديق كاربرد تكنيك هاي هسته اي در حوزه پزشكي است. در بخش دامپزشكي و دامپروري نيز نقش تكنيك هاي هسته اي در كنترل و تشخيص بيماري هاي دامي، توليد مثل، تغذيه و اصلاح نژاد دام قابل توجه است و در بخش صنايع غذايي و كشاورزي مي توان كاربرد دانش هسته اي را در جلوگيري از جوانه زدن محصولات غذايي، افزايش زمان نگهداري، كاهش ميزان الودگي ميكروبي، از بين بردن ويروس ها و طرح هاي باردهي و... مشاهده نمود(كاربردهاي صلح اميز انرژي هسته اي،١٣٨٣: ٢٠٠ -١٩٨).
٣-٣- سياسي و بين المللي
دستيابي كشورها به فناوري هسته اي قدرت چانه زني انها در عرصه نظام بين الملل افزايش مي دهد. به لحاظ سياسي در جهان معاصر جايگاه كشورهاي داراي اين فناوري جايگاهي ويژه و قابل توجه است و اقتدار جهاني برامده از ميزان تكنولوژي است كه كشورها در زمينه چرخه توليد سوخت هسته اي و نيروگاه هاي ان در اختيار دارند. در نظم جهاني فعلي، دستيابي به چرخه سوخت هسته اي بر اقتدار سياسي مي افزايد و در فرايند چانه زني ها و كشمكش هاي ديپلماتيك و قراردادها و عهدنامه ها بر كارايي دارندگان انرژي اتمي اثرگذار مي باشد. بنابراين بدون دستيابي به دانش اين فناوري برتر، نه مي توان به اقتداري دست يافت كه انرژي اتمي براي صاحبان ان در دنياي حاضر فراهم اورده است و نه مي توان از ان به عنوان اهرم تنظيم كننده معادلات جهاني در عرصه سياسي و ديپلماتيك استفاده نمود. در واقع، اورانيوم امروز خود يك فاكتور تعيين كننده براي سيطره قدرت در جهان به شمار مي رود و دستيابي به غنيسازي اورانيوم و ايجاد نيروگاه هاي اتمي، شرايط سلطه از پيش تعيين شده را كه بعد از پايان جنگ سرد و شكل گيري روابط جديد بين المللي به وجود امده است، به چالش مي گيرد و قدرت ها را به دوبارهسازي اين روابط تهديد مي كند. سلطه اي كه بر پايه ميزان و گستردگي پايگاه هاي اتمي بوده و موازنه شكننده را در جهان برقرار كرده بود(ايران و دانش هسته اي،١٣٨٥: ١٨٩ -١٩١).
٣-٤- فرهنگي و اجتماعي
از ديدگاه جامعه شناختي، دانش و فناوري به عنوان پديده اي اجتماعي و فرهنگي است كه از شرايط محيطي متاثر است و به نوبه خود بر انها تاثير مي گذارد و يكي از مولفه هاي قدرت جوامع به شمار مي ايد. بر اين اساس هنگامي كه شالوده هاي توسعه علمي و فني در جامعه اي به صورت درونزا شكل مي گيرد، رشد و قدرت ان كشور و ارتقاء موقعيت و جايگاه ان در سلسله مراتب قدرت بين المللي اجتنابناپذير خواهد بود. در اين ميان دانش هسته اي كه يكي از شاخصه هاي علمي و فني است ، معيار مناسبي براي تعيين و تشخيص توان و قدرت علمي و فني يك كشور محسوب مي شود. در واقع دانش هسته اي ميعادگاه دانش هاي ديگر است و رشد و توسعه معنادار دانش هسته اي، ارتقاء سطح ساير تكنولوژي ها و فنون را به دنبال خود خواهد داشت (ايران و دانش هسته اي،١٣٨٥: ١٨٩-١٩١). از اين رو گفته مي شود دانش هسته اي، دانشي حساس و فاخر است و از نقش محوري در ميان ساير علوم برخوردار است و دستيابي به ان موجبات ارتقاء خودباوري علمي، اعتماد به نفس ملي، غرور ملي و هويت ملي ايرانيان فراهم مي اورد.
٣-٥- دفاعي و امنيتي
انچه كه مشخص است اينكه در دكترين دفاعي جمهوري اسلامي ايران جايي براي استفاده از سلاح هاي كشتار جمعي وجود ندارد و اين مساله حتي به لحاظ تعاليم شرعي نيز نفي شده است، اما نكته قابل توجه اين است كه در بخش صنايع نظامي، سلاح هاي كشتار جمعي تنها يكي از كاربردهاي فناوري هسته اي است و الا قابليت هاي قابل توجه در زمينه صلح اميز و بشردوستانه نيز وجود دارد؛ از جمله شناسايي مين هاي ضد نفر كه اژانس بين المللي انرژي اتمي از تكنيك هاي هسته اي براي اولين بار در كرواسي استفاده نمود و نتيجه اين بود كه اندازه هاي خاصي از اين مين ها در اعمال مختلف و در شرايط خشكي خاك زمين شناسايي شدند(كاربردهاي صلح اميز انرژي هسته اي،٢٠٠:١٣٨٥).
اما در اين ميان توجه به اين مهم لازم و ضروري است كه دستيابي يك كشور به فناوري توليد سوخت هسته اي و در اختيار داشتن نيروگاه هاي اتمي، نوعي بازدارندگي را براي ان كشور در صحنه نظام بين الملل ايجاد خواهد نمود. بنابراين اثر بازدارندگي را مي بايست به عنوان يكي از مهمترين پيامدهاي حاصل از دراختيار داشتن فناوري هسته اي حتي به صورت صلح اميز ان معرفي نمود.
ج- بررسي و تحليل چرايي چالش غرب عليه فناوري هسته اي ايران
بر اساس چارچوب تحليلي ارايه شده مي توان گفت: جمهوري اسلامي ايران همانند ساير كشورها از اهداف مشخصي درسياست خارجي پيروي مي كند كه در اصول ١٥٢ تا ١٥٥ قانون اساسي منعكس شده است. اين اصول و اهداف را مي بايست بازتاب انقلاب اسلامي ايران و شرايط محيط اجتماعي و مولفه هاي منطقه اي و بين المللي ان دانست. به طور كلي انقلاب ها، پديده ها و كالاهاي بسيار نادر تاريخي مي باشند كه ضمن تاثير بسيار كيفي برسرنوشت ملت ها، سمت و سوي نويني به رفتار ملت هايي مي دهند كه را انقلاب را براي دگرگوني اجتماعي انتخاب كرده اند و مجموعه اي از تصورات، انتظارات و مناسبات بين المللي را شكل مي دهند. طبيعي است كه انقلاب ايران را بايد عكس العملي نسبت به وضعيت موجود در ان زمان ايران به عنوان پايگاه منطقه اي ايالات متحده امريكا دانست. لذا مي توان به اين جمعبندي رسيد كه گروه هاي مشاركت كننده در انقلاب و مردم نسبت به روندهاي قبلي در سياست خارجي ايران بيمناك بوده و بر اين اساس در جستجوي هنجارهاي جديدي بودند تا ضمن بهرهگيري از شرايط انقلابي جامعه، اهداف و گرايشات خود را تحقق بخشند (احتشامي، ١١: ١٣٧٨). از اين رو مي توان گفت يكي از اصليترين پايه هاي تشكيل دهنده انقلاب اسلامي، سياست خارجي است. در بين شعارهاي بنيادين انقلاب اسلامي دو شعار (استقلال، ازادي، جمهوري اسلامي) و (نه شرقي، نه غربي جمهوري اسلامي) از ديگر شعارها برجستگي، جذابيت و اثرگذاري فكري و عملي خاصي را به خود اختصاص داده اند و هر دو به طور مستقيم، سياست خارجي را در برمي گيرند و اين خود نشانگر اهميت سياست خارجي در شكل گيري و تداوم انقلاب اسلامي است (سجادپور، ٦٣: ١٣٨٣).
مهمترين منبع و ماخذ براي شناخت اهداف سياست خارجي ايران، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي باشد كه با توجه به انچه كه در مقدمه و اصول ان امده است، مي توانيم اهداف نظام و نهادهاي فرهنگي اجتماعي، سياسي و اقتصادي ايران را كه براساس اصول و ضوابط اسلامي تدوين شده است ، بشناسيم.
با توجه به انچه كه درباره اهداف عام و خاص سياست خارجي گفته شد، اهداف سياست خارجي ايران را اولا مانند سياست خارجي هر كشور ديگر به مفهوم عام بايد نگريست. ايران بعد از انقلاب شبيه هر كشور ديگري در پي تامين امنيت خود و تعميق اين امنيت، رشد و توسعه اقتصادي، حفظ تماميت ارضي، كسب احترام و اعتبار در عرصه هاي منطقه اي و بين الملل بوده و مي باشد. از سوي ديگر ايران كشوري خاص به لحاظ تجربه تاريخي، هويت فرهنگي و انقلابي، ساختار اجتماعي و تركيب نخبگان، جغرافيا و سامان سياسي مي باشد كه همه اين ويژگي ها در سياست خارجي، نمودهاي خاص دارند(سجادپور،٦٣:١٣٨٣). به عبارت ديگر جمهوري اسلامي ايران كشوري است با ملاحظات ملي (صرفا مربوط به سرزمين ايران) و فراملي (عمدتا مربوط به سرزمين اسلام)، به عبارت ديگر در اينجا هم منطق دولت ملت و هم منطق دين حايز اهميت است (حاجي يوسفي،٦٨:١٣٨٤).
بنا به مراتب فوق جمهوري اسلامي ايران كه اهداف وسيع و گسترده اي در جهت گيري سياست خارجي و حمايت از مستضعفين و حاكميت اسلام در جهان دارد، تنها زماني مي تواند اهداف و نظرات مزبور را پيش برده و به مرحله عمل نزديك نمايد كه داراي منابع و اهرم هاي بسيار قوي ملي بوده و از انها به نحو مطلوب استفاده نمايد. بنابراين بايد در شناخت ابزارها و منابع مزبور و تقويت انها اهتمام لازم به عمل اورده شود (محمدي، ١٨:١٣٧٧). ايران يكي از مهمترين كشورهاي جهان به لحاظ استراتژيكي و ژيوپولتيك است. موقعيت جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با عوامل ديني، جغرافيايي، اجتماعي، سياسي، نظامي، اقتصادي و.... همگي نشان از قدرت و موقعيت خاص كشور دارد.
با اين توضيح و بر اساس چارچوب تحليلي مقاله، درك زمينه و چرايي رويكرد چالشي غرب به ويژه امريكا عليه فعاليت هاي هسته اي ج.ا.ا را مي بايست با ابتناء به دو مولفه اهداف و ابزارهاي سياست خارجي مورد توجه قرار داد و علت تشديد و گسترش ان را از زمان شروع به كار دولت نهم مي بايست در رويكردهاي جديد سياست خارجي اين دولت جستجو نمود.
اهداف سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران علاوه بر ويژگي هاي عام ان نظير تامين و تعميق امنيت، حفظ تماميت ارضي، رشد و توسعه اقتصادي، كسب احترام و... داراي ويژگي هاي خاصي به لحاظ هويت ديني، فرهنگي، انقلابي و تاريخي، ساختار سياسي و اجتماعي، تركيب نخبگان و...
مي باشد كه در پيگيري مطالباتي چون تعهد برادرانه و دفاع از حقوق همه مسلمانان، حمايت بيدريغ از مستضعفان جهان، حمايت از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستكبرين، عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر و نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري، طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب و... نمودهاي خاص مي يابد.
اين نمودها با روي كار امدن دولت نهم و از طريق اتخاذ رويكردهاي ارزشمحور مبتني بر اهداف انقلاب اسلامي و احياي انديشه هاي ناب بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني (ره) و با نگاهي فعال و غيرمنفعلانه در صدر همه اقدامات به ويژه تنظيم استراتژي ها و تاكتيك هاي سياست خارجي در دستور كار قرار گرفت و با اتخاذ رويكردي تهاجمي، راهبردهاي غرب عليه ايران را به چالش كشيد.
نكته قابل توجه اين است كه كشورهايي كه در عرصه نظام بين الملل اهداف خاص سياست خارجي را تعقيب مي كنند، لازم است از امكانات و ابزارهاي كافي براي دستيابي به ان اهداف برخوردار باشند. در واقع فقدان ابزار و توانمندي هاي كافي، نه تنها موجب عدم دستيابي كشور به اهداف مورد نظر مي گردد، بلكه حتي ممكن است موجبات خسارات جدي براي ان واحد سياسي را فراهم سازد.
از اين رو تحقق رويكردهاي خاص سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نيازمند در اختيار داشتن امكانات و ابزارهاي كافي و به عبارت ديگر قدرت لازم مي باشد. فناوري هسته اي ج.ا.ا با توجه به توان ظرفيت سازي كه حداقل در پنج حوزه اقتصادي، صنعتي و تكنولوژيك، سياسي و بين المللي، فرهنگي و اجتماعي و دفاعي و امنيتي (كه شرح ان پيشتر گذشت) ايجاد خواهد كرد، در مقوله ابزار و امكانات كشور جهش قابل توجهي را پديد خواهد اورد؛ به گونه اي كه به نظر مي رسد در نتيجه در اختيار گرفتن كامل اين تكنولوژي، نوعي توازن(2) ميان اهداف و ابزارهاي سياست خارجي كشور به وجود مي ايد. نتيجه اين توازن از نگاه غربي ها به ويژه ايالات متحده امريكا اين است كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك كشور راديكال و بنيادگرا با در دست داشتن ابزار كافي در نتيجه تحصيل تكنولوژي هسته اي، رهبري جهان اسلام را به عنوان يك بلوك قدرت در دست گرفته و باعث رونق بخشيدن به اسلام راديكال در سطح جهان خواهد شد. بلكه حتي به عنوان يك كشور تجديدنظرطلب در عرصه بين المللي، فعالتر ظاهر شده و نظم موجود بين المللي تحت هژموني امريكا را به چالش جدي خواهد طلبيد. از زاويه ديگر، غرب به ويژه ايالات متحده نگران الگو شدن جمهوري اسلامي براي ساير ملل جهان است. به اين معنا كه اگر دستيابي فناوري هسته اي براي ايران ممكن شده است، براي ديگر كشورهاي جهان نيز ممكن خواهد بود و اين مساله مي تواند قدرت محوري كشورهاي غربي را تحت الشعاع قرار دهد.
نتيجه
مقاله حاضر درصدد بررسي چرايي اقدامات چالشي غرب در مسير دستيابي ايران به فعاليت هاي صلح اميز هسته اي از زاويه سياست خارجي بود. بدين منظور محقق با بيان سير اجمالي از روند تحولات پرونده هسته اي كشور، مصاديقي از اقدامات چالش زاي غرب عليه فناوري هسته اي ايران را در قالب جنگ رواني و رسانه اي، ترور دانشمندان و نخبگان هسته اي، تحريم هاي تجاري و محدوديت صدور دانش فني مورد اشاره قرارداد. در ادامه با ارايه چارچوبي تحليلي و در قالب مولفه هاي اهداف و ابزارهاي سياست خارجي، جايگاه و قابليت ظرفيت سازي ناشي از فناوري هسته اي را در توليد ابزارهاي سياست خارجي مورد توجه قرار داد. با توجه به چارچوب تيوريك بحث و تجزيه و تحليل داده هاي پژوهش، اين نتيجه حاصل گرديد كه علت اصلي چالش غرب عليه فعاليت هسته اي ج.ا.ا را مي بايست در توان و قابليت ظرفيت سازي ناشي از فناوري هسته اي در كشور دانست كه امكان دستيابي ج.ا.ا را به اهداف ديني و هويتي خود در صحنه سياست خارجي افزايش داده و به نوعي توازن با ابزارهاي در دسترس مي انجامد.
نتيجه اين توازن از نگاه غربي ها به ويژه ايالات متحده امريكا اين است كه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يك كشور تجديدنظرطلب در عرصه بين المللي فعالتر ظاهر شده و نظم موجود بين المللي تحت هژموني امريكا را به خطر خواهد انداخت. از اين رو لازم است به هر طريق ممكن در مقابل دستيابي ايرانيان به فناوري هسته اي موانع جدي ايجاد نمود كه در راستاي تحقق اين گزاره غرب با به كارگيري همه اهرم ها و امكانات رسانه اي و غيررسانه اي خود اقدام به چالشگري كم سابقه اي عليه فعاليت اي هسته اي ج.ا.ا نموده است.
منابع
- _____(١٣٨٣)، (كاربردهاي صلح اميز انرژي هسته اي)، فصلنامه مطالعات سياسي روز، سال سوم، شماره دوازدهم.
- احتشامي، انوشيروان(١٣٧٨)، سياست خارجي ايران در دوران سازندگي، ترجمه ابراهيم متقي و زهره پوستين چي، تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي.
- باقري سيامك (١٣٨٣)، ايران هسته اي، روندها و چالش ها، تهران: اداره سياسي سپاه.
- باقري، سيامك (١٣٨٥)، (مساله هسته اي، نبرد ايران و غرب)، فصلنامه مطالعات سياسي روز، شماره ٢٢.
- حاجي يوسفي، اميرمحمد (١٣٨٤)، سياست خارجي ج.ا.ا در پرتو تحولات منطقه اي، تهران: دفتر مطالعات مطالعات وزارت خارجه.
- حق شناس، محمدرضا(١٣٩٠)، (رهيافت سازه انگاري در پرونده هسته اي و روابط ايران و اروپا)، فصلنامه اطلاعات سياسي و اقتصادي، (١٣٩٠)، سال ٢٥، شماره ٢٨٣.
- خوش اندام، بهزاد(١٣٨٩)، (روابط ايران واتحاديه اروپا)، همشهري ديپلماتيك، شماره٤٥.
- خوشوقت، محمدحسين (١٣٨٥)، تجزيه و تحليل تصميم گيري در سياست خارجي، چاپ سوم، تهران: انتشارات وزارت خارجه.
- روزنامه افتاب يزد، ٢٣ و ٢٤ / ٦/ ٨٢..
- روزنامه كيهان ٨٢/٦/٢٢.
- سجادپور، سيدكاظم (١٣٨٣)، چارچوب هاي مفهومي و پژوهشي براي مطالعه سياست خارجي ايران، تهران: وزارت خارجه.
- سلاما، سامي و رستر، كارن (١٣٨٤)، (پيامدهاي حمله پيشدستانه به تاسيسات اتمي ايران)، فصلنامه مربيان، ترجمه محسن محمدي الموتي. شماره ١٧، پاييز.
- قوام، عبدالعلي(١٣٨٠)، اصول سياست خارجي و سياست بين المللي، تهران: انتشارات سمت.
- محمدي، منوچهر (١٣٧٧)، اصول سياست خارجي ج.ا.ا، تهران: نشر دادگستر.
- معاونت ساسي نيروي هوايي سپاه، ايران و دانش هسته اي،(١٣٨٥) تهران.
- مورگنتا، هانس جي(١٣٨٤)، سياست ميان ملت ها، ترجمه حميرا مشيرزاده، تهران: انتشارات وزارت خارجه.

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۱۸/۰۱/۱۴۰۰   بازدید: ۸۷

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)