دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه شیراز
پنج شنبه ۳ تیر ۱۴۰۰
10 ارديبهشت ماه روز ملي خليج فارس گرامي باد

روز دهم ارديبهشت، روز اخراج پرتغالي ها از اب هاي جنوبي ايران و روز ملي خليج فارس نام دارد. در 21 اوريل 1622، با رشادت (امام قلي خان اميرالامراي فارس)، به 117 سال تسلط جابرانه پرتغالي ها بر جزاير خليج فارس خاتمه داده شد. خليج فارس از نظر ژيوپوليتيك، تجارت، نفت، گاز، كشتيراني، ماهي گيري و... در طول تاريخ گلوگاه مهمي در دنيا محسوب مي شده و هم اكنون نيز شاهرگ اقتصاد دنيا در اين منطقه قرار دارد. خليج فارس امروزه به پيوستگاه و ته اب اروندرود در خرمشهر و بصره تا راس مسندام در شمال عمان اطلاق مي شود. اين خليج در اواسط دوره سوم زمين شناسي حدود 30 ميليون سال قبل بر اثر گسترش دهانه شكاف درياي عمان به وجود امده و از پديده هاي دوران سوم زمين شناسي است كه در حال حاضر 226 هزار كيلومتر مربع پهنا دارد در ازاي كرانه اش از دهانه فاو تا بندرعباس يك هزار و 375 كيلومتر و ميانگين ژرفاي ان 30 متر است و 62% اب هاي سطح كره زمين را در برمي گيرد. در ابتدا وسعت ان بيشتر از دو برابر مساحت فعلي بوده است. اين پهنه ابي قديمي ترين دريايي است كه بشر ان را مي شناخته است. اين پهنه ابي گاهواره تمدن جهان و از اولين زيستگاه هاي بشر محسوب مي شود. ساكنان اين دريا كشتي را اختراع و خاور و باختر را به هم پيوند داده اند. در جغرافياي قديم درياي پارس يكي از بزرگ ترين درياها از 4 دريايي بود كه شناخته شده بود اما اكنون پهنه ابي را كه خليج فارس مي نامند خليجي با 1000 كيلومتر مربع طول و بيشتر از 240 كيلومتر مربع عرض.

دفاع مقدس؛ خليج فارس؛ نيروهاي فرامنطقه اي
عملكرد نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در هوا، زمين و دريا، موجب احساس خطر غرب از اين ناحيه و كشانده شدن نيروهاي فرامنطقه اي به خليج فارس شد؛ به طوري كه بيش از 80 فروند يگان شناور از جمله ناوهاي هواپيمابر، هليكوپتربر، رزم ناو و ناوشكن وارد منطقه شدند و در برابر نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران صف ارايي كردند ولي يگان هاي نيروي دريايي ماموريت هاي محوله را با قدرت كامل ادامه دادند و حركات انها را تحت نظر و مهار خود دراوردند.

در اين كشاكش سكوي نفتي رشادت و كشتي ايراني ايران اجر به طور غافلگيرانه منهدم شد و به سه فروند از يگان هاي شناور رزمي نداجا در رويارويي با ناوهاي متجاوز امريكايي كه قصد انهدام سكوهاي نفتي سلمان و نصر را داشتند به شدت اسيب رسيد. ولي در اين درگيري ها ناو استارك و 7 فروند هليكوپتر و هواپيماي امريكايي مورد اصابت قرار گرفتند و يا در دريا ساقط شدند. با وجود اين، امريكا كماكان به كنترل خليج فارس و درياي عمان ادامه داد. از ديگر عمليات هاي اساسي نيروي دريايي ايران جمع اوري مين هاي گذارده شده دشمنان در تنگه هرمز جهت توليد تشنج در منطقه بود... .

گفتار مجري
ميثم اماني
تاريخ خليج فارس، ان قدر سابقه دارد كه ان را زمينه مناسبي براي تحقيق درباره انسان نخستين دانسته اند(ويلسن- ص 27) در اوايل عصر (پليوسن) - كه حدود پانصد هزار سال پيش تخمين زده مي شود - بحر احمر، از مديترانه جدا شده و اب هاي اقيانوس هند، داخل ان شده اند.

در ابتداي عصر (ميوسن)، درياي مديترانه، تمام نواحي كوهستاني كردستان و جنوب ايران را فرا گرفته بوده است؛ بعد از ان، اب شروع به عقب نشيني كرده و در اواخر عصر (ميوسن)، ارتباط بين مديترانه و اقيانوس هند قطع شده است. خليج فارس، در اوايل عصر (پليوسن)، منحصر به زبانه و باريكي در كنار دشت هاي ساحلي ايران بود كه تا ارمنستان ادامه داشت و پس از تشكيل رشته كوه هاي زاگرس، خليج فارس، به منطقه كنوني منتقل شده است. (همان، صص 23 و 24)

نام خليج فارس، در كهن ترين منابع تاريخي، خليج نارمرتو Narmarratu است كه اشوريان، پيش از تسلط ارياييان بدان داده اند. (يغمايي، 6) (فلاويوس اريانوس) يوناني در قرن دوم پيش از ميلاد، خليج فارس را پرسيكون كاتياس = Persikon Kaitas ناميده (همان، صص 9 و 10) و پس از وي، (استرابون)، (كلوديس) پتوله. (همان، ص 11) (هرودوت، كتزياس و گزنفون، نيز (شاملو، 11) نام خليج فارس را به كار برده اند. در سنگ نوشته به جا مانده از دوران پادشاهي (داريوش) در تخت جمشيد متعلق به سال 515 تا 513 پيش از ميلاد مسيح، خليج فارس را به سبب اب تلخ ان، رود تلخ ناميده اند. (شاملو، 12) (كوين توس كورسيوس روفوس) مورخ رومي، خليج فارس را اكوارم پرسيكو Aquaram Persico ناميده كه به معني ابگير فارس است. (يغمايي، ص 14)

(نياركوس)، سردار مقدوني، كسي است كه در سال 326 . م به دستور اسكندر مقدوني، خليج فارس را پيموده و مكتوبات وي از اين سفر، جزو مهم ترين منابع تاريخي است. (شاملو، 13)

بر پايه پژوهش محمد جواد شكور، دانشمندان زير در دوره اسلامي، نام خليج فارس را به كار برده اند: ابن فقيه (279 هـ . ق)ابن رسته (290 هـ . ق) ابن خرداديه (سده سوم هجري) سهراب (سده سوم هجري) بزرگ بن شهريار (342 هـ . ق) اصطخري (سده چهارم) ابن مطهر (355 هـ . ق) ابن حوقل (367) مسعودي (سده چهارم) ابوريحان بيروني (سده چهارم) و غيره. (سايت جزيره دانش)

نام خليج عربي! در سال 1958، توسط (رودريك اوون) و (سر چارلز بلگريو) كارگزاران انگليسي به كار رفته و پس از انها، با اصرار جمال عبدالناصر، به محافل رسمي عرب راه يافته است. اوون نوشته است: (من در تمام كتب و نقشه هاي جغرافيايي؛ نامي غير از خليج فارس نديده بودم؛ ولي در چندسال اقامتم در خليج فارس، متوجه شدم كه ساكنان ساحل، عرب هستند؛ بنابراين ادب حكم مي كند كه اين خليج را عربي بناميم (سايت ويكي پديا) هدف اين كارگزاران انگليسي ايجاد تفرقه افكني بوده است.

منابع:
1. خليج فارس، محسن شاملو، 1347، به نثر.

2. خليج فارس، سرارنولد ويلسن، ترجمه محمد سعيدي، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1348.

3. خليج فارس، اقبال يغمايي، اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر.

4. سايت جزيره دانش jazireh danesh.com

5. سايت ويكي پديا viki pedia.com

چراغ راه
ابن بلخي در فارس نامه
بحر فارس؛ اين درياي پارس طيلساني است از درياي بزرگ كه ان را بحر اخضر خوانند و نيز بحر محيط گويند و بلاد صين و سند وهند و عمان و عدن و زنجبار و بصره و ديگر اعمال بر ساحل اين درياست و هر طيلساني كه از اين دريا در زمين ولايتي امده است، ان را بدان ولايت بازخوانند چون درياي پارس و درياي عمان و درياي بصره و مانند اين؛ و از اين جهت اين طيلسان را درياي پارس مي گويند. (دكتر محسن شاملو، خليج فارس، 1347، ص 20)

ابن حوقل در صوره الارض
درياي فارس، خليجي از بحر محيط در حد چين و شهر واق است و اين دريا از حدود بلاد سند و كرمان تا فارس امتداد دارد و از ميان ساير ممالك، به نام فارس ناميده شده است؛ زيرا فارس از همه اين كشورها ابادتر است و پادشاهان انجا در روزگاران قديم، سلطه بيشتر داشتند و هم اكنون به همه كرانه هاي دور و نزديك اين دريا مسلط اند و در همه بلاد ديگر، كشتي هايي كه در درياي فارس حركت مي كنند و از حدود مملكت خود خارج مي شوند و با جلال و مصونيت برمي گردند، همه متعلق به فارس هستند. (ابن حوقل، صوره الارض، ترجمه دكتر جعفر شعار، بنياد فرهنگ ايران، 1345، ص 46)

ابوريحان بيروني در التفهيم لاوايل صناعه التنجيم
و اما درياي محيط؛ انجا كه از شمال سوي مشرق ايد زان سوي زمين، چين و ماچين، هم بيراه است و باخطر، و كس بدو اندر نيايد و از وي به حد جنوب خليجي بيرون ايد كه اغاز ان درياست كه او را بدان زمين خوانند كه برابر او باشد و به اول درياي چين بود و ان گه درياي هند؛ و زوي خليج هاي بزرگ بيرون ايد سوي اباداني چنانك هر يكي دريايي بود جداگانه همچون درياي فارس و بصره كه بر كرانه مشرق او تيز و مكران است، و برابر او بر كرانه مغرب بارگاه عمان بود و چون از عمان سوي جنوب بگذرد به شحر باز رسد كه كندر و از انجا خيزد و از انجا به عدن رسد و انجا دو خليج بزرگ بيرون ايد يكي ان است كه به قلزم معروف است و او بر زمين عرب برگردد تا چون جزيره ها باشد ميان او و ميان خليج فارس... (دكتر محسن شاملو، همان، صص 18 و 19)

زلال قلم
اشداء علي الكفار
ميثم اماني
مرزهايت از كرانه اروند، تا ساحل سيستان، مرزهاي پيام اسلام راستين اند. ديده بان ها در برج هاي برافراشته ات چشم هاي بيدار انسانيت اند تا نگذارند اسيبي برسانند به امنيت عشق و صلح جهاني.

موج ها در گستره گسترده ات، مشت هاي گره شده حق باوران است كه عليه باطل مي خروشد؛ مشت هاي گره شده اصحاب قران كه بر پيشاني بندشان نوشته است: (اشداء علي الكفار). طوفان هايت، طوفان هاي خشم است عليه دزدان دريايي، عليه دزدان فانوس در شب باران، عليه دزدان شرف و عزت و ناموس.

فرزندان فارسي
خليج فارس را اراده پولادين اريايي نگه داشته است. رعد گام هاي رستم در سيستان، شنيدني است و برق شمشير اريوبرزن در ارجان ديدني است هنوز. كشتي هاي غريب (نياركوس) و (اسكندر) نتوانسته اند موج را از سطح اب هايش بگيرند و مرواريد را از عمق ابي اش بدزدند. خليج فارس، زنده، است هنوز؛ در نفس هاي كمين گرفته دليران تنگستان، در غيرت و دلاوري اهالي جنوب، در وطن دوستي اولاد رييس علي دلواري.

مردان جنگ ما، پشت خليج فارس ايستاده اند. هنوز سلاح از دست (همت) و (باكري) نيفتاده است، هنوز قلب (صياد شيرازي) مي تپد. فرزندان فارس نمرده اند كه مادرشان را به اسيري ببرند. فرزندان فارسي زنده اند و صدايشان مي ايد در هر نسيم و طوفان، در هر موج، در هر رعد و برق...

چهارراه صلح و دوستي
خوان يغما نيست كه بخورندش؛ ميراث پدري نيست كه ببرندش. خليج فارس، خليج ماهيان فارس است، خليج طلاي سياه و سفيد و تنها، برازنده دست هاي فارس است. كدام عقل و قانوني حكم كرده است كه حاصل دست رنج اب ها و خاك ها، بايد به اهالي اب ها و خاك هايي برسد ان سوي مرز؛ چه كسي حكم كرده است كه ما بكاريم و ديگران بخورند؟!

مي خواهند بر تنگه هرمز بنشينند و دوستان شان را گرد بياورند و بخورند و ببرند و بدزدند. تنگه هرمز، بايد چهارراه ملت ها بماند از هر جنس و قوم و باوري، چهارراه صلح و دوستي كه اكسير عشق را بار بزند و به اقصي نقاط دنيا بفرستد.

به خط فارس
نام ها را از شناسنامه ها پاك مي كنند و به نسل ها مي اموزند كه پيشينه اي شايسته نداشته اند. فتنه مي كارند تا مابين دعواي همسايه ها، كشتي هايشان را پر كنند از نفت و ستاره دريايي! خليج فارس، نامي است كه كرخه و كارون بر فلات قاره جنوب نوشته اند، نامي است كه اشوريان و ارياييان با صداي سم ابرها و سنگيني قدم هايشان نوشته اند. خليج فارس، نامي نيست كه در نقشه ها بنويسند و در محافل بگويند... نامي است كه خال سينه ايران است، نامي است كه از به هم پيوستن كويرها و جلگه ها و رشته كوه ها رقم خورده است. صفحات زمين، ان قدرها لرزيده و چرخيده تا حروف كلمه خليج فارس، به خط فارس به هم بپيوندد.

 
منبع/نویسنده:
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
 
تاریخ: ۰۹/۰۲/۱۴۰۰   بازدید: ۶۷

نظرات کاربران

نظر شما:
نام: *
ایمیل:
متن: *

(۳۰۰ کاراکتر)